به گزارش خبرگزاری حوزه از کرمان، در روزهایی که فضای مجازی و رسانههای بیگانه، تلاش میکنند تا با ایجاد ابهام و تشویش اذهان، شعله فتنهای جدید را در کشور بپرورانند، کلام نورانی رهبر فرزانه انقلاب اسلامی همچون سپر استوار و راهنمایی حکیمانه، مسیر تشخیص حق از باطل را نمایان میسازد. ایشان با اشاره به ماهیت و اهداف این «فتنه نوظهور»، بر ضرورت هوشیاری، بصیرت و اقدام بهموقع تمامی آحاد جامعه، بهویژه نهادهای فرهنگی و تربیتی تأکید فرمودهاند.
در این میان، حوزههای علمیه بهعنوان قلعههای معرفت و سنگرهای دفاع از اندیشه ناب اسلامی، مسئولیتی خطیر و نقشی بیبدیل در مقابله با این توطئه بر عهده دارند. خانم حبیبه شاکری مدیر مدرسه علمیه نرجسیه سیرجان، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در کرمان، با تبیین اجزای این مسئولیت، از نقش حوزههای علمیه و طلاب در شناخت عوامل فتنه، روشنگری برای مردم، همراهی با نظام و پیشگیری از بحرانهای آینده سخن میگوید. متن گفتگو به شرح زیر است:
همانگونه که رهبر معظم انقلاب در سخنان خود در روز مبعث از مسئله اخیر به عنوان فتنه نام بردند، به نظر شما برای آشنایی و شناخت بیشتر مردم با این فتنه و عوامل آن، حوزههای علمیه و طلاب و اساتید چه نقش و وظیفهای دارند؟
خطری که در فتنه جدید کشور را تهدید میکند، در دو بعد انقلاب و اسلام است، دشمنان در فتنه جدید به دنبال تخریب انقلاب و اسلام هستند.
لذا یکی از راهکارها، توانمندسازی افراد برای بهبود بخشیدن به اوضاع در هنگام وقوع اتفاقات پرمخاطره است. و طلاب حوزه های علمیه نیز مانند سایر اقشار جامعه میتوانند با مشارکت در دو حیطه علمی و عملی در بحرانها به دولت و سایر نهادها یاری برسانند. لذا نقش طلاب در مسیر توانمندسازی اجتماعی، فرهنگی و دینی جامعه بسیار حائز اهمیت است. بر این اساس ایجاد زمینه مناسب از سوی حوزه های علمیه جهت برنامه ریزی و سازماندهی هر چه بهتر فعالیتها و برنامه ها به منظور رشد و تعالی طلاب در ابعاد مختلف جهت آگاه بخشی به مردم، ضرورت دارد.
رهبر معظم انقلاب درباره عوامل، فتنه را به دو دسته لیدرها و پیادهنظام تقسیم کردند؛ به نظر شما برای مقابله با این عوامل فتنه، شناخت بهتر آنان و روشنگری جامعه، طلاب و حوزهها چه نقشی میتوانند ایفا کنند؟
فتنهها را بهطورکلی میتوان به دو بخش تقسیم کرد: اول، فتنههایی که آهنگ دینی دارند. دوم، فتنههایی که از آغاز، با شعارهای مادی و دنیوی همراهاند، در همه اقسام فتنه کسانی وجود دارند که عاملان اصلی و دست اول را تشکیل میدهند، کسانی که در راههای خطا بهعمد قدم میگذارند، روزبهروز به فساد نزدیکتر میشوند تا به جایی میرسند که خَتَمَ اللّهُ عَلَی قُلُوبِهمْ یا طَبَعَ اللّهُ عَلَی قُلُوبِهِمْ.
در آیات ابتدای سوره یاسین خداوند میفرماید ما تو را فرستادیم تا مردمی را که انذار و هدایت نشده بودند، انذار کنی. سپس میفرماید که کسانی هستند که بههیچوجه هدایتشدنی نیستند چشم و گوش دارند؛ اما شیطاناند: شَیَاطِینَ الإِنسِ وَالْجِنِّ. یعنی اینها درمیان انسانها هستند اما درپی گمراهسازی و منحرف کردن دیگراناند.
