شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۵۹
غفلت از حکمت؛ تاوان انسانِ مدرن

حوزه/ برخی اندیشمندان، بیماری عصر اطلاعات و ارتباطات را فقدان خرد و حکمت عنوان می کنند و بر این نکته اصرار می‌ورزند که غرق‌شدن در داده‌ها و سطحی شدن قوه‌ی شناخت و معرفت باعث شده بشر امروز در دام حواس‌پرتی‌های دائمی بیفتد و غفلت‌زده از اصل پیام هستی و خلقت لقب بگیرد.

خبرگزاری حوزه | در زمانه‌ای زیست می‌کنیم که به ظاهر سرشار از داده و اطلاعات است و چه بسا همین حجم انبوه، ما را در توهّم آگاهی و دانایی به اشتباه می‌اندازد اما واقعیت آن است که در چنین روزگاری، حکمت، همچنان به‌سان کیمیاست و به تعبیر "اریک وینر"، نویسنده و روزنامه‌نگار مطرح، روزگار ما تهی از حکمت شده است.
او در کتاب "سقراط اکسپرس: در جست‌وجوی درس‌های زندگی از فیلسوفان درگذشته" که در ایران با عنوان"مسافر فلسفه" نیز ترجمه شده در همین راستا می نویسد: "دانش، سامان ‌دادن به واقعیت‌هاست؛ انباشتی از اطلاعات اما حکمت، گره‌گشای همین انباشت است؛ واقعیت‌ها را معنا می‌کند، نسبت‌شان را روشن می‌سازد و نشان می‌دهد چگونه باید زیست. "
وینر در همین کتاب به نقل از "مایلز کینگتون"، موسیقیدان انگلیسی به نکته جالبی اشاره می‌کند: "دانش آن است که بدانی گوجه ‌فرنگی میوه است؛ حکمت آن است که آن را در سالاد میوه نگذاری"
واقعیت امر آن است که حکمت موهبتی تصادفی نیست، بلکه مهارتی است آموختنی و حال آن که متأسفانه در دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی ما کمتر به این حقیقت مسلم توجه می‌شود و لااقل این که زمینه های لازم برای آموزش چنین مهارتی مهیا نمی‌گردد. نه این که باید چشم بر مزایا و اقتضائات عصر دیجیتال و زمانه حکمرانیِ هوش مصنوعی بست اما روی صحبت اینجاست که فراتر از داده ها و شتاب در تصمیم گیری ها در مسیر کسب سعادت واقعی و زیستِ توأم با آرامش و رضایت، چه باید کرد و اساساً چه می‌توان کرد!؟
تأسف بیشتر آنجاست که رسانه‌های رسمی ما نیز کمتر به این حقیقت اولاً التفات دارند و ثانیاً در مسیر اشاعه و ترویج آن در جامعه می‌کوشند.
از سوی دیگر سلطه عقلانیت ابزاری باعث شده که کمتر به این حقیقت واقف شویم که حکمت "دانش نافع و جهت‌دهنده به حیات آدمی" است، کما این که دعوت رسانه های مدرن به مقوله شتاب در زیست فردی و اجتماعی باعث شده که اهمیت و ضرورت گوهر تأمل کمتر در چنین جامعه‌ای احساس شود و بی جهت نیست که برخی اندیشمندان، بیماری عصر اطلاعات و ارتباطات را فقدان خرد و حکمت عنوان می کنند و بر این نکته اصرار می‌ورزند که غرق‌شدن در داده‌ها و سطحی شدن قوه‌ی شناخت و معرفت باعث شده بشر امروز در دام حواس‌پرتی‌های دائمی بیفتد و غفلت‌زده از اصل پیام هستی و خلقت لقب بگیرد.
به راستی در زمانه ای که تنظیم ساختارهای فکری، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی موجب شده تا دانش بر معنا، سرعت بر عمق و ابزار بر هدف ترجیح داده شود، در مسیر کسب حکمت و معرفت عمیق چه‌باید کرد و شاید پرسش صحیح‌تر این باشد که چه نباید کرد!؟

سید محمدمهدی موسوی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha