دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۸
انتقام از مفسدان فی‌الارض و اجرای عدالت مقتدرانه؛ تنها راه صلح جهان

حوزه /سیاست مدارا در برابر «مفسدان فی‌الارض»، خیانتی آشکار به حق حیات است. برخلاف هجمه‌های رسانه‌ای، منطق قرآنیِ «قصاص» در مواجهه با تروریسم ساختاری قدرت‌های سلطه‌گر، نه یک اقدام خشونت‌طلبانه، بلکه ضرورتی حیاتی برای بازگرداندن تعادل به جهان و نجات بشریت است.

خبرگزاری حوزه | در تحلیل رفتارهای سیاسی و نظامی معاصر، میان خشونت بی‌ضابطه (تروریسم و آشوب) و مجازات بازدارنده برای حفظ نظم، مرزی بنیادین وجود دارد. قرآن کریم با تبیین آیه شریفه:

وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ (بقره / ۱۷۹)

حقیقتی هستی‌شناختی را گوشزد می‌کند: حیات جامعه بشری تنها در سایه عدالت قاطع تداوم می‌یابد. در عرصه سیاست بین‌الملل، زمانی ترامپ یا نتانیاهو و سایر هم‌پیمانان آنها با سیاست‌های تهاجم‌گرایانه، نقض قوانین بین‌المللی و حقوق بشر، و کشتار بی‌گناهانی مانند شهدای میناب و غزه و ترور سرداران و رهبر ایران اسلامی، امنیت جهانی را تهدید می‌کنند، برخورد با آن‌ها در منطق قرآنی، از باب «قصاص برای حفظ حیات بشریت» تعریف می‌شود.

امروز، جهان با نوعی از تروریسم ساختاری مواجه است؛ سیاست‌هایی که توسط افرادی نظیر نتانیاهو یا ترامپ پیگیری می‌شود و با نادیده گرفتن جان بی‌گناهان و نقض قوانین بشری، مصداق بارز فساد فی‌الارض است. قرآن کریم اینگونه افراد را تیپ‌شناسی می‌نماید:

﴿وَإِذَا تَوَلَّی سَعَی فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهَا وَیُهْلِکَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الْفَسَادَ﴾

«و چون برگردد [یا ریاستی یابد] کوشش می‌کند که در زمین فساد نماید و کشت و نسل را نابود سازد و خداوند تباهکاری را دوست ندارد.» (بقره / ۲۰۵)

از منظر اندیشمندان، تداوم حیات جامعه بشری در گروی برخورد با این مفسدان است. همان‌طور که قصاص در سطح فردی مانع از فروپاشی نظم می‌شود، برخورد نظام‌مند و عادلانه با مفسدان تراز اول جهانی نیز ضرورتی است برای آنکه حیات از دستبرد خشونت‌طلبان در امان بماند.

تروریست‌ها با ایجاد هرج‌ومرج و کشتار در پی آن هستند که زمینه بقای خویش را فراهم سازند، اما نظام قصاص الهی به دنبال استقرار نظم و توقف خونریزی است. برخورد با این مفسدان، نه یک انتقام‌جویی هیجانی یا خشونت متقابل، بلکه انتقامی الهی و عادلانه است که با هدف بازگرداندن تعادل به پیکره جامعه جهانی صورت می‌گیرد.

جهاد در اندیشه اسلامی برای تقابل با کسانی تشریع شده است که مانع رشد و تعالی انسانیت هستند. قصاص هم برای حیات جوامع بشری تشریع شده است. بنابراین، تمام این دستورات در یک راستا قرار دارند: محافظت از حق حیات. اگر دستورات (جهاد و قصاص) حذف شوند، جهان به جنگل قانون جنگ تبدیل می‌شود که در آن، حیات انسان‌های بی‌دفاع به خطر می‌افتد.

یکی از سوءتعبیرهای رایج درباره اسلام، دیدن جهاد یا قصاص به عنوان ابزاری برای برتری‌جویی یا گسترش دین اسلام است. از این رو تلاش فراوانی از سوی دشمنان اسلام انجام می‌شود تا اسلام را دین خشونت معرفی نمایند، در حالی که قرآن با نگاهی به خردمندان (أُولُوا الْأَلْبَابِ)، نشان می‌دهد که تمام دستورات مربوط به مقابله به مثل (جهاد و قصاص)، در راستای تعالی و نجات بشر است. اگر قصاص باعث حیات می‌شود، پس مقابله با کسانی که با سیاست‌های خود مرگ و بی‌ثباتی را به جهان تحمیل می‌کنند، مستقیماً با آیه ﴿وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ﴾ پیوند دارد. در واقع، برای نجات حیات میلیون‌ها انسان، مقابله با عاملان نابودی حیات (مانند سیاست‌های تهاجم‌گرایانه نتانیاهو یا ترامپ) نه تنها جایز، بلکه ضروری و لازم است.

وقتی ادیان آسمانی از جهاد یا قصاص سخن می‌گویند، هدفشان نه کسب قدرت، بلکه ایجاد محیطی است که در آن ظالم نتواند بر مظلوم چیره شود. بنابر این سیاست مدارا و سکوت در برابر مفسدان فی‌الارض، خیانت به حق حیات بشریت است و بر خلاف آموزه‌های وحیانی است.

در حقیقت اینکه قرآن می‌فرماید در قصاص حیات است، یعنی محاکمه و مجازات مسببان تروریسم دولتی و آشوب‌های جهانی، بالاترین خدمت به بشریت و تنها راه دستیابی به صلحی پایدار است. به بیانی دیگر اسلام، دین حیات است و تحقق این حیات در گروی آن است که اجازه ندهیم مفسدان، امنیت زمین و زمان را فدای قدرت‌طلبی‌های خود کنند.

محمدهادی منصوری، استادیار گروه معارف قرآن و حدیث دانشگاه معارف اسلامی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha