یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۰ |۱۱ صفر ۱۴۴۳ | Sep 19, 2021
نطنزی

حوزه/ " حمید رضا غلامزاده نطنزی" گفت: رژیم تحریم های آمریکایی در حال فروپاشی است. آمریکایی ها اذعان کردند بیشتر از این نمی توانند تحریم کنند، وقتی تحریم ها تاثیر گذار نباشد همه دنیا می بینند.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری حوزه، در هفته های اخیر منطقه شاهد تحولات متعددی بود که از جمله آن هدف قرار گرفتن کشتی "مرسر استریت" رژیم صهیونیستی در در دیای عمان، خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان و شروع جنگ داخلی در این کشور و دخالت آمریکا در امور عراق به جای خروج کامل نیروهای اشغلگر آمریکایی از عراق بود.

در همین راستا "حمید رضا غلامزاده نطنزی" کارشناس مسائل آمریکا و بین الملل در گفت و گو با خبرنگار سرویس بین الملل حوزه به نقش مداخلات آمریکا در پرونده های منطقه ای از افغانستان و عراق تا مذاکرات هسته ای ایران پرداخت.

متن گفت وگو به شرح ذیل است:

حوزه: هدف قرار گرفتن کشتی "مرسر استریت" اسرائیل در دریای عمان و اعلام علنی این اقدام از سوی نیروهای مقاومت سوریه به تلافی حملات هوایی اخیر اسرائیل به سوریه حاوی چه پیامی به دولت جدید اسرائیل است و در شکنندگی رژیم صهیونیستی  در مساله امنیت و به ویژه در آسیب پذیری تجارت دریای اسرائیل چه تاثیری خواهد داشت؟

این رویدادها و درگیری ها همواره  بین جبهه مقاومت و دشمن متجاوز، بویژه رژیم صهیونیستی از قبل وجود داشته است. مسئله اصلی و مهم؛ معادله قدرتی است که قرار است، شکل بگیرد و یا معادله توازنی که بین بین دو طرف درگیری حاصل می شود.

در شرایط فعلی که  رژیم صهیونیستی  شاهد  تغییر در کابینه  است و ایران نیز در آستانه تغییر ساختار سیاسی است،  دو طرف تلاش می کنند این موازنه را ایجاد کنند و وزن خود را در این موازنه افزایش دهند، بنابراین از این نظر، اهمیت اتفاق اخیر افزایش می یابد.

هدف قرار گرفتن کشتی صهیونیستی امنیت این رژیم را با چالش روبرو کرد

 در این دو سه سال اخیر شاهد عادی سازی برخی دولت های عربی با اسرائیل بودیم و عملا این بستر در حال تبدیل شدن به بستر امن برای اسرائیل بود. این اتفاق نشان داد؛ امنیت برای اسرائیل وجود ندارد و از آن جا که مسله عدم امنیت برای رژیم صهیونیستی مسئله راهبردی است، برای ایران آورده های خوبی به همراه خواهد داشت؛ یعنی سلب امنیت از اسرائیل در وهله اول و در وهله دوم تذکری برای آسیب پذیری این رژیم و متحدانش  است که اگر بخواهند اقدامی علیه ایران کنند، متقابلا ضربه های جدی دریافت می کنند.

همچنین این حادثه دارای پیام مهمی است؛ اهمیت حملات پهبادی و اهمیت راهبردی پهبادها در نبردهای امروزی مسئله ای است که در ماه های اخیر محل بحث بوده است. آقای "فوکویاما" چند ماه پیش یادداشتی در این خصوص نوشت که پهبادها اهمیت تعیین کننده ای در جنگ ها دارند. در گذشته تانک ها به لحاظ عملیات هوایی و هدف قراردادنشان و  قابلیت مانور بالا در حرکت و  به خصوص اینکه ابزار زرهی به حساب می آمدند، مورد استفاده قرار می گرفتند، اما به تدریج تانک ها قابلیت خود را از دست دادند، چون جنگ ها دیگر  رو در رو و بسیار نزدیک نیستند و عرصه جنگ ها گسترده شده، از این رو  پهبادهای کوچک رادار گریز به راحتی آسیب های های جدی می توانند وارد کنند  و این موضوع اهمیت راهبردی مهمی دارد.

 این اتفاق اخیر در میان مدت یا بلند مدت تاثیرات جدی در موازنه قوا در منطقه خواهد داشت. اگرچه طرف مقابل تلاش می کند به این بهانه هجمه هایش علیه ایران را  افزایش بدهد و ائتلاف سازی جدی در جبهه غرب انجام دهد. اما معمولا آنچه در این شرایط اهمیت دارد؛ بیشتر از بحث سیاسی، بحث میدانی است. ائتلاف سازی و هجمه هایی که علیه ایران به پا می کنند؛ جزء بحث های سیاسی است اما آنچه در میدان اتفاق می افتد؛ ماجراهای درگیری نظامی و ضربات متقابل است.

