خبرگزاری حوزه | کتاب «حاج آقا روحالله» تلاشی جدی و متفاوت در بازخوانی سیره و اندیشه حضرت امام خمینی(ره) است؛ تلاشی که فراتر از روایتهای مرسوم تاریخی، به دنبال کشف نسبت امام با «ولایت»، «زمانه» و «جریانهای فعال اجتماعی و سیاسی» است.
نویسنده این اثر با عبور از تاریخنگاری صرفاً وقایعمحور، کوشیده است تاریخ معاصر را در چارچوب تقابل جریان حق و باطل و با محوریت ولیّ الهی روایت کند. یکی از مهمترین امتیازات این کتاب، تمرکز بر دورهای از حیات امام است که کمتر مورد توجه قرار گرفته؛ یعنی سالهای پیش از مبارزات علنی.
از سوی دیگر، اتکای گسترده کتاب به اسناد متنوع از سخنان امام و خاطرات یاران تا گزارشهای ساواک و خاطرات مخالفان به اثر اعتباری مستند و قابل اتکا بخشیده است. حاج آقا روحالله نهتنها یک کتاب تاریخی، بلکه منبعی برای بصیرتافزایی و فهم درست نسبت با ولیّ زمان در هر عصر به شمار میآید.
برای آشنایی هرچه بیشتر خوانندگان در این عرصه، گفت و گویی انجام داده ایم با حجت الاسلام والمسلمین حمیدرضا باقری نویسنده کتاب «حاج آقا روح الله» و برگزیده کتاب سال حوزه در سال ۱۴۰۳ که تقدیم حضورتان می گردد:
سؤال: در ابتدا به سراغ این سه جلد کتابی میرویم که به قلم شما در مورد حضرت امام راحل، با سه رویکرد و ساختار فصلبندی متمایز اما در عین حال مرتبط با یکدیگر تدوین شده و سال گذشته در جشنواره کتاب سال حوزه به عنوان اثر برگزیده معرفی گردید. خواهشمند است در ابتدا بفرمایید که آیا در خصوص معرفی این سه کتاب اجماعی وجود داشته و اساساً هدف و رویکرد شما از نگارش این مجموعه چه بوده و چه گروهی از مخاطبان را هدف قرار دادهاید؟
* دغدغهای از سال ۱۳۹۰؛ فهم درست امام و نسبت با ولایت
این مجموعه را ما بر اساس دغدغهای که از سال ۱۳۹۰ آغاز شد، تدوین نمودیم و داستان آن به این شرح است که ما دغدغه درک صحیح از فهم و شخصیت حضرت امام و در ادامه مقام معظم رهبری را داشتیم؛ اینکه ایشان چه عملکردی داشتند، پس از ایشان چه تحولاتی رخ داده و چگونه میتوان با دغدغه اصلی ایشان—یعنی همراهی با ولی—همگام شد. مقدمه همراهی با ولی، درک صحیح از ولایت است؛ یعنی اینکه در جامعه چه کاری انجام دهم تا بتوانم همراه ولی باشم.
با این پرسش به سراغ منابع تاریخی رفتیم و تجربیات مربوط به حیات، عملکرد و سخنان امام را مطالعه کردیم. محدود به سخنرانیهای ایشان در مجموعه «صحیفه امام» نماندیم، بلکه خاطرات، اسناد ساواک، گزارشها و هر منبع معتبر دیگری که درباره ایشان وجود داشت را جمعآوری کردیم تا بتوانیم پاسخ جامعی به این پرسش ارائه دهیم.
در این راستا شروع به پالایش مباحث کردیم و متوجه شدیم که متاسفانه آنچه ما به دنبال آن بودیم، هنوز به شکل مطلوب انجام نشده بود؛ چرا که آثاری در مورد امام تألیف شده بود، اما پرسش ما عمیقتر و عمیقتر میشد؛ ما به دنبال تاریخی بودیم که با محوریت ولایت و تقابل جریان حق با جریان باطل نگارش یافته باشد.
* عبور از وقایعنگاری؛ تاریخ با محور ولایت و تقابل حق و باطل
احساس ما این بود که آثار موجود عمدتاً وقایعنگاری هستند که صرفاً حوادث را توصیف میکنند -یعنی چه اتفاقی افتاده و چه اتفاقی نیفتاده- اما محوریتی که نشان دهد تقابلی میان جریان طاغوت -که شامل استبداد و استعمار است- با جریان حق که در بازههای مختلفی از تاریخ، گاه در قالب جریانهای طبیعی و محدود از نظر قدرت اجتماعی، و گاه در بازه مبارزات و پس از آن با کسب قدرت اجتماعی ظهور میکند، وجود نداشت.
