خبرگزاری «حوزه» - همدان، چهار روز ناباورانه خیل عظیم جمعیتی را به تماشا نشستهایم که تو را روی شانه میبرند؛ چهار روز گذشت اما این بهت و بغض نمیشکند، شاید اشک راه نفس را باز کند و باور کنیم که تو رفتهای!
همیشه به صلابت یک مرد خستگیناپذیر در راه مجاهدت بودی اما امروز برای همیشه به خاک سپرده شدی و منهمچنان ناباورانه تو را نظاره میکنم و زیر لب میگویم: بخواب سردار! خستهای!
مردم آمدند تا بگویند که علمت بر زمین نمیماند؛ فارس، عرب، بختیاری، شوشتری، دزفولی، بهبهانی، عشایر، کارمند، دانشجو و دانشآموز، همه و همه خود را به مراسم تشییعات رساندند تا در برابر فرمانده خود سر تعظیم فرو آورند.
این تعظیم در برابر مردی بود که میگفت: «سرباز است» اما برای مافراتر از القاب و عناوین است؛ یک قهرمان که حالا باید جای خالیاش را به نظاره بنشینیم و این غم تا ابد ماندگار است.
این زخمی که نه فراموش میشود و نه جایش خوب میشود را با خود حمل میکنیم و قول میدهیم صبورانه و مغرورانه چون کوه بایستیم مبادا دشمن شکستمان دهد.
این چند روز مردم تو را تا بهشت بدرقه کردند، نخست از خوزستان آغاز شد؛ خوزستان بیشتر از همه به تو مدیون است و باید بگویم که اهواز برای ایران مادری کرد و این مادرانه را مدیون شرف و عزت چون تویی است که ۸سال ایستادید تا رویای چای عصرانه خوردن صدام زیر پل خرمشهر تعبیر نشود.
تو شهید زندهای بودی که وقتی جنگ تمام شد و از قافله همرزمان شهدیت جا ماندی، دیگر طاقت برگشتن به حال و هوای شهر را نداشتی لذا برگشتی به میدان مبارزه.
مسیر استقبال و بدرقهای که از عراق آغاز و امروز به کرمان منتهی شد؛ آری خوزستان سنگ تمام گذاشت و بعد نوبت مشهد شد که «خادمالرضا» را در آغوش بگیرد؛ دوربینها ظرفیت به تصویر کشیدن خیل جمعیت را نداشتند؛ مردمی که از صبح منتظر بودند تا پیکرت را به آغوش بگیرند.
از پاویون فرودگاه تا حرم مطهر، میلیونها نفر منتظرت بودند حتی زائران خارجی، لباس خادمیات را به فرودگاه آورده بودند تا باز به یادمان بیاید که حسرت دوباره دیدنت ابدی شد سردار.
حماسهآفرینی به تهران، قلب ایران رسید تا دوشنبه ۱۶ دی ماه ۱۳۹۸ در تقویم ایران، به روزی تاریخی تبدیل شود؛ پایتخت ایران آغوش خود را برای در بر گرفتن تو ای سردار دلها باز کرد.
سردار! دیروز سید علی در حین ادای عباراتی کمنظیر در نماز میت اشک بر چشمانش جاری که بغض میلیونها نفر در مراسم را به دنبال داشت و تازه متوجه شدیم چه بر سرمان آمده است!
امروز به دیدار همرزمانت رفتی اما برایمان دعا کن که ما هم پای ولایت بمانیم و جان بدهیم؛ دعا کن بتوانیم انتقام اشک فرمانده قوا را بگیریم؛ سردار جوانان این سرزمین به دعایت سخت محتاجند...
یادداشت: مریم بیگدلو











نظر شما