حجتالاسلام یزدانپناه، کارشناس دینی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در تهران، با تأکید بر ضرورت حضور فعال والدین در تربیت فرزندان، گفت: پدر و مادر نباید میان دو شیوه آزادی مطلق و کنترل دائمی گرفتار شوند، بلکه باید متناسب با سن، شرایط و نوع مسئله، در کنار فرزند خود قرار بگیرند تا او بتواند در محیطی امن و مدیریتشده تجربه کسب کند و بهتدریج قدرت تصمیمگیری پیدا کند.
وی با اشاره به این دیدگاه که نوجوان باید خودش خوب و بد را تجربه کند و از این طریق به شناخت برسد، اظهار کرد: این نگاه در ظاهر منطقی و حتی شیک به نظر میرسد، اما نمیتوان در برابر هر خطری به فرزند گفت خودش تجربه کند تا بفهمد چه چیزی درست یا نادرست است. همانطور که اگر احتمال بدهیم آبی آلوده یا سمی باشد، به فرزند خود نمیگوییم خودش آن را بنوشد تا متوجه خطر شود، در تربیت نیز باید میان تجربه کردن و قرار گرفتن در معرض آسیب تفاوت قائل شویم.
حجتالاسلام یزدانپناه افزود: پدر و مادر در سالهای ابتدایی زندگی فرزند، بهصورت غریزی مراقب او هستند؛ مراقباند چیزی در دهانش نگذارد، از جایی سقوط نکند یا دچار حادثه نشود، اما با افزایش سن کودک و رسیدن او به دوره نوجوانی، مسئله آزادی و استقلال فرزند مطرح میشود و این پرسش شکل میگیرد که تا چه اندازه باید مراقبت کرد و تا چه اندازه باید اجازه تجربه داد.
وی با بیان اینکه دوگانه آزادی مطلق و کنترل دائمی، راهکار مناسبی برای تربیت نیست، گفت: اگر فرزند را کاملاً آزاد بگذاریم تا همه چیز را خودش تجربه کند، ممکن است در طول سالهای طولانی با آسیبها و مشکلات متعددی روبهرو شود تا به تجربه و پختگی برسد؛ از سوی دیگر، اگر والدین دائماً کنترلکننده باشند و در سنین بالا نیز درباره اینکه فرزند کجا رفته، چه خورده و چه کاری انجام داده است، تصمیم بگیرند، استقلال او شکل نمیگیرد و ممکن است حتی در بزرگسالی نیز برای تصمیمهای ساده زندگی به والدین وابسته بماند.
این کارشناس دینی ادامه داد: راه درست این است که والدین مشخص کنند فرزند در چه زمینههایی باید کاملاً مستقل باشد و در چه حوزههایی همچنان به مراقبت و همراهی نیاز دارد. برای مثال، ممکن است نوجوان ۲۰ ساله در برخی مسائل نیازمند استقلال کامل باشد، اما در بعضی حوزهها همچنان به حضور والدین نیاز داشته باشد. در این شرایط، پدر و مادر باید «کنار» فرزند باشند، نه «بالای سر» او و نه «مقابل» او.
وی تصریح کرد: فرزند نباید احساس کند رئیس یا مدیری بالای سر او ایستاده که هر خطایی از او سر بزند، بلافاصله مچش را میگیرد. از سوی دیگر، والدین نیز نباید تصور کنند برای اینکه آزادی فرزند را محدود نکنند، باید همه چیز را به او واگذار کنند. در برخی محیطهای کنترلشده، تجربه کردن نهتنها اشکالی ندارد، بلکه بخشی از فرایند تربیت است.
مراقبت از نفس و مدیریت خواستهها
حجتالاسلام یزدانپناه با اشاره به روایتی از امیرالمؤمنین(ع) درباره «صیانت نفس»، گفت: در تربیت نفس، مراقبت از انسان در برابر خوشیها، لذتها و خواستههای جذاب، نوعی خدمت به نفس است. انسان اگر از ابتدا هر خواستهای را بدون محدودیت دنبال کند، بهتدریج ممکن است توانایی مدیریت نیازها و تمایلات خود را از دست بدهد.
