به گزارش خبرگزاری حوزه، حجتالاسلام والمسلمین سیدجعفر موسویزاده در کرسی علمی-ترویجی که به همت مرکز پژوهشهای بینالملل حوزههای علمیه و با همکاری دانشگاه بینالمللی علامه عسکری(ره) امروز در سالن جلسات این دانشگاه برگزار شد با اشاره به موضوع «نقش انسانشناسی اسلامی در تحقق آزادیهای مشروع» اظهار کرد: این موضوع از مباحث بنیادین و در عین حال کاربردی در عرصه حقوق و اندیشه سیاسی است که امروز نیز در سطح جهانی درباره آن بحثهای گستردهای مطرح میشود.
وی افزود: حدود یک سال و نیم پیش، در همایشی با موضوع «حقوق ملت و آزادیهای مشروع» که از سوی شورای نگهبان برگزار شده بود، مقالهای با همین محور در بخش بینالملل ارائه کردم. مباحثی که پیشتر درباره این موضوع گردآوری کرده بودم، بهتدریج به یک بحث منسجم و پژوهشی تبدیل شد.
این پژوهشگر حوزوی با اشاره به اینکه مقاله مذکور بهعنوان مقاله برتر بخش بینالملل مورد تقدیر رئیسجمهور و دبیر شورای نگهبان قرار گرفت، بیان کرد: این مقاله به زبان عربی ارائه شده بود، ولی در این نشست به زبان فارسی ارائه خواهد شد.
مدیر مجتمع عالی بینالملل حوزههای علمیه با تأکید بر ضرورت تبیین مفهوم آزادی از منظر اسلام ادامه داد: در فضای فکری امروز جهان، گاهی اینگونه القا میشود که آزادی بهطور کامل در غرب تحقق یافته است؛ ازاینرو، ضروری است مفاهیم مرتبط با آزادی و تفاوت مبانی اسلامی با دیدگاههای دیگر بهصورت دقیق بررسی شود.
آزادی پیوسته با کرامت و معنویت است
حجتالاسلام موسویزاده با اشاره به مفهوم آزادی در اندیشه اسلامی، عنوان کرد: آزادی در نگاه اسلامی، پیوندی ناگسستنی با کرامت و معنویت دارد. مفهوم آزادی در فلسفه سیاسی و حقوق همواره از موضوعات محوری بوده است، اما تعریف آن به نگرش هر مکتب فکری و برداشتی که از حقیقت انسان دارد، وابسته است.
وی خاطرنشان کرد: در جهانبینی اسلامی، آزادی با مسئولیت اخلاقی و ارتباط توحیدی انسان با پروردگار معنا پیدا میکند. از این منظر، آزادی نهتنها یک حق، بلکه فضیلت و بستری برای رشد انسان است که او را در مسیر کمال نهایی و رهایی از اسارت هواهای نفسانی و طاغوتها قرار میدهد.
تفاوت آزادی در اندیشه اسلامی با آزادی مطلق در نگرش سکولار
این استاد حوزه علمیه با مقایسه دیدگاه اسلامی با برخی نگرشهای سکولار اظهار کرد: در مقابل نگاه اسلامی، رویکردی وجود دارد که آزادی را عمدتاً بهعنوان حقی فردی و مطلق تعریف میکند و آن را از ارزشهای دینی و اخلاقی جدا میسازد. در برخی مکاتب مدرن و سکولار، آزادی بر محور امیال شخصی و منافع مادی تفسیر میشود؛ بهگونهای که هر فرد بتواند بدون محدودیتهای اخلاقی و دینی، مطابق خواستههای خود رفتار کند. در چنین نگرشی، مرجعیت دین، تعالیم وحیانی و ارزشهای تعالیبخش از تعیین حدود آزادی کنار گذاشته میشوند.
حجتالاسلام موسویزاده با بیان اینکه چنین رویکردی میتواند زمینهساز فردگرایی افراطی و نسبیگرایی اخلاقی شود، گفت: هنگامی که ارزشهای ثابت اخلاقی نادیده گرفته شوند، جوامع ممکن است با بحرانهای عمیق اجتماعی و خانوادگی مواجه شوند.
وی ادامه داد: در بررسی وضعیت برخی جوامع غربی، مشاهده میکنیم که برداشتهای خاص از آزادی، در مواردی به تضعیف بنیان خانواده و تغییر گسترده معیارهای اخلاقی انجامیده است. هنگامی که آزادی از هرگونه ضابطه و معیار تعالیبخش جدا شود، ممکن است انسان بهتدریج از ارزشهای اخلاقی فاصله بگیرد و به رفتارهایی روی آورد که پیشتر حتی در همان جوامع نیز پذیرفتهشده نبودند. بنابراین، اختلاف اصلی در بحث آزادی، به نوع نگاه ما به حقیقت انسان و جایگاه ارزشهای اخلاقی و دینی در زندگی فردی و اجتماعی بازمیگردد.
حقیقت انسان در منظومه فکری اسلام؛ ترکیبی از جسم و روح الهی
حجتالاسلام موسویزاده در ادامه، با تبیین مبانی انسانشناسی اسلامی گفت: برای فهم درست آزادیهای مشروع، ابتدا باید حقیقت انسان را در منظومه فکری اسلام بشناسیم؛ زیرا بدون شناخت جایگاه و ظرفیتهای وجودی انسان، نمیتوان تعریف جامعی از آزادی ارائه کرد. انسان موجودی دارای دو بُعد جسمانی و روحانی است. بُعد جسمانی او را در شمار موجودات طبیعی قرار میدهد، اما دمیدهشدن روح الهی، حقیقتی برتر و ظرفیتی ویژه در وجود او ایجاد میکند.
مدیر مجتمع عالی بینالملل حوزههای علمیه با اشاره به آیات قرآن کریم درباره آفرینش انسان افزود: روح الهی، منشأ هویت عقلانی و اخلاقی انسان است و زمینه برخورداری او از جایگاهی ممتاز در نظام آفرینش را فراهم میکند. همین حقیقت است که انسان را شایسته مقام خلافت و جانشینی الهی بر روی زمین میسازد.
این استاد حوزه علمیه تصریح کرد: بر اساس این نگاه، انسان را نمیتوان صرفاً موجودی مادی دانست که نیازهای او به خواستههای جسمانی و منافع دنیوی محدود میشود؛ بلکه ابعاد عقلانی، معنوی و اخلاقی نیز در حقیقت او نقش اساسی دارند.
