پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۹ | Dec 3, 2020
امر به معروف

حوزه/ کسی که در صدد امر و نهی دیگری است، باید به هر قیمتی شده به او بباوراند که خیرخواه اوست، مصلحت او را می جـویـد و آنچه می گوید، از سر خیرخواهی و دلسوزی است.

به گزارش خبرگزاری حوزه، کتاب «آداب معاشرت» به قلم آقایان «سید محمد مقدس نیا» و «محمد مهدی محمدی» به ابعاد مختلف معاشرت در موضوعات گوناگون پرداخته است که در شماره های مختلف تقدیم نگاه شما خوبان خواهد شد.

شیوه های صحیح امر و نهی

بـهـتـریـن روش ها در امر به معروف و نهی از منکر، روش هایی است که اولیای الهی در ارشاد و راهنمایی ملّت ها به کار گرفته و به وسیله آن توانسته اند از مردمی با بدترین خصوصیّات اخلاقی و اجتماعی، انسانهایی ارزشمند و با فضیلت بسازند. اهم این روشها عبارتند از:

هماهنگی در گفتار و عمل

یـکـی از بـدیـهـی تـریـن اصـولی کـه بـایـسـتـی در امـر بـه مـعـروف و نـهـی از مـنـکـر مـورد کـمـال دقّت و توجّه قرار گیرد، این است که شخص آمر و ناهی باید ابتدا خود به آنچه امر می کـنـد، عـمـل کـنـد و از آنـچـه نـهـی مـی کـنـد، بـپـرهـیـزد. کـسـی کـه خـودش رغـبـتـی بـه کـسـب فضایل ندارد و از رذایل نیز کم و بیش روی گردان نیست، چگونه می تواند از دیگران توقّع داشته باشد که به امر او، فضیلت کسب کنند و با نهی او از رذیلت پرهیز نمایند؟

ذات نایافته از هستی بخش  //  کی تواند که شود هستی بخش؟

برای اینکه کلام و نصیحت انسان در شنونده مؤثّر واقع شود و او سخن آدمی را به گوش جان بـشـنـود و آن را بـه کـار بـنـدد، شـایـسـتـه اسـت قـول و فـعل آمر و ناهی با هم هماهنگی داشته باشد. به همین جهت قرآن کریم، در آیه ای نخبگان بنی اسرائیل را مورد نکوهش قرار می دهد که:

«أتـَاءْمـُرُونَ النـّاسَ بـِالْبـِرِّ وَ تـَنـْسـَوْنَ أنـْفـُسـَکـُمْ وَ اءَنـْتـُمْ تـَتـْلُونَ الْکـِتـابَ أفـَلا تَعْقِلُونَ» «۵۵»

آیـا مـردم را بـه نـیـکـی دعـوت مـی کـنـیـد و خودتان را فراموش می نمایید؛ با اینکه شما کتاب آسمانی «تورات» را می خوانید؟ چرا نمی اندیشید؟

تـو گـویـی کـه دعـوت مـردم بـه کـار نـیـک و مـنـع آنـان از کـار زشـت، اگـر بـا عـمل آمر و ناهی هماهنگ نباشد، نه تنها با ایمان به کتب آسمانی نمی سازد، بلکه عاقلانه نیز نیست و نیز در آیه ای عتاب آمیز برخی از مؤمنان ساده اندیش را مخاطب ساخته، می فرماید:

«یـا أیُّهـَا الَّذیـنَ امـَنـوُا لِمَ تـَقـُولُونَ مـا لا تـَفـْعـَلوُنََ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّهِ اءَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ»«۵۶»

ای کـسـانـی کـه ایـمـان آورده ایـد! چـرا سـخـنـی مـی گـویـیـد کـه عـمـل نـمـی کـنـیـد؟ نـزد خـدا بـسـیـار مـوجـب خـشـم اسـت سـخـنـی بـگـویـیـد کـه عمل نمی کنید.

پـیـشـوایان بزرگوار اسلام نیز در این مقام همواره به پیروانشان تذکّر می دادند که به جای دعـوت مـردم بـا زبـان و سـخـن، بـکـوشـنـد تـا بـیـشـتـر بـا عمل خود الگوی مردم باشند، چرا که «دو صد گفته چون نیم کردار نیست. »

امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید:

«کُونُوا دُعاةَ النّاسِ بِغَیْرِ اءَلْسِنَتِکُمْ»«۵۷»  با غیر زبانتان، مردم را به سوی نیکی ها فرا خوانید.

استاد شهید مطهری در این باره می گوید:

«هـر مـصـلحـی اوّل بـایـد صـالح بـاشـد، تـا بـتـواند مصلح باشد. او باید برود پیش و به دیـگـران بـگـویـد، پشت سر من بیایید! خیلی فرق است میان کسی که ایستاده و به سربازانش فـرمـان مـی دهـد: بـرو پـیش! من اینجا ایستاده ام! و کسی که خودش جلو می رود و می گوید: من رفـتـم، تـو هـم پـشـت سر من بیا.

