دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۱۵
فرق تَوّاب و أَوّاب در قرآن چیست؟

حوزه/ در نگاه قرآن، «بازگشت» فقط یک رفتار مقطعی یا واکنشی به خطا نیست، بلکه نشانه‌ای عمیق از جهت دل انسان است؛ این‌که دل پس از رفتن، اشتغال و تجربه‌ی دنیا، به کجا و به سوی چه کسی برمی‌گردد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، در این نوشتار به بررسی و تبیین تفاوت دو واژه‌ی قرآنی «توّاب» و «اوّاب» می‌پردازیم.

در قرآن کریم، «بازگشت» تنها یک توصیه‌ی اخلاقی ساده نیست، بلکه نشانه‌ای روشن از جهت دل انسان است. این‌که دل انسان رو به کجاست و پس از لغزش، غفلت یا حتی اشتغال به دنیا، به کدام سو برمی‌گردد.

قرآن برای بیان این حقیقت، از دو واژه‌ی نزدیک اما متفاوت استفاده می‌کند: «توّاب و أوّاب».

شباهت ظاهری این دو کلمه ممکن است آن‌ها را یکسان جلوه دهد، اما دقت در آیات نشان می‌دهد که هرکدام به مرتبه‌ای خاص از ارتباط انسان با خدا اشاره دارند.

معنای کلمه «توّاب»

واژه‌ی «توّاب» از ریشه‌ی «توبه» گرفته شده و به معنای بازگشت بعد از خطاست. قرآن معمولاً این واژه را در جایی به کار می‌برد که سخن از لغزش، اشتباه و گناه است؛ آن‌جا که می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ» (بقره/۲۲۲).

توّاب کسی است که راه را گم کرده، اما در گم‌راهی نمی‌ماند. می‌ایستد، پشیمان می‌شود، خطایش را می‌پذیرد و آگاهانه به سوی خدا بازمی‌گردد. در این معنا، توبه نوعی درمان است؛ درمان زخمی که گناه بر جان انسان نشانده است. توّاب انسانی است که پس از سقوط، دوباره برمی‌خیزد و راه را از نو ادامه می‌دهد.

معنای کلمه «أَوّاب»

اما «أَوّاب» معنایی لطیف‌تر و عمیق‌تر دارد. این واژه از ریشه‌ی «أوب» به معنای بازگشت مکرر و پی‌درپی است؛ بازگشتی دائمی، نه مقطعی.

أَوّاب فقط کسی نیست که بعد از گناه برگردد، بلکه کسی است که دلش همواره در حال رجوع به خداست. به همین دلیل است که قرآن در وصف حضرت داوود(ع) نمی‌فرماید او بسیار توبه‌کننده بود، بلکه می‌گوید:

«نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ» (ص/۳۰)؛چه بنده‌ی شایسته‌ای، که همواره به سوی خدا بازمی‌گشت.

همچنین درباره‌ی اهل بهشت می‌فرماید: «هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِکُلِّ أَوَّابٍ حَفِیظٍ» (ق/۳۲)؛ این وعده‌ی بهشت است برای هر بنده‌ای که بسیار بازگشت‌کننده و مراقب است.

در این آیه، «أَوّاب» در کنار «حفیظ» آمده؛ یعنی کسی که هم دلش دائم به سوی خدا بازمی‌گردد و هم مراقب امانت الهی در وجود خویش است.

برای فهم بهتر معنای «أَوّاب»، مثال زیبایی در معارف دینی بیان شده است: زنبور عسل. به زنبور عسل «أَوّاب» گفته‌اند، چون وارد گلستان می‌شود، از گل‌ها شهد می‌گیرد، اما گلستان او را در خود نگه نمی‌دارد. رنگ‌ها و عطرها مأموریتش را از یادش نمی‌برند. او دوباره به کندو بازمی‌گردد و حاصل تلاشش را می‌آورد. رفتن

دارد، اما ماندن ندارد.

انسان أَوّاب نیز همین‌گونه است. وارد دنیا می‌شود، کار می‌کند، تلاش می‌کند، از نعمت‌ها بهره می‌برد، اما دلش در دنیا اقامت نمی‌کند. هر وقت سرگرمی، غفلت یا اشتغال، دلش را اندکی از خدا دور کرد، سریع برمی‌گردد. اگر کسی رفت و در عالم ماند، دل بست و فراموش کرد، دیگر اوّاب نیست.

در این نگاه، اوّاب لزوماً انسانِ پرگناه نیست که توبه کند؛ بلکه انسانی است که حتی پس از غفلت‌های کوچک، پس از لحظه‌ای فراموشی، دلش آرام نمی‌گیرد مگر آن‌که دوباره رو به خدا کند. بازگشت او از جنس عشق است، نه فقط پشیمانی.

اگر توّاب کسی است که بعد از زمین خوردن بلند می‌شود،أَوّاب کسی است که نمی‌گذارد دلش زیاد از مسیر فاصله بگیرد.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha