به گزارش خبرگزاری حوزه از کاشان، علیمحمد یوسفیان فرماندار شهرستان آران و بیدگل با صدور پیامی درگذشت مادر گرامی شهید والامقام اکبرآقا پایدار را تسلیت گفت.
متن پیام فرماندار شهرستان آران و بیدگل به شرح زیر است:
خانواده محترم شهید گرانقدر اکبرآقا پایدار
سلامٌ علیکم؛
خبر درگذشت بانوی مؤمنه و پرهیزکار، مرحومه مغفوره حاجیه خانم سویدی، والده مکرم شهید والامقام اکبرآقا پایدار، موجب تألم و تأثر وافر گردید.
مادران معظم شهدا اسوههای صبر، ایمان و استقامت هستند که با پایداری و اعتقاد راسخ به ارزشهای والای اسلامی فرزندان عزیز خویش را در مکتب ناب حسینی و در مسیر پاسداشت آرمانهای انقلاب اسلامی روانه میدان جهاد و شهادت کردند.
با تسلیت درگذشت آن مرحومه به خانواده مکرّم سویدی، شهید پایدار و مردم شریف شهرستان آران و بیدگل، بر ساحت ایمان و مقام صبر این مادر گرانقدر ادای احترام نموده و از درگاه خداوند رحمان و رحیم برای این مادر صبور، علو درجات و بهشت برین و برای بازماندگان صبر و اجر و سلامتی مسألت مینمایم.
علیمحمد یوسفیان
فرماندار شهرستان آران و بیدگل
خاطراتی از سیره شهید
شهید اکبر پایدار ۶ مرتبه به جبهه رفت و در هر مرتبه، اطرافیان متوجه اخلاق و رفتارهای خاصی او می شدند، یکی از دوستانش می گوید ایشان واقعاً در جنگ پایدار بود، اکبر در عملیات خیبر آرپی چی زن بود که در آن هنگام یکی از رزمندگان مجروح می شود و جاده عقبه را نمی داند و از اکبر می خواهد همراهش به عقب برگردد، ولی اکبر راه را به او نشان می دهد و خودش مردانه در مقابل دشمن می ایستد و در همان عملیات مفقودالجسد می شود، اخلاق و برخوردش بسیار جذاب و همیشه تبسم و لبخند بر لب داشت و به بچه ها روحیه می داد و شوخی می کرد و در سلام کردن پیشی می گرفت، بالاخره مادر و پدر اکبر بعد از ۱۰ سال چشم انتظاری، با جسم بی نشان فرزند برومندشان که توسط گروه تفحص با پلاک شناسایی شده بود دیدار و او را در گلزار شهدای امامزاده هلال ابن علی (ع) دفن کردند.
فرازهایی از وصیت نامه شهید
گمان نبرید کسانیکه در راه خدا کشته شده اند مردگانند، بلکه آنها زنده اند و نزد خدا روزی می خورند. ما ماندگان از قافله دور افتاده ایم و از خجلت در پناه دیوارها پنهان می شویم چرا که هر روز از این گذر شهیدی در حرکت است. برای چه من و تو هرروز در گریزیم، خواهر و برادرم من و تو از کدامین قافله هستیم، می مانیم یا به قافله شهدا می پیوندیم، آیا صدای رزمنده ای که فریاد می زند من رفتم و سنگرم خالی است در گوش نمی پیچد که می گوید اسلام در خطر است ایران وطن ما که کشور امام زمان (عج) است در خطر است پس اندکی درنگ نکن، بشتاب، بشتاب.
مادرم بدان که فرزند تو هر روز شب فکر این است که لحظه ای برایش بیاید که در راه معشوقش سر ببازد، مادرم از تو می خواهم که از تقصیر فرزند خود بگذری و حلالم کن و آن وقت که قاصدان پیام را بیاورند که اکبرت شهید شد گریه و فقان نکن، بخاطر خدا شادی کن و خودت را به خاک انداز و خدا را شکر کن و مطلب دیگر اینکه مادرم، امیدم این بود که گمنام جان بدهم و روی خاک جبهه در خون خود بغلتم.
مادرم هرگاه خواستی شهادتم را به رخ انقلاب بکشی زینب(س) را به یاد آور و زینب گونه رفتار کن چرا که زینب(س) با استقامت ترین زنان عالم است، داغ چندین عزیز را دید داغ برادرش حسین (ع) را دید اما هیچ نگفت.
همه ما باید بدانیم که اسلام تنها با خون رنگین شهدا زنده خواهد شد و با پایداری همه ماندگان و با ادامه دادن راه شهیدان جاودان خواهد ماند، امام، بر من ببخش اگر یک بار به فرمانت شهید شدم.
انتهای پیام. /










نظر شما