به گزارش خبرگزاری حوزه از تهران، حجتالاسلام والمسلمین یزدانپناه، استاد حوزه علمیه، در درس اخلاق و معنویت که روز پنجشنبه در مسجد مدرسه عالی شهید مطهری برگزار شد، با تشریح مفهوم «اسم منتقم» از اسمای الهی، گفت: انتقام در فرهنگ قرآنی زمانی مطرح میشود که یک رفتار به اندازهای شنیع و سنگین باشد که از مرزهای عادی عبور کند و زمینه غضب الهی را فراهم آورد؛ بنابراین باید میان رحمت گسترده خداوند و مواردی که به دلیل استمرار عصیان و شرارت، غضب الهی در آنها ظهور میکند، تفاوت قائل شد.
وی با اشاره به معنای لغوی واژه «انتقام» اظهار کرد: در این واژه مؤلفههایی مانند ناخوشایند بودن شدید یک رفتار، سخت گذشتن یک امر و در ادامه، مجازات و عقوبت وجود دارد. به تعبیر دیگر، وقتی رفتار نادرست و شنیع فردی به اندازهای انسان را متأثر و خشمگین میکند که او را به واکنش وادارد، مفهوم انتقام شکل میگیرد.
استاد حوزه علمیه افزود: در مورد خدای متعال نیز تعبیر انتقام در قرآن کریم به کار رفته و خداوند با عنوان «عزیز ذوالانتقام» معرفی شده است. بنابراین انتقام الهی را باید در چارچوب مفاهیم قرآنی مانند غضب، سخط و لعنت فهم کرد و آن را از واکنشهای معمول انسانی جدا دانست.
اساس رفتار الهی بر رحمت است
حجتالاسلام والمسلمین یزدانپناه با تأکید بر اینکه اساس رفتار خداوند با بندگان بر رحمت است، گفت: قرآن کریم تصریح میکند که رحمت الهی اصل و قاعده است و اگر قرار بود خداوند انسانها را به دلیل همه اعمال کوچک و بزرگشان فوراً مؤاخذه کند، موجودی بر روی زمین باقی نمیماند.
وی ادامه داد: خداوند حتی در بسیاری از موارد، عیوب و گناهان انسان را میپوشاند و بنا بر افشای خطاهای بندگان ندارد. انسان اگر به گناهی گرفتار شود، در بسیاری از موارد فرصت بازگشت، توبه و اصلاح در اختیار او قرار میگیرد. این نشان میدهد که قاعده نخست در رابطه خداوند با بندگان، رحمت و فرصت دادن است.
استاد حوزه علمیه افزود: با این حال، رحمت نیز مرزی دارد. اگر انسان از حدی عبور کند و رفتار او به مرحلهای برسد که شناعت و شرارت آن بسیار سنگین شود، وضعیت تغییر میکند. در چنین شرایطی، غضب الهی ظهور میکند و ممکن است برخورد با فرد یا جامعه از مرحله تذکر و فرصت دادن عبور کرده و به مقابله، مجازات و حتی هلاکت برسد.
حجتالاسلام والمسلمین یزدانپناه با اشاره به آیه «فَلَمَّا آسَفُونَا انْتَقَمْنَا مِنْهُمْ» گفت: در این آیه، مسئله «آسف» و ایجاد حالت شدید ناراحتی و خشم، مقدمه انتقام معرفی شده است. البته در روایات تأکید شده است که خداوند مانند انسان دچار تأسف نمیشود، اما هنگامی که ولی خدا از رفتار مردم به شدت متأثر میشود، این تعبیر در ادبیات دینی برای توضیح وضعیت به کار میرود.
انتقام الهی پس از عبور از مرزهاست
وی با بیان اینکه هر خطا و گناهی به معنای انتقام الهی نیست، اظهار کرد: گاهی مؤمنی مرتکب خطایی میشود و خیلی زود با پیامد یا تذکری مواجه میشود که او را متوجه اشتباه خود میکند. این الزاماً به معنای انتقام نیست، بلکه میتواند فرصتی برای بازگشت و اصلاح باشد.
استاد حوزه علمیه ادامه داد: انتقام زمانی مطرح میشود که شناعت یک عمل به حدی برسد که دیگر صرفاً با تذکر و فرصت دادن مواجه نباشیم و مسئله به مرحله غضب برسد. بنابراین باید توجه کرد که غضب الهی، واکنشی بیدلیل و بدون زمینه نیست، بلکه نتیجه عبور از مرزهایی است که انسان با تکرار نافرمانی و شرارت از آنها عبور میکند.
حجتالاسلام والمسلمین یزدانپناه با اشاره به تعبیر «غیر المغضوب علیهم» در سوره حمد گفت: در قرآن میان «ضالین» و «مغضوب علیهم» تفاوت وجود دارد. گمراهی یک مرحله است، اما غضب الهی زمانی مطرح میشود که انحراف و شرارت به مرحلهای سنگینتر رسیده باشد. از همین رو، در فرهنگ قرآنی «مغضوب علیهم» گروهی هستند که به دلیل عملکرد و رفتارشان مورد غضب قرار گرفتهاند.
تکرار گناه، انسان را به مرحله غضب میرساند
وی با اشاره به سرگذشت بنیاسرائیل در قرآن کریم اظهار کرد: یکی از نمونههای روشن برای فهم این مسئله، رفتار قوم بنیاسرائیل در برابر حضرت موسی(ع) است. این قوم با چشم خود معجزات متعددی از حضرت موسی(ع) دیدند؛ از شکافته شدن دریا و نجات از فرعون گرفته تا نزول نعمتهای الهی، جاری شدن چشمهها و دیگر نشانههایی که برای آنان حجت را تمام میکرد.
استاد حوزه علمیه افزود: با وجود این نشانهها، آنان بارها در برابر فرمان الهی سرپیچی کردند. پس از نجات از فرعون، هنوز مدت زیادی نگذشته بود که از حضرت موسی(ع) درخواست کردند برای آنان معبودی مانند بتهای یک قوم دیگر قرار دهد. در مراحل بعد نیز گروهی از آنان گفتند تا خداوند را آشکارا نبینند، ایمان نمیآورند و حتی پس از مشاهده نعمتهای فراوان الهی، در برابر فرمانهای حضرت موسی(ع) ایستادگی کردند.
حجتالاسلام والمسلمین یزدانپناه ادامه داد: یکی دیگر از نمونهها زمانی بود که بنیاسرائیل از ورود به سرزمین مقدس و مقابله با قومی که در آنجا حضور داشتند، سر باز زدند و گفتند حضرت موسی(ع) و پروردگارش بروند و بجنگند و آنها بعداً وارد شوند. پس از این همه سرپیچی و نافرمانی، قرآن از غضب الهی نسبت به آنان سخن میگوید.
وی با اشاره به آیه «ذَٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کَانُوا یَکْفُرُونَ بِآیَاتِ اللَّهِ وَیَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ذَٰلِکَ بِمَا عَصَوْا وَکَانُوا یَعْتَدُونَ» گفت: قرآن علت این وضعیت را در دو موضوع مهم بیان میکند؛ کفر نسبت به آیات الهی و عصیان و تعدی. یعنی انسان ابتدا ممکن است یک خطا انجام دهد، سپس خطاها تکرار شود و به تدریج نافرمانی به یک رویه تبدیل شود. در نهایت، همین استمرار میتواند انسان را به جایی برساند که حتی در برابر حجت خدا بایستد.
خطا باید پیش از تبدیل شدن به عادت اصلاح شود
استاد حوزه علمیه با تأکید بر اینکه این مسئله برای زندگی مؤمنان نیز درسآموز است، گفت: انسان نباید به بهانه اینکه مؤمن یا مسلمان است، خود را از پیامدهای تکرار گناه و نافرمانی مصون بداند. خطا اگر بهسرعت اصلاح نشود، میتواند به یک عادت و سپس به یک ملکه درونی تبدیل شود.
وی افزود: بسیاری از انحرافها از جایی آغاز میشوند که انسان یک خطای کوچک را بیاهمیت تلقی میکند و میگوید مسئله مهمی نیست. اما وقتی این خطاها پشت سر هم تکرار شوند، حساسیت انسان نسبت به حق و باطل کاهش مییابد و ممکن است در مرحلهای حتی حقیقت روشن را نیز انکار کند.
حجتالاسلام والمسلمین یزدانپناه با اشاره به برخی نمونههای تاریخی گفت: در تاریخ اسلام نیز افرادی وجود داشتند که سابقه حضور در کنار پیامبر(ص) و مجاهدت داشتند، اما به تدریج دلبستگی به دنیا و تکرار خطاها موجب تغییر مسیر آنان شد و در نهایت در برابر امیرالمؤمنین(ع) قرار گرفتند.
وی تأکید کرد: این قاعده را نباید فقط درباره دیگران دید. هر انسانی باید مراقب باشد که خطا و گناه در زندگی او استمرار پیدا نکند. وقتی لغزش پدید میآید، باید سریعاً با استغفار، عمل صالح و جبران، مسیر را اصلاح کرد؛ زیرا اگر گناه تکرار شود، ممکن است انسان به مرحلهای برسد که دیگر زشتی آن را احساس نکند.
از تردید تا سقوط
استاد حوزه علمیه در ادامه با اشاره به آثار تدریجی گناه بر باور و رفتار انسان گفت: ممکن است فردی در ابتدا حقیقتی را قبول داشته باشد، اما با تکرار خطا، در دل او تردید ایجاد شود. سپس عبادت و اعمال دینی را انجام دهد، اما ارتباط واقعی او با حقیقت و معنویت ضعیف شود و به تدریج همان باورهایی که پیشتر برایش روشن بوده، در نظرش کمرنگ شود.
حجتالاسلام والمسلمین یزدانپناه افزود: اگر این روند ادامه پیدا کند، انسان ممکن است به مرحله نفاق یا حتی انکار برسد؛ یعنی ظاهر دینی خود را حفظ کند، اما در درون از باورهای خود فاصله گرفته باشد یا اساساً آنها را انکار کند.
وی خاطرنشان کرد: بنابراین باید ریشههای غضب الهی را شناخت. غضب خداوند بدون دلیل و ناگهانی نیست؛ بلکه زمانی مطرح میشود که عصیان، تعدی، کفر نسبت به آیات الهی و رفتارهای شنیع تکرار شده و از حد گذشته باشد.
استاد حوزه علمیه در پایان گفت: شناخت اسم «منتقم» برای انسان باید بیش از آنکه موجب ترس سطحی شود، زمینه شناخت مرزهای رحمت و غضب الهی و مراقبت از رفتار خود را فراهم کند. انسان باید پیش از آنکه خطاهای کوچک به گناهانی بزرگ و سپس به یک رویه تبدیل شوند، آنها را اصلاح کند و با استغفار و عمل صالح، مسیر بازگشت را برای خود باز نگه دارد.
انتهای پیام/










نظر شما