حوزه: بعد از خروج نیروهای آمریکایی و چند کشور اروپایی از خاک افغانستان شاهد درگیرهای داخلی بین نیروهای طالبان و دولت داخلی این کشور از یک سو و اعلام حضور نیروهای داعش در شمال افغانستان از سوی دیگر هستیم به نظر شما استراتژی آمریکا برای نا امن نمودن این کشور بویژه در مرزهای آن با ایران بعد از خروج نیروهای نظامیش از افغانستان چه تاثیراتی را در منطقه خواهد داشت.

راهبرد آمریکا در این منطقه حاوی دو نکته است؛ اول آنکه در رقابت با چین بویژه در بخش اقتصادی نیاز دارد که  قدرت چین را مهار کند و هزینه هایش را در غرب آسیا کم کند و تمام تلاشش را صرف شرق آسیا و دریا جنوب چین نموده و از این طریق با چین مقابله کند . پس اول اول بحث خروج نیروهایش از غرب آسیا و کاهش هزینه هایش در این منطقه و افزایش تقابل با چین مطرح است و دوم بحث نا امن کردن این منطقه است؛ چرا که یک تیر و چند نشان تلقی می شود. نا امنی افغانستان هم برای ایران و هم برای چین و روسیه هزینه زا و خطرناک خواهد بود.

حمایت آمریکا از تروریست های افغانستان برای ضربه امنیتی به چین

اگر داعش و یا  گروه های تروریستی دیگر مجددا درافغانستان شکل بگیرد، بر روی اویغورها و گرایش های خاص اسلامی غرب چین در مرز شمال شرق افغانستان خطراتی برای چین خواهد داشت و درد سر ساز خواهد بود. در واقع برای آمریکا  از دو بعد منفعت خواهد داشت؛ از یک سو کاهش هزینه های خودش که افزایش هزینه های چین را در بر خواهد داشت.

البته به نظر نمی رسد انتقال داعش به افغانستان سناریو جدی باشد، چون طالبان قدرت نسبی خوبی برای مبارزه با گروه های افراطی دارد و حاضر نیست با گروهی چون داعش شریک راهبردی شود چون سودی برای طالبان نخواهد داشت، بلکه قدرتش  را کاهش می دهد.

 در واقع وارد کردن داعش به افغانستان راهبرد اصلی نمی تواند باشد، اگر چه اگر بتوانند این کار را می کنند. اما مهمترین رویکرد آمریکا حفظ نا امنی و بی ثباتی در افغانستان  است که از طریق بازی چند جانبه با مذاکره صلح طالبان و دولت مستقر، تلاش می کنند این موضوعات کش دار شود و به نتیجه نرسد.

و این اقدام را  چه از طریق تامین تسلیحاتی گروه های مختلف و رایزنی های سیاسی یا از طریق رایزنی ها و اهرم های اقتصادی و سیاسی، سعی می کنند این فضا را مدیریت کند و اجازه استقلال و  آرامش به افغانستان ندهند. البته  امکان مقابله با این شرایط وجود دارد که  به اراده مردم و مسئولان افغانستانی بستگی دارد .

حوزه: اخیرا مصطفی الکاظمی نخست وزیر عراق سفری به آمریکا داشته و در آن موضوع خروج نیروهای نظامی آمریکا از عراق را مورد بررسی قرار داده است. با توجه به مصوبه پارلمان عراق مبنی بر خروج کامل نیروهای اشغالگر آمریکایی از عراق و خواست نیروهای بسیج مردمی برای اخراج نیروهای اشغالگر،  آمریکایی ها از طریق مهره های خود در عراق به دنبال چه برنامه سیاسی و امنیتی برای تداوم حضور در عراق دارند؟

به نظر می رسد آمریکایی ها مدلی را که در افغانستان استفاده کردند، همان مدل را برای عراق هم استفاده کنند. بعد از آنکه "بلک واتر" آن فجایع را در افغانستان به عنوان پیمانکار دولتی در آن دوره زمانی ایجاد کرد و فجایعی شکل گرفت. آمریکا شرکت های خصوصی را به عنوان پیمانکار خصوصی وارد افغانستان کرد و بخشی از فعالیت های نظامیش را به عنوان و توسط پیمانکارهای خصوصی انجام داد.

 در حال حاضر هم به بهانه آموزش و امنیت سفارت خودش و به اسم و توسط پیمانکار و بخش خصوصی می خواهد حضور نظامی اش را در عراق حفظ کند تا بتواند از این طریق دردسر ایجاد کند و از سوی دیگر به ایران اجازه نفوذ و ورود به عراق را به طور جدی ندهد.

از سوی دیگر با شیطنت علیه گروه های مقاومت و حشد الشعبی قصد دارند آن ها را تضعیف کند و با شیطنت کردن به وسیله  گروه های مسلح مثل داعش که به عنوان پروژه بزرگی  که آمریکایی ها اذعان کردند به طور عمد این گروه را پدید آوردند می خوا هند جبهه مقاومت را تضعیف کنند.

 در حال حاضر هم در عراق به خصوص در دوره دموکرات ها  این مدل آمریکایی ادامه پیدا می کند. آمریکایی ها از گروه های مسلح و یا تجزیه طلب مخالف استفاده می کنند تا نا امنی و درگیری های داخلی ایجاد کنند تا از این طریق انرژی و هزینه گروه های مقاومت صرف مقابله با آنها شود و توان مدیریت کشور را  نداشته باشند.

جنگ نرم آمریکا در عراق برای آموزش زنان و جوانان برای حکمرانی جدید

در واقع  باید این نکته  مهم را لحاظ کرد؛ که فقط مسئله نظامی گری آمریکا در عراق مطرح نیست. آمریکا در عراق چند سال بعد از حمله نظامی و سقوط صدام از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۵ تمرکزش  را روی آموزش زنان و جوانان و دیپلماسی عمومی قرار داد و سعی می کرد با ارتباط با این اقشار بدنه سازی اجتماعی انجام دهد .

در حال حاضر هم آن برنامه ها تبدیل شده به  تمرکز بر روی مدل های حکمرانی و آموزش حکمرانی. آمریکایی ها  در آن سال ها ۱۰ تا ۱۵ سال پیش برنامه های بدنه اجتماعی خود را از طریق این برنامه ها شکل دادند و در حال حاضر جوان هایی که از آن زمان گذشته به سنی رسیدند که وارد مسئولیت ها حکمرانی شدند به آن ها آموزش می دهند که چطور حکمرانی کنند و عملا سعی می کنند که نسل های بعدی مسئولان عراق را تربیت کنند و آینده سیاسی عراق را دست بگیرند.

این  نکته ای که کمتر دیده شده و کمتر به آن پرداخته  می شود و وجه مکمل آن نظامی گری است. اگر سعی کردند ارتش و بخش نظامی را با برنامه های آموزش  و حضور نظامی مدیریت کنند، بخش دوم در میان مدت و بلند مدت تاثیرات جدی و منفی برای ما و جامعه عراق خواهد داشت.

حوزه: در خصوص ادامه مذاکرات هسته ای ایران با توجه به تغیرات اساسی در ساختار سیاسی دولت ایران و خواست مجلس مبنی بر مخالفت با مذاکرات فرسایشی به نظر شما دولت آمریکا در چنین شرایطی چه مواضعی را در قبال ملت و دولت ایران اتخاذ خواهد کرد و آیا احتمال بیشتر شدن تحریم های اقتصادی علیه ایران وجود دارد؟

وضعیتی که در وین پیش رفت و گزینه ها و امتیازاتی که آمریکایی ها روی میز گذاشتند؛ چیزی نبود که به هیچ وجه با شرایط ما بخواند و طبیعتا ایران باید با نتیجه مذاکرات مخالفت می کرد. من تعجب می کنم که چطور در هفته های گذشته در دوره آقای روحانی این کار انجام نشد. اگر تیم دولت جدید بخواهند مذاکره کنند که به نتیجه برسند که البته با زیاده خواهی های طرف مقابل به نتیجه مطلوب نخواهند رسید. البته این اشتباه راهبردی مذاکره کنندگان در دوره قبل بود و به طور قطع ایران باید در هفته های قبل " نه قاطع" به وضعیت وین می گفت.

 ایران شرایطی را تعیین کرده که از جمله ؛ برداشتن همه تحریم ها است. اگر تحریمی وجود داشته باشد زمینه ساز تحریم های  بعدی و عدم بهره مندی ایران از مذاکرات برجام می شود و عملا نقض غرض خواهد بود. بنابراین یک راه بیشتر وجود ندارد که باید همه تحریم ها برداشته شود. امروز زمانی بود که ایران می توانست شرایط را تعیین بکند، اما اگر فراتر از این راه  برویم دیگر کار به این سادگی نخواهد بود.