لذا خود را مسئول دیدیم تا دست به تألیف این مجموعه بزنیم تا انشاءالله پس از تکمیل مجموعهای چند جلدی -که تاکنون سیزده جلد برای آن پیشبینی شده و سه جلد آن منتشر گردیده- اثری داشته باشیم که کاملاً مستند باشد. یعنی هر ادعایی که مطرح میکنیم، بتوانیم استناد دقیقی به آن ارائه دهیم.
* مجموعهای مستند با قابلیت ارجاع دقیق
این مجموعه کامل است؛ یعنی شما میتوانید در آن هم بیانات خود امام، هم خاطرات مؤید آنها را، هم گزارشهای ساواک که تأییدکننده آن هستند، هم مطالب موجود در خاطرات کارتر، هم خاطرات ملیگراها، هم خاطرات اطرافیان پهلوی را در یک منظومه یکپارچه مشاهده کنید تا بتوانید درک کنید که این واقعیت صحنه بوده و این عملکرد امام بوده است. هدف این است که شما بتوانید درک کنید که در چنین نسبتی با تاریخ، وقتی ولی چیزی میفرماید، اگر تجربه تاریخی را با خود همراه کرده باشید، به شما بصیرتی عطا میشود و شما میتوانید در صحنه بر اساس این بصیرت، نصرت بهتری به ولی خدا برسانید.
این اصل داستان ما بود که البته در مسیر آن فراز و نشیبهایی نیز وجود داشت؛ مثلاً گاهی به تدریس رفتیم، سپس بازگشتیم و تألیف کردیم، بازخورد گرفتیم از مخاطبان و دوستان. به همین دلیل هم ممکن است کار طولانیتر شده باشد؛ شاید تعجب کنید که هر جلد از این کتابها حداقل چهار سال زمان برده است، چهار سالی که صرفاً مربوط به کار نگارش نبوده، بلکه مراحل مختلفی از جمله بازنگریهای متعدد، ارزیابیهای مختلف و حتی نظارت دقیق از سوی ناظران متخصص را در بر میگیرد. به عنوان مثال، ناظر ما آقای محمد طلایی که همچنان ناظر این پروژه هستند، با آن اخلاصی که دارند، در بسیاری از جاها خط به خط متن را با من مباحثه کردند و در مجموع محصول نهایی حاصل زحمت جمعی از دوستان بوده است، هرچند با قلم من منتشر شده است.
سؤال: اینها بخشی از یک مجموعه سیزده جلدی هستند. آیا این مجموعه ادامه خواهد یافت تا به دوران پایانی حیات مبارک حضرت امام برسد؟
بله، این مجموعه ادامه دارد و به دوران پایانی حیات حضرت امام خواهد رسید، اما چون ما محور هر بازه تاریخی را ولی آن زمان میدانیم، مثلاً در جلد اول، محور اصلی صرفاً امام نیست؛ محور اصلی جلد اول این کتاب، آیتالله روحالله خمینی در دوره شکل گیری شخصیت ایشان است، یعنی شکلگیری شخصیت امام در حوزه علمیه قم، درگیریهایی که بین شخصیتهای مطرح آن زمان با استبداد -که رضاشاه و جریان استعماری را شامل میشود- وجود داشت.
در این جلد، عملکرد آیتالله حائری(ره) به عنوان موسس حوزه علمیه قم، آیتالله مدرس به عنوان یکی از شخصیتهای مؤثر بر امام، آیتالله شاه آبادی و دیگر عالمان بررسی شده است که هر کدام چگونه بر امام تأثیر گذاشتهاند، امام چه تحصیلاتی داشته و چه تجربیاتی کسب کردهاند؛ همه اینها در جلد اول در بازه شکلگیری شخصیت امام آورده شده است.
* «حاج آقا روحالله»؛ روایت یک دوره مغفولمانده
همانطور که عرض کردم، محوریت این کتاب صرفاً بر امام متمرکز نیست؛ آیتالله حائری، اتفاقات آن بازه و تجربیاتی که امام کسب میکند و تحصیلاتی که میگذراند، همگی در این جلد آمده است. همچنین بخش ویژهای به موضوعات خانوادگی امام اختصاص یافته است، از جمله ازدواج امام، ارتباط ایشان با همسر محترم و فرزندانشان که ما چون در بازههای بعدی فرصت کافی برای جمعآوری این مطالب را نداشتیم، در این جلد آنها را گنجاندیم.