ارتباط با خداوند؛ شرط دستیابی به آرامش حقیقی
حجتالاسلام موسویزاده با تأکید بر نقش ارتباط توحیدی در آرامش انسان بیان کرد: برخلاف دیدگاههایی که سعادت انسان را در استقلال کامل از خداوند جستوجو میکنند، اسلام رشد حقیقی را در ارتباط با خالق هستی میداند. انسان تنها از طریق پیوند با خداوند متعال میتواند به آرامش حقیقی دست یابد. قرآن کریم با تأکید بر یاد خداوند، آرامش قلبها را در گرو ذکر الهی معرفی میکند و دوری از یاد خدا را زمینهساز زندگی دشوار و سرگردانی انسان میداند.
این پژوهشگر حوزوی با اشاره به تجربههای خود در نشستهای بینالمللی گفت: در سفرها و نشستهایی که در کشورهای مختلف حضور داشتهام، بارها افرادی را دیدهام که با وجود برخورداری از بهترین خودروها، خانهها، امکانات رفاهی و موقعیتهای مادی، از نبود آرامش در زندگی خود شکایت داشتهاند.
وی ادامه داد: برخی از این افراد با وجود برخورداری از امکانات فراوان، از بیخوابی، نگرانی و مشکلات خانوادگی سخن میگویند و به دنبال راهی برای بازیابی آرامش خود هستند. این وضعیت نشان میدهد که برخورداری از امکانات مادی، بهتنهایی نمیتواند پاسخگوی همه نیازهای وجودی انسان باشد.
حجتالاسلام موسویزاده با اشاره به برخی بحرانهای اخلاقی و خانوادگی در جوامع غربی خاطرنشان کرد: از منظر اسلام، انسان موجودی است که برای رسیدن به آرامش، به ارتباط با خداوند و بهرهگیری از هدایت الهی نیاز دارد؛ زیرا خداوند خالق انسان است و بهتر از هر کسی به نیازهای حقیقی و ظرفیتهای وجودی او آگاهی دارد.
خلافت الهی و کرامت انسان؛ زیربنای حقوق و آزادیهای مشروع
وی با اشاره به جایگاه انسان در جهانبینی قرآنی اظهار کرد: در نگاه قرآن کریم، انسان از جایگاهی ممتاز در میان مخلوقات برخوردار است و بهعنوان موجودی دارای اراده، اختیار و مسئولیت، امانت الهی را بر عهده گرفته است.انسان مسئول سرنوشت فردی و اجتماعی خویش است و برخورداری او از کرامت تکوینی، یکی از مهمترین مبانی حقوق و آزادیهای مشروع در جامعه اسلامی به شمار میرود.
مدیر مجتمع عالی بینالملل حوزههای علمیه تأکید کرد: این نکته بسیار مهم است که کرامت تکوینی انسان، زیربنای تمام حقوق و آزادیهای مشروع در جامعه اسلامی محسوب میشود. انسان به دلیل جایگاه وجودی خود از کرامت برخوردار است و این کرامت، مبنایی برای بهرسمیتشناختن حقوق او به شمار میآید.
این استاد حوزه علمیه ادامه داد: البته انسان برای رسیدن به اهداف عالی آفرینش باید مسیر صحیح زندگی را بشناسد و در آن حرکت کند؛ زیرا خروج از مسیر هدایت میتواند مانع شکوفایی استعدادها و دستیابی او به کمال نهایی شود.
فطرت انسانی ثابت است و با تغییرات تاریخی دگرگون نمیشود
حجتالاسلام موسویزاده در تبیین یکی دیگر از مبانی انسانشناسی اسلامی، به ثبات فطرت انسانی اشاره کرد و گفت: یکی از مسائل مهم در بحث آزادیهای مشروع، تفاوت نگاه اسلام به فطرت انسان با برخی نظریههای مدرن درباره حقیقت انسان است. در برخی مکاتب فکری معاصر، تقسیمبندیهایی مانند انسان سنتی و انسان مدرن مطرح میشود و حقیقت انسان تا حد زیادی محصول شرایط تاریخی و اجتماعی در نظر گرفته میشود. بر اساس این نگاه، با تغییر دوران و ورود به عصر جدید، باید بسیاری از معیارها و ارزشهای پیشین را کنار گذاشت.
این پژوهشگر حوزوی ادامه داد: گاهی چنین استدلال میشود که آموزههای دینی و اخلاقی متعلق به دوران گذشتهاند و با ورود به قرن بیستویکم باید بهطور کامل از آنها فاصله گرفت؛ اما اسلام بر این نکته تأکید دارد که تحولات تمدنی و فرهنگی، اگرچه بر ظاهر زندگی انسان تأثیر میگذارند، جوهر فطرت الهی او را تغییر نمیدهند.
وی با اشاره به آیه ۳۰ سوره روم و تأکید قرآن بر فطرت الهی انسان تصریح کرد: فطرت انسانی در طول زمانها و در جوامع مختلف، از حقیقت مشترکی برخوردار است. انسان در قرنهای گذشته و امروز، با وجود تفاوت در سبک زندگی و امکانات، همچنان دارای نیازهای بنیادین و ظرفیتهای فطری است.
حجتالاسلام موسویزاده در ادامه، دیدگاه برخی اندیشمندان اسلامی درباره حقیقت انسان را تشریح کرد و گفت: علامه طباطبایی(ره) حقیقت انسان را فراتر از بُعد مادی میداند و زمینه کرامت او را در روح ملکوتیاش جستوجو میکند.
وی افزود: شهید مرتضی مطهری(ره) نیز یکی از ریشههای انحرافات فکری غرب را تقلیل حقیقت انسان به موجودی صرفاً مادی و ابزارساز و نادیدهگرفتن ابعاد فطری او میداند. حضرت آیتالله جوادی آملی و امام خمینی(ره) نیز بر شرافت فطری انسان تأکید دارند و معتقدند این ظرفیت در پرتو هدایت الهی و عبودیت به فعلیت میرسد. بر این اساس، برخورداری از فطرت الهی بهتنهایی کافی نیست؛ بلکه انسان باید با هدایتپذیری و بندگی خداوند، استعدادهای متعالی خود را شکوفا کند.
کرامت ذاتی انسان، فراگیر و مستقل از نژاد و عقیده است
حجتالاسلام موسویزاده با اشاره به مفهوم کرامت ذاتی انسان در قرآن کریم اظهار کرد: خداوند متعال در آیه ۷۰ سوره اسراء میفرماید: «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ»؛ یعنی فرزندان آدم را گرامی داشتیم. تعبیر «بنیآدم» نشان میدهد که کرامت مورد اشاره در این آیه، به گروه خاصی از انسانها اختصاص ندارد، بلکه همه انسانها را دربرمیگیرد. این کرامت، فارغ از نژاد، رنگ، موقعیت اجتماعی و تعلقات انسانی، از جایگاهی بنیادین در آفرینش برخوردار است. بهرهمندی از امکانات زمین و آسمان و برخورداری از ظرفیتهایی که انسان را از بسیاری از مخلوقات متمایز میکند، از مظاهر این کرامت ذاتی است.