دسته دوم از عوامل فتنه، افراد ضعیفالنفس و دنیاپرستی هستند که درپی منافع خود میباشند، آن هم نه منافع درازمدتی که برای آن برنامهریزی کرده باشند، بلکه منافع روزمره و همین مزدی که بگیرند و دادی بزنند، سروصدایی راه بیندازند مانند همین اراذل و اوباشی که نمونه آنها همهجا پیدا میشود. اگر اینها در اوایل کار باشند و هنوز چندان فریب نخورده باشند، ممکن است براثر مواعظ، راهنماییها، با نصیحت هدایت شوند و حتی گاهی مشکلات مادی دارند که باعث شده به سراغ فتنهگران بروند و اگر کسانی به وضعشان رسیدگی کنند دست از کارهای ناروایشان بردارند
پس ممکن است کسانی بهدلیل برخوردار نبودن از علم کافی و شناخت صحیح، به کارهای خطرناک دست بزنند یا عامل فتنه شده، در دام فتنهگران بیفتند.
بهطورطبیعی، راه مقابله با عنصر نخست، آگاهی دادن، روشنگری و افشاگری است، تا حق برملا شود و با باطل اشتباه نشود. کار اصلی و اولیه همه انبیا همین است. قرآن، عنوان کلیِ «نذیر» (هشداردهنده) را برای همه انبیا به کار میبرد: ألَمْ یَأْتِکمْ نَذِیرٌ. این اولین وظیفهای است که هرکسی در زمره وظایف اجتماعی خود، باید بدان عمل کرده و به دیگران هشدار دهد.
مسئله دوم، مبارزه با هواهای نفسانی و گرایشهای دنیاگرایانه است. اینجا کار مشکلتر است؛ ولی راه مسدود نیست، برنامههای کوتاهمدت، در اینجا چندان کارایی ندارد؛ بلکه باید دستگاههای تربیتی- ارشادی وسیعـی، مانند رسانههای ملی، روزنامهها و دیگر ابزارها، برنامههای درازمدت به کار بندند، تا تربیت صحیح در جامعه پیش برود و گرایشهای فاسد و حیوانی و شیطانی رشد نکند. این کار، دشوار اما ممکن است و با یک مواجهه و چند کلمه صحبت کردن و مانند اینها، مسئله حل نمیشود. باید طراحان برنامههای فرهنگی کشور، دراینباره بیندیشند و بهاندازهای که به مسائل اقتصادی مردم اهمیت میدهند، به مسائل معنوی، فکری و فرهنگی نیز اهمیت دهند.
پس اولین وظیفه ما، آگاهی دادن و هشدار دادن است. وظیفه دوم، این است که با روشهای معقول اسلامی و با رعایت احکام شرعی، آنها را از پرداختن به کارهایی که موجب این فسادها و فتنهها میشود، بازداریم. واجبترینِ کارها در این مسیر، کار ایجابی است؛ اینکه درمقابل شبههافکنی آنها، مجالس بحث آزاد داشته باشیم تا پاسخ شبههها را بدهند و کسانی تربیت شوند که بتوانند جواب بدهند. یعنی مقدمه عمل به این واجب، آن است که افرادی را تربیت کنیم تا بتوانند به همه شبهات پاسخ دهند؛ سپس آنها را به مراکز فرهنگی بفرستیم تا به شبهات پاسخ دهند و حجت بر آنها تمام شود.
طلاب و حوزههای علمیه در روزهای بعد از خاموش شدن فتنه و در همراهی با مردم، باید چگونه عمل کنند؟
طلاب و حوزه های علمیه مسئولیت سنگینی در روشنگری جامعه دارند و تا جایی که می توانند باید ریشه مشکلات جامعه و نقش مدیران غرب زده و منفعتطلب را در پیدایش این مشکلات، شناسایی و شفاف نمایند تا مردم، هوشیارانه و با بصیرت در صحنه حضور داشته باشند و نهتنها فتنهها را خاموش کنند، بلکه مانع شکلگیری زمینههای فتنه و تحقق اهداف شوم دشمن شوند.
لذا باید از تجربیات گذشته درس آموخت که لازمه پیشگیری از شکل گیری فتنه های آینده، شناسایی عوامل فتنه است.
