به گزارش خبرگزاری حوزه، در جامعه امروز این پرسش مطرح است که آیا آموزههای مبتنی بر ایمان آگاهانه میتوانند به قانون اجتماعی تبدیل شوند. آیه «لا اکراه فی الدین» بر آزادی عقیده تأکید دارد، اما اجرای احکامی مانند حجاب، مسئله هماهنگی میان باور فردی، حریم خصوصی و نظم جمعی جامعه را به چالش میکشد.
در ادامه، پاسخ حجتالاسلام عبادینیک، کارشناس پاسخگویی به سوالات دینی، به این پرسش اساسی را میخوانید.
پرسش: مگر خداوند نفرمودند لا اکراه فی الدین پس چرا حجاب اجبار است؟
پاسخ حجتالاسلام عبادی نیک:
خداوند متعال در قرآن کریم فرمودهاند: «لا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ» (در دین هیچ اجباری نیست). این آیه بهوضوح نشان میدهد که باور دینی و ایمان قلبی، امری اجباریپذیر نیست و اساساً نمیتوان کسی را به زور به اعتقادی وادار کرد. این حقیقتی است معرفتی و قلبی که با اجبار و اکراه سازگاری ندارد.
تمایز بنیادین: باور قلبی (غیرقابل اجبار) و رفتار اجتماعی (قابل تنظیم)
اما در عین حال، وقتی سخن از زندگی اجتماعی و قوانین جامعه به میان میآید، هر جمعی برای حفظ نظم و هویت خود، قواعد و الزاماتی دارد. همانگونه که ورود به یک دانشگاه، پیروی از مقررات خاص آن را میطلبد، زندگی در یک جامعه نیز مبتنی بر پذیرش چارچوبهایی است که در عرف، فرهنگ یا قوانین آن جامعه تعیین شده است. در اینجا، مسائلی که جنبه اجتماعی پیدا میکنند و با حقوق دیگران یا نظم عمومی مرتبط هستند، میتوانند مشمول قوانینی شوند که ریشه در ارزشهای دینی یا عرفی جامعه دارند.
بنابراین، تمایز بین «باور درونی» و «رفتار اجتماعی» نکته کلیدی است. آنچه در حوزه ایمان و اعتقاد شخصی است، قابل اجبار نیست؛ اما آن دسته از احکام دینی که نمود بیرونی و اجتماعی دارند، میتوانند در قالب قوانین جامعه تنظیم شوند، مشروط بر اینکه این قوانین با حفظ کرامت انسانی و حقوق افراد همراه باشد و هدف آن صیانت از ارزشهای پذیرفتهشده اجتماعی باشد.
توازن میان آزادی فردی و نظم عمومی
به بیان دیگر، «لا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ» ناظر به حیطه خصوصی اعتقاد است، حال آنکه قوانین اجتماعی از جمله احکامی مانند حجاب در صورتی که به عنوان بخشی از نظام قانونی جامعه پذیرفته شده باشند، نه به عنوان اجبار در عقیده، بلکه به عنوان تنظیمکننده رفتارهای جمعی قابل تبیین هستند.










نظر شما