انبیاء و اولیای الهی همیشه می گویند: «ما رفتیم». پیغمبر اسـلام اگـر در آنـچـه دسـتـور مـی داد، اوّل خـود پـیـشـقـدم نـبـود، مـحـال بـود دیـگـران پـیـروی کـنند؛ اگر می گفت نماز و نماز شب، خودش بیش از هر کس دیگر عـبـادت مـی کـرد ... اگـر مـی گـفـت انـفـاق در راه خـدا و گـذشـت و ایـثـار، اوّل کـسـی کـه ایـثـار مـی کـرد، خـودش بـود...اگـر مـی گـفـت جـهـاد فـی سبیل اللّه، در جنگها اوّل خود جلو می رفت... ت. »«۵۸»

احترام به شخصیّت افراد

خـود دوسـتـی ریـشه در فطرت آدمی دارد و هر کس به مقتضای این غریزه فطری، برای خودش احترام، شخصیّت و ارزش ویژه ای قائل است. انسان، در وهله نخست، همه برخوردها، معاشرت ها و امـر و نـهـی هـای دیـگـران را بـا ایـن مـعـیـار ارزیـابـی مـی کـنـد کـه بـبـیـنـد، طـرف مقابل چه جایگاه و شخصیّتی به او داده است.

وانگهی، بازداشتن فرد از بدی ها و فراخواندن او بـه سـوی نیکی ها که خود نوعی مقابله با امیال غریزی و خواسته های شهوانی اوست، بسان خـورانـدن داروی شـفـابخش ولی تلخ و شوری است که به مذاق بیمار چندان خوشایند نیست.

از ایـن رو، لازم است نصایح حکیمانه و امر و نهی های مشفقانه همواره آمیخته با ادب و احترام بوده و با الفاظی شیرین و محبّت آمیز ادا گردد؛ تا نه تنها موجب تمرّد، لجاجت و واکنش منفی شنونده نشود؛ بلکه همچون باران دلپذیر بهاری، روح او را از انواع پلیدی ها شستشو دهد و غنچه های عطرآگین فضیلت را در سرزمین جانش شکوفا سازد.

شایسته است انسان قبل از امر به معروف و نهی از منکر به فراخور موقعیّت اجتماعی شنونده، قـدری از او تـمجید کند و روی نکات مثبت اخلاقی، ملّی، خانوادگی، علمی، انقلابی، شغلی و ... او تـأکـیـد ورزد.

بـه عـنـوان مـثـال، بـا جـمـلاتـی از قـبـیـل : «شـمـا فرد متعهّدی هستید»، «شما از سرمایه های این مملکت هستید»، «شما دانش آموز یا دانشجوی درسخوان و موفّقی هستید»، «شما فرزند یا برادر یک شهید هستید و بر گردن همه مـا حـق داریـد. »، «شـمـا بـه خـانـواده ای اصـیـل و نـجیب وابسته اید»، «شما یک بسیجی و مایه افتخار مایید»، «شما کارمند منظّم و پرتلاشی هستید» و ... بکوشد تا به او کرامت ببخشد و جایگاه او را در نقطه بلندی از عزّت ها و ارزش ها تثبیت کند، آنگاه با لحنی ملایم و دلنشین او را از منکر باز دارد و به معروف دعوت کند.

فردی از یاران امام صادق علیه السلام، گاهی مرتکب لغزشی می شد. زمانی به کمک حضرت نـیـازمند شد. خدمت امام رسید و تقاضایش را مطرح کرد. امام علیه السلام به او کمک کرده، از او دلجویی نمود، سپس به او چنین فرمود:

«اِنَّ الْحـَسـَنَ مـِنْ کُلِّ أحَدٍ حَسَنٌ وَ اِنَّهُ مِنْکَ أحْسَنُ لِمَکانِکَ مِنّا وَ اِنَّ الْقَبیحَ مِنْ کُلِّ اَحَدٍ قَبیحٌ و اِنَّهُ مِنْکَ اَقْبَحُ» «۵۹»

کار خوب، از هر کس سر بزند خوب است و از تو خوبتر است؛ زیرا تو به ما وابسته ای! و کار بد از از هر کس صادر شود بد است و از تو بدتر است.

چـنـان کـه مـی بـینید امام علیه السلام در اینجا با سه اقدام هماهنگ که عبارتند از «دلجویی»، «احـسـان» و «تـأکـید بر وابستگی او به خودشان» زمینه ای مناسب ایجاد کرده، سپس او را نصیحت کرد.

پرهیز از افراط در خشونت و بدزبانی

گـرچه کار نهی از منکر، ممکن است به نقطه ای برسد که ناهی ناچار شود برای بازداشتن فرد از گناه، به زور توسّل جوید، لیکن ابراز خشونت در اغلب موارد، از شؤون مربوط به حـکـومـت بـوده و ربـطی به آداب معاشرت ندارد.

در مواردی هم که ضرورت و شرایط، اقتضای بـرخـورد خشن داشته باشد، آمر و ناهی باید به این مهم توجّه کنند که از داروی تلخ خشونت تـنـهـا بـه مـقـدار ضرورت می توان استفاده کرد. همواره خشن بودن و چهره عبوس داشتن با آداب معاشرت اسلامی سازگار نیست و در اغلب موارد، ابراز خشونت، بدزبانی، سرزنش و توهین، مـوجـب خـُردشـدن شخصیّت، از بین رفتن حرمت و آبرو و در نتیجه برافروخته شدن آتش لجاجت فـرد مـقـابـل شـده و نـه تـنـهـا در او اثـر مثبتی نمی گذارد، بلکه چه بسا او را در پیمودن راه خلافی که در پیش گرفته، جسورتر سازد.

حـضـرت عـلی عـلیـه السـلام در وصـیـّت بـه فـرزند بزرگوارش امام مجتبی علیه السلام می فرماید:

«...وَ الاِْفْراطُ فِی الْمَلامَةِ یَشُبُّ نیرانَ اللَّجاجَةِ»«۶۰»  زیاده روی در سرزنش، آتش لجاجت را بر می افروزد.

بدزبانی نه تنها موجب هدایت گمراهان نمی شود که از ایشان افرادی کینه توز و خودخواه می سـازد. بـدیـهـی است چنین افرادی، چون در برابر حق، موضع گرفته اند، دیگر به آسانی هدایت نخواهند شد و امیدی به اصلاح ایشان نخواهد بود.

آن حضرت در بخش دیگری از همین وصیّت می فرماید:

«...وَ لا تُکْثِرِ الْعِتابَ فَاِنَّهُ یُورِثُ الضَّغینَةَ»«۶۱» در سرزنش و نکوهش زیاده روی مکن که موجب کینه توزی می شود.

ایـن لجـاجـت و کـیـنـه تـوزی بـدان سـبـب در ایـشـان بـه وجـود آمـده کـه آنـهـا را بـرخـلاف تمایل فطری خودشان ـ که هر چند مجرم باشند، علاقه مند محبّت و تشنه احترام هستند ـ مورد بی مـهـری و اهـانـت قـرار داده و از جـایـگـاهـی کـه بـایـد داشـتـه باشند، پایین آورده اند. در نتیجه بـاورشـان شـده کـه افـراد بدی هستند و اصلاح نخواهند شد. در این صورت، نه تنها خطاهای گذشته خود را تکرار می کنند، بلکه بر مقدار لغزش و انحراف خویش نیز می افزایند.

حضرت علی علیه السلام درباره آنان می فرماید:

«مَنْ هانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلا تَرْجُ خَیْرَهُ»«۶۲» کسی که خود را بی ارزش و سبک می شمارد، امیدی به اصلاح او نداشته باش!

جلب اعتماد

یـکـی از شـیوه های مؤثر در امر به معروف و نهی از منکر، جلب اعتماد افراد است و تا شنونده بـه نـاصـح اعـتـماد نداشته باشد، سخن ناصح در او اثر نمی گذارد.

کسی که در صدد امر و نهی دیگری است، باید به هر قیمتی شده، به او بباوراند که خیرخواه اوست، مصلحت او را می جـویـد و آنچه می گوید، از سر خیرخواهی و دلسوزی است.

یکی از رموز موفقیّت انبیای الهی نیز همین نکته بود، که مردم یقین داشتند، این بزرگواران درصدد منافع شخصی و مطامع دنیوی و مادّی نیستند و منظوری جز اصلاح پیروان خویش ندارند.

قرآن کریم همین واقعیّت را با تأکید به مردم گوشزد می کند:

«لَقـَدْ جـائَکـُمْ رَسـُولٌ مـِنْ اءَنـْفـُسـِکـُمْ عـَزیـزٌ عـَلَیـْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ»«۶۳»

به یقین، رسولی از خود شما به سویتان آمد، که رنجهای شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان رؤوف و مهربان است.

حضرت علی علیه السلام نیز می فرماید:

«قُلُوبُ الرِّجالِ وَحْشِیَّةٌ فَمَنْ تَاءَلَّفَها اءَقْبَلَتْ عَلَیْهِ»«۶۴»

دلهای مردم وحشی است، و هر کس که با آنها انس بگیرد به او روی می آورند.

احترام به عقاید دیگران

گـاهـی افـراد، اعـمـال خـلاف را نـه بـه عـنـوان خـلاف، بـلکـه بـه ایـن عـنـوان کـه آن را عـمـل صـحـیـحـی مـی دانـنـد، انـجـام مـی دهـنـد و چـه بـسـا بـرای آن نـوعـی ارزش و قـداسـت هـم قـائل هـسـتـنـد.

