به گزارش خبرگزاری حوزه، در دنیای امروز که اصطلاحات و مفاهیم علمی و تخصصی، بخش مهمی از گفتوگوها و محتوای رسانهها را تشکیل میدهند، توضیح این واژهها به زبان ساده در اختیار شما فرهیختگان قرار میدهیم:
توتالیتاریسم؛ تعریف و مصادیق معاصر
توتالیتر یا «توتالیتاریسم» به نوعی از نظام سیاسی گفته میشود که میخواهد همهچیزِ زندگی انسان را در اختیار بگیرد؛ نه فقط سیاست، بلکه فکر، فرهنگ، رسانه، آموزش، اقتصاد و حتی باورهای درونی افراد. در چنین نظامی، دولت فقط «حاکم» نیست، بلکه میخواهد «همهجا حاضر» باشد و هیچ حوزهای را خارج از کنترل خود تحمل نمیکند. فرد در این فضا معنا و هویت مستقل ندارد و فقط در حد یک ابزار برای اهداف حکومت تعریف میشود.
در نگاه سنتی، توتالیتاریسم فقط به رژیمهای قرن بیستم نسبت داده میشد؛ اما در جهان معاصر، این پدیده شکلهای مدرن، نرم و پیچیدهتری به خود گرفته است. امروز در بسیاری از جوامع غربی و بهویژه در ایالات متحده آمریکا، میتوان نشانههایی از توتالیتاریسم نوین را مشاهده کرد؛ توتالیتاریسمی که بهجای سرکوب خشن، از ابزارهای رسانهای، فناوری، سانسور دیجیتال، فشار اجتماعی و کنترل روایتها استفاده میکند.
در این جوامع، اگرچه انتخابات برگزار میشود، اما مرزهای فکر مجاز بهشدت محدود شده است. شبکههای اجتماعی، شرکتهای بزرگ فناوری و رسانههای جریان اصلی، بهطور سیستماتیک دیدگاههایی را که با روایت رسمی قدرت همسو نیستند حذف، محدود یا بیاعتبار میکنند. نمونههای متعدد از مسدودسازی حسابها، حذف محتوا، و حتی اخراج افراد از دانشگاهها یا محل کار بهدلیل ابراز دیدگاه سیاسی یا فرهنگی متفاوت، نشان میدهد که آزادی بیان در عمل به «آزادی مشروط» تبدیل شده است.
در آمریکا و برخی کشورهای اروپایی، حتی ورود به حوزههایی مانند خانواده، جنسیت، تربیت فرزندان و باورهای اخلاقی نیز تحت نظارت و فشار ایدئولوژیک قرار گرفته است. دولت و نهادهای وابسته، با تصویب قوانین الزامآور و اعمال فشار فرهنگی، تلاش میکنند چارچوبهای فکری خاصی را به جامعه تحمیل کنند. مخالفت با این چارچوبها اغلب با برچسبزنی، حذف اجتماعی و تهدید شغلی پاسخ داده میشود؛ وضعیتی که بهروشنی با منطق توتالیتاریسم همخوانی دارد.
دیروز توتالیتاریسم چگونه بود؟
در گذشته، توتالیتاریسم چهرهای آشکار و خشن داشت. آلمان نازی نمونهی شناختهشدهی آن بود؛ حکومتی که با تبلیغات گسترده، دشمنسازی، سانسور و سرکوب، جامعه را یکدست میکرد. رسانهها فقط یک روایت را تکرار میکردند و مردم باید همانطور فکر میکردند که حکومت میخواست.
امروز توتالیتاریسم چه شکلی شده است؟
امروز همان منطق، با ظاهری مدرنتر و نرمتر ادامه پیدا کرده است. قدرتهای بزرگ، بهویژه آمریکا و کشورهای غربی، در جنگ و کشتار بیشتر از جنگ، فشار سیاسی، رسانه و فضای روانی بهره میبرند.
برای مثال، حمله نظامی به کشورهای دیگر با عنوانهایی مثل «مبارزه با تروریسم»، «دفاع از دموکراسی» یا «حفاظت از حقوق بشر» معرفی میشود. جنگ عراق، افغانستان و مداخلات نظامی در نقاط مختلف جهان، در رسانههای غربی طوری روایت شدند که گویی تنها گزینهی ممکن و اخلاقی بودهاند.
نقش رسانهها در کنترل ذهنها
رسانههای بزرگ غربی نقش کلیدی در این روند دارند. آنها تعیین میکنند کدام خبر بزرگ شود، کدام تصویر بارها تکرار شود و کدام واقعیت نادیده گرفته شود. کشتهشدن غیرنظامیان در بعضی کشورها بهسادگی «اشتباه ناخواسته» نامیده میشود، اما همان اتفاق اگر توسط دشمنان غرب رخ دهد، بهعنوان «جنایت علیه بشریت» برجسته میشود.
به این ترتیب، افکار عمومی نهفقط در داخل آمریکا و اروپا، بلکه در سراسر جهان، در یک مسیر مشخص هدایت میشود.
توتالیتاریسمِ بدون اجبار مستقیم
در این شکل جدید، کمتر کسی مجبور میشود چیزی را با زور بپذیرد. شبکههای اجتماعی، الگوریتمها، سانسور پنهان و برچسبزدن به دیدگاههای مخالف، مثل «افراطی»، «خطرناک» یا «ضد ارزشهای انسانی» باعث میشود بسیاری از صداها بهتدریج حذف یا بیاثر شوند.
آدمها احساس میکنند آزادانه فکر میکنند، اما چارچوب فکریای که در آن حرکت میکنند، از قبل توسط قدرتهای سیاسی و رسانهای طراحی شده است.
جمهوری اسلامی ایران و نفی توتالیتاریسم
برخلاف این الگو، نظام جمهوری اسلامی ایران را نمیتوان بهدرستی یک نظام توتالیتر دانست. زیرا در توتالیتاریسم، دولت در همه ابعاد زندگی فرد نفوذ مستقیم دارد و هیچ فضای مستقلی برای جامعه باقی نمیماند؛ درحالیکه در ایران، ساختارهای متنوع اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و رسانهای خارج از کنترل مستقیم دولت فعالیت میکنند.
وجود انتخابات متعدد، جریانهای فکری گوناگون، رسانههای مختلف، نهادهای مردمی، حوزههای علمیه مستقل، احزاب، تشکلهای دانشجویی و صنفی، و امکان نقد در سطوح مختلف، نشان میدهد که دولت «همهجا حاضر مطلق» نیست. حتی در مسائل فرهنگی و سبک زندگی، تنوع گستردهای در جامعه ایران وجود دارد که با منطق توتالیتاریسم ناسازگار است.
از سوی دیگر، در نظام توتالیتر، دولت تلاش میکند ذهن انسان را یکدست کند؛ اما در ایران، تنوع دیدگاهها، اختلافنظرهای علنی، مناظرههای سیاسی، رقابتهای انتخاباتی و حضور فعال مردم در عرصه عمومی، نشانهای روشن از عدم انحصار فکر و معنا توسط حکومت است.
۰۴:۰۵ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۵










نظر شما