به گزارش خبرگزاری حوزه، تا اینجای برگزاری چهل و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر، به اذعان بسیاری از منتقدین هنر هفتمِ وطنی، یکی از آثار قابلتوجه و ارزشمند، فیلم سینمایی "سرزمین فرشتهها" جدیدترین ساخته بابک خواجهپاشا است که روایتی تأثیرگذار از دل سرزمین زیتون به مخاطب خود ارایه میدهد با این توضیح که نتیجه زحمات او و تیم همکارش، ارایه تصویری فراتر از یک روایت جنگی ساده بوده به نحوی که جنگ را دستمایهای برای ترسیم امید در این دنیای بیرحم قرار داده است.
آشنایی اجمالی با داستان فیلم
قصه فیلم درباره حمله به باریکهغزه و زندگی زنی به نام "ضحی" است؛ خانم معلمی که همسر و دو دخترش را قبلاً در حمله دیگری از دست داده است. پدر و مادر "نور"، دختر همسایه نیز در آخرین حمله که ضحی در آن جان سالم به در برده است، به شهادت رسیدهاند. ضحی، نور را در آغوش گرفته و راهی سرپناه میشود، اما حملات بی وقفه ادامه دارد و کودکان دیگری تنها در این جهان پر از ظلم باقی ماندهاند. ضحی آنها را نیز در آغوش میگیرد.
تهیهکننده این فیلم که محصول مشترک سازمان سینمایی سوره و موسسه تصویر شهر است، منوچهر محمدی، تهیهکننده با سابقه سینماست. بازیگران البته در این فیلم همگی غیرایرانی و عربزبان از کشورهای سوریه، لبنان و عراق هستند که با هدایت و ایفای نقش بازیگر سوری "سولاف فواخرجی"، برنده نخل طلای کن مقابل دوربین رفتهاند.
روایت فیلم از دل ویرانیهای فلسطین شروع میشود. از سرزمینی که سالهاست درگیر جنگی نابرابر شده اما در پرتوی ایمان به خالق متعال، لحظهای امیدش را از دست نداده است، به همین خاطر است که می بینیم در همه لحظات این اثر، زندگی جریان دارد؛ حتی در قابی که پس زمینهاش با خون رنگآمیزی شده و نتیجه ظلم آشکار دشمن، دل مخاطب را میلرزاند، با این حال لبخند مقاومت از لبان کودکان محو نمیشود.
دغدغه ارزشمند کارگردان
محمدرضا نصیری، منتقد و پژوهشگر سینما با اشاره به اینکه ماجرای دو سال اخیر فلسطین و اتفاقات هولناک غزه دل هر انسانی را به درد میآورد، ابراز داشت: سینما به عنوان مدیومی که باید ابزار بیان احساسات سوژهها باشد بایستی پیشتر و بیشتر از این نسبت به این موضوع تولید اثر میکرد. البته مسلم است که عدم تولید اثر بسیار بهتر از تولید اثر سفارشیِ بدون دغدغه است، با این حال موضوعی که در این فیلم موج میزند، دغدغه ارزشمند بابک خواجه پاشا است.
وی افزود: گام نخست سازنده اثر برای ورود به موضوع غزه، انتخاب پنجرهی نمایش است. برگزیدن زاویه ورود و دید مناسب به مسأله غزه نیمی از راه کارگردان برای پرداخت مناسب نسبت به این ماجراست. کودک یا همان عاطفه برانگیزترین سوژه فلسطین که میتوان بواسطه آن حرفهای انسانی زیادی گفت در محور ماجراست.
وی همچنین گفت: شروع فیلم با معرفی قهرمان به شکل دراماتیکی آغاز می شود و نکته اینجاست که سازنده الزامات سوژه را میفهمد و به این خاطر در سکانسهای ابتدایی غمِ نبودن اعضای خانواده قهرمانش را به روی میز غذا به تصویر میکشد.
دقت در پرداختن به جزئیات فیلمنامه
نصیری خاطرنشان کرد: فیلمنامه با دقت جمع شدن تیم بچهها را همراه با معرفی خصوصیات منحصربفردشان صورتبندی میکند. موقعیتها به شیوهای کنار یکدیگر قرارگرفتند که هم ریتم حفظ شود و هم پاساژ مناسبی میان موقعیتهای غمبار و موقعیتهای کمدی رخدهد. مسئلهی مهمی که کارگردان در پرداخت به این فیلم توجه ویژهای بدان داشته، نگهنداشتن مخاطب در لایه غمبار اتفاقات غزه است. همه میدانیم که چه فجایع انسانی در غزه اتفاق افتاده و نمیتوان با پرداختی سانتیمانتالیسم از کنار آن به راحتی گذشت.
وی افزود: از سوی دیگر، کارگردان به درستی، حوادث را در خدمت روایت خود قرارداده و تا جایی که به کمک سوژهها بیایند از آنها استفاده کرده است. برخلاف سینمای اجتماعی روشنفکری که حوادث و اتفاقات موقعیت سوبژکتیو پیدا میکنند و شخصیتها تابع و اُبژه حوادث میشوند. به این خاطر است که این نوع سینما در ایران از ابتدای فیلم کار خود را با حوادث آغاز میکنند نه با معرفی کاراکتر و شخصیت و میپندارند که هر قدر حوادث را عریانتر به نمایش بکشند، درام جذابتری خواهند داشت. کارگردان اینجا با این که توانایی استفاده حداکثری از حوادث فاجعه بار غزه را داشت، اما حوادث را در خدمت روایت کاراکترها قرارداد و برای ما قهرمانان کوچکی را ساخت که با خصوصیات ویژه خود داستان غزه را برای ما بازخوانی کردند.
هوشمندی در تصویرپردازی و روایتگری
منتقد و پژوهشگر سینما همچنین با بیان این که حین روایت کارگردان از اشارات زیبایی که به موقعیتها و آثار سینمایی و هنری ارجاع داده میشد استفاده هوشمندانهای کرده است، گفت: محمد، پسر سرطانی که مادرش به دلیل وضع حمل او را به دوستش(قهرمان داستان) برای مراقبت سپرد، جایی در تاریکی مطلق و در حالی که نوری از بالای سرش روی او تابیده و مشغول عبادت بود، موسیقی متن فیلم "محمد رسول الله" اثر مصطفی عقاد روی این پلان قرارگرفت. اشاره کارگردان به نقاشی شام آخر اثر لئوناردو داوینچی در سکانسی که قهرمان و ۶ کودک هیچ غذایی نداشتند نیز بسیار هنرمندانه رقم خورد.
وی یادآور شد: از زیباترین لحظات فیلم لحظه پایانی فیلم و ورود کودکان به بهشت خود، شهربازی، بازی بود که با حالتی سورئال همراه بود که از ابتدا و ادامه فیلمنامه نیز با کاشتهای مناسبی همراه شد. حفظ تناسب و انسجام روایت و نیفتادن در دام "مرگینهگی" غزه و زنده نگهداشتن امید به زندگی از خصوصیات باارزش فیلم "سرزمین فرشته ها" است.
ترسیم روابط انسانی در میانه آتش و بمباران
فاطمه چرختابیان، نویسنده و منتقد فیلم و سریال نیز این گونه به بیان نظر خویش درباره فیلم سرزمین فرشتهها پرداخت و بیان داشت: فیلم در همان سکانس افتتاحیه تکلیفش را با مخاطب روشن میکند: غزه. همین یک کلمه کافی است تا تماشاگر ناخودآگاه کمربندش را ببندد، خود را برای تماشای بمب، ویرانی، مرگ و اشک آماده کند. غزه یعنی هیچ چیز قطعی نیست؛ هر آنچه میبینی ممکن است یک ثانیه بعد باشد یا نباشد. اما فیلم سرزمین فرشتهها در این میان، راه ساده و آشنای نمایش جنگ را انتخاب نمیکند. خواجهپاشا تصمیم گرفته بهجای هجوم صداهای مهیب و تصاویر تکاندهنده، دوربینی انسانی، آرام و محترم را میان خرابیها بکارد و ما را به دل روابط انسانی ببرد.
وی افزود: این فیلم نیز هر چند که در بستری جنگزده و هم در میانه بمباران شهر میگذرد، اما مسألهی اصلیاش جنگ بهعنوان رخداد نیست؛ جنگ بهمثابه وضعیت است. وضعیتی که در آن تلاش برای بقا، تبدیل به کنش روزمره میشود. شخصیت محوری فیلم، "خاله ضحی"، معلم مدرسهای است که بعد از بمباران شهر، میکوشد گروه کوچکی از کودکانِ تنها را زنده نگه دارد.
پرهیز کارگردان از سوءاستفادهی احساسی
چرختابیان ادامه داد: خواجهپاشا حتماً میداند که شنیدن نام غزه، مخاطب را آمادهی همدلی اجباری میکند؛ اما فیلم آگاهانه از سوءاستفادهی احساسی پرهیز میکند. به همین خاطر است که فیلم سرزمین فرشتهها از تماشاگر گریه نمیگیرد تا سمپاتی بسازد، بلکه احساسات در جای درست خود مینشینند. خنده هست، آن هم خندهی واقعی. گندهگوییهای "تامر"، پسر نوجوان گروه، آنقدر بهجا و زندهاند که گاهی صدای خنده حضار، سالن را پر میکنند. در مقابل، لحظاتی مثل افتادن سینی ماکارونی، بیهیچ اغراق یا موسیقی تحمیلی، آنقدر طبیعی و در خدمت روایتاند که دقیقاً به این دلیل که باورشان میکنی بغض راه گلویت را میبندد و لذا باید گفت که این احترام به احساس مخاطب، یکی از مهمترین امتیازهای فیلم است.
وی اضافه کرد: شخصیت محوری فیلم نیز به تدریج ساخته و پرداخته شده و از تیپ به شخصیت میرسد. ضحی از زنی جامانده از فاجعه و در آمادگی کامل برای مرگ که در سرزمین جنگزده امری بدیهی و عادی است، به جایی میرسد که تنها گزینهاش تلاش عریان برای بقاست. قصهی فیلم نیز درخدمت این شخصیتپردازی است و کاملاً مسیر منطقی و تدریجی خود را طی میکند. این روند را اینگونه میبینیم که ضحی ابتدا برای فرار از موقعیت همه تلاشش را میکند تا زیربار مسئولیت کودکان نرود اما در نهایت مجبور به انتخاب میشود.
نگاه لطیف و امیدوارانه به بُعد زنانگی
وی در خاتمه ابراز داشت: یکی از وجوه قابلتوجه در فیلم، زنانگی لطیف و امیدوارانهی جاری در آن است. اوج این نگاه در صحنهای شکل میگیرد که خاله ضحی و تامر برای پیدا کردن غذا در میان ویرانههای شهر قدم میزنند و به فروشگاه نیمهخراب لوازم آرایشی میرسند. کات! ضحی را با آرایشی ملیح کنار بچهها میبینیم. فقط یک زن میتواند اینگونه بر خاکستری یکنواخت خرابیها رنگ بپاشد.










نظر شما