بـه عـنـوان مـثـال، جـوانـی کـه بـا لبـاسـی جـلف و مـبـتـذل در جـامـعـه ظـاهـر می شود یا زنی که در آرایش مو و لباسش از الگوهای اجنبی الهام می گـیـرد یـا مـردی که موهای شاربش را آنقدر کوتاه نمی کند که روی دهانش را می پوشاند، چه بـسـا هـیـچ کـدام در انـجـام این امور بنای ناسازگاری با دین و اهانت به مقدّسات دینی نداشته باشد، بلکه آن را نشانه شخصیت و حیثیت اجتماعی بدانند و به آن افتخار کنند.

بـه عبارت روشنتر، همان گونه که ما به مقتضای اعتقاد اسلامی مان آنها را گمراه و منحرف می دانـیـم، آنـهـا نـیـز خـود را بـر حـق و مـا را بـر بـاطـل مـی شـمـارنـد و بـه اصـطـلاح در جهل مرکّب به سر می برند.

کـسـی کـه در مـعـاشـرت با چنین افرادی قصد امر به معروف و نهی از منکر دارد، باید به این نـکـتـه تـوجـّه داشـتـه بـاشـد، کـه در بـرخـورد بـا کـسـانـی کـه اعمال خلاف و باطل را از روی اعتقاد و تقدّس انجام می دهند، تنها باید با سلاح حکمت و منطق وارد شد و با ملایمت و شفقت آنها را متوجّه اشتباهشان کرد. قرآن کریم در این باره می فرماید:

«اُدْعُ اِلی سـَبـیـلِ رَبِّکَ بـِالْحـِکـْمـَةِ وَالْمـَوْعـِظـَةِ الْحـَسـَنـَةِ وَ جـادِلْهـُمْ بـِالَّتـی هـِیَ اءَحْسَنُ...»«۶۵»

بـا حـکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن!... .

زیـرا بـدیـهـی اسـت کـه عـقـایـد هـر کـس برای خودش محترم است و او توهین به آداب و رسوم و عـقـایدش را توهین به خودش تلقّی می کند و از خود واکنش نشان می دهد. در این صورت ما اگر به معتقدات و آداب و رسوم غلط و بی محتوای او اهانت کنیم، در واقع کار چندان مهمّی انجام نداده ایـم، ولی او بـر اثـر حـمـیـّت جـاهـلانـه اش ـ کـه مـا آن را تـحـریـک کـرده ایـم ـ عـقـایـد و اعمال صحیح ما را مورد هتک و بی حرمتی قرار می دهد. در نتیجه به جای آنکه سبب نجات و هدایت او شده باشیم، او را بیشتر در اعماق جهل، ظلمت، کفر و گناه فرو برده ایم.

رهنمود قرآن کریم در این خصوص چه زیبا و هشدار دهنده است:

«وَ لا تـَسـُبُّوا الَّذیـنَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّوا اللّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذلِکَ زَیَّنّا لِکُلِّ اُمَّةٍ عَمَلَهُمْ...»«۶۶»

بـه مـعـبـود کـسـانـی کـه غـیـر خـدا را مـی خـوانـنـد، دشـنـام نـدهـیـد! مـبـادا آنـان نیز از روی «ظلم یاجهل »به خدا دشنام دهند! این چنین ما عمل هر قومی را در نظرشان زینت داده ایم ...

پی نوشت:

۵۵- بقره «۲»، آیه ۴۴ .

۵۶- صف «۶۱»، آیات ۲ ـ ۳ .

۵۷- وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۱۹۴ .

۵۸- حماسه حسینی، شهید مطهری، ج ۲، ص ۱۰۸ .

۵۹- بحارالانوار، ج ۴۷، ص ۳۴۹.

۶۰- بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۲۱۴.

۶۱- همان.

۶۲- شرح غررالحکم، ج ۵، ص ۴۴۳ .

۶۳- توبه «۹»، آیه ۱۲۸ .

۶۴- نهج البلاغه، حکمت ۴۷، ص ۱۱۱۱ .

۶۵- نحل «۱۶»، آیه ۱۲۵ .

۶۶- انعام «۶»، آیه ۱۰۸ .

۶۷- ر. ک : حِجر «۱۵»، آیه ۵۲؛ نور «۲۴»، آیه ۶۹ و ...

۶۸- امام صادق علیه السلام فرمود : «اَلسَّلامُ تَحِیَّةٌ لِمِلَّتِنا...» «ر. ک : بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۱۲ .»

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 12 =
google-site-verification=0iLoQV4C04yTFqMIugB47gzW8uc7-poVtQKrLZbxcw8