ابراهیم اصغری، تهیهکننده سینما، در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه جامعه امروز در شرایط خاصی قرار دارد که همه ما در آن زیست میکنیم، اظهار کرد: واقعیت این است که فضای اجتماعی و فرهنگی کنونی ما با تحولات گسترده رسانهای مواجه شده است و نسل جوان، به ویژه دختران و زنان، بخش قابل توجهی از وقت خود را در شبکههای مجازی سپری میکنند. در این شرایط، ضرورت تصویرگری از یک الگوی زن مسلمان در آثار نمایشی نه تنها جدی است، بلکه واجب و حیاتی به نظر میرسد. داشتن الگوهای مثبت و صالح در همه جوامع میتواند اثرگذار باشد و به ویژه در فضایی که شبکههای اجتماعی بدون محدودیت محتوایی و با اهداف سودجویانه فعالیت میکنند، اهمیت این امر دوچندان میشود. الگوهای مثبت و موجه میتوانند ذهن مخاطب را از اطلاعات و تصاویر نادرست و مخرب مصون نگه دارند و مسیر تربیت فرهنگی و اخلاقی نسل جوان را هموار کنند.
وی با تأکید بر نقش گسترده شبکههای مجازی در شکلدهی به ذهن مخاطب افزود: بسیاری از افراد در طول روز و حتی زمانهای بیکاری خود، به طور مستمر با این شبکهها در ارتباط هستند. متأسفانه گردانندگان این فضاها اغلب با هدف منافع شخصی و اقتصادی فعالیت میکنند و جذب مخاطب برایشان اهمیت دارد، اما اهمیتی نمیدهند که آیا این جذب مخاطب باعث گمراهی یا آسیب شخصیت او میشود یا نه. به همین دلیل، شخصیتهای متعدد و الگوهای نادرست به ویژه برای دختران و زنان نمایش داده میشوند و مخاطب، به ویژه نسل جوان، ممکن است بدون آگاهی و اراده خود، این الگوها را دنبال کرده و در زندگی واقعی آنها تأثیرگذار شود. این وضعیت ضرورت توجه ویژه به تولید آثار نمایشی موجه و اثرگذار را دوچندان میکند.
اصغری در ادامه درباره اهمیت پرداختن به الگوهای صالح و موجه گفت: تاریخ اسلام و ایران پر از شخصیتها و الگوهای قابل احترام است که میتوانند راهنمای مناسبی برای نسل امروز باشند. پرداختن به این الگوها در آثار نمایشی، اعم از فیلمهای بلند سینمایی، سریالها و حتی تولیدات کوتاه برای شبکههای مجازی، میتواند ذهن مخاطب را از مسائل باطل دور کرده و حقایق زندگی سعادتمند را به نمایش بگذارد. این امر باید با رعایت جذابیت اثر، احترام به هوش و عقل مخاطب و حفظ جذابیتهای نمایشی صورت گیرد تا مخاطب جوان انگیزه و علاقهمند شود و آثار را دنبال کند، بدون آنکه به سمت الگوهای ناپسند سوق داده شود.
وی درباره رسالت هنرمندان در این مسیر توضیح داد: هر هنرمندی، فارغ از اعتقادات شخصی خود، مسئولیت دارد که شئون خانواده ایرانی را حفظ کند. این مسئولیت شامل همه فعالان عرصه هنر است؛ از بازیگران و کارگردانان گرفته تا نویسندگان و تهیهکنندگان. آنها باید آثاری تولید کنند که خانواده ایرانی و جامعه را تحت تأثیر مثبت قرار دهد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که رسانههای غربی به خوبی از این ظرفیت بهرهبرداری کردهاند. بنابراین ما نیز به عنوان هنرمند، فارغ از هرگونه اختلاف نظر و سلیقه، وظیفه داریم با تولید آثار ماندگار و اثرگذار، در مسیر تربیت فرهنگی و اخلاقی نسل جوان نقش ایفا کنیم و ارزشهای ملی و دینی را به جامعه منتقل کنیم.
اصغری درباره نقش مدیران فرهنگی و هنری در حمایت از تولیدات نمایشی گفت: مدیران با توجه به امکانات و جایگاهی که در اختیار دارند، وظیفه دارند استقلال هنرمندان را تضمین کنند و شرایط لازم برای تولید آثار باکیفیت را فراهم آورند. حمایت و پشتیبانی جدی از تولیدات نمایشی که خانواده و نسل جوان را هدف قرار میدهند، باید جزو اولویتهای اصلی مدیریت فرهنگی باشد. بدون چنین حمایتهایی، تولید آثار اثرگذار و ماندگار دشوار خواهد بود و فرصت تأثیرگذاری بر جامعه از دست میرود.
