یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۳۴
حقایق پهلوی | روایت بی‌پرده: از مسلسل‌های رضاخان تا شکنجه‌گاه‌های ساواک

حوزه/ در خاطرات و اسناد دوره پهلوی، از سر بریدن و شرط‌بندی بر اجساد گرفته تا تحقیر و بی‌احترامی آشکار به اقوام ایرانی، واقعیتی عریان ثبت شده است؛ واقعیتی که نشان می‌دهد خشونت و حذف، بخشی از رفتار روزمره در دوران پهلوی بوده است.

به گزارش خبرگزاری حوزه، کتاب «پهلوی بدون سانسور» پرونده‌ای مستند برای بازخوانی جنایت‌ها، کشتارها و سرکوب‌های سازمان‌یافته در دوران پهلوی است؛ بر پایه اسناد تاریخی و روایت شاهدان و نویسندگان غرب. این مجموعه، تصویری بی‌پرده از واقعیتی ارائه می‌دهد که سال‌ها

سانسور یا تحریف شده تا تاریخ، دوباره قربانی فراموشی نشود.

فرمانده شصت تیرها

احمد کسروی درباره قتل عام مردم تبریز توسط مسلسل قزاق‌ها می‌نویسد

دسته های قزاق چند شصت تیر مسلسل میداشتند. از چیزهای شنیدنی آن که فرمانده این شصت تیرها رضاخان سوادکوهی می بود که سپس به پادشاهی ایران رسید و خاندان پهلوی را بنیان گذاشت.

منبع تاریخ مشروطه ایران احمد کسروی، ص ۸۲۵
_______________________________________________________

سگهای سروان

ویلیام او. داگلاس آمریکایی (قاضی دیوان عالی آمریکا) در کتاب خاطرات خود از زبان یکی از عشایر نوشته است:

در دوران سلطنت رضاشاه سروانی بود که در این منطقه خدمت می‌کرد و تعدادی توله سگ اصیل داشت که برحسب تصادف مادر آنها مرده بود

سروان هر روز صبح سربازانی را به دِه می‌فرستاد تا به زور مقدار دو لیتر شیر مادر برای توله سگهای او جمع کنند.

گفتنی است که جناب سروان شیرگاو یا بز را برای تغذیه توله سگ‌های خود قبول نمی‌کرد و دستور داده بود که سربازان فقط شیر مادر جمع آوری کنند.

سربازان هم در اجرای دستور سروان نظارت کامل می‌کردند که فریب زن‌های ایلیاتی را نخورند به این ترتیب بود که سگ‌های سروان ماه‌های متوالی شیر مادران بچه‌های ما را می‌خوردند تا بزرگ شدند.

منبع: سرزمین شگفت انگیز و مردمی مهربان و دوست داشتنی، ویلیام او. داگلاس، ص۲۴۴

______________________________________________________

«سَر»بازی

در مورد جنایات افسران رضاخان نسبت به کردها و لرها مطالب بسیاری نقل شده است.

در یک نمونه از آنها پیتر آوری، استاد دانشگاه کمبریج چنین آورده است:

«در جنگ بین حکومت پهلوی و عشایر، داستان‌های هولناکی درباره افسرانی نقل می‌شود که خود را با بریدن سر لُرها و کُردها سرگرم می‌کردند.»

منبع: تاریخ معاصر ایران از تأسیس سلسله پهلوی تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، پیتر آوری، ص ۶۲

همچنین جان فوران، استاد جامعه شناسی دانشگاه کالیفرنیا، چنین حکایت می‌کند:

«محمدرضا شاه پهلوی نیز سیاست‌های پدر خود را در قتل عام کردها ادامه داد به طوری که در سال ۱۳۴۶ شاه چنان کردها را سرکوب کرد که آمریکایی‌های مهاجر با سرخپوستان بومی آنگونه رفتار نکردند.

منبع: مقاومت شکننده، تاریخ تحولات اجتماعی ایران، جان فوران، ص۴۸۱

___________________________________________________

«خود»کشی

رضاخان اولین پادشاه در تاریخ است که مردم کشور خود را بمباران هوایی کرد!

سرتیپ محمد شاه‌بختی، فرمانده لشگر رضاخان در لرستان و آذربایجان غربی در خاطراتش می‌نویسد:

۲۴ آذرماه ۱۳۰۶؛ طیاره امروز صبح در منطقه رومشکان و سر طرحان لرستان پرواز نموده مقداری بمب برای متمردین قسمت شرقی رومشکان پرتاب نمود.

۲۶ آذرماه ۱۳۰۶؛ یک فروند طیاره مطابق دستوری که بدواً داده شده بود به طرف رومشکان و پران پریز رفته مواضع اشرار را بمباران نموده بود.

