خبرگزاری حوزه | حمید بهمنی کارگردان سینما و تلویزیون در گفتگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه پرداختن به موضوع مقاومت در آثار نمایشی امروز یک ضرورت راهبردی و نه یک انتخاب سبکشناختی است، اظهار کرد: در شرایطی که جنگ نرم و روایتسازی رسانههای جهانی علیه هویت ایرانی - اسلامی شدت گرفته، سینما و تلویزیون اگر از مقاومت غافل شوند، میدان روایت را به رقبا واگذار کردهاند و بخشی از سرمایه هویتی جامعه بدون روایت باقی میماند.
وی افزود: مقاومت صرفاً به معنای بازسازی صحنههای نبرد یا روایت تاریخ شفاهی جنگ نیست؛ مقاومت یک سبک زندگی است. وقتی از ایثار حرف میزنیم، درباره مادرانی صحبت میکنیم که تمام وجودشان را وقف تربیت نسل میکنند، معلمانی که بیچشمداشت میسازند، پزشکانی که در سختترین شرایط کنار مردم میمانند و جوانانی که در برابر ناملایمات اقتصادی و فرهنگی تسلیم نمیشوند. سینما و تلویزیون زمانی میتوانند کارکرد واقعی خود را پیدا کنند که این قهرمانان خاموش را وارد روایت کنند، نه اینکه مقاومت را به کلیشههای شعاری تقلیل دهند.
این کارگردان با بیان اینکه اگر مقاومت را فقط در قاب تاریخ محدود کنیم، بخش بزرگی از ظرفیت آن برای امروز جامعه از دست میرود، تصریح کرد: مقاومت یک مفهوم زنده است و باید در زندگی روزمره مردم دیده شود. تجربه سالهای اخیر تولیدات نمایشی نشان میدهد هر جا هنر ما با مفاهیم متعالی فداکاری و معنویت پیوند خورده، اثر هم ماندگارتر و هم تأثیرگذارتر بوده است. تماشاگر امروز، بهویژه نسل جوان، قهرمانی را نمیپذیرد که فقط بر قدرت بدنی یا مهارت خارقالعاده تکیه کند؛ او به قهرمانی نیاز دارد که درونش سرشار از ایمان، امید و احساس مسئولیت باشد.
بهمنی در ادامه با اشاره به اینکه ضعف در پژوهش، فیلمنامه و شخصیتپردازی، اصلیترین آسیب آثار مقاومتمحور است، گفت: وقتی شخصیتها کلیشهای باشند و دیالوگها شعارگونه، حتی مهمترین موضوع هم نمیتواند مخاطب را نگه دارد. مقاومت باید از سطح شعار عبور کند و به لایههای عاطفی، خانوادگی و اجتماعی نفوذ کند. اگر این لایه انسانی در آثار نمایشی جدی گرفته نشود، مقاومت به یک مفهوم منجمد و دور از دسترس تبدیل میشود که نهتنها کارکرد تربیتی ندارد، بلکه ممکن است به دلزدگی مخاطب هم منجر شود.
وی با اشاره به کارکرد اجتماعی مقاومت در جامعه امروز اظهار کرد: جامعهای که یاد گرفته باشد در سختیها کنار هم بایستد و الگوهای رفتاری استوار داشته باشد، بهطور طبیعی از نظر روحی قدرتمند میشود و کمتر دچار فروپاشی اخلاقی یا سردرگمی هویتی میشود. امروز که فشارهای اقتصادی و جنگ روانی، تابآوری اجتماعی را هدف گرفته، آثار نمایشی میتوانند با بازنمایی صادقانه ایستادگی مردم در برابر مشکلات، این حس استواری را تقویت کنند. مقاومت در سینما و تلویزیون، ابزار مدیریت بحران روحی جامعه است؛ البته به شرط آنکه اثر، واقعیت را تحریف نکند و دردها و شکستها را هم نشان دهد.
این کارگردان سینما و تلویزیون تصریح کرد: مخاطب امروز صداقت را میفهمد. اگر فقط پیروزیها را نشان دهیم و سختیها را پنهان کنیم، اعتماد مخاطب از دست میرود. مقاومت واقعی یعنی پذیرش سختی و تلاش برای عبور از آن؛ این پیام میتواند برای جوان امروز که با ناامیدی و فشارهای روانی روبهروست، بسیار کارآمد باشد. مقاومت بدون امید، به افسردگی و انفعال منتهی میشود و امید بدون مقاومت، به خیالپردازی. این دو باید در کنار هم باشند و آثار نمایشی باید نشان دهند که سختی هست، اما عبور ممکن است.
بهمنی با بیان اینکه تلویزیون و سینما در انتقال فرهنگ مقاومت باید مکمل یکدیگر باشند، افزود: تلویزیون به دلیل گستردگی مخاطب و حضور در خانهها، ظرفیت بیبدیلی برای فرهنگسازی دارد و سریالهای تلویزیونی میتوانند در طول زمان، شخصیتها را عمیقتر پرداخت کنند. سینما اما به دلیل زبان هنری و تجربه جمعی، میتواند نقطههای اوج عاطفی و تأملبرانگیز را خلق کند. در کنار این دو، مستند و پویانمایی هم نباید فراموش شوند؛ مستند میتواند چهره واقعی مقاومت را بدون اغراق نشان دهد و پویانمایی، مفاهیم ایثار و فداکاری را برای کودکان و نوجوانان جذاب کند.
وی در ادامه به کمکاری و بیثباتی سیاستگذاریها در این حوزه اشاره کرد و گفت: متأسفانه در سالهای اخیر شاهد کمکاری نهادهای فرهنگی در این حوزه بودهایم. وقتی سیاستگذاریها با تغییر دولتها دستخوش تغییر میشود، تولید آثار مرتبط با مقاومت هم تحتالشعاع قرار میگیرد و از حجم و کیفیت آن کاسته میشود. این نوسانها به تولیدکنندگان و هنرمندان آسیب میزند. اگر قرار است فرهنگ مقاومت در آثار نمایشی نهادینه شود، باید سیاستها ثبات داشته باشد و حمایتها از مرحله ایده تا اکران و پخش ادامه پیدا کند.
این کارگردان با اشاره به راهکارهای ارتقای آثار مقاومتمحور اظهار کرد: اولین گام، توجه به پژوهش میدانی و شنیدن صدای واقعی مردم است. نویسنده باید بداند درباره چه کسی مینویسد و مخاطب او چه دغدغهای دارد. گام دوم، پرهیز از کلیشه و شعارزدگی است؛ شخصیتها باید چندلایه و نزدیک به انسان واقعی باشند. گام سوم، استفاده از زبان هنری روزآمد و فرمهای متنوع است. جوان امروز با زبان تصویر آشناست و ما باید با همان زبان با او حرف بزنیم. گام چهارم، حضور مشاوران متخصص در حوزه روانشناسی، جامعهشناسی و تاریخ است تا اثر از نظر محتوایی استحکام داشته باشد. در نهایت، باید به جای تحمیل پیام، زمینه تأمل و همدلی را فراهم کنیم.
بهمنی در پایان با تأکید بر نسبت فرهنگ مقاومت با هویت ایرانی - اسلامی گفت: مقاومت ریشه در هویت ایرانی - اسلامی ما دارد. ایستادگی در برابر ظلم، دفاع از مظلوم، وفای به عهد و پایبندی به ارزشها، مفاهیمی هستند که در تاریخ و فرهنگ ما بارها تکرار شدهاند. سینمای ایران اگر بتواند این مفاهیم را با زبان انسانی و جهانی روایت کند، میتواند در عرصه بینالمللی هم حرف داشته باشد. مقاومت ما اگر با محوریت انسان، خانواده و عدالتخواهی روایت شود، برای مخاطب غیرایرانی هم قابل درک خواهد بود. امروز بیش از هر زمان دیگری به آثاری نیاز داریم که به جای سیاهنمایی یا شعارزدگی، انسانهای مقاوم را در بزنگاههای واقعی زندگی نشان دهند؛ آثاری که هم هویت ملی را تقویت کنند و هم به سلامت روانی جامعه کمک کنند. مقاومت موضوعی تمامشدنی نیست؛ یک مسیر زنده و همیشگی است که هر نسل باید آن را از نو روایت کند و هنر نمایشی بهترین بستر برای این روایت است، به شرط آنکه باور داشته باشیم مخاطب، تشنه صداقت و امید است.
انتهای پیام










نظر شما