جلد دوم که شما فرمودید «حاج آقا روحالله»، در واقع دو جلد است که در ابتدا قرار بود یک جلد باشد، اما چون حجم مطالب بسیار زیاد شد، آن را به دو جلد تقسیم کردیم که هر کدام ویژگیهای خاص خود را دارند، اما نقطه اشتراک این دو جلد این است که بازه زعامت آیتالله بروجردی را پوشش میدهند؛ یعنی از سال ۱۳۱۶ تا حدود سال ۱۳۴۰ که امام در این دوره به عنوان یکی از خواص جامعه علمیه حضور داشتند و تا سن پنجاه و نه سالگی امام را در این بازه روایت میکنیم.
در این دوره، خروجیهای فراوانی از عمر امام وجود دارد و ما متوجه شدیم که بسیاری از عملکردهای امام در دوره قبل از مبارزات عمومی، کمتر مورد توجه قرار گرفته بود؛ کتابهای مرسوم موجود بعضاً به صورت ناگهانی تنها سی تا چهل صفحه به این بازه اختصاص داده بودند، در حالی که دنیایی از مطالب در این بازه وجود داشت.
* از درس اخلاق تا ولایت فقیه
اگر بخواهم به عنوان نمونهای از بحثهای این کتاب اشاره کنم، بحث درس اخلاق امام بسیار مهم است؛ یعنی اینکه امام در کدام بازه تاریخی شروع به تدریس اخلاق کردند، در شرایطی که کشور پس از جنگ جهانی دوم با مشکلات مختلفی روبهرو بود، امام این را به عنوان الگویی برای نجات جامعه میدیدند و این کار صرفاً به معنای تدریس یک درس اخلاقی و تسکینبخش نبود، بلکه هوشمندانه و با دیدگاه سیاسی همراه بود و نوعی مبارزه با دولت و محدودیتهایی بود که رضاشاه به وجود آورده بود.
به این مباحث پرداختیم؛ همچنین به نگاه امام به مباحث اخلاقی، اشارات موجود در کتابهای تألیفی امام، بازه جنگ جهانی دوم و اتفاقاتی که در واکنش به این جنگ در کشور ما رخ داد -هم از جنبه سلبی و هم از جنبه ایجابی- پرداختیم. منظور از جنبه سلبی و ایجابی این است که برخی اتفاقات به گونهای رخ میداد که مجموعههای مذهبی شروع به انجام کارهایی میکردند که امام آنها را انجام نمیداد؛ به عنوان مثال، فدائیان اسلام که همعصر امام بودند و در قم با ایشان تماس داشتند، اما امام با آنان ارتباط سیاسی برقرار نمیکرد، مگر در مواردی که نصیحتهایی ارائه میداد. جریان ملیشدن صنعت نفت نیز در این دو جلد اشارهای دارد و در بازه فعالیت امام قرار میگیرد، اما امام با آن همراهی نمیکرد و ما تحلیل امام از این موضوع و اینکه امام به دنبال چه بود را در کتاب توضیح دادهایم.
* آیت الله بروجردی و اعتقاد به تشکیل حکومت اسلامی
همچنین به سراغ تشکیل حوزه علمیه قم رفتیم و الگوی ولایت فقیه که امام در پی آن بود و با آوردن آیتالله بروجردی به قم، چه ویژگیهایی در آیتالله بروجردی میدید، در این جلد به آن پرداختیم. همچنین نگاه آیتالله بروجردی به مبارزه و تشکیل حکومت و عملکرد ایشان در این راستا را بررسی کردیم و تقریری نسبت به آیتالله بروجردی در مجموع این دو جلد -به ویژه جلد اول- صورت گرفته که نشان میدهد آیتالله بروجردی به تشکیل حکومت اسلامی اعتقاد داشتند و در این راستا سیاستهایی را پیش میبردند، قدرت اجتماعی را گسترش میدادند و مقدماتی را فراهم میکردند؛ علیرغم اینکه شاید بسیاری از افراد این نگاه را نسبت به آیتالله بروجردی نداشته باشند، اما وقتی این منظومه را کنار هم قرار دادیم، این مسئله به وضوح آشکار شد.