وی افزود: مدیران باید درک کنند که مسئولیت آنها تنها ارائه شعار نیست، بلکه ایجاد بستر و انگیزه برای هنرمندان است تا بتوانند آثار کیفی و اثرگذار تولید کنند. این اقدام باعث اعتماد مخاطب و استقبال نسل جوان از تولیدات فرهنگی و هنری خواهد شد. وقتی مدیران به رسالت خود در حمایت از هنرمندان عمل کنند و شرایط مناسبی برای تولید آثار فراهم کنند، بهطور همزمان خانواده ایرانی و جامعه نیز از این اقدامات بهرهمند خواهند شد.
اصغری در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کرد: برای ایجاد الگوی مناسب در جامعه، باید شخصیتهایی را معرفی کنیم که بتوانند خانواده ایرانی اسلامی را از طریق آثار نمایشی ترویج دهند. الگوهای ملی و دینی، هر دو، مورد علاقه مردم هستند و میتوانند اثر مثبت و ماندگاری بر جامعه داشته باشند. حتی کسانی که اعتقادات مذهبی ضعیفتری دارند، باز هم به شخصیتهای صالح و نمونه احترام میگذارند و آنها را الگویی برای رفتار و زندگی خود میدانند.
وی درباره اهمیت شخصیتهای تاریخی گفت: شخصیتهای تاریخی که نسلهای گذشته با آنها تربیت شدهاند، حتی برای افرادی که اعتقادات مذهبی کمتری دارند، قابل احترام هستند و میتوانند به عنوان الگوهای تربیتی و فرهنگی مطرح شوند. استفاده از این شخصیتها در تولید آثار نمایشی، هم جنبه آموزشی دارد و هم جنبه
اصغری همچنین بیان کرد: تولید آثار نمایشی باید به گونهای انجام شود که مخاطب مجبور نباشد به سمت الگوهای ناپسند و غیرموجه ارائه شده توسط شبکههای مختلف حرکت کند. هدف اصلی این است که فضایی سالم و هدایتگر برای نسل جوان ایجاد شود و هنر بتواند نقش مؤثر خود را در رشد فرهنگی و اخلاقی جامعه ایفا کند.
وی ادامه داد: هم هنرمند و هم مدیر فرهنگی مسئولیتی کلیدی دارند و رسالت مشترکشان ایجاد و پشتیبانی از آثاری است که خانواده ایرانی، ارزشهای ملی و دینی و سعادتمندی نسل جوان را به جامعه منتقل کند. این مسئولیت مهم باید جدی گرفته شود و همواره در اولویت قرار گیرد. تنها از طریق همکاری مؤثر هنرمندان و مدیران فرهنگی است که میتوان به اهداف تربیتی و فرهنگی جامعه دست یافت و نسل جدید را به سمت الگوهای مثبت هدایت کرد.
اصغری در ادامه درباره اهمیت ارائه الگوهای زن مسلمان در قالب آثار نمایشی گفت: «قش زنان در خانواده و جامعه بسیار حیاتی است و تصویر مثبت و صحیح آنها میتواند تأثیر عمیقی بر نسل جوان داشته باشد. وقتی یک زن به عنوان الگوی صالح و موفق در آثار سینمایی یا سریالی معرفی میشود، نه تنها دختران بلکه پسران نیز از طریق مشاهده رفتارها و ارزشهای او، با مفاهیم احترام، مسئولیتپذیری و اخلاق اجتماعی آشنا میشوند. این امر باعث میشود الگوهای نادرست و غیرموجه که در فضای مجازی و رسانههای مختلف در معرض دید مخاطب قرار میگیرند، کمتر تأثیرگذار باشند و خانوادهها بتوانند با آرامش بیشتری نقش تربیتی خود را ایفا کنند.
وی همچنین درباره اهمیت ترکیب جذابیت و محتوا در آثار نمایشی توضیح داد: آثار هنری و نمایشی باید همزمان جذاب و آموزنده باشند. صرف ارائه یک پیام اخلاقی بدون جذابیت بصری و داستانی، نمیتواند مخاطب جوان را به خود جذب کند و از سوی دیگر، صرف جذابیت بدون محتوا، باعث میشود پیام تربیتی اثرگذاری نداشته باشد. بنابراین، هنرمندان و تولیدکنندگان باید با خلاقیت و نگاه هنری، الگوهای مثبت را به گونهای ارائه کنند که هم جذاب باشد و هم ارزشهای اخلاقی، دینی و ملی را منتقل کند.
اصغری در پایان تأکید کرد: نقش آموزش و فرهنگسازی در کنار تولیدات نمایشی بسیار مهم است. هر اثر هنری که با هدف ارائه الگوهای صحیح و ارزشمند تولید میشود، میتواند یک معلم غیرمستقیم برای جامعه باشد و اثرات مثبت آن تا سالها در ذهن مخاطب باقی بماند. به همین دلیل است که هنرمندان و مدیران فرهنگی باید همدل و همراستا عمل کنند و تولیداتی خلق کنند که نه تنها سرگرمکننده باشد، بلکه مسیر تربیتی و اخلاقی جامعه را نیز تقویت کند. این رسالت مشترک، تضمینکننده آینده فرهنگی و اخلاقی نسل جوان و خانواده ایرانی است.
انتهای پیام










نظر شما