به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از اهواز ، حصیرآباد؛ نامی که برای اهوازیها یادآور رنج، محرومیت و حاشیهنشینی است. محلهای قدیمی در حاشیه اهواز که روزگاری خانههایش از حصیر بود و امروز آجرها جای حصیر را گرفتهاند، اما زخمهای کهنهاش هنوز التیام نیافته است. در دل همین محله، مسجد امامخمینی(ره) سالهاست تنها یک مکان عبادی نیست؛ بلکه به پناهگاه امید مردمی تبدیل شده که با کمترین امکانات، بیشترین مشکلات را به دوش میکشند.
در مرکز این روایت، نام حجتالاسلام سیدعمادالدین موسوی قرار دارد؛ امامجماعت ۴۴ ساله مسجد امامخمینی(ره) حصیرآباد؛ روحانیای که اگرچه اهل اهواز نیست، اما سالهاست دل بسیاری از اهوازیها، بهویژه مردم حصیرآباد را با خود همراه کرده و خود در مسجد ساکن شده است . به گفته خودش اسمم در شناسنامه سید عمادالدین موسوی است ولی در بیرون از شناسنامه، دوست دارم سید عماد صدایم کنند.
او همان روحانی مطالبهگری است که در جریان بازدید محمدباقر قالیباف از اهواز، بیپرده از دردهای مردم محلهاش گفت؛ از مشکلات ریز و درشتی که سالهاست گلوی حصیرآباد را میفشارند و انگار خیال رها شدن ندارند. سید عماد، این دردها را نه فقط در کلام، که در عمل دنبال کرده است؛ از حضور میدانی در روزهای سخت کرونا برای ضدعفونی معابر گرفته تا راهاندازی گروههای جهادی آتش به اختیار با کمک جوانان محله و تأسیس مرکز نیکو کاری منجی وصیتی که او را به حاشیه کشور کشاند.
حجتالاسلام سیدعماد الدین موسوی، اهل باشت استان کهگیلویه و بویراحمد است. او سال ۱۳۹۳ و به وصیت پدرش، مرحوم حجتالاسلام حاج سیدعبدالحمید موسوی، عالم واقف و نیکوکار، از تهران راهی اهواز شد؛ وصیتی که او را به یکی از محرومترین محلات کشور رساند. پدری که نامش هنوز در حصیرآباد زنده است.
سیدعبدالحمید موسوی در این محله سه بنای خیر بنا نهاد؛ مسجد امامخمینی(ره)، دبستان شرف و یک درمانگاه. امروز مسجد به پایگاه فعالیتهای اجتماعی محله تبدیل شده، مدرسه همچنان فعال است، اما درمانگاه سالهاست رها شده و تخریب آن، نمادی از بیتوجهی به نیازهای اولیه مردم منطقه است. پیگیریهای مکرر حجتالاسلام موسوی برای احیای این درمانگاه تاکنون به نتیجه نرسیده است.
مسجد؛ فراتر از نماز
برای این امامجماعت، مسجد نمیتواند تکبعدی باشد. او معتقد است مسجد باید «سنگر» باشد؛ جایی برای عبادت، ورزش، تفریح، حل اختلاف، اشتغالزایی و آرامش مردم. همین نگاه، مسجد امامخمینی حصیرآباد را به کانون فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی تبدیل کرده است.
با همراهی جوانان محله، ابتدا یک گروه جهادی شکل گرفت و سپس «مرکز نیکوکاری منجی» متولد شد؛ گروهی برخاسته از دل کوچههای باریک و خانههای کوچک حصیرآباد، با یک هدف مشترک: بهبود شرایط زندگی مردم.
در نبود امکانات ورزشی، گوشهای از مسجد به باشگاه کشتی تبدیل شد؛ با تشکهایی که به همت مسجد تهیه شد. هزینه عضویت؟ ماهی تنها پنج هزار تومان؛ آن هم برای خانوادههایی که گاهی همان مبلغ اندک را هم بهسختی و قسطی پرداخت میکردند و اینک رایگان است .
در حوزه اشتغالزایی نیز نگاه متفاوتی حاکم است. وامهایی کوچک برای راهاندازی مشاغل خرد داده میشود و محصولات تولیدی، با کمک خیرین خریداری و میان نیازمندان توزیع میشود؛ چرخهای که به گفته موسوی، اجازه نمیدهد اقتصاد این طرحها متوقف شود.
او که بخشی از مسجد را به کارگاه خیاطی تبدیل کرده است که تمام درآمد آن برای خود شاغلین در کارگاه است بدون حتی دریافت حتی یک ریال هزینه اجاره با چرخ های که با کمک خیرین تهیه کرده است.
روایتی از اعتماد جوانان
امامجماعت مسجد، راز ارتباط عمیق با نوجوانان و جوانان محله را «رفاقت و همزبانی» میداند. خودش میگوید:
«اگر راه را درست کنیم، آب خودش راهش را پیدا میکند. بچهها قبل از اذان جلوی در مسجد منتظرند و شبها ساعت ۱۱ بهزور راهی خانه میشوند؛ چون مسجد را خانه خودشان میدانند.»
جنگ دوازده روزه که شروع شد با کمک همین جوانان گشت های محله ای و ایست بازرسی را راه اندازی کرد و همه محله پای کار این گشت ها آمدند.
او تبلیغ دین را از تبلیغ خطابی و منبری به تبلیغ در میان مردم زیستن و زندگی کردن تبدیل کرد .
حصیرآباد؛ زخمی از سوءمدیریت
حصیرآباد، امروز یکی از متراکمترین مناطق حاشیهنشین اهواز است؛ با جمعیتی بالا، خانههایی کوچک و آسیبهای اجتماعی فراوان. منطقهای که به گفته موسوی، قربانی بیتدبیری و سوءمدیریت در استانی است که بر ثروت نشسته است.
او با انتقاد صریح میپرسد: «کجای اهواز به کلانشهر شبیه است؟ خوزستان با این همه نفت، گاز، پتروشیمی، فولاد و کشاورزی، چرا باید مردمش در این شرایط زندگی کنند؟»
این روحانی جهادگر، ریشه بسیاری از مشکلات را در نبود نظارت و ناکارآمدی مدیریتی میداند و خواستار ورود جدی دستگاه قضایی به پرونده مدیران متخلف در استان خوزستان است.
امید، هنوز زنده است
با وجود تمام گلایهها، سیدعماد موسوی ناامید نیست. او همچنان در میدان ایستاده؛ در کنار مردم، برای مردم. از مقابله با آسیبهای اجتماعی مانند سرقتهای مکرر در محله گرفته تا تلاش برای ایجاد اشتغال، ورزش و نشاط اجتماعی.
در حصیرآباد، مسجد دیگر فقط محل اقامه نماز نیست؛ نشانی است از اینکه حتی در حاشیه، میشود امید را زنده نگه داشت؛ اگر کسی باشد که آستین همت بالا بزند.










نظر شما