مدیر مجتمع عالی بینالملل حوزههای علمیه با تأکید بر ارتباط میان کرامت، آزادی و مسئولیت بیان کرد: اگر بخواهیم آزادی مشروع را بهدرستی تعریف کنیم، باید این سه مفهوم را در کنار یکدیگر قرار دهیم؛ زیرا آزادی بدون توجه به کرامت انسانی و مسئولیتپذیری، نمیتواند به تحقق اهداف متعالی انسان منجر شود.
حجتالاسلام موسویزاده با اشاره به دیدگاه رهبر شهید انقلاب درباره کرامت انسانی گفت: کرامت واقعی انسان اقتضا میکند که از حق انتخاب و آزادی برخوردار باشد. انسان موجودی مختار آفریده شده است و باید بتواند با اراده خود انتخاب کند؛ اما در برابر انتخابهای آگاهانه خویش نیز مسئول است. انسان در برابر خداوند، جامعه و تاریخ پاسخگوست. بنابراین، آزادی مطلق و بدون مسئولیت، نهتنها موجب تقویت کرامت انسانی نمیشود، بلکه میتواند زمینه نابودی آن را فراهم کند.
این استاد حوزه علمیه تأکید کرد: تکریم حقیقی انسان زمانی محقق میشود که اراده آزاد او در چارچوب قوانین الهی و تکالیف اخلاقی هدایت شود؛ در غیر این صورت، آزادی ممکن است به ابزاری برای تضییع حقوق دیگران و تخریب بنیانهای اخلاقی جامعه تبدیل شود.
عبودیت الهی نه در برابر آزادی، بلکه مکمل آن است
حجتالاسلام موسویزاده در ادامه به تبیین رابطه آزادی و عبودیت در اندیشه اسلامی پرداخت و اظهار کرد: ممکن است در نگاه نخست، بندگی خداوند با آزادی انسان در تعارض به نظر برسد؛ زیرا در برخی نگرشهای رایج، آزادی به معنای رهایی از هرگونه محدودیت و التزام تعریف میشود.
وی افزود: اما در منطق اسلام، آزادی و بندگی خداوند نهتنها با یکدیگر منافات ندارند، بلکه مکمل یکدیگرند. عبودیت الهی انسان را از اسارت هواهای نفسانی، شهوتها و سلطه طاغوتهای بیرونی رها میکند و زمینه دستیابی او به استقلال حقیقی را فراهم میسازد.
این پژوهشگر حوزوی با اشاره به سخن امیرالمؤمنین علی(ع) در نامه ۳۱ نهجالبلاغه، مبنی بر اینکه انسان نباید بنده دیگری باشد، در حالی که خداوند او را آزاد آفریده است، گفت: این بیان نشان میدهد که آزادی حقیقی، در نفی هرگونه بندگی غیر خدا و رهایی از سلطهای است که کرامت انسان را خدشهدار میکند.
وی با اشاره به آیه ۵۶ سوره ذاریات، «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ»، خاطرنشان کرد: قرآن کریم عبودیت را غایت آفرینش انسان معرفی میکند. بندگی آگاهانه خداوند، انسان را از جهل، خرافات و تعلقات پست دنیوی رها میسازد؛ زیرا این وابستگیها خود میتوانند به موانعی در مسیر آزادی حقیقی تبدیل شوند. انسانی که به مرتبهای از عبودیت آگاهانه دست مییابد، از اقتدار و استقلال معنوی برخوردار میشود و در برابر قدرتهای شیطانی و زورگویان جهان تسلیم نخواهد شد.
وی با اشاره به شرایط کنونی جهان و تقابل قدرتهای سلطهگر با جمهوری اسلامی ایران گفت: امروز نیز یکی از مبانی ایستادگی در برابر زورگوییهای جهانی، همین اعتقاد به قدرت لایزال الهی و تکیه بر اندیشه اسلامی است. آزادی حقیقی آن است که انسان در برابر ظلم بایستد، نه اینکه به برده ظلم تبدیل شود. بنابراین، آزادی در اندیشه اسلامی با مسئولیتپذیری، استقلال معنوی و مقابله با سلطه و ستم پیوندی عمیق دارد.
آزادیهای مشروع در چارچوب شریعت، عقلانیت و مصالح عمومی تعریف میشوند
حجتالاسلام موسویزاده در تبیین مفهوم آزادیهای مشروع از منظر اندیشه رهبر شهید انقلاب اظهار کرد: آزادیهای مشروع به معنای حق انتخاب و تصرف انسان در محدودهای است که شریعت، عقلانیت و مصالح عمومی تعیین میکنند.
وی با بیان اینکه تعیین ضوابط آزادی به معنای سلب آزادی انسان نیست، افزود: برای توضیح این مسئله میتوان از یک مثال استفاده کرد. هنگامی که کارخانهای وسیلهای مانند خودرو تولید میکند، دستورالعملی نیز در اختیار مصرفکننده قرار میدهد تا با رعایت ضوابط تعیینشده، از آن وسیله بهدرستی استفاده کند و عمر مفید آن افزایش یابد.
این پژوهشگر حوزوی ادامه داد: انسان نیز برای دستیابی به بالاترین ظرفیتهای وجودی خود به راهنمایی نیاز دارد. خداوند متعال این راهنمایی را از طریق قرآن کریم و تعالیم اهلبیت(ع) در اختیار انسان قرار داده است تا بتواند از ظرفیتهای وجودی و کرامت انسانی خود به بهترین شکل بهرهمند شود.
مدیر مجتمع عالی بینالملل حوزههای علمیه خاطرنشان کرد: رعایت این ضوابط، مانع آزادی انسان نیست، بلکه زمینه شکوفایی استعدادها و دستیابی او به کمال را فراهم میکند. آزادی در اسلام ابزاری برای رشد، تعالی و شکوفایی استعدادهای والای انسانی است، نه وسیلهای برای رهاسازی بیضابطه امیال و سقوط به مرتبهای پایینتر از شأن انسانی.
حجتالاسلام موسویزاده با اشاره به دیدگاه رهبر شهید انقلاب درباره آزادی حقیقی گفت: آزادی واقعی آن است که انسان را از عبودیت نفس، اسارت شهوات و پرستش غیر خدا نجات دهد و در خدمت اخلاق و معنویت قرار گیرد.
