چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵ - ۱۵:۴۴
حقیقت انسان فراتر از زن و مرد بودن است / خود را به کمتر از بهشت نفروشید

حوزه/ ​​​​​​​حضرت آیت‌الله‌ جوادی آملی تأکید کردند: بنی‌امیه و پس از آنان بنی‌عباس و دیگر حاکمان، برای توجیه ستم‌ها و حفظ قدرت خود، حوادث را به قضا و قدر الهی نسبت می‌دادند تا خود را از مسئولیت رفتارهایشان مبرا نشان دهند؛ در حالی که اهل‌بیت(علیهم‌السلام) انسان را در برابر اعمال و رفتار خود مسئول می‌دانستند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، جلسه هفتگی درس اخلاق حضرت آیت‌الله‌ جوادی آملی صبح امروز چهارشنبه ۲۲ مهرماه ۱۴۰۵ با حضور اقشار مختلف مردم در مسجد اعظم قم برگزار شد.

حضرت آیت‌الله‌ جوادی آملی در این جلسه، ضمن اشاره به سالروز میلاد باسعادت حضرت زینب کبری(سلام‌الله‌علیها)، به تبیین جایگاه معرفتی و علمی اهل‌بیت(علیهم‌السلام) پرداختند و با تحلیل سخنان حضرت زینب(سلام‌الله‌علیها) در برابر عبیدالله بن زیاد، نقش آن حضرت در مقابله با اندیشه جبرگرایی و تبیین مسئولیت انسان را تشریح کردند.

سخنان حضرت زینب(س)؛ تبیین علمی در برابر جبرگرایی اموی

معظم‌له با اشاره به جایگاه علمی و معرفتی اهل‌بیت(علیهم‌السلام) اظهار داشتند: سخنان حضرت زینب کبری(سلام‌الله‌علیها) در کوفه، صرفاً سخن از گریه و مصیبت نبود، بلکه کلامی عمیق و ناظر به یک مسئله دقیق اعتقادی و کلامی بود.

ایشان با اشاره به سابقه تاریخی ترویج اندیشه جبر در دوران حکومت امویان بیان داشتند: معاویه در طول سالیان حکومت خود، در پی تثبیت قدرت و تداوم حکومت بود و برای آنکه خیرها و برکات به نام دستگاه حکومت ثبت شود و در مقابل، بدی‌ها و مشکلات به خداوند نسبت داده شود، اندیشه جبرگرایی را ترویج کرد.

حضرت آیت‌الله‌ جوادی آملی تأکید کردند: بنی‌امیه و پس از آنان بنی‌عباس و دیگر حاکمان، برای توجیه ستم‌ها و حفظ قدرت خود، حوادث را به قضا و قدر الهی نسبت می‌دادند تا خود را از مسئولیت رفتارهایشان مبرا نشان دهند؛ در حالی که اهل‌بیت(علیهم‌السلام) با تبیین حقیقت لاَ جَبر وَ لا تفویض و لکنْ أَمرٌ بَین أَمْرین، انسان را در برابر اعمال و رفتار خود مسئول می‌دانستند.

ایشان خاطرنشان کردند: ائمه(علیهم‌السلام) در اوج معرفت، مسائل علمی و عقلی دقیقی را تبیین می‌کردند و در برابر انحراف‌های فکری و اعتقادی می‌ایستادند.

معظم‌له در تبیین این مسئله به گفت‌وگوی حضرت زینب کبری(سلام‌الله‌علیها) با عبیدالله بن زیاد اشاره کردند و افزودند: سخنان حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) در کوفه، سخنی عمیق و کلامی در برابر تفکر انحرافی جبرگرایی بود؛ آنگاه که عبیدالله بن زیاد وقتی از زینب کبری پرسید «دیدی خدا با برادرت چه کرد؟» یا آنجا که گفت «علی بن الحسین را خدا در کربلا کشت!» اینجا سخن از من و ما و بنی امیه و اینها نبود، بلکه سخن از خدا و در واقع از موضع جبر سخن گفتن است! حضرت زینب پاسخ داد: «ما رأیت الا جمیلا» یعنی کار خدا زیباست، اما شما قاتل هستید، این شما بودید که علی بن الحسین را به شهادت رساندید، یعنی آن حضرت، تفکر جبری اموی را شکست و حقیقت اختیار و مسئولیت انسانی را بیان کرد.

انسان خود را به کمتر از بهشت نفروشد

معظم‌له در ادامه، با شرح حکمت‌هایی از نهج‌البلاغه، به تبیین حقیقت آزادگی، ارزش انسان و جایگاه قلب در سیر معنوی پرداختند.

