دوشنبه ۳ آبان ۱۴۰۰ |۱۸ ربیع‌الاول ۱۴۴۳ | Oct 25, 2021
دولت

حوزه/ از نـمـودهـای مـهـمّ انضباط اجتماعی ، همکاری همه جانبه اقشار مختلف مردم با دولت اسلامی است و تـخـلّف از کـوچک ترین قانون دولت ، علاوه بر این که جرم محسوب می شود، علامت بی نظمی نـیـز بـه شـمـار مـی آیـد.

 به گزارش خبرگزاری «حوزه»، کتاب «اصول اخلاق اجتماعی» اثری از پژوهشکده تحقیقات اسلامی است که در آن به بررسی موارد متعدد از اخلاق های اجتماعی پرداخته و «حوزه نیوز» به انتشار این مباحث در شماره های گوناگون خواهد پرداخت.

    

* انضباط اجتماعی

(انضباط) از واژه (ضبط)، به معنی (خوب حفظ کردن) گرفته شده و به معنای خویشتن را خوب حفظ کردن است .(۱۳۶)

(انضباط اجتماعی) یعنی افراد در همه کارهای اجتماعی خود را در چارچوب قانون شرع و عقل و مقررات عرفی نگه دارند تا هیچ تخلّفی از آنان سر نزند.

مقام معظم رهبری در بیان انضباط اجتماعی می فرماید:

انـضـبـاط اجـتـمـاعی به معنای نظم پذیری در همه امور است ـ که عبور نکردن از خط عابر پیاده برای اتومبیل ها در خیابان از آن جمله است ، اما از همین جا ما باید انضباط اجتماعی را شروع کنیم و در هـمـه مـسـائلمـان [از کـوچـکـتـریـن آن هـا] تـا مـسـؤولیـت هـای بـالا و بـرخـورد بـا مسائل کشور به آن توجّه کنیم؛ کسانی که مراجعات مرد می دارند، در برخورد با مردمی که به آنـهـا مـراجـعـه مـی کنند و نیز کسانی که کار را بر دوش گرفته اند، نظم و انضباط در کار را باید رعایت کنند.(۱۳۷)

   

ضرورت انضباط اجتماعی

اساس زندگی اجتماعی بر نظم بنا شده و حفظ تار و پود جامعه به حفظ قانون وابسته است . اگـر نـظم و قانون مراعات نشود، به اصطلاح (سنگ روی سنگ بند نمی شود.) از این رو، هر اجـتـمـاعـی ـ گـر چـه بـدوی و جـنـگـلی ـ بـایـد قـانـونـی لازم الاجـرا داشـتـه باشد تا بتواند شکل بگیرد و به حیات خویش ادامه دهد. بخش مهمّی از معارف ادیان الهی نیز به نظم و انضباط اخـتـصـاص یـافـته امّا در هیچ مکتبی چون اسلام ، بر این مسأله تأکید نشده است، شاید بتوان گـفت: دین برای برقراری نظم و انضباط در سراسر زندگی بشر آمده تا او را در زندگی فردی ، اجتماعی و در رابطه با خود، خدا و مردم ، منضبط و دقیق بار بیاورد.

امـیـرمـؤمـنـان صـلوات اللّه عـلیـه در سـخـنی ، یکی از اهداف چهارگانه قرآن را ایجاد نظم و انضباط دانسته می فرماید:

(...ذلِکَ الْقـُرْآنُ فـَاسـْتـَنـْطـِقُوهُ وَ لَنْ یَنْطِقَ وَ لَکِنْ اُخْبِرُکُمْ عَنْهُ اَلا اِنَّ فیهِ عِلْمَ ما یَأتی وَ الْحَدیثَ عَنِ الْماضی وَ دَوأ دائِکُمْ وَ نَظْمَ ما بَیْنَکُمْ.)۱۳۸

این قرآن است ، او را به سخن آورید، ولی او هرگز سخن نمی گوید، اما من شما را از [پیام ] او آگـاه مـی سـازم ؛ هـمـانـا در قـرآن ؛ دانـش آینده ، اخبار گذشته ، داروی درد شما و [آیین ] نظم و انضباطِ میان شما، نهفته است .