مخالفت اسلام با آزادی بیضابطه و هرجومرج
مدیر مجتمع عالی بینالملل حوزههای علمیه با تأکید بر ضرورت مرزبندی میان آزادی مشروع و آزادی مطلق اظهار کرد: اسلام با آزادی بیضابطهای که انسان را از هرگونه معیار اخلاقی و مسئولیت اجتماعی رها کند، مخالف است؛ زیرا چنین برداشتی از آزادی میتواند در نهایت به هرجومرج، ظلم و تضییع حقوق دیگران منجر شود.
این استاد حوزه علمیه افزود: یکی از کارکردهای اساسی آزادی مشروع، صیانت از حقوق دیگران و جلوگیری از تعدی و تجاوز به حقوق فردی و اجتماعی است. آزادی نباید به ابزاری برای تضعیف امنیت اخلاقی و روانی جامعه یا نادیدهگرفتن حقوق دیگران تبدیل شود.
وی ادامه داد: در برخی جوامع، ممکن است در ظاهر از آزادی سخن گفته شود، اما در عمل، محدودیتهایی بر افراد تحمیل شود که امکان برخورداری واقعی آنان از حقوقشان را از بین ببرد. ازاینرو، صرف بهکاربردن عنوان آزادی کافی نیست، بلکه باید دید این مفهوم در عمل تا چه اندازه با کرامت انسانی، عدالت و حقوق دیگران سازگار است. آزادی مشروع، آزادیای مسئولانه، عقلانی و متعهد به موازین الهی و قانونی است؛ آزادیای که هم حق انتخاب انسان را به رسمیت میشناسد و هم مانع تعدی به حقوق دیگران میشود.
سه مبنای معرفتی آزادیهای مشروع در اندیشه اسلامی
حجتالاسلام موسویزاده در ادامه، با اشاره به مبانی معرفتی آزادیهای مشروع گفت: نخستین مبنا، جهانبینی توحیدی است. آزادی بدون شناخت جایگاه انسان در هستی و نسبت او با خداوند، معنای کاملی پیدا نمیکند. در منظومه فکری توحیدی، آزادی زمانی ارزشمند است که انسان از وابستگی به غیر خدا رها شود و در مسیر عبودیت الهی حرکت کند. توحید، مانع آن میشود که آزادی به اسارت نفس، استبداد درونی و پیروی از امیال شیطانی تبدیل شود.
این پژوهشگر حوزوی، دومین مبنای معرفتی را کرامت و امانت الهی انسان دانست و اظهار کرد: انسان مخلوقی مختار و مسئول است و آزادی، شرط ضروری پذیرش تکالیف و مسئولیتهای او به شمار میرود. اگر انسان از اختیار برخوردار نباشد، اساساً مسئولیتپذیری، تکلیف و مفاهیمی مانند پاداش و عقاب معنا نخواهند داشت. بنابراین، اختیار باید به رسمیت شناخته شود، اما این اختیار لازم است در پرتو عقل و هدایت الهی به کار گرفته شود.
حجتالاسلام موسویزاده سومین مبنای معرفتی را غایتگرایی و هدفمندی آفرینش انسان برشمرد و گفت: انسان دارای هدفی والا، یعنی تقرب به خداوند متعال است. بر این اساس، آزادی هدف نهایی آفرینش نیست، بلکه ابزاری برای پیمودن مسیر کمال محسوب میشود. هر نوع آزادی که مانع حرکت انسان به سوی مقصد نهایی آفرینش شود، میتواند به انحراف و اتلاف استعدادهای انسانی بینجامد. ازاینرو، ارزیابی آزادیها باید با توجه به تأثیر آنها بر رشد و تعالی انسان صورت گیرد.
عدالت، اخلاق و مصالح عمومی؛ معیارهای ارزشی آزادی مشروع
حجتالاسلام موسویزاده در ادامه به مبانی ارزشی و اخلاقی آزادیهای مشروع اشاره کرد و گفت: نخستین مبنا، تقدم عدالت و اخلاق بر آزادی بیضابطه است. آزادیای که از عدالت و اخلاق جدا شود، نمیتواند از مشروعیت لازم برخوردار باشد. هرگاه آزادی فردی موجب ستم، تبعیض یا گسترش فساد اخلاقی در جامعه شود، باید حدود آن مورد بازنگری قرار گیرد؛ زیرا آزادی واقعی باید در خدمت تحقق عدالت، گسترش خیر عمومی و حفظ حقوق انسانها باشد.
این استاد حوزه علمیه دومین مبنای ارزشی آزادیهای مشروع را تقدم مصالح عمومی بر امیال فردی در موارد تزاحم دانست و اظهار کرد: این مسئله به جامعه اسلامی اختصاص ندارد، بلکه در همه جوامع، حفظ سلامت نهاد خانواده، امنیت اجتماعی و رعایت موازین اخلاقی از اهمیت برخوردار است.
وی ادامه داد: آزادی که به تضعیف بنیان خانواده یا آسیبدیدن سلامت روانی جامعه منجر شود، نمیتواند بدون بررسی پیامدهای اجتماعی آن مورد پذیرش قرار گیرد. در این زمینه، ایجاد توازن میان منافع فردی و مصالح اجتماعی، اصلی اساسی است.
حجتالاسلام موسویزاده سومین مبنای ارزشی آزادیهای مشروع را پیوند آزادی با مسئولیت و تکلیف برشمرد و گفت: انسان مؤمن، در عین برخورداری از آزادی، در برابر خداوند، وجدان و جامعه مسئول است. حقوق فردی همواره با مسئولیتهای اجتماعی و دینی پیوند دارند و این ارتباط، زمینهساز پایداری جامعه دینی خواهد بود.
وی در پایان تأکید کرد: آزادی مشروع در اندیشه اسلامی، مفهومی جامع است که بر پایه جهانبینی توحیدی، کرامت ذاتی انسان، فطرت الهی، عدالت، اخلاق و مسئولیتپذیری شکل میگیرد. بر این اساس، آزادی حقیقی نه به معنای رهایی از همه ضوابط، بلکه به معنای فراهمشدن زمینه انتخاب آگاهانه، رشد معنوی، تحقق عدالت و رهایی انسان از سلطه نفس و قدرتهای ظالمانه است.

استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه بینالمللی علامه عسکری(ره):
روششناسی تطبیقی به تبیین دقیقتری نیاز دارد
در ادامه این نشست علمی دکتر مهدی لطفی، استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه بینالمللی علامه عسکری(ره)، با ارزیابی مقاله «نقش انسانشناسی اسلامی در تحقق آزادیهای مشروع» اظهار کرد: این مقاله از منظر فلسفه سیاسی، اندیشه سیاسی و حقوق عمومی، ظرفیتهای قابل توجهی دارد. همچنین پرداختن به مبانی انسانشناختی، کرامت انسانی و عدالت اجتماعی در چارچوب مسائل اجتماعی، از جمله نقاط قوت این اثر به شمار میرود.
وی افزود: رویکرد تطبیقی به اندیشههای شهید حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای(ره) و مبانی سکولار نیز از جمله محورهایی است که میتواند به غنای علمی مقاله کمک کند؛ با این حال، تحقق این هدف مستلزم توجه بیشتر به چارچوب نظری، روش تحقیق و نحوه مقایسه دیدگاههاست تا ابعاد مختلف اندیشه اسلامی و اندیشه انقلاب اسلامی در نسبت با مبانی سکولار، بهصورت دقیقتر بررسی شود.
بازنگری در عنوان مقاله
لطفی با اشاره به عنوان مقاله بیان کرد: در عنوان این اثر، موضوع «تحقق آزادیهای مشروع» مطرح شده است؛ اما این عنوان بهتنهایی انتظار بررسی مبانی نظری را ایجاد نمیکند، بلکه بیشتر بر شناخت فرایندها و شرایط تحقق آزادی دلالت دارد. ازاینرو، لازم است میان عنوان مقاله، مباحث نظری مطرحشده و محتوای اصلی پژوهش تناسب بیشتری برقرار شود.
وی ادامه داد: اگر هدف اصلی پژوهش، بررسی مبانی انسانشناختی آزادی در اندیشه اسلامی و تحلیل دیدگاههای حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای(ره) باشد، باید این موضوع در عنوان مقاله نیز انعکاس پیدا کند. در مقابل، اگر هدف، بررسی چگونگی تحقق آزادیهای مشروع است، لازم است شرایط، سازوکارها و معیارهای تحقق این آزادیها بهصورت روشن و مستدل مورد بررسی قرار گیرد.
استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه بینالمللی علامه عسکری(ره) همچنین با اشاره به استفاده از مفهوم «نظام سکولار» در مقاله تصریح کرد: باید مشخص شود که منظور از نظام سکولار چیست و این مفهوم از چه منظری بررسی میشود؛ آیا بحث درباره مبانی فلسفی سکولاریسم است، یا نظریههای آزادی در اندیشه سکولار، یا عملکرد نظامهای سیاسی سکولار؟
وی خاطرنشان کرد: این تمایز اهمیت دارد؛ زیرا سکولاریسم و لیبرالیسم مفاهیمی با تعاریف و مبانی متفاوت هستند و نمیتوان بدون تعیین چارچوب مفهومی، همه دیدگاهها و نظامهای غربی را ذیل یک عنوان کلی قرار داد. بنابراین، لازم است موضوع مقایسه در عنوان و متن مقاله بهروشنی مشخص شود.
مسئله پژوهش و اهداف مقاله روشنتر شود
لطفی با تأکید بر ضرورت تبیین دقیق مسئله پژوهش گفت: در چکیده مقاله، به انسانشناسی اسلامی بهعنوان یکی از ارکان نظام فکری حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای(ره) اشاره شده و بر نقش آن در تبیین حقوق مردم و آزادیهای مشروع تأکید شده است. این بخش از نظر معرفی موضوع مناسب است؛ اما پرسش اصلی این است که مقاله درصدد رفع کدام ابهام علمی است و چه مسئله حلنشدهای را دنبال میکند.
وی افزود: در یک پژوهش علمی، صرف معرفی موضوع و بیان اهمیت آن کافی نیست، بلکه باید مشخص شود که پژوهشگر دقیقاً به دنبال پاسخگویی به چه پرسشی است و قرار است کدام خلأ علمی را برطرف کند. در این مقاله نیز لازم است مسئله اصلی، پرسشهای فرعی و هدف نهایی پژوهش بهصورت شفافتر بیان شود.
این استاد دانشگاه ادامه داد: در چکیده، از رویکرد تطبیقی سخن گفته شده است؛ اما هدف پژوهش در بخشهایی به توصیف و تحلیل نزدیک میشود و در بخشهای دیگر، مفاهیمی مانند یافتن و ارزیابی مطرح میشود. لازم است این اهداف از یکدیگر تفکیک شوند تا مشخص باشد که پژوهش صرفاً درصدد توصیف و تحلیل دیدگاههاست یا قصد ارزیابی و استخراج معیارهای مشخصی برای آزادیهای مشروع را نیز دارد.
وی خاطرنشان کرد: این ابهام در مقدمه و بیان مسئله نیز تا حدودی دیده میشود. در حالی که مقدمه باید زمینه ورود به موضوع را فراهم کند و بیان مسئله نیز بهطور مشخص، مسئله محوری پژوهش را توضیح دهد، در این مقاله بیشتر به معرفی کلی آزادی و تفاوت دیدگاههای اسلامی و سکولار اشاره شده است. لازم است این بخشها بهگونهای تنظیم شوند که پیوند میان موضوع، مسئله و اهداف پژوهش روشن باشد.
روششناسی تطبیقی به تبیین دقیقتری نیاز دارد
لطفی با اشاره به روش تحقیق مقاله اظهار کرد: در بخش روششناسی، از روش تحلیلی و تطبیقی نام برده شده است؛ اما صرف اشاره به این دو روش برای تبیین روش تحقیق کافی نیست. باید مشخص شود که دقیقاً چه دیدگاهها و مبانی با یکدیگر مقایسه میشوند و معیار این مقایسه چیست.
وی افزود: آیا مقایسه بر اساس مبانی انسانشناختی صورت میگیرد، یا مبانی نظری آزادی، نسبت آزادی و مسئولیت، حدود آزادی فردی و اجتماعی و ارتباط آزادی با حقوق دیگران محور مقایسه است؟ این موارد باید بهصورت دقیق مشخص شوند تا خواننده بتواند منطق حاکم بر مقایسه و نحوه دستیابی پژوهشگر به نتایج را دنبال کند.
استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه بینالمللی علامه عسکری(ره) ادامه داد: همچنین لازم است منابع اصلی مورد استفاده برای تبیین دیدگاههای حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای(ره) مشخص شوند و در بخش مربوط به اندیشههای انسانشناختی مدرن و دیدگاههای سکولار نیز به منابع معتبر و مرتبط ارجاع داده شود.
وی تأکید کرد: در یک پژوهش تطبیقی، باید روشن باشد که دادهها و مبانی مورد مقایسه از چه منابعی استخراج شدهاند، چه شاخصهایی برای مقایسه در نظر گرفته شده و پژوهشگر بر اساس چه منطقی به تحلیل و نتیجهگیری رسیده است.
ضرورت تقویت مبانی نظری و تعریف مفاهیم کلیدی
لطفی با اشاره به بخش مبانی نظری مقاله بیان کرد: در این بخش باید مفاهیم اصلی و چارچوب تحلیلی پژوهش بهصورت دقیق تعریف شوند. مفاهیمی مانند انسانشناسی اسلامی، انسانشناسی مدرن، اومانیسم و سکولاریسم از جمله اصطلاحاتی هستند که ممکن است برداشتهای متفاوتی از آنها وجود داشته باشد؛ بنابراین، لازم است تعریف مورد نظر نویسنده از هر یک از این مفاهیم مشخص شود.
وی ادامه داد: برای مثال، وقتی از انسانشناسی مدرن یا اومانیسم سخن گفته میشود، باید روشن باشد که کدام تعریف و کدام رویکرد نظری مدنظر است؛ زیرا در ادبیات علمی، برداشتهای مختلفی از این مفاهیم وجود دارد و استفاده از آنها بدون تعیین چارچوب مفهومی میتواند موجب ابهام در تحلیل شود.
این استاد دانشگاه افزود: در بخشهایی از مقاله، به موضوعاتی مانند انسانمحوری، خدامحوری و ادعای انحصاری بودن راه سعادت در برخی دیدگاههای مدرن اشاره شده است؛ اما در مواردی، ارجاع دقیق به منابع این ادعاها ارائه نشده است. در چنین شرایطی، مشخص نیست که این مطالب مستقیماً از آثار و دیدگاههای متفکران مورد اشاره استخراج شده یا حاصل تحلیل و برداشت نویسنده مقاله است.
وی تصریح کرد: لازم است برای چنین گزارههایی، منبع دقیق و مستند ارائه شود تا خواننده بتواند اعتبار مطالب را ارزیابی کند. همچنین باید میان نقل دیدگاه دیگران، گزارش علمی از یک نظریه و تحلیل مستقل نویسنده تمایز روشنی وجود داشته باشد.
پیوند مبانی انسانشناختی با معیارهای آزادیهای مشروع تبیین شود
لطفی با اشاره به بحث انسانشناسی اسلامی در مقاله اظهار کرد: در بخشی از اثر، به برخورداری انسان از روح الهی و شایستگی او برای خلافت الهی اشاره شده است. این مباحث میتوانند مبانی مهمی برای تبیین جایگاه انسان در اندیشه اسلامی باشند؛ اما لازم است ارتباط آنها با مسئله اصلی پژوهش، یعنی آزادیهای مشروع، بهصورت استدلالی و روشن توضیح داده شود.
وی افزود: صرف توصیف جایگاه انسان در منظومه فکری اسلامی برای رسیدن به معیارهای حقوقی آزادی کافی نیست. باید مشخص شود که از این مبانی انسانشناختی چگونه میتوان حدود آزادی را استنباط کرد و بر چه اساسی، آزادی مشروع از آزادی نامشروع متمایز میشود.
استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه بینالمللی علامه عسکری(ره) ادامه داد: همچنین لازم است نسبت آزادی فردی با حقوق دیگران، مسئولیتهای اجتماعی و سایر الزامات حقوقی و اخلاقی مشخص شود. به بیان دیگر، مقاله باید توضیح دهد که چگونه از مبانی نظری و انسانشناختی به معیارهای قابل استفاده برای تحلیل مسائل عینی و اجتماعی میرسد.
وی خاطرنشان کرد: در بخش مبانی انسانشناختی، مطالب متعددی مطرح شده است؛ اما انتظار میرود نویسنده نتیجه مشخصی را که از این مبانی برای تبیین آزادیهای مشروع به دست میآورد، بهروشنی بیان کند. باید مشخص شود که این بخش صرفاً به توصیف انسان در یک منظومه فکری میپردازد یا درصدد ارائه استدلالی برای استخراج معیارهای آزادی است.
تفکیک تعریف آزادی از شاخصها و مصادیق آن
لطفی با تأکید بر ضرورت تبیین دقیق مفهوم آزادیهای مشروع گفت: در متن مقاله، چند مؤلفه مهم درباره آزادی مطرح شده است؛ اما هنوز بهروشنی مشخص نیست که این مؤلفهها تا چه اندازه قابلیت استفاده بهعنوان معیارهای تحلیلی برای بررسی مصادیق عینی آزادی را دارند.
وی افزود: در این زمینه، باید میان تعریف نظری آزادی، مفهوم آزادیهای مشروع، شاخصهای تشخیص مشروعیت آزادی و مصادیق عینی آن تفکیک قائل شد. تعریف کلی آزادی بهتنهایی نمیتواند پاسخگوی همه پرسشهای مربوط به حدود و شرایط تحقق آن باشد.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: اگر هدف مقاله، تبیین آزادیهای مشروع بر اساس مبانی انسانشناختی اسلامی است، باید مشخص شود که این مبانی چه معیارهایی برای تشخیص آزادی مشروع ارائه میکنند و این معیارها چگونه میتوانند در تحلیل موقعیتها و مسائل اجتماعی به کار گرفته شوند.
وی ادامه داد: همچنین لازم است رابطه میان مبانی انسانشناختی، اصول نظری آزادی و نتایج حقوقی حاصل از آنها بهصورت مرحلهبهمرحله توضیح داده شود تا استدلال مقاله از انسجام و پیوستگی بیشتری برخوردار باشد.
پیشینه پژوهش و ارجاعات علمی تکمیل شود
لطفی در بخش دیگری از ارزیابی خود، به ضرورت تقویت پیشینه پژوهش اشاره کرد و گفت: در مقاله به تعدادی از آثار پیشین اشاره شده است؛ اما این بخش باید بهصورت دقیقتر و هدفمندتر تنظیم شود. نویسنده لازم است مشخص کند که هر یک از پژوهشهای پیشین چه موضوعی را بررسی کردهاند، به چه نتایجی رسیدهاند و تحقیق حاضر از چه جهت با آنها تفاوت دارد.
وی افزود: برای نمونه، اگر به آثار شهید مطهری یا دیگر متفکران در زمینه آزادی و انسانشناسی استناد میشود، باید روشن شود که این آثار چه ابعادی از مسئله را بررسی کردهاند و پژوهش حاضر قرار است کدام جنبه مغفول یا متفاوت را دنبال کند.
استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه بینالمللی علامه عسکری(ره) خاطرنشان کرد: اشاره کلی به چند کتاب یا اثر علمی، بهتنهایی برای تبیین پیشینه پژوهش کافی نیست. لازم است نسبت میان پژوهش حاضر و مطالعات پیشین بهصورت روشن مشخص شود تا سهم علمی و وجه تمایز مقاله آشکار شود.
وی همچنین بر ضرورت دقت در ارجاعدهی تأکید کرد و گفت: در بخشهایی از مقاله، به دیدگاههای علامه طباطبایی، آیتالله جوادی آملی و حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای(ره) استناد شده است؛ اما در برخی موارد لازم است مشخص شود که عبارت یا دیدگاه مطرحشده، نقل مستقیم از صاحبنظر مورد اشاره است یا تحلیل و برداشت نویسنده.
لطفی افزود: ارائه نشانی دقیق منابع و مشخص کردن مأخذ مطالب، به افزایش اعتبار علمی پژوهش کمک میکند. بهویژه در موضوعات نظری و فلسفی، خواننده باید بتواند منشأ ادعاها و مبانی استدلال را بررسی و ارزیابی کند.
استفاده از پژوهشهای جدید و تقویت مقایسه تطبیقی
وی با اشاره به ضرورت بهروزرسانی منابع مقاله اظهار کرد: استفاده از منابع جدیدتر و توجه به پژوهشهایی که در سالهای اخیر درباره آزادی، انسانشناسی اسلامی، اندیشه سیاسی و نظامهای سکولار انجام شدهاند، میتواند به تقویت پشتوانه علمی مقاله کمک کند.
لطفی ادامه داد: همچنین لازم است مقایسه میان مبانی انسانشناختی اسلامی و دیدگاههای سکولار از سطح معرفی و توصیف فراتر برود و با تعیین شاخصهای روشن، به یک مقایسه علمی و روشمند تبدیل شود.
وی خاطرنشان کرد: در وضعیت فعلی، مقاله به مبانی انسانشناسی اسلامی توجه کرده است؛ اما برای تحقق یک پژوهش تطبیقی منسجم، لازم است طرفین مقایسه، مبانی نظری، شاخصهای ارزیابی و نتایج حاصل از این مقایسه با دقت بیشتری تبیین شوند.
ضرورت بازنگری علمی برای افزایش انسجام مقاله
استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه بینالمللی علامه عسکری(ره) در جمعبندی ارزیابی خود گفت: موضوع انتخابشده برای این مقاله، از ظرفیت علمی و پژوهشی مناسبی برخوردار است و پرداختن به نسبت میان انسانشناسی اسلامی، کرامت انسانی، عدالت اجتماعی و آزادیهای مشروع میتواند به توسعه مباحث فلسفه سیاسی و حقوق عمومی کمک کند.
وی افزود: با این حال، برای دستیابی به نتیجهای منسجم و قابل دفاع، لازم است عنوان مقاله با محتوای آن تناسب بیشتری پیدا کند، مسئله و اهداف پژوهش بهصورت دقیق تعریف شوند، چارچوب مفهومی و مبانی نظری تقویت شود و روششناسی تطبیقی نیز با تعیین منابع و شاخصهای مقایسه، شفافیت بیشتری پیدا کند.
لطفی تأکید کرد: همچنین لازم است ارتباط میان مبانی انسانشناختی و معیارهای حقوقی آزادیهای مشروع بهصورت مستدل تبیین شود و پیشینه پژوهش، ارجاعات علمی و منابع مورد استفاده نیز مورد بازنگری قرار گیرند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: توجه به این نکات میتواند به ارتقای انسجام نظری و روششناختی مقاله کمک کند و زمینه را برای ارائه تحلیلی دقیقتر از نسبت میان انسانشناسی اسلامی و تحقق آزادیهای مشروع فراهم آورد.

حجتالاسلام مهدی محمدزاده:
پژوهشگران به تبیین ابعاد علمی و اندیشههای رهبر شهید توجه کنند
در ادامه این نشست علمی حجتالاسلام مهدی محمدزاده، استادیار گروه الهیات و معارف اسلامی دانشگاه فرهنگیان، با اشاره به ابعاد علمی مقاله ارائهشده درباره نقش انسانشناسی اسلامی در تحقق آزادیهای مشروع، اظهار کرد: یکی از نکات ارزشمند این مقاله، توجه به آرای فکری و علمی رهبر شهید است؛ شخصیتی که با وجود برخورداری از جایگاه علمی برجسته، ابعاد مختلف اندیشه و شخصیت علمی ایشان همچنان نیازمند بررسی و تبیین بیشتر است.
ضرورت بازخوانی شخصیت علمی رهبر شهید در پژوهشهای دانشگاهی
وی با بیان اینکه رهبر شهید از جمله شخصیتهای علمی برجسته و در عین حال مظلوم در دوران معاصر بود، افزود: با گذشت چند ماه از شهادت ایشان، همچنان ضرورت دارد که پژوهشگران و صاحبنظران رشتههای مختلف علمی به بررسی ابعاد شخصیتی، علمی و فکری ایشان بپردازند.
حجتالاسلام محمدزاده ادامه داد: افرادی که توفیق درک محضر علمی ایشان را داشتند، از تسلط علمی و قدرت تحلیل ایشان در حوزههای گوناگون شگفتزده میشدند. این تسلط تنها به یک رشته محدود نبود، بلکه در حوزههایی همچون ادبیات، فلسفه، علم اصول و دیگر شاخههای علمی نیز نمود داشت.
وی تصریح کرد: شایسته است پژوهشگران و استادان دانشگاه و حوزه در رشتههای مختلف، به بازخوانی و تبیین این ظرفیتهای علمی بپردازند و با انجام پژوهشهای روشمند، ابعاد کمتر شناختهشده شخصیت علمی رهبر شهید را برای جامعه علمی معرفی کنند.
استادیار گروه الهیات و معارف اسلامی دانشگاه فرهنگیان با قدردانی از برگزارکنندگان و پژوهشگران این نشست خاطرنشان کرد: پرداختن به موضوع آزادی در اندیشه اسلامی و بررسی دیدگاههای علمی رهبر شهید، اقدامی ارزشمند است و میتواند زمینهساز شکلگیری گفتوگوهای علمی عمیقتر در این عرصه باشد.
ضرورت تفکیک مبانی نظری از کارکردهای عملی آزادی
حجتالاسلام محمدزاده در ادامه، با اشاره به ضرورت تعیین دقیق چارچوب پژوهش، بیان کرد: به نظر میرسد یکی از موضوعاتی که در بررسی این مقاله باید مورد توجه قرار گیرد، مشخص شدن نسبت میان مبانی نظری و کارکردهای عملی آزادی است. لازم است روشن شود که هدف اصلی مقاله، تبیین مبانی انسانشناختی و نظری آزادیهای مشروع است یا اینکه پژوهش در پی بررسی کارکردها و کاربستهای اجتماعی این مبانی نیز هست.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اهمیت تفکیک این دو سطح از بحث گفت: هنگامی که از تحقق عدالت اجتماعی سخن میگوییم، در واقع وارد عرصه عینی و عملی شدهایم؛ اما بحث درباره مبانی انسانشناختی آزادی، بیشتر ناظر به تبیین نظری و فلسفی موضوع است. بنابراین، باید مشخص شود که پژوهش در پی ارائه یک بحث نظری و تبیین مبانی است یا میخواهد از این مرحله فراتر برود و به بررسی نحوه تحقق عملی این مبانی در جامعه بپردازد.
وی خاطرنشان کرد: اگر این دو سطح از بحث بهروشنی از یکدیگر تفکیک شوند، هم ساختار مقاله انسجام بیشتری پیدا میکند و هم مخاطب بهتر میتواند نسبت میان مبانی نظری و نتایج اجتماعی آنها را درک کند.
تفاوت مفهوم آزادی در اندیشه اسلامی و مکاتب سکولار باید تبیین شود
حجتالاسلام محمدزاده در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به ضرورت بررسی تطبیقی مفهوم آزادی در اندیشه اسلامی و مکاتب غربی و سکولار اظهار کرد: در مباحث مربوط به آزادی باید به این نکته توجه داشت که برداشت مکاتب مختلف از آزادی یکسان نیست و هر مکتب، این مفهوم را بر اساس مبانی فکری و انسانشناختی خود تعریف میکند. ازاینرو، هنگامی که از آزادی در چارچوب اندیشه اسلامی سخن میگوییم، باید روشن کنیم که این مفهوم بر چه مبانی و پیشفرضهایی استوار است و چه تفاوتهایی با برداشتهای مطرحشده در مکاتب غربی و سکولار دارد.
استادیار گروه الهیات و معارف اسلامی دانشگاه فرهنگیان تأکید کرد: در بحث آزادیهای مشروع، لازم است نسبت میان آزادی، کرامت انسانی، عدالت اجتماعی و دیگر ارزشهای بنیادین بهروشنی تبیین شود تا مشخص شود که در چارچوب انسانشناسی اسلامی، آزادی چه معنا و جایگاهی دارد و چگونه میتوان از آن در مسیر تحقق اهداف اجتماعی بهره گرفت.
ضرورت تبیین تفاوتهای مفهومی در بحث اخلاق و عدالت اجتماعی
وی در ادامه، با اشاره به اهمیت مفهومشناسی در پژوهشهای علوم انسانی گفت: یکی دیگر از نکاتی که باید مورد توجه قرار گیرد، تفاوت در برداشتها و تعریفهای ارائهشده از مفاهیمی همچون اخلاق و آزادی است. گاهی یک واژه در مکاتب مختلف به کار میرود، اما معنایی که هر مکتب از آن اراده میکند، با معنای مورد نظر در مکتب دیگر تفاوت دارد.
حجتالاسلام محمدزاده افزود: برای مثال، ممکن است مفهوم اخلاق در اندیشه اسلامی بر مبانی و معیارهایی استوار باشد که با تعریف اخلاق در برخی مکاتب غربی تفاوت دارد؛ بااینحال، در هر دو دیدگاه از واژه «اخلاق» استفاده میشود. بنابراین، صرف اشتراک در واژگان نباید موجب این تصور شود که دو مکتب در تعریف و مبانی یک مفهوم نیز با یکدیگر اشتراک دارند.
وی تصریح کرد: در مباحث مفهومشناختی مقاله باید این تفاوتها بهصورت دقیق تبیین شود و مرز میان کاربردهای مختلف یک واژه مشخص باشد. این مسئله درباره مفاهیمی همچون آزادی، اخلاق، عدالت و حقوق بشر نیز اهمیت دارد.
استفاده ابزاری از مفاهیم عدالت و حقوق بشر در مناسبات بینالمللی
حجتالاسلام محمدزاده برای تبیین اهمیت این مسئله، به برخی رفتارهای قدرتهای بینالمللی اشاره کرد و گفت: گاهی دولتها و قدرتهایی از نقاط مختلف جهان، با ادعای تحقق حقوق بشر، برقراری عدالت یا نجات ملتها، به کشورهای دیگر حمله میکنند و اقدامات نظامی و سیاسی خود را با چنین شعارهایی توجیه میکنند.
وی افزود: برای نمونه، در مواردی مداخله در کشورهای منطقه غرب آسیا، از جمله عراق و افغانستان، با ادعاهایی همچون تحقق عدالت، دفاع از حقوق بشر و تأمین آزادی ملتها توجیه شده است؛ درحالیکه پیامدهای این اقدامات، خود محل بحث و نقد جدی است.
استادیار گروه الهیات و معارف اسلامی دانشگاه فرهنگیان خاطرنشان کرد: این نمونهها نشان میدهد که مفاهیمی همچون آزادی، عدالت و حقوق بشر ممکن است در گفتمانهای مختلف، معانی و کارکردهای متفاوتی پیدا کنند و حتی به ابزاری برای توجیه اقدامات سیاسی و نظامی تبدیل شوند.
وی تأکید کرد: ازاینرو، در پژوهشهای علمی باید بهروشنی مشخص شود که منظور از آزادی، عدالت اجتماعی و حقوق بشر چیست و این مفاهیم بر چه مبانی نظری و ارزشی استوار هستند. تبیین دقیق این تفاوتها میتواند از خلط مفاهیم جلوگیری کند و زمینه فهم عمیقتر دیدگاههای اسلامی را فراهم سازد.
مقاله ظرفیت توسعه در مراحل بعدی پژوهش را دارد
حجتالاسلام محمدزاده در پایان، با قدردانی از مقاله ارائهشده و مطالب مطرحشده در این نشست گفت: بنده شخصاً از مطالعه این مقاله بهره بردم و معتقدم موضوع انتخابشده ظرفیت علمی مناسبی برای ادامه پژوهش و بررسیهای تکمیلی دارد. به نظر میرسد این مقاله میتواند در مراحل بعدی، با گسترش مباحث نظری، بررسی دقیقتر مبانی انسانشناختی و تبیین کارکردهای اجتماعی آزادیهای مشروع، به ابعاد گستردهتری از موضوع بپردازد.
این استاد دانشگاه در پایان گفت: امیدواریم طرح چنین مباحثی زمینهساز شکلگیری پژوهشهای تکمیلی و گفتوگوهای علمی بیشتر درباره نسبت میان انسانشناسی اسلامی، آزادیهای مشروع و تحقق عدالت اجتماعی باشد.
انتهای پیام/











نظر شما