یکشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ | Aug 9, 2020
بدحجابی

حوزه/ هویت دینی زن مسلمان به معنای ویژگی ها، منزلت، حقوق و وظایفی است که جایگاه او را در ابعاد انسانی و خانوادگی، اجتماعی، اعتقادی و سیاسی و... تعیین می کند.

خبرگزاری «حوزه» - اصفهان/ هویت یک پدیده ثابت و تغییر ناپذیر نیست، بلکه تحت شرایط محیطی و زمانی پیوسته در حال تغییر و تحول است. هویت دینی زن مسلمان به معنای ویژگی ها، منزلت، حقوق و وظایفی است که جایگاه او را در ابعاد انسانی و خانوادگی، اجتماعی، اعتقادی و سیاسی و... تعیین می کند.

در دهه های اخیر بر اثر گسترش نوگرایی و نوسازی در عرصه جهان، تحولاتی در زمینه های فرهنگی و ساختاری روی داده که سبب دگرگونی نقش های اجتماعی و آگاهی های زنان شده است و هویت او را دچار بحران کرده است، البته این مسئله دلایل متعددی مانند روابط گسترده و پیچیده با فرهنگ ها و تمدن های دیگر، رسانه های جمعی و شبکه های مجازی و عدم شناخت صحیح از فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی و عدم شناخت جایگاه و وظایف و ... دارد.

 برای تبیین راه های درمان بحران هویت زنان به سراغ خانم مریم پناهی، کارشناسی ارشد روان شناسی شخصیتو فعال در عرصه آموزش خانواده  رفته و با او به گفتگو نشسته که آن را در ادامه می خوانید:

تعریف بحران هویت زنان و شاخصه های آن چیست؟

هویت یک پدیده ثابت و تغییر ناپذیر نیست، بلکه تحت شرایط محیطی و زمانی پیوسته در حال تغییر و تحول است. هویت دینی زن مسلمان به معنای ویژگی ها، منزلت، حقوق و وظایفی است که هویت او را در ابعاد انسانی و خانوادگی، اجتماعی، اعتقادی و سیاسی و... تعیین می کند.

این هویت در طی سال های اخیر دچار یک بحران و گسیختگی درونی شده است که البته دلایل متعددی مانند روابط گسترده و پیچیده با فرهنگ ها و تمدن های دیگر، رسانه های جمعی و شبکه های مجازی و عدم شناخت صحیح از فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی و عدم شناخت جایگاه و وظایف و ... دارد.

یکی از چالش های اساسی که جوامع مختلف با آن روبرو است، چگونگی برنامه ریزی در جهت حفظ هویت فردی و اجتماعی افراد است و در این میان لزوم توجه به هویت زنان جامعه به عنوان نیمی از جمعیت دخیل در این برنامه ریزی ها و نیز به عنوان یکی تاثیرگذارترین نیروها در حرکت به سوی آرمان های ترسیم شده، در افق سلامت جامعه کاملا ضروری است.

رسانه چه نقشی رسانه در بحران هویت زنان دارد؟

یکی از مهمترین منابع تغییر و ایجاد بحران هویت در جامعه امروزی از جمله در عرصه زنان، رسانه های جمعی است.

بررسی نحوه عملکرد و تاثیر انواع رسانه های پرکاربرد همچون ماهواره و اینترنت بر روی افراد جامعه به ویژه زنان منجر به آگاهی از دلایل بروز برخی از رفتارها و راهکارهای پیشگیری از آن خواهد شد، چون وسایل ارتباطی با ایجاد بسترهای فرهنگی متفاوت با موقعیت های بومی و مذهبی جوامع گوناگون، افکار عمومی جامعه را مطابق با الگوی های خود شکل داده و دگرگونی های عمده ای را در نگرش ها و هویت برخاسته از آنها ایجاد می کند، لذا برای مقابله با ایجاد این بحران یا حل آن باید به آنچه رسانه ها ی ارتباطی در ایجاد، رشد یا تغییر فرهنگی و دینی ایحاد می کند، دقت داشت.

لازمه حل بحران هویت ابتدا شناخت کامل جنبه های دینی و مذهبی و ملی در فرهنگ خویش است و دوم آموزش سواد رسانه و آگاهی بخشی به زنان تا در دام گسیختگی فرهنگی و چالش بحران هویت دچار نشوند. همچنین با در نظر گرفتن قدرت تاثیر رسانه ها بر تثبیت یا بحران هویت زنان، کوشیده شود در کنار سواد رسانه، تغذیه فکری و دینی مناسب نیز در رسانه ها ارائه گردد .

خانواده چگونه می تواند به حل بحران هویت زنان کمک کند؟

در حال حاضر یکی از مهمترین آسیب های خانواده بحران هویت خصوصا برای زن در خانواده است. به عنوان مثال اکنون در جامعه ما برای شماری از دختران و زنان مفهوم نیست که تشکیل خانواده برای چیست و با چه اهدافی است و بر اساس این اهداف چه وظایفی را باید انجام دهند و چه وظایفی را از طرف مقابل خود انتظار داشته باشند. در واقع نقش های همسری در موقعیت زن و مرد مخدوش شده و به هم ریخته است، یعنی اینکه در واقع ما با یک بحران‌ اجتماعی به نام بحران هویت مواجه هستیم و نمی دانیم در کجا زندگی کرده و هنجارها و ارزش ها  و یا وظایف ما چه هستند؟ ما نمی دانیم جایگاه خانواده دینی چگونه تعریف شده و چقدر اهمیت دارد؟ دلیل این بحران را می توان در عدم تعریف، تشریح و شناخت جایگاه اساسی زن در درون خانواده و آگاه نبودن نسبت به وظایف و نقش های اساسی آن دانست‌.

اگر جایگاه اساسی زن، ارزش وجودی او در نظام خانواده و محوریت تربیتی او برای خود و اعضای خانواده درست تبیین گردد و در درون نظام خانواده این جایگاه مهم و کلیدی دیده و پذیرفته شود هم به بالا رفتن قدرت اعتماد به نفس زن کمک می کند و هم او را از دوگانگی در نقش ها و مسئولیت ها رهایی می بخشد. همچنین به زن کمک می کند استعدادها و توانمندی های واقعی خویش را شناسایی نموده و در بستر خانواده به ظهور و بروز برساند، تبیین این مهم هم به وسیله آموزش و آگاهی بخشی با رسانه، کلاس و مشاوره امکان پذیر است و هم تبیین جایگاه رفیع زن در نظام دینی .

بر پایه این دستگاه فکری است که امام(ره) نقش زن را که تربیت کننده آینده سازان جامعه است، در ساخت جامعه همانند نقش مرد غیر قابل انکار می ‌داند. نگرش امام خمینی(ره) به زنان نشأت گرفته از تعریفی است که ایشان از هویت زن مسلمان دارند. می‌ فرماید: «زنان از نظر اسلام نقش حساسی در بنای جامعه اسلامی دارند و اسلام مقام زن را تاحدی ارتقاء می ‌دهد که او بتواند مقام انسانی خود را در جامعه بازیابد و از حد شیء بودن بیرون بیاید»

نقش آموزه های دینی بر رفع بحران هویت زنان چگونه است؟

نقش آموزه های دینی بر رفع بحران هویت در زنان را می توان بسیار مهم و کلیدی دانست. زن مسلمان ایرانی که فرهنگ اصیل اسلامی در تار و پود وجودش تنیده شده و با این فرهنگ قد کشیده، قطعا ورود از طریق این آموزه ها بسیار برای حل این چالش می تواند مفید باشد.به عنوان مثال دو مورد از مصادیق آموزه های دینی را در رفع بحران هویت زن بررسی می کنیم.

۱- اصل رعایت حجاب برای زنان است که بی شک، نقش جنسیتی ایشان را در جامعه درنظر گرفته است. حجاب و احکام مربوط به آن در جنبه های وسیع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، تکالیفی را برمی انگیزد که از تأکید ویژه بر نوعی از حضور و حرکت زن در جامعه و تعیین روابط با نیمه دیگر جامعه حکایت دارد، بنابراین، حفظ حجاب پیش از آن که صرفا امری فردی و مربوط به حوزه خصوصی زن باشد، الزامی برخاسته از ضرورت های اجتماعی است. نکته ظریف و حساس اینجاست که اگر حجاب درونی نشود و مورد پذیرش قلبی و اعتقادی زنان قرار نگیرد، این ضرورت اجتماعی به شکل مطلوب تحقق نخواهد یافت. در عین حال، درونی شدن حجاب نیازمند هویت فردی مستحکم و مستقلی است تا حجاب نه به عنوان عاملی مغلوب کننده اراده فرد، بلکه به عنوان انتخابی منطقی و موضوعی فردی در جهت کسب هویت و خواست زنانه قرار گیرد، بنابراین، آنچه در این جا باید مورد تأکید یا به عبارت بهتر، پرسش قرار گیرد، این است که آیا بدون دستیابی به یک هویت فردی مستقل و مستحکم می توان به هویت اجتماعی قابل قبولی رسید؟ پس التزام به آموزه های دینی هم به تثبیت هویت فردی کمک می کند و هم به رشد هویت اجتماعی.

۲- به عنوان مثال می توان از مجالس دینی هم نام برد. یکی از این عناصر فرهنگیِ خاص، که تأثیر شگرفی بر فرهنگ عمومی زنان ایران گذاشت، به طوری که در شناخت هویّت زن ایرانی معاصر، این عنصر را همواره باید مدّ نظر قرار داد، مسئله «برپایی مجالس روضه خوانی در ایام محرّم، صفر و ماه رمضان» است.