پـیـشـوای هفتم ، امام کاظم (ع) نیز، به پیروان قرآن سفارش می کند که زندگی خویش را بر نظم و برنامه ریزی دقیق استوار سازند:

تـلاش کـنـیـد که شبانه روز خویش را به چهار بخش تقسیم کنید: بخشی برای مناجات با خدا، بـخـشـی برای گذران زندگی ، بخش سوم برای معاشرت با برادران دینی و مورد اطمینانی که عیوب و نارسایی ها را به شما نشان دهند و در نهان با شما یکرنگ باشند و بخش چهارم را در خوشی های حلال صرف کنید تا برای سه بخش دیگر توان و نیرو بگیرید.۱۳۹

    

ابعاد انضباط اجتماعی

بخش بسیار محدودی از زندگی انسان به شکل فـردی اداره مـی شـود و مهم ترین بخش آن به شکل اجتماعی اداره می گردد. زندگی اجتماعی از خـانـواده شـروع و تـا روابـط بـیـن المـللی ادامـه مـی یـابـد و هـر یـک از ایـن مـراحـل نـیـز بـا کـیـفیت و اهداف گوناگونی تشکیل می شوند که نظم مخصوص به خود را می طـلبـند؛ بر این اساس ، شمارش ابعاد کمّی و کیفی نظم اجتماعی ، کاری بس دشوار بلکه دست نایافتنی است . در اینجا به اهمّ آنها اشاره می کنیم :

    

الف ـ انضباط اقتصادی

مـنـظـور، منظم بودن در کلیه امور اقتصادی ، از قبیل : تولید، توزیع ، مصرف ، داد وستد و... اسـت . بـخـش مـهـمـّی از احـکـام و قـوانـیـن جـامـعـه ـ اسـلامـی یـا غـیـر اسـلامـی ـ را مسائل اقتصادی تشکیل می دهد که هر شهروندی موظف به اجرای آن است .

در مـکتب اسلام هر مسلمانی وظیفه دارد پیش از شروع به کار اقتصادی ، نخست ، قانون و احکام آن را بـیـاموزد تا طبق قانون خدا و نظم دینی ، اقدام کند و مرتکب خلاف نگردد؛ امیرمؤ منان (ع) می فرمود:

(یا مَعْشَرَ التُّجّارِ، اَلْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ...)۱۴۰

ای گروه بازرگانان ! نخست ، احکام [را بیاموزید] سپس به بازار بروید.

هر مسلمانی در میدان اقتصادی به صدها تابلو (باید و نباید) بر می خورد که هر یک از آنها بخشی از نظم اقتصادی را رقم می زنند که رعایت آنها لازم و تخلّف ناپذیر و یا پسندیده است .

    

از سوی دیگر توزیع ثروت و مصرف و هزینه نیز باید طبق نظم و قانون و منزه از هرگونه بـی انـضـبـاطـی صـورت پـذیـرد و هـیـچ کـس مـجـاز نـیـسـت در اموال خویش (با اینکه همه آنها را از راه حلال به دست آورده) به دلخواه خود و خارج از چارچوب عقل و شرع ، تصرف کند. قرآن مجید از اسراف در مصرف نهی کرده ، می فرماید:

(کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا)۱۴۱ بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید.

چـنین قانونی علاوه بر خوردن و آشامیدن در همه موارد مصرف ، کاربرد دارد، چنانکه روی نسخن نیز با عموم مردم است .

رهبر عزیز انقلاب ، حضرت آیت اللّه خامنه ای در این باره می فرماید:

انـضـبـاط اقـتـصـادی و مـالی بـه مـفـهـوم مقابله با ریخت و پاش مالی و زیاده روی و اسراف در مـصـرف است ؛ کسانی که بیخود خرج می کنند و مصرف آنها زیاده از حد است ، موجودی جامعه را به لحاظ امکانات اقتصادی رعایت نمی کنند، آنها بی انضباط اقتصادی و مالی هستند و این جانب از آحـاد مـلت ، مـسـؤ ولیـن کشور و مأمورین دولت می خواهم که انضباط اقتصادی و مالی را جدّی بـگـیـرنـد و تـمـامـی افـراد جـامـعـه بـه ویـژه کـسـانـی کـه اموال عمومی را مصرف می کنند، تنها باید به قدر رفع نیاز و حاجت خرج کنند.۱۴۲

    

ب ـ انضباط اخلاقی

بسیاری از مسائل اخلاقی نیز در اجتماع مفهوم پیدا می کنند، مانند: وفا به عهدو پیمان ، احترام به اموال عمومی و دولتی ، رعایت بهداشت اجتماعی، حسن خلق، داشتن حجاب، احترام به ناموس مـردم، پـرداخـت حـقـوق دیـگران و... این مسائل اخلاقی و مورد تأیید اسلام (اخلاق اجتماعی) نـامـیده شده و نقش اساسی را در تنظیم روابط اجتماعی ایفا می کنند.

پیشوایان معصوم به طور دقیق آن را مراعات می کردند؛ به طور مثال :

ـ رسول اکرم (ص) هیچ گاه در نزد حاضران پای خود را دراز نمی کرد.۱۴۳

ـ امـیـرمـؤمـنـان (ع) طـی سـخـنـانـی سـیره زندگی رسول خدا (ص) را شرح و ضمن آن انضباط اجتماعی و اخلاقی آن حضرت را شرح می دهد.۱۴۴

     

ج ـ انضباط سیاسی

مسلمانان باید همواره در چارچوب سیاسی خاصّی که از سوی خدا، پیامبر واولوالامر ترسیم می شـود، گـام بـردارند تا نظام اسلامی طبق برنامه صحیح و پویای خویش به پیش برود، این مسأله به شکل های گوناگون مورد تصریح و تأکید قرآن مجید قرار گرفته است :

(یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا اَطیعُوا اللّهَ وَ اَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِی الاَْمْرِ مِنْکُمْ...)۱۴۵

ای کسانی که ایمان آورده اید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و صاحبان امر را نیز اطاعت کنید.

(وَ اِذا جـأهـُمْ اَمـْرٌ مـِنَ الاَْمـْنِ اَوِ الْخـَوْفِ اَذا عـُوا بـِهِ وَ لَوْرَدُّوهُ اِلَی الرَّسُولِ وَ اِلی اُولِی الاَْمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ...)۱۴۶

و هـنـگـامـی کـه مـسـأله ای [حـاکـی] از امنیّت یا وحشت بر آنان [منافقان] رسد انتشارش دهند در صورتی که اگر آن را به پیامبر و اولیای خود ارجاع دهند، قطعاً از میان آنان کسانی هستند که [می توانند درست یا نادرست] آن را دریابند.

یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللّهَ...)۱۴۷

ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا و پیامبرش پیشی نگیرید و تقوای الهی پیشه کنید.

    

د ـ رعایت قانون و مقررات اجتماعی

فلسفه تشریع قوانین اجتماعی ایجاد نظم واقعی و احقاق حقوق همه افراد درجامعه است؛ بر این اسـاس ، هـمـه انسان ها موظّفند در چارچوب قانون حرکت کنند تا جامعه دچار هرج و مرج نگردد و در سراشیبی سقوط قرار نگیرد.

واژه (حدود اللّه قوانین الهی) که چهارده بار در آیات قرآن آمده ،۱۴۸ بر این مسأله تأکید دارد که مسلمانان هرگز مجاز نیستند، قوانین اجتماعی اسلام را نادیده بگیرند و در نتیجه انضباط اجتماعی را خدشه دار سازند.

هر اجتماعی دارای آداب و مقرراتی است که در ایجاد نظم و انضباط عمومی ، نقش مؤثّری دارند و بـه هـمـیـن دلیـل ، مـراعـات آنـهـا بـر هـمـه افـراد جـامـعـه لازم مـی شـود؛ بـه طـور مـثـال : مـقـررات راهنمایی و رانندگی ، لازمه زندگی امروزی است و در هر کشوری از سوی همه بـایـد مـراعـات شـود تـا زنـدگـی جـمـعی دچار اختلال نگردد. از این رو تخلّف از آن از دیدگاه قـانـون و عـرف ، مـسـتـوجـب تـوبـیـخ و جـریـمـه اسـت ؛ در روایـتـی کـه از امـام کـاظـم (ع) نـقـل شـده ، چـنـیـن بـر مـی آیـد که در جامعه اسلامی ، مسیر رفت و آمد بانوان باید از مردان جدا باشد و به طور مختلط آمد و شد ننمایند:

(لا یـَنـْبـَغـی لِلْمـَرْأةِ اَنْ تـَمـْشـِیَ فـی وَسـَطِ الطَّریـقِ وَ لکـِنَّهـا تـَمـْشـی اِلی جـانـِبـِ الْحائِطِ)۱۴۹

شایسته نیست که زن از وسط کوچه و خیابان راه برود بلکه باید از کنار دیوار عبور کند.

و برنامه رفت و آمد زمان حضرت مهدی (عج) را چنین شرح می دهد.

