به گزارش خبرگزاری حوزه، در بحبوحه جنگ شناختی و منازعات پیچیده منطقهای و بینالمللی، «تحریف مفاهیم دینی» و «خوانش گزینشی از آیات وحی» به یکی از ابزارهای اصلی برای انفعال، تردیدافکنی و عقبنشینی از مبانی عزت ملی تبدیل شده است. درک عمیق این حقیقت، مانع از افتادن جامعه در دام سرابها و فریب دیپلماسی منافقانهای میشود که دست چدنی را در پوشش شعار گفتوگو پنهان میکند.از همین رو، برای بازخوانی این موضوع مهم و رفع شبهات پیرامون آن، جمعی از کارشناسان و صاحبنظران در «ویژهنامه حماسه» به این پرسش پاسخ گفتهاند که در ادامه میخوانیم.
پرسش:
وقتی قرآن میگوید در برابر درخواست صلح از سوی دشمن شما هم خواستار صلح باشید. چرا نباید درخواست آمریکا برای گفتوگو و صلح را پذیرفت؟
پاسخ:
در روزگاری که هنوز بوی باروت ازمیدان برخاسته و خون قربانیان تجاوز خشک نشده است، سخن گفتن از صلح با دشمنی که هم زمان تهدید می کند میکشد و از مذاکره سخن می گوید، بیش از آنکه نشانه عقلانیت باشد، می تواند از نادانی نسبت به ماهیت دشمن یا خیانت به منافع ملی حکایت کند.
صلح واژه ای مقدس است؛ اما هر عقب نشینی و توافقی را نمی توان به نام صلح آراست؛ گاه آنچه جامه صلح پوشیده چیزی جز تسلیم در برابر اراده دشمن نیست.
برخی در چنین شرایطی آیه شریفه وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلَم فَاجْنَحْ لَهَا» را پیش می کشند؛ که اگر دشمن به صلح گرایش یافت تو نیز به آن گرایش پیدا کن. اما پرسش دقیقاً همین جاست آیا آمریکا واقعاً به صلح گرایش یافته است؟
آیا صرف بر زبان آوردن واژه مذاکره نشانه صلح طلبی است؟! حتی اگر هم زمان تحریم، تهدید، ترور و
اقدام نظامی ادامه داشته باشد؟ قرآن نفر موده است هرگاه دشمن از صلح سخن گفت پیشنهادش را بپذیرید؛ می فرماید اگر به صلح گرایش یافت. «جَنَحُوالِلسَّلم» ناظر به اراده ای واقعی برای پایان خصومت است؛ اراده ای که باید آثارش در رفتار دشمن آشکار شود. نمی توان یک دست را برای مذاکره دراز کرد و با دست دیگر خنجر زد و کسانی آیه صلح را پوششی قرآنی برای پذیرش چنین وضعیتی قرار دهند.

از قضا همان قرآن که از پذیرش صلح حقیقی سخن می می گوید هشدار می دهد: « فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَی السَّلْم وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ» سست نشوید و در حالی که برترید به صلح فرا نخوانید.
بنابراین نمی توان یک آیه را از منظومه قرآن جدا کرد دیگر آیات را نادیده گرفت صلح قرآنی صلح از موضع عزت و اقتدار است نه صلحی که دشمن با فشار و تهدید تحمیل کند و نام آن را توافق بگذارد.
درباره آمریکا مسئله تنها سوء ظن یا بدبینی تاریخی نیست؛ با تجربه ای انباشته رو به رو هستیم. از کودتای ۲۸ مرداد و حمایت از صدام در جنگ تحمیلی تا تحریم های گسترده ترور دانشمندان ایرانی و خروج یک جانبه از برجام یک واقعیت بارها تکرار شده است نمی توان امنیت و منافع یک ملت را به وعده قدرتی گره زد که هنگام تعارض عهد با منافعش از شکستن پیمان ابایی ندارد.
برجام آزمونی روشن بود؛ ایران تعهداتی پذیرفت، اما آمریکا از همان توافق خارج شد و فشارها را تشدید کرد.اما نکته مهم تر اینجاست قرآن درباره پیمان شکنی در عهد نیز سخن گفته است:
«وَإِنْ نَکَثُوا أَیْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ ...»؛
اگر پس از عهد پیمانهای خود را شکستند..... با آنها بجنگید. پس همان قرآنی که « وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ» دارد، وَإِنْ نَکَتُوا أَیْمَانَهُمْ» نیز دارد.
نمی توان آیه نخست را خواند و در برابر آیه دوم و تجربه مکرر نقض عهدچشم بست.
مسئله آمریکا دقیقاً همین است پیمان شکنی در رفتار آن با ایران حادثه ای استثنایی نیست که بتوان به آسانی از کنارش گذشت؛ الگویی تکرار شونده است. طرفی که عهد را تا جایی محترم می شمارد که در خدمت منافع او باشد، شریک قابل اتکایی برای صلح پایدار نیست.
از این رو، سخن از صلح با چنین قدرتی تا هنگامی که منطق تهدید فشار و پیمان شکنی بر رفتار آن حاکم است چیزی جز دل بستن به سرابی خطرناک نیست. باید اندیشه صلح با چنین دشمنی را کنار گذاشت؛ زیرا صلح به طرفی نیاز دارد که عهد را عهد بداند نه فرصتی برای مهار حریف و آماده سازی ضربه دبعدی قرآن را باید کامل خواند هم وَإِنْ حَنَحُوا لِلسلم» را و هم «وَإِنْ نکَتُوا أَیْمَانَهُمْ را صلح در منطق قرآن هرگز نام محترمانه ای برای تسلیم در برابر پیمان شکن نیست.










نظر شما