کارکردهای مجالس روضه:

شرکت در مجالس روضه خوانی، کارکردهای بسیاری داشته که بعضی از کارکردهای مهم این مجالس عبارتند از:

 الگوسازی و سرمشق گیری: باید توجه داشت که هرگاه کسی برای افرادی به عنوان افراد خاص ارزش می نهد و رفتار آن ها را سرمشق قرار می دهد، در حقیقت نقش آن ها برای او الگوست، بنابراین، وقتی فرد نقش معیّنی ایفا می کند، رفتار خود را با توجه به نقشی که برایش الگوست، برمی گزیند. نقش های نمونه (الگو) در فرایند آموزش بسیار کمک می کنند؛ زیرا فرد را با الگوهای رفتاری پذیرفته در موقعیت های گوناگون آشنا می سازند.

از جمله کارکردهای مهم این مجالس، «الگوسازی» و «سرمشق گیری» از زندگی ائمّه اطهار علیهم السلام و بزرگان مذهب تشیّع، بخصوص حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) می باشد، زیرا به خاطر اشتراک در جنسیت (زن بودن)، رفتار، افعال و کنش های آن ها را سرمشق خود قرار می دهند و با توجه به نقش هایی که آن بزرگواران در موقعیت های گوناگون ایفا می کردند، اینان نیز سعی می کنند مثل آن ها باشند، بنابراین، افعال و رفتار حضرت فاطمه(س) الگویی برای رفتار و اعمال زنان ایرانی است. می توان با القای این الگوها و سرمشق قرار دادن آنها هم به زن ها هویت داد و هم قدرت درونی آنها را در پذیرفتن توانمندی ها و اثرگذاری مثبتشان جلوه گر شد.

نقش مهارت های فردی مثل اعتماد به نفس، عزت نفس، کنترل هیجان و... در حل بحران هویت  را چه طور ارزیابی می کنید؟

عزت نفس به ارزیابی مثبت یک فرد از خودش اشاره دارد که دارای دو بعد شایستگی و قدر و ارزش است. بعد شایستگی (عزت نفس بر پایه کارایی) به درجه ای که فرد خودش را کارا و قابل ببیند اشاره دارد. بعد ارزش (عزت نفس بر پایه ارزش ) به درجه ای که یک فرد احساس کند ارزشمند است اشاره دارد. 

بنا به نظر یکی از روانشناسان  افراد هنگامی که تلقی مثبت از خود نداشته باشند و احساس کنند که حوادث زندگی و پیامدهای آنها را در کنترل خود ندارند، در نتیجه در جهت تغییر روند حوادث وارد عمل نمی شوند و منتظر گذر حوادث به شکل طبیعی خود می باشند، این افراد چون احساس می کنند که بر حوادث کنترل ندارند به همین خاطر به صورت انفعالی با آنها برخورد می کنند، یعنی زمانی که مردم فاقد کنترل بر اعمال خود می شوند و نمی توانند موقعیتی در کار خویش به دست آورند دیگر تلاش برای انجام درست و صحیح وظایف خویش انجام نمی دهند، زیرا آنها نمی توانند بر رفتار خویش تاثیر چندانی داشته باشند، لذا  زمانی که مردم از کنترل بر رفتار خویش بر زندگی خویش بی بهره باشند، عزت نفس را از دست داده و بدل به افرادی منفعل و غیرخلاق میی گردند.

اما چنانچه فرد احساس کند که می تواند بر روی دیگران اثر بگذارد در نظر دیگران مهم است و با رعایت قوانین و هنجارهای اجتماعی در کار های محوله به او موفق است، او دارای احساس قوی از خود است، چنانچه این امور را در خود مشاهده نکند عزت نفس او پایی آمده و به فردی ترسو و افسرده و منزوی تبدیل می شود و توانایی خود را در تحقق بخشیدن به هویت خود را از دست می دهد و لذا دچار بجران هویت می شود.

در اهمیت نقش و جایگاه زن و اثر گذاری او در بعد فردی و احتماعی و حتی سیاسی بسیار در دین مبین اسلام بحث شده است و شناخت این جایگاه و پذیرش اجتماعی آن بسیار بر بالارفتن قدرت اعتماد به نفس زنان موثر است؛ این عزت نفس بالا منجر به افزایش باور زن به اهمیت جایگاه و وظایفش در درون نظام خانواده دارد و از انجام آنچه در درون این نظام به او محول شده خسته و کسل نمی شود و برای پیدا کردن جایگاهش نیازی به متوسل شدن به فرهنگ های بیگانه یا خارج شدن از جایگاه زنانه خویش برای دیده شدن ندارد.

انتهای پیام

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 9 =
google-site-verification=0iLoQV4C04yTFqMIugB47gzW8uc7-poVtQKrLZbxcw8