رهبر معظم انقلاب در چندین سخنرانی اخیر خود، مردم و مسئولین را به حمایت بیشتر از دولت ترغیب میکنند، حوزههای علمیه چگونه میتوانند در تبیین این سخن رهبری گام بردارند؟
روحانیت و حوزههای علمیه مسئولیت دارند که از نظام حمایت علمی و عملی کرده و راهبردها و راهکارهای لازم را برای حل مشکلات ارائه دهند. حوزههای علمیه موظفند با تکیه بر ظرفیتهای علمی و تربیتی خود، نه تنها به تبیین گفتمان نظام بپردازند، بلکه با ارائه راهکارهای مبتنی بر اسناد بالادستی مانند قانون اساسی و سیاستهای کلان، در حل مسائل کشور پیشگام باشند.
حوزه با نقش تربیتی خود می تواند نه تنها به تبیین گفتمان نظام بپردازند، بلکه با فعالیت هایی مانند مشارکت طلاب در کاهش آسیبهای اجتماعی و طراحی الگوهای عدالتمحور، نشان دهد که روحانیت میتواند با حفظ اصالتهای حوزوی، به بازیگری مؤثر در میزهای حل مسئله تبدیل شوند، از جمله با ایجاد چک لیستهایی از مسائل دستگاههای اجرایی و همکاری نزدیک میان حوزههای علمیه و دولت برای حل مسائل میتواند یاری رسان باشد.
بنابراین با ورود به عرصه حل مسئله با روششناسی دقیق و تعامل با نهادهای اجرایی، نه تنها جایگاه روحانیت تحکیم می یابد، بلکه مردم نیز در مورد مسائل اقتصادی توجیح می شوند.
بهنظر شما در زمان فتنه، نقش افراد جامعه به صورت فردی و گروهی در امر روشنگری، جهاد تبیین و گام نهادن در مسیر تمدن نوین اسلامی چیست؟
این مأموریت بیشتر متوجه جوانان دانشجو و هیئات دانشجویی و طلاب و افراد روشنفکر می باشد. در حقیقت، این اتفاق از یک طرف نشان می دهد که صحنه اصلی این موضوع ابهام آفرینی و غبارآفرینی ذهن و اندیشه و فکر جامعه جوان ما است و بعد عموم جامعه است و از طرف دیگر، ظرفیت حرکت و مبارزه و مواجهه با این صحنه هم در دل جمعیت جوان و دانشجویی ما است، یعنی مجموعه دانشجویی ما ظرفیت حرکت های بزرگ برای روشنگری های جدی و خنثی کردن حرکات دشمن را دارد. بنابراین توجه به این مأموریت و مسئولیت به جوانان نشان دهنده ی ظرفیت بزرگی است که در جمعیت دانشجویی و طلاب ما وجود دارد.
موضوع تبیین و روشنگری جزء اتفاقاتی است که در هر عرصه و صحنه و مقطعی ما با آن مواجه بودیم؛ امّا امروزه به واسطه اینکه تمرکز دشمن در این صحنه است، مواجهه هم باید متناسب با آن باشد. شکل فعلی مواجهه های جریانات انقلاب و مجموعه های دارای مسئولیت در این عرصه چه بخش های حاکمیتی و چه بخش های مردمی شکل جهادی ندارند، آن اتفاقی که ما در این صحنه ها می بینیم، حرکتی عادی برای موقعیت های عادی است؛ امّا این شکل کفایت نمی کند.
باید به این نکته توجه داشت که جهاد تبیین و دعوت به تبیین همیشه در جایی اتفاق می افتد که ما فضای فتنه گون و غبارآلودی داشته باشیم؛ یعنی در فضاهای روشن و واضح که جریان حق و باطل هر کدام نمود خود را دارند، آنجا میدان مواجهه ای است که عمدتاً سخت است. فضا وقتی فتنه گون می شود که ما در آن فضا ابهام در تشخیص حق و باطل داریم و اتهاماتی مطرح می شود که باورهای مردم و بعد اراده ی مردم تحت تأثیر قرار می گیرد.
تک تک آحاد جامعه در برابر روشنگری مردم و خونهای ریخته شده شهدا مسئولند و باید نقشه خود را بخوبی ایفا کنند.
انتهای پیام. /











نظر شما