زیاده خواهی غربی ها در برجام برای ایجاد خطای محاسباتی طرف ایرانی

با این وضعیت، مذاکره کنندگان باید جواب منفی می دادند، اما این کار نشد. شاهد بودیم در هفته های گذشته هرچه به مراسم تحلیف و انتقال قدرت در ایران نزدیک می شدیم، طرف مقابل و  ادبیات آمریکایی ها و غربی ها تند تر و تهدید آمیز تر نسبت به زمان می شد و دائم هشدار می دادند که ایران باید زودتر اقدام کند، اگر اقدام نکند ما کنار می رویم و ما همیشه آماده گفت و گو و امتیاز دادن به ایران نیستیم و ایران نباید مطالبات غیر منطقی داشته باشد و فشارها را از این طریق  زیاد می کردند تا اختلال محاسباتی در تیم مذاکره کنندگان ایرانی ایجاد کنند. بویژه در دولت بعدی که روی کار می آید با روبرو شدن با هجم کاری انبوه و با این فشارها به دنبال ایجاد خطای محاسباتی در طرف ایرانی هستند.

آنها در این ایام تهدید آمیز صحبت می کردند تا تحریم های بیشتری را وضع کنند و  بحث شورای امنیت را مطرح می کنند و  بحث تحریم در حوزه های دیگر به خصوص حقوق بشر و حمایت تروریسم و به دنبال هیاهوی بیشتر علیه ایران هستند  تا اِعمال فشار کنند و  ایران را پای میز مذاکره بکشانند .

 مدل رفتار آمریکایی ها و بررسی سابقه آمریکا نشان می دهد، تنها راه مقابله با آنها  پافشاری روی مواضع اصولی ایران  و بی توجهی به این فشارها است و ایران باید روی موضع  درست خود پافشاری کند. آن کشوری که در برجام حضور دارد ایران است و آن کشوری که نیست آمریکا است که می خواهد برگردد.

 آمریکا باید متواضعانه اشتباه خود را بپذیرد  و درخواست حضور داشته باشد وضعیتی که آمریکا سعی می کند، در ادبیات سازی ایجاد کند این است که ایران به برجام نیاز دارد و ایران باید به تعبیر خودمانی منت کشی کند که پای مذاکره بیاییم، در حالی که این طور نیست. ایران عملا نیاز حیاتیش به برجام مرتفع شده اگر فرض بگیریم از اول داشته که حالا در سال های اخیر این نیاز به دلیل سوء عملکرد مدیریت بوجود آمده بود، به تدریج این نیاز حیاتی به برجام از بین رفت .

 ایران آنچه برای مدیریت حداقلی و مهم حیاتی اداره کشور لازم است را به دست آورده، بدون آنکه تحریم ها و کمپین فشار حداکثری اندکی  کم شده باشد و به اصطلاح می تواند گلیم خود را از آب بیرون بکشد. آن کشوری که به برجام نیاز دارد آمریکا است. آمریکایی ها هستند که دوست دارند به برجام برگردند و غربی ها هستند که از طریق برجام به دنبال اِعمال نظارت بر فعالیت های هسته ای هستند، پس باید بهای آن را بپردازند.

این طور نیست همه بهای اتفاقات را  ایران بپردازد و فاکتور میز کافه را ایران پرداخت کند و دیگران لذت آن را ببرند. قطعا این مدل رفتاری ایران نخواهد بود و این فشارها و هیاهو ها و تهدید های کلامی که مسئولان آمریکایی و اروپایی انجام می دهند با دیده تحقیر به آن نگاه می شود.

رژیم تحریم های آمریکایی در حال فروپاشی  است

 بنابراین باید جلوی این ها ایستاد تا به هدف رفع تحریم ها برسیم. رژیم تحریم های آمریکایی در حال فروپاشی  است. آمریکایی ها اذعان کردند؛ بیشتر از این نمی توانند تحریم کنند، وقتی تحریم ها تاثیر گذار نباشد همه دنیا می بینند و اگر این رژیم تحریم فروپاشی شود به صورت علنی آمریکا این ابزار را برای هیچ کس نمی تواند استفاده کند و ماهیت هژمونیک و ابرقدرتی آن به صورت علنی از بین می رود.  این هزینه هنگفت تری از تعامل با ایران برای آمریکا دارد. اگر ما پافشاری درست و قاطع در موضع اصولی که رهبری به درستی تعیین کردند، داشته باشیم آمریکایی ها به ناچار تسلیم شده و می پذیرند که امتیاز بدهند و در حد اقل برجام وارد میدان شده و همکاری می کنند.

گفت و گو از وجیهه سادات حسینی

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 1 =
google-site-verification=0iLoQV4C04yTFqMIugB47gzW8uc7-poVtQKrLZbxcw8