اشاره؛
امروز خانوادهها در فضایی زندگی میکنند که مرزهای فرهنگی در هم شکسته و کودکان و نوجوانان بیمحابا در معرض هجمهٔ آلودگیها و محرکهای فضای مجازی قرار دارند. در چنین شرایطی، «تربیت جنسی» دیگر یک موضوع گزینشی نیست، بلکه یک ضرورتِ حیاتی برای صیانت از سلامت نسل آینده است؛ چرا که غفلت در این عرصه تاوان سنگینی دارد و دشمن با تمام توان برای انحراف غرایز جوانان وقت گذاشته است.در همین راستا، حجتالاسلام محسن عباسیولدی در سلسله جلساتی پیرامون این موضوع حیاتی، نکات بسیار عمیق و راهگشایی را بیان کردهاند که با احترام و به نیت بهرهمندی دغدغهمندانِ عرصهٔ تربیت، تقدیم مخاطبان گرامی میگردد.
گامهای تقویت ایمان فطری در کودکان
درباره تربیت جنسی، تا کنون در چهار گام نکاتی را خدمتتان عرض کردم که بهصورت خلاصه بیان میکنم:
در گام اول، درباره چیستی غریزه جنسی صحبت کردیم؛ غریزهای که از جنس لذت است و درونی میباشد و نباید درونی بودن آن را فراموش کرد.
در گام دوم، از اهرم اصلی مهار و مدیریت این غریزه سخن گفتیم؛ غریزهای که درونی است، اهرم اصلی مهار و مدیریتش نیز باید درونی باشد. درباره این اهرم درونی، یعنی ایمان، در گام سوم صحبت کردیم و جایگاه ایمان را در مدیریت غریزه جنسی تبیین نمودیم.
در گام چهارم نیز از نقش توکل و اعتماد به خدا در مسیر تربیت، بهویژه تربیت جنسی، سخن گفتیم.
در گام پنجم، آن پرسش اصلی را آغاز کردیم. هنگامی که در گام سوم درباره جایگاه ایمان در تربیت و تربیت جنسی فرزندان صحبت کردیم، این سؤال پیش آمد که آیا راهی برای افزایش ایمان فرزندان وجود دارد؟ اصلاً ایمان در کودکان موضوعیت دارد؟
در گام پنجم تصمیم گرفتیم راههای تقویت و افزایش ایمان در کودکان را تبیین کنیم. بهعنوان مقدمه، درباره فطرت گفته شد دین فطری است؛ معرفت به خدا و خداییها فطری است و گرایش و محبت به خدا و خداییها نیز فطری میباشد. معنای این فطرت آن است که انسان بهگونهای آفریده شده که در نهاد و درونش، معرفت و محبت به خدا و خداییها قرار داده شده است و این فطرت از زمان تولد با انسان همراه است، یعنی کودکان نیز فطرت دارند و اتفاقاً فطرت کودکان به دلیل بیآلایش بودن و آلوده نشدن به بسیاری از اموری که بزرگترها به آن آلوده شدهاند، فعالتر، زلالتر و شکوفاتر است. بر همین اساس نیز گفتیم که وظیفه مربی خواه در جایگاه پدر و مادر و خواه در جایگاه معلم این است که عوامل شکوفایی فطرت را بشناسد و آنها را تقویت کند، و موانع شکوفایی فطرت را نیز بشناسد و آنها را از میان بردارد.

در جلسات قبل این نکته ذکر شد که غریزه و فطرت در مسیر تربیت حتماً باید همسو و کاملاً متناسب با یکدیگر دیده شوند. یعنی چه؟ گفتیم وقتی انسان بعد حیوانی خود را مینگرد، میبیند که خودش با آن بعد حیوانیاش یعنی غریزهاش قابل مدیریت نیست و دوست دارد تا جایی که میتواند و تا جایی که دیگر خسته میشود، به غریزهاش پاسخ دهد و در واقع وجودش را به وسیله غریزه مدیریت کند اینجا اگر سخن از مدیریت غریزه به میان میآید، یک سرمایه و اندوخته لازم است تا بتواند آن شدت و حدت غریزه را مدیریت کند؛ و فطرت همان سرمایه است؛ سرمایهای خدادادی که در اختیار همه انسانها قرار داده شده تا بتوانند به وسیله آن، غریزهشان را مدیریت کنند.