وی با تشبیه تربیت نفس به حرکت در مسیر صعود به قله، افزود: انسان در ابتدای مسیر بهراحتی حرکت میکند، اما هرچه به قله نزدیکتر میشود، مسیر سختتر میشود و یک لغزش میتواند خطرناک باشد. در تربیت نیز اگر از ابتدا صرفاً به نفس و خواستههای فرزند بها بدهیم و همه چیز را برای او فراهم کنیم، ممکن است در آینده مدیریت خواستههایش از دستش خارج شود.
این کارشناس دینی تأکید کرد: قرار نیست هر چیزی را که فرزند میخواهد، همان لحظه برای او فراهم کنیم. اینکه فرزند میگوید رایانه، بازی، تفریح یا وسیلهای میخواهم و والدین بلافاصله آن را تهیه میکنند، لزوماً موجب افزایش محبت یا ارتباط میان آنها نمیشود. گاهی نتیجه این شیوه آن است که فرزند در آینده توانایی پذیرش ناکامی و شکست را ندارد.
وی افزود: اگر نوجوانی ۱۸ سال هرچه خواسته در اختیارش قرار گرفته باشد، ممکن است وقتی وارد زندگی واقعی و محیط کار شد و با محدودیت، حقوق مشخص و دشواریهای زندگی مواجه شد، نتواند این شرایط را تحمل کند. بنابراین والدین باید در کنار توجه به نیازهای فرزند، مدیریت خواستهها و تمرین تحمل محدودیت را نیز به او آموزش دهند.
والدین نه سختگیر باشند و نه حمایتگر افراطی
حجتالاسلام یزدانپناه با اشاره به سیره امیرالمؤمنین(ع) در مقابله با خواستههای نفس، گفت: انسان گاهی باید در برابر چیزی که بیشتر دوست دارد، مقاومت کند و برخلاف میل خود تصمیم بگیرد. این موضوع را میتوان در مسائل ساده زندگی نیز به فرزندان آموزش داد.
وی با اشاره به مثال انتخاب غذا، گفت: اگر فرزند غذایی را دوست ندارد، نه درست است که والدین با تحکم بگویند «همین است که هست و باید بخوری» و نه درست است که هر بار به دلیل نارضایتی او غذای دیگری تهیه کنند. راه صحیح این است که با فرزند گفتوگو کنیم و او را در موقعیت تصمیمگیری قرار دهیم.
این کارشناس دینی ادامه داد: برای مثال، اگر غذایی مانند خورشت کرفس را دوست ندارد و امکان تهیه غذای دیگری هم وجود ندارد، میتوان با او صحبت کرد و اجازه داد خودش راهحلی پیدا کند؛ مثلاً بخشی از غذا را بخورد و وعده بعد غذای مورد علاقهاش را انتخاب کند. مهم این است که فرزند احساس نکند تحت فشار یا تحقیر قرار گرفته است.
وی تأکید کرد: تربیت نیازمند گفتوگو است. در رابطه میان زوجین و همچنین رابطه والدین و فرزندان، حرف نزدن و نداشتن گفتوگوی مؤثر میتواند به رابطه آسیب بزند. نه درست است که در خانواده همه مجبور باشند بدون چونوچرا از تصمیم پدر تبعیت کنند و نه اینکه هر خواسته فرزند بدون گفتوگو پذیرفته شود.
حضور فعال والدین در کنار فرزندان
حجتالاسلام یزدانپناه با اشاره به اهمیت حضور واقعی والدین در زندگی فرزندان، گفت: پدر و مادر باید زمانی را به فرزند اختصاص دهند که حضورشان صرفاً فیزیکی نباشد. اگر پدر هنگام صحبت با فرزند، دائماً مشغول تلفن همراه باشد و تنها بگوید «گوشم با توست»، این پیام را به کودک منتقل میکند که به اندازه کافی برای او اهمیت قائل نیست.
وی افزود: فرزند باید احساس کند پدر و مادر برای صحبت با او وقت میگذارند و به حرفهایش توجه میکنند. این حضور فعال، زمینه شکلگیری ارتباط سالم و اعتماد متقابل را فراهم میکند.
این کارشناس دینی همچنین به خاطرات مشترک خانوادگی اشاره کرد و گفت: پدر و مادر باید برای هر فرزند، حتی در خانوادههای پرجمعیت، زمانی جداگانه در نظر بگیرند و خاطرات ویژهای با او بسازند. همچنین داشتن برنامههای مشترک خانوادگی، مانند خوردن یک وعده غذا در کنار یکدیگر، میتواند به شکلگیری خاطرات و پیوند خانوادگی کمک کند.
قوانین خانواده با گفتوگو تعیین شود
حجتالاسلام یزدانپناه با اشاره به روایتی از امیرالمؤمنین(ع) درباره ارزش انجام کار اندک اما درست، گفت: در تربیت نیز لازم نیست والدین تصور کنند اگر نمیتوانند همه ورودیهای زندگی فرزند را کنترل کنند، پس باید همه چیز را رها کنند. گاهی برداشتن تنها یک آسیب کوچک از مسیر فرزند، اقدام مؤثری در تربیت است.
وی افزود: در موضوعاتی مانند استفاده از اینترنت، فضای مجازی، تلویزیون و سایر محتواها، بهویژه در سنین پایین، باید چارچوب مشخصی وجود داشته باشد. نمیتوان کودک را بدون هیچ محدودیتی در فضای مجازی رها کرد یا اجازه داد ساعتهای طولانی بدون برنامه تلویزیون تماشا کند.
این کارشناس دینی پیشنهاد کرد: خانوادهها برای تعیین قوانین و چارچوبهای زندگی، جلسات خانوادگی منظم داشته باشند. برای مثال، والدین میتوانند در روزهای تعطیل یا زمانی که فرصت بیشتری دارند، جلسهای با حضور همه اعضای خانواده تشکیل دهند و درباره موضوعاتی مانند میزان استفاده از تلویزیون، اینترنت، برنامه درسی، نظم و مسئولیتهای خانوادگی با فرزندان گفتوگو و توافق کنند.
وی گفت: حتی کودکان در سنین پایین نیز میتوانند در تعیین برخی قواعد مشارکت کنند. وقتی از کودک درباره میزان مناسب تماشای تلویزیون یا انجام یک فعالیت نظرخواهی میشود و او استدلال خود را بیان میکند، در واقع تمرین تصمیمگیری و مسئولیتپذیری را آغاز کرده است. این شیوه در سنین حدود پنج تا ۱۳ یا ۱۴ سال میتواند به شکل مؤثری اجرا شود و با افزایش سن، متناسب با شرایط کودک تغییر کند.
حجتالاسلام یزدانپناه خاطرنشان کرد: قوانین و چارچوبهای خانواده میتواند حتی در مسائل سادهای مانند نظافت نیز با گفتوگو و توافق میان اعضای خانواده شکل بگیرد. کودکان از سنین پایین توانایی درک قول و قرار و مسئولیت مشترک را دارند و جلسات خانوادگی منظم میتواند این مهارت را تقویت کند.
وی در پایان با تأکید بر اینکه تربیت فرزندان نباید قربانی مشغلههای روزمره والدین شود، گفت: ممکن است پدر و مادر به دلیل کار، شیفت، خستگی و مشکلات زندگی فرصت کافی برای بسیاری از امور نداشته باشند، اما تربیت فرزند از بسیاری از نیازهای روزمره مهمتر است. اگر یک روز خانواده به دلیل مشغله فقط نان و پنیر بخورد، اتفاق مهمی برای آینده فرزند نمیافتد، اما اگر والدین به دلیل بیتوجهی یا بدرفتاری، تربیت فرزند را دچار مشکل کنند، آثار آن ممکن است سالها بعد آشکار شود؛ زمانی که فرزند بزرگ شده و اصلاح بسیاری از مشکلات دشوارتر خواهد بود.
انتهای پیام/










نظر شما