به گزارش خبرگزاری حوزه، برپایه تازهترین گزارشهایِ منتشره، صنعت سرگرمی در دنیا توانسته با رشد سالانه افزون بر ۱۲ درصدی، ضمن عبور از صنعت بزرگ خودرو، به دومین بخش تجاری ارزشمند جهان تبدیل شود.
نکته جالب توجه اینکه در این رقابت نفسگیر، "نتفلیکس" با جهش ۲۲ درصدی در ارزش برند خود، ستاره بیچونوچرای این میدان بوده است. هماکنون نیز دو غول حوزه سرگرمی و شبکههای اجتماعی یعنی "اینستاگرام" و "یوتیوب" به ترتیب در جایگاههای هفتم و دهم برترین برندهای دنیا قرار گرفتهاند، ضمن آن که شرکتهایی همچون "دیزنی"، "سونی" و "اسپاتیفای" نیز با تثبیت جایگاه خود، نشان دادهاند که دیگر صرفاً یک پلتفرم پخش محتوا نیستند، بلکه با توجه به ایجاد و تبلیغ فرمهای جذاب، عملاً رفتار و سبک زندگی مخاطبان خود را به عنوان مصرفکننده محتوا، تحت تأثیر جدی قرار میدهند.
"ایجاد عادت" با محوریت تغییر در سبک زندگی افراد
از سوی دیگر و به تعبیر کارشناسان با ورود هوش مصنوعی به عرصه ساخت و توزیع سرگرمی، فناوری به تنهایی قادر به ایجاد مزیت رقابتی نیست، چه آن که در این میان، برندهایی برنده ماجرا هستند که به جای خلق لحظههای زودگذر، این قابلیت را داشته باشند که در زندگی مردم، عادت ایجاد کنند.
واقعیت امر آن است که فراتر از بحث اقتصاد و درآمدزایی، صنعت سرگرمی امروزه به ابزار اصلی قدرت نرم به ویژه با رویکرد بازتولید هویت تبدیل شده است؛ هویتی که به سبک زندگی افراد، جهت میدهد.
و اینک ما در زمانهای بسر میبریم که مرزهای قدرت دیگر تنها در قلمروهای جغرافیایی و توان نظامی محدود و خلاصه نمیشوند، چرا که میدان اصلی نبرد، در صفحه نمایش گوشیهای همراه و به معنای دقیقتر در اتمسفرِ دنیای مجازی شکل میگیرد و در این میان، آنچه با عنوان "صنعت سرگرمی" در چنین بستری روز به روز، توسعه افزونتری مییابد، در واقع ابزار اصلی بازتولیدِ ارزشها، هویتها و حتی جهانبینیهای نوین است.
"اقتصاد توجه" در کانون توجهات تجاری
به دیگر سخن ما در دورانی زندگی میکنیم که توجه انسان، ارزشمندترین کالای تجاری امروز دنیا به شمار میرود و طبعاً در این راستا، مسأله سرگرمی از یک موضوع سادهی ناظر به گذران وقت و اوقات فراغت به مسألهای بسیار مهم و بلکه استراتژیک در حوزه امنیت فرهنگی و تمدنی تبدیل شده است.
چنانچه قبول کنیم که صنعت سرگرمی، موتور محرک بازتولیدِ هویت و سبک زندگی است، در این صورت سوالی که پیش میآید این است که توسعه شتابانِ چنین صنعتی با دامنه وسیع مخاطبان، چه پیامدی برای ساختارهای تمدنی و ارزشهای اصیل جوامع به همراه خواهد داشت؟ پاسخ البته در مفهوم "عادتسازی" نهفته است.
همانطور که پیشتر نیز اشاره شد، برندهایی که موفق شدهاند از سطح ارائه محتوا به سطح ایجاد عادت ارتقا یابند، در واقع در حال پیریزی یک زیرساخت شناختی در ذهن مخاطب هستند. وقتی تماشای یک الگوی خاص از زندگی، از طریق پلتفرمهای یوتیوب یا اینستاگرام، به بخشی جداییناپذیر از روزمرگی تبدیل میشود، آن الگو دیگر یک «انتخاب» نیست، بلکه به یک «ضرورت زیستی» و «هویت فردی» بدل میگردد.
انسانِ تکساحتی و توجه به ظواهر زندگی
حجت الاسلام والمسلمین علیرضا محمدلو، مدرس و پژوهشگر رسانه نیز با اشاره به تحولات ناظر به سبک زندگی مدرن ابراز داشت: واقعیت آن است که بشر امروز، تحت تأثیر مختصات عصر مدرن، زندگی اش را به دوبخش رسمی(کار) و غیررسمی(تفریح) تفکیک کرده است؛ چه آن که باید گفت حجم ساعات کار بالا و جدی شدن تفریحات و سرگرمیها با رویکرد جبران خستگیهایِ ناشی از کار روزمره، از بشر امروز یک انسانِ تکساحتی ساخته که همّ و غمّی جز ظاهر زندگی ندارد و درد باطن و معنا را نیز با داروی مسکنی بنام اوقات فراغت، التیام میبخشد.
وی افزود: از سوی دیگر، چرخهی زندگی عاری از معنا و خستگی حاصل از کار مفرط و یکنواخت و انتظار برای رسیدن روزهای پایانی هفته، اوقات زندگی را به دوبخش کار و تفریح تقسیم نموده و مساله کار در دیدگاه بشر امروز، به یک شرّ ناگزیر بدل شده است.
مؤلفههای عصر سرگرمی کدام است!؟
مدرس حوزه و دانشگاه همچنین ادامه داد: از آن جاییکه نگاه جهان غرب و نظام سرمایهداری به مقوله اوقات فراغت در ساحت زندگی بشر، یک نگاه اقتصادی و سودمحورانه است، پدیدهای به نام صنعت سرگرمی شکل میگیرد که با ظاهری تمام فرهنگی و جذاب و با ابزارهای چندرسانهای، عقبه اقتصادی و بهرهکشی از بشر در قالب جدید را رقم میزند.
وی یادآور شد: البته باید توجه داشت که عصر سرگرمی با مؤلفهها و شاخصهایی همچون فردگرایی، مصرفزدگی، لذت گرایی، اصالت ظاهر، غفلت از معنا و مسئولیت و جامعه و مبدا و معاد را سبب میشود؛ اینکه در نگاه دینی، زمان را همچون ابرگذران می بیند و اوقات فراغت را با چاشنی لذت حلال مینگرد و کار برای خانواده را چون اجر و لذت مجاهدت در راه خدا قرار میدهد، نشان از عمق فاجعهای است که در پس صنعت سرگرمی و مدیریت اوقات فراغت در حال رخ دادن است.
وقتی صنعت سرگرمی، ذائقهها را تغییر میدهد
حجت الاسلام محمدلو بیان داشت: اساساً مهندسی افکارعمومی، صورت جدیدی یافته و با سرگرم آموزی و در بستر قهرمان ها و ضدقهرمان های فیلم ها و سریال ها و انیمیشن ها، ذائقه های هک شده ای را تولید و بازتولید می کند. استعمار فرانو، تسلیحات و اطلاعات را در خدمت تبلیغات درآورده و مهندسی موافقت را بعنوان استراتژی اصلی پروژه جهانی سازی، در دستور کار قرار داده است.
وی اضافه کرد: در واقع بهترین گزینه برای قدرت هژمونیک غرب، همین صنعت سرگرمی است که یک شهروند بسته بندی شده را تحویل نظام بین الملل می دهد و مجاری اندیشه ها و علایق و اقداماتش را از طریق سرگرمی های فیلتر شده، کنترل نموده و خروجی های مدنظرش را به راحتی پیش بینی میکند.
نگاه دقیق آموزههای اسلامی به مقوله سرگرمی
نکته پایانی در این گزارش هم آنکه؛ دین مبین اسلام با نگاهی کلان به ماهیت انسان، سرگرمی را به عنوان ابزاری در جهت «تزکیه» یا «تخدیر» میشناسد. تفاوت بنیادین در اینجاست: آیا این فعالیت، انسان را به سوی خودآگاهی و ارتقای توانمندیهای روحی و معنوی میبرد، یا او را در یک حالتِ بیهوشیِ اخلاقی و غفلت غرق می سازد!؟
به دیگر سخن باید گفت برپایه آموزه های دینی آن شکل از سرگرمیای که بر پایه زیباییهای فریبنده و بیارزش بنا شده باشد، در واقع نوعی تخدیرِ روحی است که قوهی تشخیص خیر و شر را در انسان تضعیف میکند. از آن سوی قضیه البته، هنر و سرگرمی در نگاه تمدنی اسلام، میتواند ابزاری برای تجلیِ شکوهِ هستی و تقویت پیوند میان انسان و خالق باشد. از این منظر، چالش ما با سرگرمی مدرن، صرفاً چالشِ ممنوعیت نیست، بلکه چالشِ ارزشگذاری است؛ یعنی چگونگیِ تولید محتوایی که هم لذتبخش باشد و هم کرامت انسانی را خدشهدار نکند.
گزارش از: سید محمدمهدی موسوی










نظر شما