یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۹ | Feb 28, 2021
احمد راسم النفیس

حوزه/ مهم ترین هدف آمریکا از درخواست مذاکره و نمایش های سیاسی او و مزدورانش این بود که فضایی از خوش بینی جعلی را ترویج کرده و به آرامشی نسبی برسند و از ضرباتی که به سوی آنها روانه می شود به ویژه در خلیج فارس کاسته شود.

به گزارش گروه ترجمه خبرگزاری حوزه دکتر احمد راسم النفیس نویسنده و تحلیلگر شیعه مصری با انتشار یادداشتی در پایگاه شخصی خود به تحلیل ترور سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس توسط آمریکا ناظر به اتفاقات اخیر عراق پرداخت و گفت:

پیش از این واسطه هایی مانند نخست وزیر ژاپن و وزیر امور خارجه عمان و شاید برخی از مسئولان سیاسی عراق سخن از مذاکره آمریکا و ایران می گفتند، چون تصور می کردند به واسطه جایگاه خود می توانند واسطه میان دو کشور شوند و گمان می کردند آمریکا به جایگاه آنها اعتنایی قائل است؛ اما تردیدی نیست که پافشاری آمریکا برای مذاکره و سازش و درخواست های پی درپی او در این زمینه باعث شد برخی احساس کنند که آمریکا مایل به گفتگو و صلح است و ایران باید در این میان قدری نرمی از خود نشان دهد و وارد گفتگو درباره ثبات و صلح شود.

آمریکا در دوره گذشته نه تنها پیام هایی درباره آرامش ارسال می کرد، بلکه مزدوران او مانند عربستان و امارات نیز همین رویه را در پیش گرفتند تا فرصتی به دست آورده و ضربات مقطعی مانند حمله به پایگاه حشدالشعبی در مرز سوریه و عراق و جنایت ترور شهید سلیمانی و المهندس را وارد کنند.

مهم ترین هدف آمریکا از درخواست مذاکره و نمایش های سیاسی او ومزدورانش این بود که فضایی از خوش بینی جعلی را ترویج کرده و به آرامشی نسبی برسند و از ضرباتی که به سوی آنها روانه می شود به ویژه در خلیج فارس کاسته شود.

این پیام های نمایشی آمریکا مخصوص ایران نبود، بلکه شامل هم پیمانان ایران مانند عراق نیز شد تا جایی که فضایی خوش بینانه اما جعلی در مورد امکان رابطه با کشورهای عربی و رهایی از مشکلات و تبعات تحریم به واسطه رابطه با ایران در عراق پدید آمد و عراقی ها گمان کردند می توانند به نوعی همزیستی با کشورهای عربی که به دنبال متاع ناچیز دنیا هستند و دست از عربیت خود کشیده اند برسند.

پس از این مرحله بود که جنبش مطالبه گری مردم در عراق از اکتبر گذشته آغاز شد و عناصر سفارت آمریکا در عراق نیز صحنه گردان ماجرا شده و به آن فضای خوش بینانه جعلی تفکر ضرورت تسلیم در برابر آمریکا را بیفزایند و این گونه به مردم القا کنند که باید امتیازاتی مانند برکناری نخست وزیر عادل عبدالمهدی را به آمریکا بدهند و البته تمام این امور فشارها را بر نیروهای امنیتی و سیاسی عراق افزایش داد و زمینه را برای زیاد شدن جرات آمریکا فراهم کرد تا به پایگاه نیروهای حشدالشعبی حمله کرده و دو فرمانده بزرگ یعنی قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس را ترور کند.

انقلاب مخملی مردم عراق که توسط آمریکا حمایت شد و در شعارهای خود خواستار خروج ایران بود در واقع نوعی پوشش سیاسی بود که به آمریکایی ها جرات داد به حماقت و جنایت و تجاوز خود ادامه دهند.

اولین قربانی این تجاوز آمریکایی نیز همان سازش طلبانی بودند که تصور و توهم می کردند آمریکا که خود را ارباب و قدرت برتر جهان می داند و یا مستقیما یا توسط داعش به عراق حمله کرده با آنها سازشی خواهد داشت در صورت یکه آنها باید از خواب بیدار شوند و خود را از دست این اوهام نجات دهند، زیرا آمریکا و صهیونیسم این حق را برای خود قائلند که اراده خود را بر جهان تحمیل کنند و در برابر چنین کسی باید همچون آهن بود.

اما اکنون باید پرسید در برابر این تجاوز و جنایت آشکار آمریکا علیه حاکمیت و سرزمین عراق، حمایت کشورهای عربی منطقه کجاست و آیا تا کنون حتی یک کلمه در محکومیت این جنایت از آنها شنیده اید؟

برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =
google-site-verification=0iLoQV4C04yTFqMIugB47gzW8uc7-poVtQKrLZbxcw8