به گزارش خبرگزاری حوزه از اصفهان، برای شیعیان، نام حسین(ع) فقط نام یک امام نیست؛ حقیقتی زنده است که در رگهای زندگی جاری است؛ محبتی که با دعا، اشک، نذر، زیارت و امید درهم تنیده و در سختترین لحظات، دست انسان را میگیرد؛ حسین(ع) برای دلهای خسته، پناه و برای جانهای تشنه عدالت، چراغ راه است.
شیعیان، در لحظههای نیاز، نام او را واسطه قرار میدهند؛ نه از سر عادت، که از عمق باور؛ باور به امامی که خداوند، عزت و آبرویش را کلید اجابت دعاها قرار داده است؛ امامی که حتی یادش، آرامش میآورد و نامش، امید میکارد.
تولد «حماسه» در مدینةالنبی و در شعبان آسمانی، نویدی است که بوی بال فرشتگان را در سراسر جهان میپراکند؛ نوزادی که با گریهاش، تاریخ را به سکوت واداشت؛ او «شهید» به دنیا آمد تا «قیام» را معنا کند و فلسفه جاودانه «الموت أولی من رکوب العار» را نه در کلام، که در خون خویش برای همه عصرها تفسیر کند.
تاریخ، چنین روزی را از لابهلای قرنها انتظار کشیده بود؛ امروز، سرخترین آیه خلقت، با دستان قدرت الهی، به جهان عرضه میشود؛ مظلومان لبخند میزنند؛ چراکه کسی آمده است از آن سوی درهای بسته تاریخ تا عدالت را دوباره معنا کند و روح خداوند را در نگاه آسمانیاش به انسان نشان دهد.
کسی آمده است که «انسان»، با حضورش، دوباره به انسان بودن افتخار میکند؛ آسمان، لبریز از آیههای عروج است و زمین، میزبان نوزادی که قرار است معیار حق و باطل شود؛ خوشآمدی، ای ستاره روشن کهکشان مدینه؛ از امروز، مدینه فقط یک شهر نیست؛ پیوند خورده با آسمان است.
زمانه، به درک آسمان نایل شده است؛ حسین آمده است و این آمدن، پایان انتظار نیست، آغاز راه است؛ گویی از همین لحظه، عاشورا در دل تاریخ جوانه میزند؛ گویی کربلا، پیش از آنکه جغرافیا باشد، حقیقتی است که از مدینه شروع میشود؛ این تولد، فقط لبخند به لبها نمیآورد؛ مسئولیت میآورد، تعهد میآورد و بیداری میطلبد.
امروز، امر به معروف و نهی از منکر دیگر مفهومی انتزاعی نیست؛ فریادگری پیدا کرده است که قرار است با جان خویش، آن را امضا کند؛ امام حسین(ع) آمده است تا عدالت را از حاشیه به متن بیاورد، تا حق را از غربت نجات دهد و تا انسان را از تسلیم شدن در برابر باطل، شرمنده کند.
آسمان و زمین، این آغاز را به یکدیگر تبریک میگویند و پیامبر اکرم(ص)، حقیقتی فراتر از زمان را بر زبان جاری میسازد: «حسین منّی و انا من حسین»؛ جملهای که نه فقط پیوند نسب، که پیوند رسالت و قیام را معنا میکند؛ حسین(ع)، ادامه راه پیامبر است و پیامبر، در آیینه حسین، جاودانه میشود.
میگویند پایان شب سیه، سپید است؛ و خورشید تو، دوبار متولد شد؛ یکبار در خانه فاطمه(س) و بار دیگر، بر فراز نیزههای شبزدگان؛ روزی که عطر وجودت در ایوان ملائک پیچید، فرشتگان تبریکگوی پروردگار شدند و ذرات عالم، به سجده افتادند؛ ذکری که از همان روز بر لب تاریخ نشست: «یا حسین».
خداوند، تو را آفرید تا از رعد گریههای شبانه علی(ع)، باران رحمت بر زمین ببارد؛ تا هر قطره اشک پدر، دریایی به نام حسین شود؛ دریایی که قرار است تشنگان حقیقت را تا همیشه سیراب کند، حتی اگر قرنها بگذرد و زمانهها تغییر کند.
یا حسین(ع)؛ ای پسر فاطمه(س)؛ میلادت، رؤیای ارغوانی فرشتگان بود؛ آن روز که گلهای بهشت، به احترام آمدنت رنگ گرفتند، مدینه کدام روز را شادمانهتر از این به یاد دارد؟ کوچهها بوی وحی میدادند و خانه علی و فاطمه، مأمن نوری شد که جهان را دگرگون میکرد.
این، گهوارهای است که فرشتگان، به امانت در خانه علی(ع) و فاطمه(س) نهادهاند؛ نوزادی که خداوند عطا کرد تا دین جدّش را زنده کند؛ نوزادی که به آیین ابراهیم(ع)، خود و عزیزترینهایش را به مذبح عشق خواهد برد و خداوند، آنان را با بالاترین پاداش، در بهشت خویش خواهد پذیرفت.ادامه میدهم.
یا حسین(ع)؛
اگر وجود مقدس تو نبود، کدام جانِ عاشق، شهادت را اینگونه معنا میکرد؟ کدام عقلِ بیدار، مرگ را بر ذلت ترجیح میداد و کدام تاریخ، تا این اندازه روشن، راه ایستادن در برابر باطل را میآموخت؟ تو آمدی تا خونت، آبروی خاک باشد؛ تا زمین، به برکت نامت، حرمت پیدا کند و سجده، معنا بگیرد.
تو آمدی تا انسان بداند «زندگی» فقط نفس کشیدن نیست؛ ایستادن است، انتخاب است و وفادار ماندن به حق، حتی اگر بهایش جان باشد؛ آمدی تا نشان بدهی که شرافت، با سازش زنده نمیماند و حقیقت، بدون هزینه به دست نمیآید؛ با تو، خاک کربلا شفا شد و آب، در فرهنگ لغات دل، همخانواده حسین(ع).
هیچ سجادهای گشوده نشد مگر آنکه نام تو را رمز عبور خود دانست؛ هیچ اشکی بر زمین نریخت مگر آنکه ردّی از تو در آن بود؛ زائر تو، هزار هزار درجه نزد خداوند بالا میرود؛ چراکه محبت تو، پوسته سخت دل را میشکافد و انسان را از درون دگرگون میکند.
امام حسین(ع)، تنها امام یک مذهب نیست؛ امام آزادگان تاریخ است؛ نام تو، مرزهای جغرافیا را درنوردیده و دلهای آزاده را به هم پیوند داده است؛ هرکه مجنون حسین است، خوشا به حالش؛ چراکه لیلای دلش، لیلای خداست و جنونش، عقلانیتی است که جهان هنوز در فهم آن مانده است.
امروز، سالروز ولادت کسی است که نیامده، تاریخ را تغییر داد؛ نوزادی که گریهاش، لرزه بر اندام ظلم میاندازد و لبخندش، امید را در دل مظلومان زنده میکند. حسین(ع) آمد تا راه روشن بماند؛ تا حق، تنها نماند؛ تا انسان، در پیچوخم دنیا، نشانی برای بازگشت داشته باشد.
و اینگونه است که شعبان، با نام حسین(ع) معنا میگیرد؛ مدینه، رنگ آسمان میگیرد و جهان، دوباره لبخند میزند.
روز ولادت امام حسین(ع)؛
روزی که جهان، سراسر خندید…
گزارش از حدیثه وهابی











نظر شما