حضرت آیت‌الله‌ جوادی آملی با شرح کلام امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) در نهج‌البلاغه، به تبیین حقیقت آزادگی و ارزش وجودی انسان پرداختند و به این فراز اشاره کردند: «أَلاَ حُرٌّ یَدَعُ هذِهِ اللُّمَاظَةَ لِأَهْلِهَا، إِنَّهُ لَیْسَ لِأَنْفُسِکُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ، فَلَا تَبِیعُوهَا إِلَّا بِهَا»؛ آیا آزادمردی پیدا نمی شود که این ته مانده غذا را به اهلش واگذارد؟ بدانید وجود شما بهایی جز بهشت ندارد آن را به چیزی جز بهشت نفروشید.

معظم‌له با توضیح معنای «لماظه» بیان داشتند: لماظه، باقی‌مانده غذایی است که لابه‌لای دندان‌ها می‌ماند. بسیاری از مقام‌ها، موقعیت‌ها، چه مقامات حوزوی، چه دانشگاهی، چه سیاسی و چه اجتماعی، اینها لماظه اند، دیگران پیش از ما به این جایگاه‌ها رسیده‌اند، از آنها بهره برده‌اند و گذشته‌اند. انسان آزاده کسی است که خود را به این امور مشغول نکند و ارزش وجودی خویش را بشناسد.

ایشان با تأکید بر اینکه قیمت حقیقی انسان بهشت است، اظهار داشتند: امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) می‌فرمایند ارزش شما کمتر از بهشت نیست؛ پس خود را به کمتر از آن نفروشید. اگر انسان از لماظه بگذرد و خودش را با بهشت بسنجد، هم بهشتی فکر می کند و هم خیر خود و دیگران را می خواهد و در این صورت نه به دیگران آسیب می زند و نه خود را از خیر محروم می کند.

قلب؛ کتابی که باید آن را مطالعه کرد

معظم‌له در ادامه، با اشاره به کلام امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) «الْقَلْبُ مُصْحَفُ الْبَصَر»، بر ضرورت توجه انسان به حقیقت درونی خود تأکید کردند و بیان داشتند: انسان باید کتاب دل خود را مطالعه کند و ببیند دلش از او چه می‌خواهد و به کدام سو گرایش دارد، « دلت گر که یک لحظه غافل نشیند خدنگ بلا بر دل دل نشیند».

ایشان با اشاره به اهمیت یاد خدا و مناجات با پروردگار خاطرنشان کردند: قلب انسان ظرفیت آن را دارد که با خدای خود مناجات کند و با یاد و نام خدا، فاصله‌های معنوی را پشت سر بگذارد. همه این فاصله ها با ترک کردن لماظه ها برطرف می شود، هرچه انسان در مسیر قرب الهی پیش‌تر برود، ارتباط او با خداوند نزدیک‌تر می شود و به جای گفتن«یاالله»، می گوید «الله».

حقیقت انسان فراتر از زن و مرد بودن

حضرت آیت‌الله‌ جوادی آملی در بخش پایانی سخنان خود، با اشاره به حقیقت روح و جایگاه انسان در نظام آفرینش، اظهار داشتند: در اسلام، زن و مرد بودن به بُعد بدنی انسان مربوط است؛ اما روح نه مذکر است و نه مؤنث!

ایشان با اشاره به آیات قرآن کریم درباره اوصاف مؤمنان و صالحان، تأکید کردند: بدن، پله پرواز روح است؛ نه اینکه ویژگی‌های جسمانی در حقیقت روح دخالت داشته باشد. روح انسان در مسیر کمال و تجرد حرکت می‌کند و از این جهت، حقیقت انسانی به زن و مرد بودن محدود نیست؛ همه انسان‌ها می‌توانند در مسیر تعالی، به مقام انسان ملکوتی برسند.

معظم‌له در پایان، با دعا برای حاضران و همه کسانی که در مسیر تحقیق و تعالی علمی گام برمی‌دارند، ابراز امیدواری کردند که همگان مشمول دعای حضرت زینب کبری(سلام‌الله‌علیها) قرار گیرند و نظام اسلامی در سایه عنایت اهل‌بیت(علیهم‌السلام) از خطرها محفوظ بماند و به پیشگاه حضرت ولی‌عصر(عجل‌ الله‌ تعالی‌ فرجه‌ الشریف) تقدیم شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha