حجتالاسلام خلیل اکبری، از مبلّغان شهرستان آمل، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به دستورات الهی در مورد تکریم والدین اظهار داشت: بر اساس قانون «هل جزاء الإحسان إلاّ الإحسان»، خدمت فرزند به والدین در حقیقت یک احسان جدید نیست، بلکه پاسخی به احسان و تربیتی است که والدین در کودکی به فرزند نموده است.
وی تبیین کرد: اگر احسان را به معنای خدمت بیسابقه بدانیم، خدمت به والدین در حقیقت، «عدل و ادای دین» است، زیرا فرزند در برابر پرورش جسمی و روحی خود، مدیون والدین است.
شباهت لطف والدین با رحمت بیچون و چرای الهی
کارشناس دینی در تحلیل علت قرار گرفتن دستور احسان به والدین در کنار توحید تصریح کرد: یکی از وجوه این اقتران، شباهت انعام والدین به انعام خداوند است. همانطور که احسان خداوند به بندگان، بیطمع و بدون توقّع است، محبت والدین نیز بیمنت است و هدف آنها تنها رشد و کمال فرزند است. همانگونه که لطف الهی متوقف بر طاعت بنده نیست و حتی در صورت گناه نیز نعمتهای خدا جاری است، والدین نیز کرم خود را از فرزند دریغ نمیکنند، حتی اگر فرزند در برابر آنان نیکوکار نباشد.
حجتالاسلام اکبری با تحلیل ادبی عبارت «قل تعالوا» در آغاز رهنمودهای احسان، خاطرنشان کرد: استفاده از واژه «تعال» به معنای فراخواندن به جایگاهی بلند است، نه صرفاً یک دعوت ساده. این امر، نشان میدهد که احسان به والدین، عاملی برای تعالی و رشد معنوی انسان است و فرد را از مرتبهای پایین به مرتبهای برتر در نزد خداوند ارتقا میدهد.
پیامبر و امام؛ پدران حقیقی و والاترین جایگاه تکریم
مبلّغ شهرستان آمل با استناد به کلام رسول اکرم (ص) مبنی بر اینکه «من و علی پدران این امت هستیم»، اظهار داشت: پیامبر اکرم (ص) و حضرت علی (ع) پدران حقیقی امت اسلامی هستند. با توجه به این جایگاه، تکریم این دو مقام والای الهی و «خفض جناح» (فروتنی) در پیشگاه آنان، اهمیتی دوچندان مییابد و در واقع والاترین مصداق احسان به والدین است که منجر به نجات ابدی انسان میگردد
وی با بررسی تطبیقی آیات قرآن اظهار داشت: خداوند در مورد والدین، صراحتاً امر به «احسان» کرده و «عقوق» را حرام شمرده است، اما در مورد همسران تنها به «معاشرت به طور معروف» و در مورد فرزندان عمدتاً به رعایت حقوق مالی سفارش نموده است. دلیل این تفاوت در روانشناسی روابط انسانی نهفته است؛ چرا که گرایش انسان به همسر و فرزندان بهطور طبیعی قوی است و گاهی حتی از حد نصاب لازم میگذرد تا جایی که قرآن هشدار میدهد برخی از آنها میتوانند «فتنه» یا حتی «دشمن» باشند. اما در مقابل، فرزندان پس از استقلال و تشکیل خانواده، در معرض فراموش کردن والدین قرار میگیرند، بهویژه زمانی که والدین فروغ جوانی را از دست داده و نگهداری از آنان رنجآور میشود؛ لذا قرآن با تأکید بر وجوب احسان، مانع از این فراموشی گشته است.
تربیت؛ علت بنیادین لزوم تکریم والدین
کارشناس دینی با تحلیل عبارت «کما ربّیانی صغیراً» تصریح کرد: منشأ اصلی لزوم احسان به پدر و مادر، «تربیت» آنهاست، نه صرف تولد یا رنجهای مادی دوران بارداری و زایمان. واژه «تربیت» شامل تغذیه، تهذیب و پرورش روحی و جسمی است، اما تأکید اصلی آیات و روایات بر «پرورش روحی» است. این نکته به والدین پیامی مهم میدهد که برای بهرهمندی از دعای خیر فرزندان در آینده، نباید به تأمین آب و نان و سلامت مادی اکتفا کنند، بلکه باید در تربیت معنوی آنان بکوشند.
