اما سوره حمد فراتر از یک نقل قول است. این سوره درسنامه الهی برای صحبت با خداست.
تصور کنید معلمی که به شاگردش میآموزد چگونه نامهای رسمی بنویسد، او الگو میدهد، قالب میسازد. خداوند در سوره حمد دقیقاً همین کار را میکند: به انسان یاد میدهد چگونه او را بستاید، چگونه یگانگیاش را اعتراف کند، و چگونه هدایت بخواهد.
اگر خداوند در ابتدای این سوره «قُل» میآورد، چه اتفاقی میافتاد؟ ما همچنان همین جملات را میخواندیم، اما با یک واسطه ذهنی.
حالا که بدون «قُل» است، بلافاصله با خدا گفتگو میکنیم، انگار که خود خداوند زبان ما را باز کرده و کلمات را به زبان ما جاری کرده است.
این عین لطف الهی است. انسان خودش نمیداند چگونه باید خدای بیهمتا را ستایش کند یا چگونه درخواست کند. پس خداوند خودش آموزگار میشود و دقیقترین و زیباترین شکل عبادت را در قالب سوره حمد به ما هدیه میدهد.
حال این پرسش باقی میماند: چرا در برخی موارد «قُل» آمده و در برخی نیامده؟ این از ظرافتهای بلاغت قرآنی است که علمای معانی و بیان به آن واقفند.
حکمت الهی همیشه بالاتر از فهم محدود ماست، اما همین که میدانیم سوره حمد درس گفتگو با خداست، کافی است تا تناقضی در کار نباشد، بلکه نشانه کمال هدایت الهی است.
پینوشت:
۱. نمل(۲۷)، آیه۲۵-۲۶.










نظر شما