اما چه کنیم که ایمان فطری کودکان افزایش یابد؟ چه کنیم که ایمان تقویت شود؟
نخستین نکتهای که گفتیم این بود که بر اساس آنچه اهل بیت علیهمالسلام به ما آموختهاند، در قدم اول باید خودمان را تهذیب کنیم، خودمان رنگ خدایی بگیریم و خودمان پاک شویم. ما زمانی که خودمان مهذب نشدهایم و به معنای واقعی کلمه مؤمن نشدهایم، نمیتوانیم ایمان کودکان را افزایش دهیم.
«ذات نایافته از هستیبخش / کی تواند که شود هستیبخش»
وقتی خودمان را تهذیب میکنیم، چهار نتیجه حاصل میشود که در جلسه گذشته به آنها اشاره کردیم:
یک: روح ما برای تربیت کردن، نیازمند قدرت و توانایی است. وقتی خودمان را تهذیب میکنیم، روحمان قوی میشود و میتوانیم بار تربیت را بر دوش بکشیم.
دوم: خودِ تهذیب نفس، عامل دعوت است؛ یعنی خودش عاملی برای افزایش ایمان در دیگران میباشد.
سوم: وقتی کسی مهذب میشود و رنگ خدایی میگیرد، نفسش نیز الهی میشود؛ به همین دلیل نیز تأثیر سخنانش بر فرزند و شاگردش بیشتر میشود.
چهارم: خودِ تهذیب نفس، عاملی برای یافتن راه است. اگر تربیت را بشناسیم، اگر جنس تربیت را بشناسیم و شرایط را درک کنیم، روشن میشود که صرفاً با تکیه بر دانستهها و مطالعات و کارگاهها و کلاسهایی که شرکت کردهایم، نمیتوانیم در همه ابعاد و در همه شرایط پاسخ هر مسئلهای را پیدا کنیم و متناسب با مصلحت فرزندمان عمل کنیم. یعنی اگر کسی تربیت را خوب بشناسد و انسان را خوب بشناسد، متوجه میشود که در بسیاری از موارد، حتی اگر دانستههایش زیاد باشد، متحیر میشود؛ و راه خروج از این حیرت، تهذیب نفس است؛ همانگونه که در آیات و روایات ما آمده است.یک نکته از فایدهها یا بهتر است بگویم از آثار تهذیب نفس در تربیت را میخواهم خدمتتان عرض کنم؛ اما اجازه بدهید دو نکته مقدماتی را بیان کنم و سپس به سراغ آن بروم.
تربیت خیمهای» در برابر «تربیت ساختمانی»
متناسب با برخی از سؤالها یا دغدغههایی که شما مطرح میکنید، این دو نکته را خدمتتان عرض میکنم:
بعضیها در تربیت، دنبال برپا کردن خیمه و چادر هستند؛ عجله دارند و یک سرپناه میخواهند. وقتی به این فکر میکنند که چه کنیم تا یک سرپناه داشته باشیم، با چادر و خیمهای مواجه میشوند که در عرض چند دقیقه کوتاه برپا میشود و میتوان زیرش نشست؛ و به همین راضیاند.
وقتی به آنها گفته میشود که این چادر آنچنان از سرما و گرما مراقبت نمیکند، اگر درندهای بیاید نمیتوانی با این چادر برای خودت حصاری درست کنی، اگر سیلی یا زلزلهای یا طوفانی بیاید [کاری از آن برنمیآید]، اما او راضی است؛ چون حوصله ساختمان به پا کردن ندارد.
اما شخص دیگری میگوید: اگر من سرپناه میخواهم، یک سرپناه درستوحسابی میخواهم؛ پس باید بروم ساختمان بسازم. ساختمان پی میخواهد، ساختمان اسکلت میخواهد، ساختمان در و پنجره محکم میخواهد؛ اما زمان هم میخواهد و حوصله هم میخواهد.
نگاهها به تربیت دو گونه است: تربیت خیمهای و تربیت ساختمانی.
آنهایی که پیِ تربیت خیمهای هستند، نباید از تربیتی که به دست میآورند یعنی از شیوهها و راهها و اصول تربیتی که یاد میگیرند توقع کار آنچنانی داشته باشند. [مَثَل آنها چنین است:] نه، من دارم میروم مسافرت و میخواهم گوشهای پارک کنم؛ حالا هوا هم کمی سرد است، یا میخواهم مقداری از نگاهها محفوظ باشم، چادری میزنم و میروم آنجا. این چادر به اندازه همین میزان توقفم به کار میآید. اما اگر بخواهم دو روز اینجا توقف داشته باشم، حتی به اندازه دو روز هم کفافم نمیدهد؛ چه برسد به اینکه بخواهم اینجا برای چند سال زندگی کنم؛ یقیناً دیگر آنجا فایدهای ندارد.
اگر ما دنبال تربیت به معنای واقعی باشیم یعنی بخواهیم کارِ کارستان بکنیم باید از تفکر تربیت خیمهای منتقل شویم به تربیت ساختمانی. باید صبر داشته باشیم، حوصله داشته باشیم، و به اندازه اهمیتی که برای تربیت قائلیم، باید به پیِ درستوحسابی و اسکلت درستوحسابی نیز فکر کنیم.گاهی اوقات میروید یک ساختمان قدیمی میخرید؛ به شما میگویند که میتوانید یک یا حتی دو طبقه دیگر هم روی این ساختمان بسازید. میپرسید چرا؟
با اینکه سی سال یا چهل سال از ساختش گذشته است؟ طرف میگوید: من خودم این را ساختم، قدرِ برای پیاش زحمت کشیدم، اسکلت درستوحسابی زدم؛ من مطمئنم به این ساختمان. ولی ساختمان دیگری را میروید بخرید، به شما میگویند یک نیم طبقه هم رویش نمیشود زد. میپرسید چرا؟ مهندس میگوید: این اصلاً پیِ درستوحسابی ندارد، اسکلت درستوحسابی ندارد، ضعیف است.

نکته اول:
پدرها و مادرها! بیایید مقداری صبر و حوصله به خرج دهیم و پیِ تربیت ساختمانی باشیم، آن هم ساختمانی محکم تا به این راحتی با باد و طوفان و زلزله و امثال اینها از بین نرود و خراب نشود.
نکته دوم: بعضیها به تربیت، نگاه جزیرهای دارند. تربیت جزیرهای چیست؟ تربیت، یک کلِ بههمپیوسته است؛ اما بعضیها هر کدام از اجزای تربیت را آنقدر از هم جدا میکنند با فرسنگها فاصله که گویا جزایری بیارتباط با یکدیگرند. مثلاً فکر میکنند اگر به سراغ تربیت جنسی بروند، میتوانند درباره موضوع تربیت جنسی از صفر تا صد حرف بشنوند و مطالعه کنند، بدون اینکه درباره تربیت ایمانی چیزی بشنوند؛ بدون اینکه درباره تربیت عاطفی چیزی بشنوند؛ بدون اینکه درباره تربیت کریمانه چیزی بشنوند. در حالی که این اشتباه است.شما نمیتوانید درباره تربیت عاطفی فرزندانتان فکری نداشته باشید و نقشهای نداشته باشید، اما درباره تربیت جنسیشان فکری داشته باشید که به تربیت واقعی منجر شود. شما نمیتوانید درباره تربیت کریمانه فرزندانتان بیخیال باشید و بگویید حالا یک موقع به آن میرسم، اما درباره تربیت جنسی نقشه و طرح داشته باشید.
شما نمیتوانید درباره تربیت ایمانی فرزندانتان بیخیال باشید، ولی درباره تربیت جنسی نقشهای حسابشده داشته باشید. اینها کلِ بههمپیوستهاند. این نکته را برای چندمین بار تأکید میکنم.
این امکان وجود دارد که موضوعی مانند تربیت جنسی را در یک جلسه بهطور کامل جمعبندی کنیم و تمام شود؛ اما نتیجهاش شاید یک «بهبه و چهچه» باشد. ما که دنبال «بهبه و چهچه» نیستیم؛ ما میخواهیم در عملیات تربیت فرزندانمان یک اتفاق و یک انقلاب رخ دهد. پس باید حواسمان را جمع کنیم که به تربیت، نگاه جزیرهای نکنیم. در تربیت جنسی نیز باید آن اجزایی که مورد نیاز است حداقل به اندازه یک تذکر و باز کردن باب بحث دربارهشان صحبت کنیم.
خودِ تهذیب نفس والدین، یک رکن اصلی در تربیت بهویژه تربیت جنسی است. چرا؟ چهار دلیل برای آن بیان کردیم.

آرامش؛ سپرِ محافظ فرزندان در برابر انحرافات
دلیل پنجم برای من بسیار مهم است. یکی از اصلیترین ارکان تربیت، دادن حس آرامش به فرزندان است. این بیقراری، اضطراب و پریشانی، بسیار بسیار در مسیر تربیت اختلال ایجاد میکند. اگر ما به فرزندانمان آرامش ندهیم و فرزندانی مضطرب داشته باشیم، این اضطراب و پریشانی و بیقراری میتواند از دو راه، زمینه انحراف جنسی فرزندانمان را فراهم کند.
اول: معمولاً کسانی که دچار اضطراب و پریشانی میشوند، بیقرار میشوند و احساس آرامش نمیکنند. اینها برای یافتن آرامش، به فکر ارتباطهای ویژه و آرامشبخش میافتند. وقتی این ارتباط آرامشبخش در خانه پیدا نشود، به سراغ محیط بیرون از خانه میرود. وقتی در محیط بیرون از خانه دنبال کسی میگردد که به او آرامش بدهد، اینجا زمینه برای دوستیهای آنچنانی حتی دوستی با جنس مخالف فراهم میشود. با توصیههایی که متأسفانه در فضای مجازی و گاهی اوقات در جمعهای رفاقتی به فرزندان ما میشود، آنها احساس میکنند میتوانند آرامششان را در ارتباط با جنس مخالف به دست بیاورند.
همینجا مقدمهای برای انحرافات اخلاقی و انحرافات جنسی آغاز میشود.
اما جهت دوم: وقتی فرد احساس بیقراری و احساس اضطراب و پریشانی میکند، متأسفانه با راهنماییهای نادرست بعضیها که حتی در قامت یک مشاور ظاهر میشوند، یا در قامت فردی بهظاهر باسواد که رشتهاش همین است خیلی رک و پوستکنده توصیه میکنند که برای اینکه بتوانی آرامش پیدا کنی و از این اضطراب و پریشانی رها شوی، یکی از راههایش این است که خودت به نیاز جنسی خودت پاسخ بدهی.
اینجا میبینید که آرامش، بهصورت مستقیم در مسئله سلامت اخلاقی مؤثر است و بیقراری و اضطراب و پریشانی، بهصورت مستقیم در انحراف جنسی مؤثر است.آرامش دلها یک راه دارد. آن یک راه چیست؟ «آگاه باشید که تنها با یاد خدا، با ذکر خدا، دلها آرام میشود.» یعنی راه دیگری وجود ندارد.
این چه ربطی به آرامش دل فرزندان ما دارد؟ یعنی به فرزندانمان بگوییم که اهل ذکر خدا باشند؟ نه. آن را بعداً دربارهاش صحبت میکنیم. من دارم درباره تهذیب نفس و نقش آن در آرامش فرزندان صحبت میکنم.
در اینباره روایت دیگری نیز هست که از حضرت عیسی علیهالسلام نقل شده است. از ایشان پرسیدند: با چه کسی نشستوبرخاست کنیم؟ در پاسخ فرمودند: با کسی که شما را به یاد خدا بیندازد. کسی که شما را به یاد خدا میاندازد این را در مقابل آن آیه قرار دهید که «أَلا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ»، نتیجهاش چه میشود؟
نتیجهاش این میشود: شما بهعنوان پدر، شما بهعنوان مادر، وقتی رنگ خدا بگیرید بهگونهای که ارتباط با شما، نشستوبرخاست با شما و زندگی با شما، فرزندان را به یاد خدا بیندازد طبق حدیث حضرت عیسی علیهالسلام، در اصل شما دارید مایه آرامش فرزندانتان میشوید. چرا؟ چون آنها را به یاد خدا میاندازید.
چقدر این روایت زیباست که امام رضا علیهالسلام فرمودند نقش نگین انگشتر حضرت عیسی علیهالسلام دو جمله است، آن دو جمله این است:
طُوبی لِعَبدٍ ذُکِرَ اللّه ُ مِن أجلِهِ
خوشا به حال بندهای که به خاطر او، خدا یاد میشود.
یعنی اینگونه است و چنین حالتی دارد که وقتی با او نشستوبرخاست میکنی، به یاد خدا میافتی.
وَ وَیلٌ لِعَبدٍ نسِیَ اللهَ مِن اَجله
وای بر بندهای که به خاطر او، خدا فراموش میشود.
پس در قدم بعدی یاد گرفتیم که اگر ما اهل تهذیب نفس باشیم، فرزندانمان به یاد خدا میافتند؛ چون ما خودمان ذکر خدا میشویم. و وقتی به یاد خدا افتادند، آرامش کسب میکنند؛ و این آرامش، یکی از اصلیترین لوازم مبارزه با انحرافات و یکی از اصلیترین عوامل خویشتنداری است.
ما از نخستین نکته درباره راه تقویت و افزایش ایمان فرزندان میگذریم؛ اما همینقدر خدمتتان عرض کنم که واقعاً چون میخواهم زود از مطالب عبور کنم و زیاد متوقف نشویم، به همین اندازه بسنده کردم. اما امیدوارم عبور زودهنگام از این بحثها باعث نشود که ما از اهمیت بحث غافل شویم.










نظر شما