زمـانـی کـه قـائم ما قیام کند، به سواران دستور می دهد از وسط راه رفت و آمد کنند و عابران پـیـاده را مـلزم مـی کـنـد از دو طـرف خـیـابـان عـبـور کـنـنـد؛ اگـر سـواره ای داخـل پـیـاده رو شـود و به عابری آسیب برساند، به پرداخت دیه ملزم می شود و اگر عابری وارد خیابان شود و آسیبی بر او وارد شود، (مقصّر است و) مستحقّ دیه نیست .۱۵۰

داود بـن سـرحـان مـی گـویـد: از امـام صـادق (ع) پـرسـیـدم ؛ اگـر کـسـی کـالایـی را حـمـل کـنـد و در راه بـه انسانی آسیبی برساند که منجر به مرگ یا نقص عضو او شود، تکلیف چیست؟ امام پاسخ داد: صاحب کالا ضامن است .۱۵۱

رهبرارجمند انقلاب نیز رعایت آداب اجتماعی را علامت نظم واقعی دانسته و می فرماید:

اگـر تـخـلّفـات اجـتماعی و قانون شکنی در کشور کم شده باشد و مردم حقیقتاً با عادات و آداب صـحـیح اجتماعی خو گرفته باشند و اگر جرم و جنایت در جامعه کاهش یافته وعشق و اعتقاد به قانون زیاد شده باشد، می توان احساس کرد که انضباط اجتماعی به معنای واقعی ، تحقّق پیدا کرده است .۱۵۲

    

ه‍ ـ همکاری با دولت

از نـمـودهـای مـهـمّ انضباط اجتماعی ، همکاری همه جانبه اقشار مختلف مردم با دولت اسلامی است و تـخـلّف از کـوچک ترین قانون دولت ، علاوه بر این که جرم محسوب می شود، علامت بی نظمی نـیـز بـه شـمـار مـی آیـد؛ مـوارد همکاری با دولت گوناگون و بی شمار است گرچه برخی دائمـی و بـرخـی مـوقـت و نـیـز نـسبت به گروه های مختلف فرق می کند. عمده ترین و حیاتی ترین آنها عبارت است از:

ـ اجابت دعوت مسؤولین برای بسیج عمومی و دفاع از مملکت .

ـ شرکت در انتخابات .

ـ حضور در صحنه به تناسب زمان و مکان و حمایت عمومی از دولت .

ـ رسـانـدن اخـبـار و اطـلاعـات ارزشـمـنـد بـه مـسـؤولیـن مـربـوطـه؛ بـویـژه در مسائل امنیتی .

ـ خودداری از هرگونه همکاری با بیگانگان، بدون اطلاع مسؤولین .

ـ پرداخت به موقع طلب های دولتی از قبیل مالیات، عوارض، قبوض آب و برق و غیره .

ـ حفظ و حراست از کلیه اموال و امکانات، تأسیسات ، اماکن و هر چیزی که متعلق به دولت است .

ـ رعایت نظم عمومی و پرهیز از جعل اسناد و تقلّب در کارهای اجتماعی .

ـ ارجاع هرگونه دادخواهی به محاکم قضایی و خودداری از خودسری .

     

پی نوشت ها:

۱۳۶ ـ المنجد، واژه ضبط.

۱۳۷ ـ روزنامه جمهوری اسلامی ، مورخه ۶/۱/۱۳۷۳.

۱۳۸ ـ نهج البلاغه ، خطبه ۱۵۷، ص ۴۹۹.

۱۳۹ ـ بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۳۲۱.

۱۴۰ ـ وسائل الشیعه ، ج ۱۲، ص ۲۸۲.

۱۴۱ ـ اعراف (۷)، آیه ۳۱.

۱۴۲ ـ روزنامه جمهوری اسلامی ، مورخه ۱۴/۱/۷۴، ص ۳.

۱۴۳ ـ مکارم الاخلاق ، طبرسی ، ص ۱۷.

۱۴۴ ـ همان ، ص ۱۳ ـ ۱۵.

۱۴۵ ـ نساء(۴)، آیه ۵۹.

۱۴۶ ـ همان ، آیه ۸۳.

۱۴۷ ـ حجرات (۴۹)، آیه ۱.

۱۴۸ ـ المعجم المفهرس لالفاظ القرآن ، واژه حدود.

۱۴۹ ـ وسائل الشیعه ، ج ۱۴، ص ۱۳۲.

۱۵۰ ـ همان ، ج ۱۹، ص ۱۸۱.

۱۵۱ ـ همان ، ص ۱۸۲.

۱۵۲ ـ روزنامه جمهوری اسلامی ، مورخه ۱۴/۱/۷۴، ص ۳.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 2 =
google-site-verification=0iLoQV4C04yTFqMIugB47gzW8uc7-poVtQKrLZbxcw8