مبلّغ شهرستان آمل با اشاره به دعاهای حضرت نوح (ع) و حضرت ابراهیم (ع) در قرآن کریم خاطرنشان کرد: تکرار دعا برای طلب آمرزش والدین در زبان پیامبران، این پیام را دارد که فرزندان نباید تنها به نیکیهای مادی و رفتاری اکتفا کنند. یکی از والاترین مصادیق احسان به والدین، طلب آمرزش و استغفار برای آنان است تا در مسیر تکامل اخروی یاری شوند.
تأکید بر تربیت فرزندان برای آیندهای درخشان
حجتالاسلام اکبری در پایان اشاره کرد: قرآن کریم در عین حال که فرزند را مأمور به دعا برای والدین میکند، به والدین نیز یادآور میشود که اگر خواهان فرزندانی دعاگو و نیکوکار هستند، باید امروز در تربیت آنها بکوشند. دستوراتی مانند رعایت آداب استئذان در خانه، نمونههایی از جزئیات تربیتی است که اسلام برای ساختن نسلی محترم و باادب به والدین گوشزد نموده است.
حجتالاسلام خلیل اکبری در تحلیل نتایج تربیتی والدین اظهار داشت: پاداش تلاشهای صادقانه پدر و مادر در دو سطح است؛ در سطح تکلیف، احسان فرزند و دعای خیر او در دوران پیری، پاداش الهی و نتیجه تربیتی آنان است. در سطح عاطفی نیز، لذت و نشاطی که والدین (بهویژه مادر) از تماشای لبخند و موفقیت فرزند احساس میکنند، تمام دشواریهای دوران حضانت و پرورش را قابل تحمل میسازد. این عواطف و لذتها، هدایای الهی در قلب والدین است تا بتوانند حتی در سختترین شرایط، مسئولیت بزرگ تربیت فرزند را بپذیرند و مسیر رشد او را هموار کنند.
کارشناس دینی با تأکید بر اولویت معرفت الهی تصریح کرد: اگرچه عاطفه والدین و فرزندان بسیار قوی است، اما نباید این محبتها را به جایگاه خدا قرار داد. وی افزود: همانطور که لذت غذا برای بقای انسان است و نه هدف نهایی زندگی، محبت به فرزند نیز ابزاری برای رسیدن به هدف آفرینش است. بنابراین، در صورت تعارض میان اراده خدا و خواستههای والدین یا فرزندان، مؤمن باید خدا را مقدم بدارد؛ زیرا محبت به هر کسی که در برابر خدا و رسولش بایستد، با توحید واقعی در تضاد است.
سلسلهمراتب حقوق؛ برتری حق والدین بر فرزندان
حجتالاسلام اکبری با اشاره به تفاوت حقوق متقابل در خانواده اظهار داشت: برخلاف حقوق همسران که متقارن است، حقوق والدین بر فرزندان برتری دارد. وی با استناد به کلام امیرالمؤمنین (ع)، حقوق فرزند بر پدر را در سه محور اصلی خلاصه کرد: ۱. انتخاب نام نیکو. ۲. تربیت و ادب نیکو. ۳. تعلیم قرآن کریم. در مقابل این حقوق سه گانه، حق پدر بر فرزند چنان گسترده است که فرزند موظف است در تمامی امور، بجز موارد معصیت الهی، از پدر اطاعت کند.
مبلّغ شهرستان آمل در پایان تبیین کرد: حقوق ذکر شده برای فرزند، جنبه تمثیلی و نمونه دارد و حقوق دیگر نیز میتواند در کنار آن باشد، اما در مجموع، حق پدر به مراتب افزونتر است. اطاعت از پدر در مواردی که عصیان منجر به «عقوق» و آزار خاطر ایشان شود، «وجوب» دارد و در سایر موارد، به عنوان یک فضیلت اخلاقی، «استحباب» دارد.










نظر شما