منبع: عملیات لرستان، سرتیپ محمد شاه بختی، ص ۲۴۹ - ۲۵۰

__________________________________________________

صدام ایرانی

بمباران هوایی مردم در زمان محمدرضا شاه نیز ادامه پیدا کرد و در سال ۱۳۴۲ در نبرد گجستان، عشایر بویراحمد به خاک و خون کشیده شدند.

در این حمله هوایی به گفته محمد بهمن‌بیگی حتی به چادر سفید مدارس هم رحم نشده بود.

منبع اگر قره قاج نبود، محمد بهمن بیگی، ص ۱۵۷

_______________________________________________

تنها جنگی که رضاخان در آن پیروز شد

تنها جنگی که رضاخان در آن به پیروزی رسید نبرد با عشایر عرب خوزستان بود زمانی که آنها به افزایش مالیات‌ها اعتراض کردند

رضاخان دستور داد با هواپیما آنها را بمباران هوایی کنند و با اقتدار همه آنها را کشت!

منبع: رضا شاه در گذرگاه تاریخ، فتح الله نوری اسفندیاری (رئیس مجلس در زمان رضاخان)، ج ۲، ص ۵۹۰

_____________________________________________

ایران بر قله حقوق بشر

عفو بین الملل در سال ۱۹۷۶م. (۱۳۵۵ ش) وضعیت حقوق بشر و آزادی بیان در زمان محمدرضا شاه را این گونه توصیف می‌کند.

تعداد زندانیان سیاسی ایران بین ۲۵ تا ۱۰۰ هزار نفر برآورد می‌شوند و هیچ کشور دیگری در جهان از نظر سوء‌سابقه در حقوق بشر به پای ایران نمی‌رسد.

منبع مقاومت شکننده تاریخ تحولات اجتماعی ایران جان فوران، ص ۴۶۶

___________________________________________

یک روز عادی در زندان پهلوی

در زمان محمدرضا شاه بازجویی و شکنجه زندانیان بسیار وحشتناک بوده است.

شکنجه از اواخر دهه ۱۹۶۰ م. بخشی عادی از سیستم بازجویی حکومت بود.

عفو بی‌الملل آنچه را که از انواع شکنجه در ایران شنیده است به صورت زیر گزارش می‌کند:

«شلاق زدن، کتک زدن شوک الکتریکی، ناخن کشیدن، تنقیه آب جوش (وارد کردن آب جوش با لوله به داخل مقعد) آویختن وزنه به بیضه ها بستن زندانی بر روی صندلی فلزی و سرخ کردن آن با حرارت، استعمال بطری شکسته در مقعد و تجاوز به زندانی»

منبع ایران: دیکتاتوری و توسعه دکتر فرد هالیدی (استاد مدرسه اقتصاد لندن)، ص۸۰

_________________________________________

رضا شاه، روحت شاد!

جنایات وحشیانه افسران رضاخان بر ضد مردم لرستان شاید در تاریخ بشریت بی‌سابقه باشد.

ویلیام او. داگلاس آمریکایی از زبان یک پیرمرد لرستانی می نویسد:

«پیرمرد به سخنان خود چنین ادامه داد: سرهنگ چندین نفر از جوانان ما را که اسیر کرده بود جمع کرد و بلافاصله دستور داد با زغال آتش روشن کنند.

من فوراً متوجه شدم در حال تدارک چه جنایت فجیعی است. او دستور داد یک طاوه آهنی بزرگ آماده کنند و طاوه را روی آتش بگذارند تا خوب تفته و قرمزرنگ بشود.

آنگاه دستور داد یکی از جوانان لُر را بیاورند.

دو نفر سرباز دستهای جوان را محکم گرفتند و سومی هم با یک شمشیر تیز در عقب او ایستاد؛ سپس با اشاره سرهنگ، سرباز جلاد با شمشیر سر جوان را قطع کرد؛

هنگامی که سر از بدن جدا شد و به کناری افتاد سرهنگ فریاد کشید بدو، بدو؛ و هم‌زمان یکی از افراد طاوه سرخ شده را روی گردن بریده چسباند.

جسد بی‌سر از جا بلند شد و یکی دو قدم دوید و بعد افتاد. سرهنگ مثل اینکه از این عمل شنیع خود رضایت حاصل نکرده باشد فریاد کشید آن جوان بلند قد را بیاورید؛ فکر میکنم که او بهتر از اینها بدود!

خلاصه آن بیچاره را هم آوردند و این بار با دقت بیشتری سر او را بریدند و طاوه آهنی را روی گردن بریده محکوم قرار دادند به طوری که این بار جسد بی‌سر توانست یکی دو قدم بیشتر بدود.

