خبرگزاری حوزه | پیش بینی اعتراضهای صنفی پس از افزایش نرخ ارز و گران شدن کالاهای اساسی نیاز به تحلیل پیچیدهای نداشت. اگرچه قوه مجریه ظاهراً غافلگیر شد، اما گروههای معاند که همواره در انتظار فرصت برای نفوذ بودند، خود را در موقعیتی مناسب برای پیشبرد اهدافشان یافتند.
نفوذ و انحراف: از اعتراض مسالمتآمیز تا اغتشاش
پس از آغاز اعتراضات مسالمتآمیز اصناف و بازاریان، به تدریج هستههای سازمانیافته اغتشاشگران در میان معترضان نفوذ کردند. این افراد با طرح شعارهای رادیکال و تخریب اموال عمومی و مغازههای کسبه، فضای اعتراضی را به سمت درگیری و ناامنی سوق دادند.
در اعتراضات بازار تهران، شاهد بودیم که چگونه اغتشاشگران به مغازهداری که حاضر به بستن دکان نبود حمله کردند. این اقدام عامدانه برای ایجاد ترس و القای ناتوانی نظام در حفظ امنیت بود.
هوشیاری مردمی: تمایز بین معترض و اغتشاشگر
نکته قابل تأمل و کمتر مورد توجه قرارگرفته، تجربه و هوشیاری مردم ایران در تشخیص و مقابله با سوءاستفاده اغتشاشگران است. بازاریان و اصناف به سرعت با انتشار بیانیههای متعدد، ضمن تأکید بر وفاداری به نظام، خواستههای صنفی خود را از اهداف خرابکارانه جدا کردند و مسیر خود را از اغتشاشگران متمایز نمودند.
پروپاگاندای رسانهای: ساخت روایت «ایران بحرانزده»
اغتشاشگران با هدایت و پشتیبانی مالی و رسانهای دستگاههای اطلاعاتی بیگانه، مشغول تولید محتوای هدفمند برای رسانههای معاند هستند. شبکههایی مانند BBC فارسی، منوتو، ایران اینترنشنال و صدای آمریکا با پوشش گزینشی، بزرگنمایی برخی صحنهها و حذف زمینههای واقعی، روایتی یکسویه ارائه میدهند که بر محورهای زیر تأکید دارد:
- تمرکز بر صحنههای درگیری و حذف تصاویر اعتراضات مسالمتآمیز
- استفاده از عنوانهای احساسی و غیرواقعی مانند «قیام سراسری»
- نادیده گرفتن بیانیههای اصناف و بازاریان
- بزرگنمایی حمایتهای خارجی از اغتشاشگران
در واقع استراتژی اصلی این رسانهها در جریان اعتراضات، القای تصویر ناکارآمدی و هرج و مرج از طریق انتشار اطلاعات گزینشی، مغرضانه و ترویج دیدگاههای افراطی است.
از طرفی حمایتهای مکرر مقاماتی مانند رئیسجمهور آمریکا و نخستوزیر رژیم صهیونیستی نه تنها کمکی به معترضان واقعی نمیکند، بلکه ابزاری برای مشروعیتزدایی از اعتراضات مشروع و تبدیل آن به ابزاری برای فشار بینالمللی است.
مارپیچ سکوت: سلاحی روانی در جنگ نرم
نظریه «مارپیچ سکوت» الیزابت نوئل-نویمان توضیح میدهد چگونه افراد از ترس انزوا از ابراز عقیدهای مخالف با فضای به ظاهر غالب خودداری میکنند. در جریان اعتراضات اخیر، اگرچه تعداد واقعی اغتشاشگران ناچیز بود، اما پوشش گسترده و جهتدار رسانههای معاند این توهم را ایجاد کرد که «اکثریت مردم خواهان براندازی هستند». این امر بسیاری از معترضان واقعی به مسائل اقتصادی را به سکوت کشاند.
در چرخه مارپیچ سکوت، فرد معترضی که نظرش با اهداف اغتشاشگران متفاوت است، احساس میکند در اقلیت قرار دارد و از ترس انزوا سکوت میکند. این سکوت، به نوبه خود، فضای غالب را بیشتر به اغتشاشگران واگذار میکند و دیگران را نیز به سکوت سوق میدهد.
در بحران سوریه، رسانههای غربی و برخی شبکههای عربی سالها تصویری ارائه دادند که گویی «همه سوریها علیه اسد هستند». درحالی که نظرسنجیهای مستقل بعدی نشان داد بخش قابل توجهی از مردم سوریه همچنان از دولت حمایت میکنند. این همان مارپیچ سکوت در مقیاس بزرگ بود.
نقطه عطف و راه حل
نقطه حساس در تشدید مارپیچ سکوت، «خودکمپنداری» است. راه حل بنیادی نیز تقویت هویت جمعی و احساس تعلق ملی-مذهبی است. قرآن کریم در آیه ۱۳۹ سوره آل عمران به مؤمنان یادآوری میکند: «و سستی نکنید و غمگین نباشید، و شما برترید اگر ایمان داشته باشید.»
در جنگ نرم معاویه علیه حضرت علی(ع)، مردم شام به گونهای تحت تأثیر پروپاگاندای حکومت شام قرار گرفتند که حتی گمان میکردند سپاه امام علی(ع) از دین خارج شدهاند. این نمونهای تاریخی از تأثیر برجستهسازی و مارپیچ سکوت است.
راهکار اساسی: تقویت هویت جمعی و حضور میدانی
هر گاه هویت جمعی ملتی تقویت شود، عموم مردم و به ویژه قشر میانه («خاکستری») در امان از آتش رسانهای دشمن خواهند بود. این امر مستلزم توجه نهادهای مسئول است به:
*برگزاری رویدادهای میدانی گسترده با پوشش رسانهای قوی
* استفاده هوشمندانه از ظرفیت مناسبتهای ملی و مذهبی
* پرهیز از تولید محصولات رسانهای که ناخواسته، تصویر یک «اقلیت» را برای طرفداران تفکر غالب ترسیم میکنند.
اعتراض مشروع به گرانیها از حقوق مردم است و هیچ کس در جمهوری اسلامی مخالف آن نیست. آنچه از نظر گذراندید راهکارهایی برای عبور از پرتگاه اغتشاش برای رسیدن به بستر اعتراض و اصلاح وضعیت اقتصادی موجود است.
میلاد امینی موحد










نظر شما