به گزارش خبرگزاری حوزه، دوران تحقیرآمیز پهلوی شاهد اعطای امتیازات گسترده به مستشاران آمریکایی بود که ایرانیان را در برابر آنان به شهروندان درجه دوم تنزل میداد.
مصونیت های عجیب آمریکاییها در دوران پهلوی
مصونیت قضایی و سیاسی
مستشاران و خانوادههایشان از بازداشت، توقیف و تعقیب قضایی معاف بودند.
محل اقامت، مکاتبات و اموال آنها مصون از تعرض بود.
مستشاران از مصونیت دعاوی مدنی و اداری برخوردار بودند.
در عمل، حتی اگر یک مستشار آمریکایی مرتکب جرم میشد، رسیدگی به اتهام او به کشور متبوعش ارجاع میشد.
این مصونیتها به بستگان مستشاران و حتی برخی نیروهای غیرآمریکایی هم تسری یافت.
بطور مثال: تصادف یک راننده آمریکایی با دختر ایرانی در کرمانشاه (۱۲ اسفند ۱۳۴۳)؛ راننده فقط باید توسط مقام نظامی آمریکا پیگرد میشد و هیچ برخورد قضایی در ایران انجام نشد.
حق اعمال نفوذ و تمرد
مستشاران حق داشتند در امور ارتش ایران مستقیماً دخالت کنند و ترفیع افسران قبل از تصویب شاه به تصویب مستشاران میرسید.
آنان میتوانستند به فرماندهان ایرانی توهین کنند یا از دستور آنها تمرد کنند.
گروهبندی نیروها به «حامی» و «ضد آمریکایی» بر اساس نظر مستشاران انجام میشد و افراد ضد آمریکایی در لیست سیاه قرار میگرفتند.
حقوق اقتصادی و رفاهی ویژه
مستشاران معاف از مالیات و عوارض گمرکی بودند.
حقوق ماهانه سرهنگهای مستشار تقریباً ۵۰۰۰ دلار بود، در حالی که همتای ایرانی آنها با مزایا حدود ۱۲ هزار تومان دریافت میکرد.
امکانات رفاهی شامل باغ، مستخدم، راننده، ورزشهای اشرافی (گلف، تنیس، اسکی) بود .
هزینههای خانواده و فرزندان مستشاران نیز به عهده دولت ایران بود.
امتیازات اجتماعی و سیاسی
مستشاران به جایگاه «شهروندان درجه یک» در ایران ارتقا یافته بودند و ایرانیان به جایگاه دوم کاهش مییافتند.
این امتیازات باعث شد مستشاران خود را نژاد برتر بدانند و در بسیاری موارد رفتار آنان با پرسنل ایرانی تحقیرآمیز و گستاخانه باشد.
بخشهایی از سخنرانی امام خمینی(ره) برای تصویب لایحه کاپیتولاسیون
«ما را فروختند، استقلال ما را فروختند... عزت ما پایکوب شد... قانونی در مجلس بردند؛ در آن قانون... تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانوادههایشان، با کارمندهای فنیشان، با کارمندان اداریشان، با خدمهشان، با هر کس که بستگی به آنها دارد، اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند مصون هستند. اگر یک خادم آمریکایی، اگر یک آشپز آمریکایی مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند، زیر پا منکوب کند، پلیس ایران حق ندارد جلوی او را بگیرد! دادگاههای ایران حق ندارند محاکمه کنند! بازپرسی کنند! باید برود آمریکا! آنجا در آمریکا اربابها تکلیف را معین کنند...
اگر چنانچه کسی سگ آمریکایی را زیر بگیرد بازخواست از او میکنند، اگر شاه ایران یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد بازخواست میکنند و اگر چنانچه یک آشپز آمریکایی شاه ایران را زیر بگیرد، مرجع ایران را زیر بگیرد، بزرگتر مقام را زیر بگیرد هیچکس حق تعرض ندارد. چرا؟ برای اینکه میخواستند وام بگیرند از آمریکا، آمریکا گفت این کار باید بشود. بعد از سه چهار روز وام ۲۰۰ میلیونی، ۲۰۰ میلیون دلاری تقاضا کردند، دولت آمریکا تصویب کرد که در ظرف پنج سال مبلغ مزبور را به دولت ایران بدهند...»
منابع:
-
عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تاریخ روابط خارجی ایران از پایان دوره جنگ جهانی دوم
-
زینب احیایی، مستشاران آمریکایی در ایران به روایت اسناد
-
مسعود اسداللهی، احیای کاپیتولاسیون و پیامدهای آن
-
دانشجویان پیرو خط امام، اسناد سفارت آمریکا در تهران
-
حسین دهباشی، فرماندهی و نافرمانی: تاریخ شفاهی زندگی و آثار سپهبد خلبان شاپور آذربرزین
-
علیرضا ازغندی، روابط خارجی ایران، دولت دست نشانده










نظر شما