جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۹ | May 29, 2020
تبلیغ

حوزه/ دین در سال‌های پس از انقلاب، حوزه عمومی را به گونه‌ای توجیه کرده است که در تبلیغ دین باید اقتصادی بیندیشد. نتیجه آن شده که تبلیغ دین تا سطح یک شغل روزمره برای یک روحانی تنزل یافته است.

خبرگزاری حوزه | بدون تردید تبلیغ دین که برای تقویت دینداری در جامعه دینی صورت می‌گیرد در ارتباط با حوزه‌های مختلف اجتماعی است.

با در نظر گرفتن این رابطه، برخی از آمارها از حوزه دینداری نشان می‌دهد که تفاوت‌ فاحشی بین وضعیت دینداری در دو دهه اخیر در پنج بعد دینداری شامل اعتقادی، اخلاقی، مناسکی، شعائری و پیامدی در جامعه ایران وجود دارد.

در صورتی که بپذیریم از وظایف دولت اسلامی، تبلیغ آموزه‌های دینی است، لابد مجبور به پذیرش این تفاوت‌ها و نتایج آن هم هستیم. مهمترین پرسش در اینجا این است که واقعا چه بر سر تبلیغ دین آمده که کم‌تأثیربودن آن موجب چنین فاصله‌ای شده است.

در این راستا، نخست مجبوریم بپذیریم که گره‌زدن کلیّت تبلیغ دین به سازمان‌هایی که در انتظار بودجه‌های ماهانه و فصلی دولتی است، کار اشتباهی بود.

این انتظار، امر تبلیغ را به طور تدریجی مستهلک کرده و آن را مستعمره امری بیرونی گردانده و به جای آنکه موجب شود تبلیغ، هویت اصلی خود را درون جامعه بازنمایی کند آن را گرفتار نوعی بوروکراتیزه‌ تبلیغی کرده است.

دوم پیوند نزدیک تبلیغ دینی با مسئله فقر و تنگدستی عمومی در جامعه است. روشن است که هم کسب درآمد از راه تبلیغ دین امری است که نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد و هم عملکرد سازمانی‌ در حوزه تبلیغ دین در سال‌های پس از انقلاب، حوزه عمومی را به گونه‌ای توجیه کرده است که در تبلیغ دین باید اقتصادی بیندیشد. نتیجه آن شده که تبلیغ دین تا سطح یک شغل روزمره برای یک روحانی تنزل یافته و به اصطلاح برای او "مقرون به صرفه" نبوده و برای کسانی که میزبان او هستند نیز ضعف‌های جدی را به همراه داشته است.

چه بسیار که شنیده‌ایم مساجد از ضعف روحانی و فقدان روحانی برخوردار بوده و یا برنامه‌های مهم شعائری و مناسکی آنها تعدیل شده است.

سوم سیاسی‌کردن تبلیغ دینی است که به انتفاع یک حزب یا فرد در برخی از رقابت‌های انتخاباتی کمک کرده اما در همان راستا نگاه و بینش دینی مردم حتی در حوزه روابط دین و سیاست در یک جامعه دینی افزایش نیافته است. به تعبیر رابرت بلا آنچه از سوی حوزه عمومی انتخاب و گزینش شده است نه امر دینی بلکه یک امر سیاسی محض است که حیات جامعه دینی را مملو از گفتارها و جریان‌های وابسته به خود کرده است.

چهارم، سالهاست سخن از سیاستگذاری واحد در امر تبلیغ دینی است. مخالف این مسئله نبوده و نیستیم که برای توسعه دینی در حوزه‌های مهم اجتماعی نگاه راهبردی یک اصل مسلم است اما آشفتگی‌ در نوع سیاستگذاری که اگر خوش‌شانس و خوش‌بین بوده و باور به عدم تضاد میان سیاستگذاری‌های چندگانه داشته باشیم، باز فقدان یک مرجع سیاستگذار واحد و وجود تشتت بین مأموریت‌های سازمان‌هایی که در حوزه دین فعالیت‌ می‌کنند، دست از سرمان بر نداشته و تبلیغ دین را به جای آنکه توسعه بخشد به یک امر روزمرگی مدنی صرف تقلیل داده و نگاه مخاطبان را صرفا ایدئولوژیک‌گرا و خطی کرده است.

به قلم: مجید جعفریان/ پژوهشگر مسائل اجتماعی دین

انتشار یادداشت ها از سوی رسانه رسمی حوزه به معنای تأیید یا رد آن نیست.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 11 =