به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، دکتر فضه خاتمینیا در نشست علمی با عنوان"فرجام رؤیای سلطه بر ایران" که به همت انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع) برگزار شد، با اشاره به سخنان اخیر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا در شهر آتن و بنای آکروپلیس اظهار داشت: اگر به این سخنرانی با دقت گوش کنیم بهخوبی متوجه میشویم که نوعی اسطورهشناسیِ غایتانگارانه جریان دارد. دلیل این امر آن است که غرب از دیرباز و از دوران یونان باستان، در هویتسازی خود، برساخت خویشتن و همچنین برساخت «دیگریِ شرقی» به کرات از این رویکرد بهره برده است.
وی افزود: در عین حال باید توجه داشت که نطق آقای روبیو، صرفاً یک سخنرانی دیپلماتیک و سیاسی نیست، چه آنکه با دقت در واژگان بهکاررفته، لحن کلام و فراز و فرود صدای ایشان، درمییابیم که نوعی خطابه و فن بیان خاص در آن وجود دارد. به عقیده بنده، تحلیل این بخش با بهرهگیری از نظریات هیدن وایت قابل تبیین است. اینکه چگونه یک پیرنگسازی شکل میگیرد تا غرب را همواره در موضع مظلومیت و در معرض هجوم «شرق بربر» نشان دهد، بهگونهای که دفاع از خود را امری ضروری جلوه دهد.
این مدرس دانشگاه همچنین گفت: در مقابل، همانگونه که اساتید در این نشست نیز اشاره کردند، تمدن ایران در طول تاریخ و در بستر تمدنی خود نشان داده که هرگز در گذرگاههای تاریخی، عنصری تسخیرپذیر نبوده و همواره تابآوری خود را در سطح جهان به اثبات رسانده است. هر چند که ممکن است در جنگ روایتها و در عرصه رسانهای، به جهت عدم برخورداری از ابزارهای پیشرفته یا فقدان رسانهای غالب، گاهی عقبتر به نظر برسیم، اما هنگامی که به ریشههای تمدنی خود مراجعه میکنیم، درمییابیم که در مواجهههای واقعی و تمدنی، روایتسازی درست همواره توسط ایرانیان صورت گرفته است.
وی اضافه کرد: نکته کلیدی در پیرنگسازی این سخنرانی آن است که در تمدن یونانی، نمایشنامهنویسی و دراما، بخشی از هویت انسان آتنی محسوب میشود. شهروندان در اجتماعات حضور مییابند و نمایشی اجرا میشود که هویت انسان یونانی در آن مُدام پالایش مییابد. این ساختار در ادبیات نمایشی «تراژدی» نامیده میشود، اما رویکردی که آقای روبیو در آن سخنرانی برگزیده، استفاده از پیرنگ «ملودرام» است. خاتمینیا همچنین بیان داشت: تفاوت تراژدی و ملودرام در این است که در تراژدی، نقش جمعیت و ارتباط جامعه با اجرای نمایش از اهمیت بالایی برخوردار است، اما در ملودرامهای انتخابی آقای روبیو، هدف بازنمایی واقعیتهای مادی است که غرب همواره به عنوان ابزار سلطه از آنها بهره میبرد تا نظام سرمایهداری خود را تقویت کند.
وی یادآور شد: طبعاً در چنین نگاه و رویکردی، ایران به مثابه یک «شریک ازلی جرم» تصویر میشود. این رویکرد در همان ابتدای سخنرانی آقای روبیو کاملاً نمایان است؛ جایی که سخنرانی خود را با جنگهای ایران و یونان آغاز میکند تا نشان دهد آتن و یونان قربانی بودهاند. بر همین اساس، او تاریخ را به گونهای بازسازی میکند که غرب معاصر میراثدار یونان جلوه داده شود و خود را نجاتبخش یونان معرفی کند.
پژوهشگر حوزه صلح و زنان همچنین گفت: در یونان باستان، تراژدی مشهوری پیرامون این مواجهه به نام پارسیان وجود دارد که در آن پیامدهای غرور و شکست به تصویر کشیده شده و تمرکز اصلی بر مفهوم پالایش یا همان «کارتارسیس» است، اما در رویکرد ملودراماتیک، آقای روبیو جغرافیایی را انتخاب میکند که در حافظه تاریخی یونان، خاطره جمعی و هویت جمعی را زنده کند و به راحتی با مخاطب همذاتپنداری نماید، بدون آنکه به پدیده «شالودهشکنی» که همواره در خودِ غرب نسبت به یونان باستان رخ داده است، اشارهای بکند.
وی تصریح کرد: در این میان، جای بسی تأسف است که چرا ادبیات غرب به درستی مطالعه نمیشود؛ در ادبیات غرب از دوران رنسانس به بعد، آتنیها و یونانیها-چه در آثار شکسپیر و چه در آثار دانته- غالباً به عنوان مردمی فریبکار تصویر شدهاند. تصویری که آقای روبیو در این سخنرانی از یونانیها ارائه میدهد، با تصویر واقعی آنان در آثار بزرگان ادبیات غرب فاصله زیادی دارد.
وی افزود: حتی پس از دوره روشنگری نیز مشاهده میکنیم که اروپاییها اگرچه فرهنگ و تمدن خود را از یونان وام گرفتند، اما به دلیل آمیختگی یونانیها با سویههای شرقی، مدیترانهای و عثمانی، دیگر اصالت «انسان غربی» را برای آنها قائل نبودند و آنان را در زمره «دیگریِ» خود محسوب میکردند.
خاتمینیا همچنین ابراز داشت: در بسیاری از آثار و هجویات غربیان، واژه «یونانی» گاه با بار معنایی تحقیرآمیز به کار رفته است. برخلاف تصور رایج در سخنرانی مذکور، قهرمان یونانی در ذهنیت ادبی غرب، انسانی مکّار و فریبکار است و سنخیتی با قهرمانان واقعی غربی ندارد.
وی تأکید کرد: با گذر از این مباحث، زمانی که این خط سیر تاریخی را دنبال میکنیم، مشاهده میکنیم که آقای روبیو مأموریت خود را به عنوان یک انسان غربی تعریف میکند تا آتن را از چنگال «ایرانیانِ بربر» نجات دهد. او استدلال خود را بر اساس همان روایت مغرضانه از حملات تاریخی ایرانیان پایهریزی میکند و حال آنکه در مقابل، با نگاهی به منابع تاریخی درمییابیم که مواجهه میان تمدن ایران و تمدن آتنی-یونانی همواره به تعامل انجامیده است.
وی همچنین گفت: مباحث مربوط به کثرتگرایی، زبانشناسی و نهادهای سیاسی حاکی از آن است که حتی در نقشینهها و آثار به جای مانده از دورههای هخامنشی و پس از آن، تمدن ایرانی همواره مظهر تعامل و قابلیت هضم فرهنگهای گوناگون بوده است. نمونه بارز این امر مواجهه اسکندر مقدونی با ایران است؛ زمانی که اسکندر قصد داشت نظام اداری و دیوانسالاری یونانی را در ایران پیاده کند، دریافت که سازوکارهای سنتی او پاسخگوی این تمدن ریشهدار نیست و ناگزیر به پذیرش فرهنگ و ساختار ایرانی شد.
خاتمی نیا تصریح کرد: اگرچه ایران در برخی گذرگاههای تاریخی ممکن است در ظاهر مغلوب شده باشد، اما به لحاظ تمدنی هرگز شکست نخورده و غرب نتوانسته است اصالت تمدنی آن را مغلوب سازد.
این مدرس دانشگاه افزود: علت استفاده از قالب «ملودرام» به جای «تراژدی» توسط آقای روبیو در همین نقطه آشکار میشود. در تئاتر کلاسیک، گروه کر وظیفه دارد با بیان واقعیتهای تاریخی، حافظه جمعی جامعه را با حقایق اخلاقی پیوند دهد. اما آقای روبیو با اتخاذ رویکرد تکصدا، شخصاً نقش گروه کر را ایفا میکند. در تراژدیهای کلاسیک، گروه کر روح جمعی را به اخلاقمداری دعوت میکند؛ اما در این سخنرانی، مخاطبان که بیشتر بدنهای رسانهای و دیپلماتیک هستند تا مردم واقعی یونان به گامهای بعدی ترغیب میشوند.
ویهمچنین بیان داشت:در اصطلاح نمایشنامهنویسی به این تکنیک «پیشآگاهی» گفته میشود؛ یعنی زمینهسازی و توجیه منطقی برای حملات و تهاجمات آینده به ایران، تحت پوشش دفاع از ارزشهای تاریخی.
وی در خاتمه سخنان خود گفت: به هر صورت باید توجه داشت که جایگاه ایران در تمامی عرصهها اعم از شعر، هنر و فرهنگ، همواره نقش یک «بازیگر مرکزی» را داشته است. گرچه روایت غربی همواره تلاش کرده با دیگریسازی از انسان شرقی، استیلای خود را حفظ کند، اما ایران در صحنه عمل و مواجهههای تمدنی، با تکیه بر تجربیات تاریخی خود، بسیار جلوتر از روایتهای رسانهای غرب حرکت کرده است.










نظر شما