بسیاری از کارهای دیگری هم وجود دارند که ما با آنها همراهی نمیکردیم؛ به عنوان مثال، مبارزه با کسرویگری که امام الگوی خاصی در آن داشتند؛ در کتاب «کشف الاسرار» که امام در پاسخ به کتاب «اسرار هزار ساله» تألیف کردند، تحولی در مقوله مبارزه با کسروی ایجاد شد که اصلاً یک نگاه سیاسی را وارد داستان کرد و ما در آنجا به این مسئله پرداختیم. همچنین خود کتاب کشف الاسرار و بحثهای آن، درس فلسفه امام، دعویهایی که درباره فلسفه مطرح شده بود، حضور علامه طباطبایی و روایت آنها، نگاه آیتالله بروجردی به این موضوعات و نظر امام درباره آنها را بررسی کردیم.
* امام(ره) و نسبت عملی با ولی زمان
همچنین درس خارج اصول امام را بررسی کردیم؛ با توجه به اینکه امام در اینجا برای اولین بار—در سال ۱۳۲۷—درس ولایت فقیه را به صورت مفصل تدریس کردند؛ معمولاً مردم تصور میکنند که این بحث تنها در نجف مطرح شده است، در حالی که این بحث بسیار مفصل است.
نمیخواهم تمام عناوین را یکی یکی ذکر کنم، اما در این دو جلد، بازه زعامت آیتالله بروجردی و عملکرد امام به عنوان یکی از خواص جامعه علمیه به وضوح روایت شده است و اگر بخواهیم از امام الگو بگیریم، شاید این بازه بیشتر مورد توجه قرار گیرد؛ چرا که امام در آنجا نسبتی با ولی زمان خود یعنی آیتالله بروجردی برقرار میکند و گاهی با وجود اختلاف نظر با آیتالله بروجردی، چه کار میکند؟ این خود برای ما درسآموز است؛ یعنی امام با اینکه اختلاف نظر داشت، میفرمود: «علم آیتالله بروجردی است و باید به موقع و به وقت به مجلس ایشان حاضر شد» و نظر ایشان هر چه باشد، من در این شرایط نباید کاری انجام دهم که با آن مخالفت کند. یعنی علیرغم اینکه خودشان نظر دیگری را درست میدانستند، اما در عمل مطابق با حجتی که داشتند یعنی ولی فقیه زمانشان که زعامت تشخص داشت عمل میکردند و مردم را به سوی آن سمت هدایت مینمودند.
خیلی درسهایی در این فضا وجود دارد که اگر بخواهیم به امام تمسک کنیم، اینها لازم است. این مباحث مختلفی که در خاطرات شفاهی وجود داشت، به شکل پراکنده و غیرمنسجم بود و به شکل منسجم و با روایتی که عرض کردم، آورده نشده بود؛ شاید به صورت خلاصهتر از این هم آورده شده بود.
البته این را هم بگویم که ما بر دوش زحمات پیشگامان نشستیم و اینگونه نیست که بخواهیم بگوییم ما چرخ را از اول اختراع کردیم؛ نه، کتابهای بسیار خوبی وجود داشت، اگر بخواهم نام بیاورم، ممکن است نام برخی را بیاورم و برخی را نیاورم که درست نباشد اما ما بر دوش زحمات آنان سوار شدیم و سعی کردیم چند گام به جلو برویم، مباحث مختلف را جمعآوری کنیم و ترقیای در این پرداختها ایجاد کنیم.
سؤال: نکتهای که در فرمایش شما چندین بار اشاره شد، بحث روایت بود. سؤال من این است: این کتاب صرفاً گزارههایی است که در کنار هم منسجم شده و روایتی از سیره و اندیشه امام ارائه میدهد، یا شما تحلیلهای شخصی خود را— ملهم از کتابهایی که خواندهاید و دیگران فرمودهاند—نیز در آن گنجاندهاید و این تحلیلها به عنوان چاشنی کار شدهاند؟
هر نویسندهای ناگزیر از داشتن تحلیل شخصی است و نمیتوان گفت که تحلیلی وجود ندارد؛ اما ما چون هدفمان این بود که خط روایتی را حفظ کنیم و هدف این بود که این کتاب مخاطبان گستردهای داشته باشد—نه صرفاً طیف خاصی—و بتواند نقش مرجعیت را ایفا کند، کتاب را به دو قسمت تقسیم کردیم: در ابتدای هر فصل، درآمدی بر فصل آوردیم و در انتهای هر فصل نیز مؤخره ای آوردیم.
در این درآمد و مخرج، به صورت خلاصه تحلیل خودمان را از آن بازه تاریخی در ابتدای فصل بیان کردیم و در انتها نیز جمعبندی خودمان را ارائه دادیم؛ یعنی ما اینگونه نبودیم که بخواهیم خودمان را از کتاب حذف کنیم؛ نه، تحلیلمان را آوردیم، اما آن را بسیار مختصر و در بخشهای مشخصی قرار دادیم.
* روایت تاریخی همراه با تحلیل کنترلشده
دلیل این کار این بود که در بخش اصلی فصل، ممکن است مخاطبی بر اساس پیشزمینههای ذهنی و مبانیای که دارد، اتفاقات و صحنهها را به گونهای دیگر درک کند و روایت دهد؛ این امر وجود دارد. برخی افراد شاید نگاههای عرفانی داشته باشند، برخی نگاههای فقهی، برخی نگاههای اجتماعی که دست ما از آنها کوتاه بوده و آنها از یک سخن یا عملکرد امام، چیزهای دیگری درک کنند.
فلذا در قسمتی که تاریخ را روایت میکنیم، صرفاً تاریخ را روایت میکنیم—البته این محور را منکر نمیشویم که با محوریت تقابل جریان حق و باطل است؛ یعنی هر جریان حق با ائمه حق و هر جریان باطل با ائمه باطل در آن کنشگریها بسیار مهم هستند—فلذا ما امام، آیتالله بروجردی، آیتالله حائری و دیگر شخصیتها را به عنوان شخصیتهای اصلی جریان خودمان قرار دادیم. از سوی دیگر، استعمار و نقشی که در جهان اسلام داشت مانند تجزیه امپراتوری عثمانی، نوع استعماری که رضاشاه را به کشور آورد را توضیح دادیم؛ همچنین نسبت رضاشاه با انگلیس و نسبتی که با سایر کشورها در جنگ جهانی دوم برقرار کرد، برای ما مهم بود. این واقعیت صحنه را با این زاویه نگاه کردیم، اما فراتر از این، چیزی به روایت تاریخی اضافه نکردیم.
سؤال: خودتان در عین جوانی، سالهاست فعالیت کردهاید و با دقت و وسواس خاصی برای هر جلد چهار سال وقت صرف کردید؛ شاید برخی از نویسندگان شتاب داشته باشند در تعداد کتابهایی که مینویسند، اما شما کتابها را براساس دغدغه نوشتهاید. پیشنهاد شما چیست که طلاب جوان و فاضلی که دغدغه بحث روایت تاریخ انقلاب و دوران معاصر را دارند بتوانند در این فضا کار کنند؟ با نگاه ولایی و عدالتطلبانه؛ به نظر شما چگونه میتوان ظرفیت طلاب فاضل را تقویت کرد و به آنان توصیه کرد که مانند شما در این عرصهها قلم بزنند؟
حوزه واقعاً ایدهآل است از این منظر که میخواهم عرض کنم: در فضای دانشگاهی، شما مثلاً چهار سال میروید و سریع میخواهید همه چیز را جمع و جور کنید و تمام کنید و بروید؛ یعنی حالتی از عجله و شتابزدگی وجود دارد. در حوزه ما کمی مقیاس زمانیمان با بقیه جاها فرق میکند و این امر باعث میشود که بتوان آثاری را خلق کرد که نیازمند حوصله است و باید مستند، عمیق و جامع باشد.
حالا نمیخواهم ادعا کنم که کتاب ما فاقد نقص است، ممکن است نقصهای زیادی داشته باشد، اما ما سعی کردیم اینگونه باشد و تلاشی در این جهت داشتیم. نکته مهم این است که هر کار بزرگی، ابتدا از کارهای کوچک و ریز شروع میشود. ما در ابتدای این پروژه، در عرض یک تا دو سال، پروژههای کوچکی را انجام دادیم که هنوز محصولاتی که در آن زمان شروع کردیم، در سیر تکامل خود به انتهای مسیر نرسیدهاند.
یعنی چه؟ مثلاً من در آن بازه، دورهای را از ابتدا تا انتها شروع کردم، کارهای مختصری انجام دادم، مطالعاتی کردم، جزواتی طراحی کردم؛ در دانشگاه شریف درسی با عنوان «سیره رهبران» وجود داشت که توسط حاج آقا سید علی موسوی تدریس میشد و ما—من، آقای طلایی، سید علی موسوی—تیم تدریس آن درس بودیم و این بحثها را در دانشگاه و حوزه دانشجویی تدریس میکردیم. یک دوره از تاریخ معاصر را با این روایت تدریس کردیم، سپس گوش میدادیم، بحث میکردیم و بعد شروع کردیم به تدریج کتابهای بازهها را کوچکتر و کوچکتر کردیم و تبدیل به پروژههای قسمتبندی شده نمودیم و به این ترتیب آنها را تبدیل به این مجموعه کردیم.
* ناشری گفت که «کتابت ارزش چاپ ندارد!»
نکتهای دیگر هم دارم که شاید برای طلاب درسخوان جالب باشد: این کتاب را من برای اولین بار پس از چهار سال نوشتن آن، به ارزیابی فرستادم و ناشری که در آن زمان بود، نوشته بود که «این کتاب حتی اگر پول هم بدهید، ارزش چاپ ندارد»؛ و این برای من که چهار سال زحمت کشیده بودم، بسیار سنگین بود که چرا چنین حرفی زده شد؟ بعد من نشستم و دونهبهدونه اشکالاتی که مطرح شده بود را پاسخ دادم؛ بعد به نظر رسید که شاید برخی از اشکالات وارد نبوده، اما هر چیزی را دوباره از اول شروع کردیم؛ با این نگاه که چرا موسیقی اثر برای آن ارزیاب و ناشر جذاب نبوده، چرا مخاطب آن را نپسندیده، چیزهایی اضافه کردیم، درآمدی بر فصل گذاشتیم و اصلاحاتی در آن اعمال کردیم.
در نهایت این کتاب در مجموعه کتاب سال انقلاب—در میان چند هزار کتابی که در فضای انقلاب نوشته شده بود—رتبه سوم را کسب کرد؛ این در سال ۱۴۰۱ بود—یعنی سه سال پیش. این کتاب را ما نفرستادیم، بلکه خودشان از میان مجموعهای از کتابها که توسط وزارت علوم و دانشگاه آزاد در قالب کار مشترکی بررسی شده بود، به این کتاب به عنوان کتاب سوم اهدا کردند. در حالی که روز اول کتابی بود که گفته شد از ارزش چاپ هم برخوردار نیست، اما ما خسته نشدیم؛ چرا که اگر چهار تا پنج سال هر روز چهار تا پنج ساعت وقت بگذارید و زحمت بکشید، بعد به نتیجه نرسیدید، نباید از سختی گریزان شد و عقبنشینی کرد.
یادم هست که در اوایل کار، متنی و کتابی نوشتم و به یکی از اساتیدی که در آن فضا کتاب نوشته بودند نشان دادم و ایشان متن را پاره کردند و گفتند: «این چی بود نوشتی؟» فکر نکنیم همان متن اولیهای که کسی نوشته، بهترین متن است، بلکه اگر نقد شد، باید آن را پله رشد خود قرار دهد و در این مسیر خسته نشود.
من این کتاب را نوشتم و چاپ نشد و رفت در فرآیند چاپ؛ مشکلاتی برای آن پیش آمد و نزدیک به شش سال طول کشید تا بعداً چاپ شد. کتاب بعدی—یعنی جلد دو «حاج آقا روحالله» را از سال ۱۳۸۹ شروع کردیم و آنها در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ رفتند برای چاپ؛ یعنی نه سال کار مستمر صورت گرفت تا به اینجا رسید که حالا «حاج آقا روحالله» در جشنواره کتاب سال حوزه الحمدلله مقام برگزیدگی را کسب کرد و جلد دوم کتاب «حاج آقا روح الله» هم در نمایشگاه کتاب از پرفروشترین کتابها شد—البته در فضای خودش و در انتشارات بینالمللی، پرفروشترین کتاب شد؛ و در فضای مجازی هم بسیار معروف شده است. البته هنوز مقامی نیاوردیم و فقط دو مقام آوردیم اما از نظر فروش، جزو کتابهای پرفروش بوده.
سؤال: تمرکز بر این موضوعات به ویژه در شرایط جامعه فعلی ما که هم به هوشمندی نیاز دارد و هم به دلسوزی و دغدغه—الحمدلله شما این دغدغه را دارید. آیا اثر دیگری در دست اقدام دارید در این حال و هوا، یا مثلاً موضوعات دیگری هم هست که خارج از این باشد؟
بله، کتابهای دیگری هم در این فضاها کار کردیم که خارج از این مجموعه است؛ مثلاً بخشی از آنها چاپ شده است. باید بگویم مثلاً کتاب «امر به معروف» درباره سیره علما و اندیشه آنان.
اگر بخواهم بیشتر درباره این پروژه چند جلدی که مورد بحث هست توضیح دهم، باید بگویم که این پروژه را ما بازهبندی کردیم: دوره طلبگی امام، دوره استادی امام، دوره مبارزات امام تا سال ۱۳۵۶، از سال ۱۳۵۶ تا پیروزی انقلاب به عنوان دوره اوجگیری مبارزات، دوره تثبیت انقلاب تا سال ۱۳۶۱، و از سال ۱۳۶۱ تا پایان رحلت را به عنوان دوره جنگ تعریف کردیم؛ یعنی اینگونه بازهبندی شده است.
در این مجموعه، به تدریج تعدادی از عزیزان به آن اضافه شدند؛ برخی از عزیزانی که هستند، خودشان چند جلد کتاب دارند—مثلاً میتوانم نام ببرم آقای کفاشی که کتابی درباره «توبه هتل هیلتون» را دارد و کتاب دیگری درباره سفارت آمریکا و اسناد آن دارد و استاد دانشگاه هستند، برخی از طلاب فاضل دیگری که در فضاهای حوزوی و دانشگاهی کار میکنند، به مجموعه اضافه شدهاند و هر کدام یک بازه را متمرکز شدهاند. الان بازهای در دستم هست که برخی از جلدهای آن چاپ شده و رفته برای چاپ؛ برخی از دوستان دیگری که در بازههای دیگر هستند.
* نگاه جهادی به تألیف؛ خروجی با خداست
ما وامدار انقلاب و این راه هستیم؛ هر کس در صحنه خاص خود چه طلبهای که درس میخواند، چه کسی که تألیف میکند، نیروی امنیتی و... در حال جهاد هستند؛ آن نیروی امنیتی، آن صبر و استقامت و دقتی که میدهد، این صحنه را ما باید جهاد ببینیم؛ یعنی آنچه مینویسیم، آنچه تبلیغ میدهیم، هر کاری که میکنیم، آنچه میخوانیم، را جهاد ببینیم. این روحی به ما میدهد که بتوانیم در بسیاری از جاها از کنار کمبودها—مثلاً از نظر مالی—راحتتر بگذریم؛ و اگر این را نداشته باشیم، در برخی جاها ممکن است کم بیاوریم.
بحثهای مالی در کار تألیف الان بسیار ضعیف است؛ یعنی اگر کسی بخواهد به انگیزه پولدرآوردن وارد این فضا شود، من همان اول که میخواستم شروع کنم، یکی از دوستانی که نویسنده بودند به من گفت که در این مسیر نباید دنبال پول در آوردن باشی، ولی خدا خوب حمایت میکند.
* توصیه به طلاب جوان؛ صبر، نقدپذیری و کار بلندمدت
عنایتهای خدا را آدم مکرراً در زندگیاش از جهات مختلف میبیند؛ اینگونه نیست که از نظر مالی همیشه تأمین خوبی داشته باشی، اما ما نباید نگاههای این چنینی داشته باشیم؛ با نگاه جهادی بیاییم و خدا در آن وقت برکت میدهد. همچنین حوصله کردن در این مسیر لازم است؛ یعنی نگاه ما نباشد که امروز کاری کردیم و فردا حتماً نتیجه بگیریم.
به قول یکی از دوستان حتی ممکن است خدا بعد از رحلت نتایج را عطا کند؛ مثلاً آثار مرحوم آیتالله حائری شیرازی پس از رحلت ایشان چاپ و پرفروش شد. پس نباید ناامید شویم و ادامه کارمان را انجام دهیم؛ آن کاری را که میبینیم بر اساس فکرمان، بر اساس مشورتمان و بر اساس عقلمان کار درست است، انجام دهیم؛ خروجی آن با خداست و خدا هم قطعاً در این مسیر حمایت میکند.
انتهای پیام//










نظر شما