خلاصه این عمل سبعانه ادامه پیدا کرد تا اینکه یک بار سرهنگ خودش شخصاً در این عمل شرکت کرد و این بار خود مسئولیت گذاشتن طاوه آهنی تفته را روی گردن محکوم قبول نمود؛ ولی چون او به موقع نتوانست طاوه را روی گردن بریده قرار دهد لذا وقتی جلاد سر محکوم را از تن

جدا کرد خون از گردن محکوم در حدود یک متر فواره زد و سر و روی او و همه اطرافیان را خونی کرد.

پس از این که چند نفری از جوانان با این وضع فجیع کشته شدند. فکر تازه ای در مغز دیوانه سرهنگ خطور کرد تا بر سر مسافت دویدن اجساد بی‌سر شرط بندی کنند و بر سر تعداد قدم هایی که اجساد می‌توانند بدوند برد و باخت راه بیندازند.

خلاصه این جنایت بارها و بارها تکرار شد تا آنجا که بالاخره اجساد و سرهای همه محکومین هر کدام یک طرف روی زمین تلنبار شد.

گفتنی است که هر بار که این عمل وحشیانه انجام می‌شد خود سرهنگ و افسران و درجه داران و سایر افراد مثل تماشاچیان مسابقه فوتبال با دست زدن و هورا کشیدن و هلهله دوندگان بی سر را تشویق می‌کردند که قبل از افتادن هر چه بیشتر بدوند.

پیرمرد که از فرط خشم و غضب صورتش به زردی گراییده بود مکثی کرد و من از این فرصت استفاده کردم و پرسیدم: خب بالاخره در این مسابقه دو اجساد برنده چه کسی بود؟

او چند دقیقه‌ای سکوت کرد. سپس گفت: سرهنگ در اغلب شرط بندی ها برنده شد. فکر میکنم او فقط در یکی از شرط بندی‌ها که جسد توانست پانزده قدم بدود هزار ریال برنده شد.

منبع: سرزمین شگفت انگیز و مردمی مهربان و دوست داشتنی ویلیام او داگلاس ، ص ۱۷۵

______________________________________

ماشین کشتار

جنایات دوره حکومت رضاخان به حدی وحشتناک و غیر قابل انکار بوده است که حتی نویسندگان خارجی هم به آن اعتراف کرده‌اند.

کریستین دلانوآ فرانسوی در کتاب خود می‌نویسد:

«تخمین زده می‌شود در طول پانزده سال سلطنت رضاشاه ۲۴ هزار نفر از میان ایلات و روشنفکران و مخالفان رژیم کشته شده باشند.»

منبع: ساواک، کریستین دلانوآ، ص ۲۱

_____________________________________

قربانی همایونی

روزی رضاخان به مازندران مسافرت کرد قرار شد یک روز در بابل توقف نماید؛ ولی در آنجا بسیاری از مردم به خاطر مصادره املاکشان توسط شاه به گدایی افتاده بودند.

شهردار به خاطر اینکه رضاخان گدایان شهر را نبیند آنها را جمع کرد و در حمام‌های عمومی شهر زندانی کرد تا رضاخان از شهر خارج شود؛

ولی به دلیل بارندگی شدید رضاخان ۳ روز در شهر ماند پس از رفتن رضاخان وقتی در حمام ها را باز کردند ۶۰-۷۰ نفر به دلیل نرسیدن غذا و نبود هوا از گرسنگی و خفگی مرده بودند.

منبع: تاریخ بیست ساله ایران، حسین مکی، ج ۶، ص ۱۰۱-۱۰۲

____________________________________

شاه کشتار نکرد

می‌نویسد: اسدالله علم نخست وزیر و وزیر دربار شاه، در کتاب خاطراتش می‌نویسد:

شاه فرمودند:

«در جریان ۱۵ خرداد ناچار شدم چندین دفعه به شدت به اویسی که آن وقت فرمانده گارد بود بگویم مجبورید تیراندازی کنید.»

منبع یادداشت های علم، اسدالله علم، ج ۳، ص ۲۸۳.

___________________________________

سپتامبر سیاه

قتل عام مردم در ۱۷ شهریور(جمعه سیاه) از لکه‌های سیاه تاریخ حکومت پهلوی است که میشل فوکو فیلسوف معروف فرانسوی در این باره می‌گوید:

وقتی پس از کشتار ماه سپتامبر (۱۷ شهریور ۵۷) به ایران وارد شدم به خودم می‌گفتم که با شهری وحشت زده رو به رو خواهم شد چون در آنجا چهار هزار نفر کشته شده بودند.

منبع: ایران روح یک جهان بی روح، میشل فوکو، ص ۶۳

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha