به گزارش خبرگزاری حوزه، اسناد تاریخی از عمق وابستگی نظامی رژیم پهلوی به ایالات متحده حکایت میکنند.
شاه: بزرگترین نجاتدهنده شرکتهای اسلحهسازی ورشکسته آمریکا
ایران پیش از انقلاب، در حوزه تجهیزات نظامی، کشوری کاملا وابسته به ایالات متحده آمریکا بود و محمدرضا پهلوی به عنوان حافظ منافع آمریکا در منطقه خاورمیانه که عنوان ژاندارم منطقه را هم یدک میکشید، همواره در صدر لیست خریداران تجهیزات و تسلیحات آمریکایی در دنیا قرار داشت.
بذل و بخشش شاه در قبال کمپانیهای اسلحهسازی آمریکایی تا آنجا بود که چندین مورد از این شرکتها وجود دارند که یا در آستانه ورشکستگی و یا به طور کامل ورشکسته بودند، اما با دست و دلبازی پهلوی دوم و پرداخت میلیاردها دلار و خریداری سلاح و تجهیزات از این شرکتها، از نابودی و ورشکستگی نجات یافتند.
البته وابستگی نظامی رژیم پهلوی به ایالات متحده تنها منحصر به خرید و واردات سلاح و تجهیزات از این کشور نبود؛ ۵۰ هزار مستشار نظامی و کارشناس و تکنسین فنی آمریکایی و اروپایی که در کشور به منظور آموزش، بکارگیری، نگهداری و تعمیر و ... تجهیزات خریداری شده توسط شاه از ایالات متحده و کشورهای اروپایی
در کشور حضور داشتند، پرده دیگری از این وابستگی بود.
بودجه دفاعی سالانه ایران در فاصله سالهای ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰، به بیش از ۵ برابر افزایش یافت. ۱
تا پایان حکومت رضاشاه، بودجه پیشبینیشده برای وزارت جنگ، بیش از یکسوم بودجه کل کشور بود و سالانه بهطور متوسط، ۳۳ درصد بودجه و درآمد دولت به وزارت جنگ اختصاص مییافت. ۲
محمدرضا پهلوی بودجه جاری ارتش را از ۱۵۵ میلیون دلار در سال ۴۲، به ۴۸۰ میلیون دلار در سال ۵۲ و بعد از افزایش شدید قیمت نفت پس از این سال، درنهایت بودجه ارتش را در سال ۱۳۵۶، به ۸.۱ میلیارد دلار رساند.
این رقم، حدود یکسوم از درآمد حاصل از فروش نفت کشور را به خود اختصاص میداد.
هزینه خرید تسلیحات نظامی نیز رقم زیادی را به خود اختصاص میداد. در حالی که خرید تسلیحات نظامی بهدستورِ شاه، در دهه ۴۰، در حدود ۲.۵ میلیارد دلار بود، این رقم در سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷، به حدود ۲۷ میلیارد دلار رسیده بود.
بخش زیادی از این خریدها نیز اشتباه بود! تأخیرها، افزایش قیمت و غیرمؤثر بودنِ بسیاری از جنگافزارها باعث شد بودجه نفت عملاً مکانی برای درآمدزایی کشورهای خارجی و انتقال ابزارآلات جنگی گرانقیمت و بعضاً غیرکاربردیِ آنها به ایران باشد.
پرداخت چندبرابر، استفاده با اجازه آمریکا
فارغ از تمام مسائلِ ذکرشده، باید توجه داشت که آمریکاییها تسلیحات را به قیمتی چندین برابر قیمت واقعی به شاه میفروختند و از انحصار و دخالتی که در خرید اسلحه در ایران داشتند نیز برای این کار استفاده بسیار میبردند.
اسناد سفارت آمریکا در تهران، بهخوبی گویای این امر است؛ مثلاً در سال ۱۳۴۵، در حالی که قیمت یک میگ حدود ۶۰۰٫۰۰۰ دلار بودهاست و شوروی حاضر بود با تسهیلاتی ارزانتر میگ را در اختیار ایران قرار دهد، آمریکا هر هواپیمای اف ۴ مدل سی را بین ۳ تا ۳٫۵ میلیون دلار به ایران میفروشد و درنهایت ایران نیز،
بهدلیل نفوذ آمریکا، به این خرید تن میدهد. در اسناد لانه جاسوسی، در این باره آمدهاست: «او [= شاه]، با کنایه، ارزش یک میگ را با قیمتی حدود ۶۰۰٫۰۰۰ دلار با آنچه برای یک اف ۴ سی شنیده بود، یعنی بین ۳ تا ۳٫۵ میلیون دلار، مقایسه کرد.»۳
نکته بسیار عجیبتر این است که همین تجهیزات نیز، برای حمله به دیگر کشورها، مجدداً در اختیار آمریکا قرار میگرفت و ایران برای تأمین نیاز خود، هواپیما اجاره میکرد.
اسداللّٰه علم در یادداشت روز دوشنبه، ۲۷ فروردین ۱۳۵۲، مطلب عجیبی مینویسد: «[شاهنشاه] فرمودند: سفیر آمریکا را بخواه و بگو ما ۳۵ هواپیمای اف ۵ به شما دادیم که به ویتنام فرستادید. درعوض شما ۱۶ فانتوم اف ۴ به ما قرض دادید که اجاره کردهایم و ۶۴ فانتوم هم که خودمان داریم. اما درست معادل ۱۶ فانتوم،
که اجاره کردهایم، ۱۶ فانتوم ما بهعلت نداشتن وسایل یدکی grounded [= زمینگیر] هست. با این کمکی که شوروی به عراق میکند، وضع ما چه میشود؟»
ارتشی برای سرکوب مردم، نه دفاع از کشور
با بررسی اجمالی اوضاع ایران در دوره رضاشاه و در میانه سالهای ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰، بهنظر میرسد که کشور در این دوره، با تهدیدِ خارجیِ جدیای مواجه نبودهاست. در این فاصله، ارتش رضاشاه عملاً به یک نیروی انتظامیِ درونمرزی برای اجرای سیاستهای دربار تبدیل شده بود. ارتش در این مدت، بهمثابه اسکورت شاه
وهمچنین ابزار حکومت برای سرکوب اقشار مختلف مردم و اجرای سیاست تختهقاپو کردنِ عشایر و کشتار دستهجمعی عشایر و قتل و ترور سران ایلات، بهویژه بختیاریها و قشقاییها و …، عمل میکرد.۴
در پایان دوره رضاشاه، زمانی که ارتش وی در مقابل آزمون واقعیِ حمله نیروهای متفقین قرار گرفت، حتی یک روز در برابر آنها مقاومت نکرد و در روز ۳ شهریور ۱۳۲۰، ایران به اشغال نیروهای نظامی روسیه و انگلیس درآمد و سه هفته بعد از حمله متفقین، رضاشاه برکنار و به انتخاب کشورهای مهاجم، شاه بعدی انتخاب
شد. روحیه مقاومت محمدرضا شاه نیز مانند پدرش بود، به طوری که صدام حسین اندکی پس از دستگیری در دسامبر ۲۰۰۳، بهدستِ مأموران افبیآی، در دومین جلسه بازجویی خود (که درخصوص جنگ ایران و عراق بود) گفت: «اگر ارتش شاه هنوز وجود داشت، ما آنها را ظرف یک ماه شکست میدادیم.» ۵
پینوشت:
۱. یرواند آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ترجمه احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی (چاپ شانزدهم: تهران، نشر نی، ۱۳۸۹)، ص ۱۶۹
۲. آرتور میلسپو، مأموریت آمریکاییها در ایران، ترجمه حسین ابوترابیان (تهران، انتشارات پیام، ۱۳۵۶)، ص ۱۵۹
۳. مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، اسناد لانه جاسوسی، کتاب اول، ص ۳۴۴
۴. محمدمهدی سلامی پوریان، «کارآییِ ارتشِ رضاشاهی از منظر "هزینه و فایده"»، گروه تاریخ اندیشکده برهان
۵. nsarchive۲.gwu.edu/NSAEBB/NSAEBB۲۷۹ - Interview Session ۲, February ۸, ۲۰۰۴ - p.۳
منبع: روایت پیشرفت ایرانیان










نظر شما