اشاره؛
در سالهای اخیر، پرسش از وضعیت دینداری در جامعه ایران، به یکی از محورهای گفتمان عمومی و نیز مجادلات فکری تبدیل شده است. برخی بر این باورند که پس از استقرار جمهوری اسلامی، بهتدریج از سطح دینداری مردم کاسته شده است؛ گروهی نیز این ادعا را فاقد پشتوانه پژوهشی و مبتنی بر احساسات یا القائات رسانهای میدانند. برای واکاوی این مسئله، با حجتالاسلام رضا پوراسماعیل، کارشناس شبهات اعتقادی، گفتوگو کردهایم، آنچه در ادامه میآید متن این گفتوگوست که تقدیم مخاطبین گرامی میگردد.
بسم الله الرحمن الرحیم، برای پاسخ به این سوال که «بعد از جمهوری اسلامی آیا دینداری مردم پایینتر آمده یا خیر»، لازم است ابتدا توجه کنیم که دینداری اصلاً به چه معناست. سپس برویم سراغ اینکه آیا سطح دینداری پایینتر آمده یا بالاتر.

گام اول: تعریف دینداری
دین را اگر ما به عنوان مجموعهای از موارد زیر تعریف کنیم:
_یک سری باورهای مبنایی و اساسی و عقیدتی
_یک سری روحیات و ملکات نفسانی و درونی
_یک سری رفتارها (که خود این رفتارها، هم شامل رفتارهای فردی و هم اجتماعی میشوند)
گام دوم: دستهبندی رفتارهای دینی
این رفتارها (اعم از فردی و اجتماعی) را میتوان اینگونه طبقهبندی کرد:
۱. رفتارهای بیرونی فردی
۲. رفتارهای بیرونی اجتماعی که خود به دو بخش تقسیم میشوند:
الف) رفتارهای اجتماعیای که افراد جامعه انجام میدهند، بدون توجه به قوانین جامعه.
ب) رفتارهای اجتماعیای که قانوناً باید به شکل قانون در جامعه اجرا بشوند.دین مجموعه اینهاست. پس از این تعریف و تفکیک ابعاد، میتوان به بررسی روند و سطح دینداری در جامعه پرداخت.
مثالهای عینی برای درک تفاوت
برای روشنتر شدن این تقسیمبندی، دو مثال را مقایسه میکنیم:
نماز جماعت: مصداق فعل بیرونی اجتماعی غیرقانونمحور است. مشارکت در آن ناشی از انتخاب، ایمان و عرف اجتماعی است و معمولاً قانون دولتی خاصی افراد را مجبور به آن نمیکند.
اجرای حدود و قوانین اسلامی (در معاملات، خانواده، ارث): مصداق فعل بیرونی اجتماعی قانونمحور است. تحقق کامل اینگونه احکام نیازمند حاکمیتی است که آنها را به عنوان قانون رسمی تدوین و اجرا کند.
برای تحلیل روند دینداری
برای پاسخ به این پرسش که «آیا سطح دینداری پایینتر آمده؟»، باید هر یک از این ابعاد و عرصهها را جداگانه سنجید:
* روند در عرصه عقاید و افعال درونی چگونه است؟
* روند در افعال بیرونی فردی (مانند نماز فرادی) چگونه است؟
* روند در افعال بیرونی اجتماعی غیرقانونمحور(مانند نماز جماعت یا مراسم مذهبی داوطلبانه) چگونه است؟
* روند در افعال بیرونی اجتماعی قانونمحور(مانند رعایت قوانین شرعی در جامعه) چگونه است؟
تغییر در هر یک از این عرصهها میتواند مسیر متفاوتی داشته باشد. بنابراین، یک پاسخ کلی و واحد به این پرسش دشوار است و نیازمند بررسی دقیق و تفکیکشدهی هر بُعد از ابعاد دینداری است.
با توجه به تعریف دین به عنوان مجموعهای از عقاید، خلقیات درونی و افعال بیرونی (فردی و اجتماعی)، اکنون به تحلیل «دینداری» میپردازیم. دینداری یعنی تحقق این عوامل در جامعه. اگر بخواهیم این مسئله را به صورت بخشبخش بررسی کنیم:
بُعد اعتقادی و باورهای عقیدتی:
این بُعد، مسئلهای درونی است و سنجش دقیق آن بسیار دشوار است. حتی پژوهشهایی که دربارهی میزان اعتقاد به خدا یا معاد انجام میشوند، تنها میتوانند سطحی از این مسئله را نشان دهند و قادر به اندازهگیری دقیق عمق باورها (مانند میزان اخلاص یا شدت ایمان) نیستند.

تحلیل کیفی و کمی:
با این حال، میتوان به طور کلی بیان کرد که با توجه به اقتضائات زمان، دینداری از جنس اعتقاد تقلیدی، از لحاظ کیفی کاهش یافته است. به عبارت دیگر، امروزه اعتقادات افراد کمتر برگرفته از تقلید صرف و پذیرش بیچونوچرا است.
* از نظر کمی (تعداد افراد معتقد): مشخص نیست که درصد معتقدان به خدا در جامعه قبل و بعد از انقلاب دقیقاً چه تغییری کرده است، زیرا پژوهشهای مستند و قابل مقایسهای در این زمینه صورت نگرفته است.
* از نظر کیفی (عمق و استحکام باور): میتوان ادعا کرد در زمان حاضر، با کاهش گرایش به تقلید و باورهای تقدسیِ صرف، افراد معتقد امروزی از لحاظ اعتقادی قویتر و آگاهتر از گذشته هستند. باور آنان بیشتر مبتنی بر جستجو، شناخت و انتخاب شخصی است تا پیروی غیرانتقادی.
علت تغییر کیفی اعتقادات: گذار از تقلید به انتخاب آگاهانه
دلیل اصلی این تغییر کیفی این است:
علت سخن آن است که در گذشته، باورهای بیشترِ افراد از سر تقلید بود؛ بدین معنا که پدر و مادرشان میگفتند خدایی هست، دینی هست، قرآنی هست، نمازی هست، امامی هست و همگان نیز میپذیرفتند. اما امروزه دیگر چنین نیست. آنان که اینک معتقدند، حداقل در میان جوانانِ نسلهای سوم به بعدِ انقلاب، پیوسته در این فکرند که باورهایشان از سرِ تقلید نباشد.
عوامل مؤثر در این دگرگونی: ترکیبی از عوامل داخلی و جهانی
از این جهت میتوان گفت این مسئله با گذشته تفاوتی چشمگیر یافته است. اینکه چه میزان از این تغییر متأثر از حضور حکومت دینی بوده و چه میزان حاصل تفاوت نسلیای که بهویژه با گسترش رسانهها، ارتباطات جهانی و غلبۀ گفتمان جهانیشدن در سراسر جهان پدید آمده، همگی میتواند موضوع پژوهش قرار گیرد.
با این حال، نمیتوان انکار کرد که حکومت اسلامی تلاشهای بسیاری در راستای تعمیق باورهای دینی مردم و رفع شبهات آنان انجام میدهد. این تلاشها در قالب نشر کتابهای مرتبط، برگزاری دورههای آموزشی و امثال اینها قابل مشاهده است، میتوان گفت حکومت در این زمینه فعالیت میکند؛ فعالیتهایی که دستکم در گذشته، پیش از انقلاب، وجود نداشت و در بهترین حالت، حکومتهای پیش از انقلاب، حکومتهایی بودند که ضدیت با دین نداشتند، اما اینکه برنامهای منسجم برای تعمیق باورهای دینی مردم داشته باشند، چنین چیزی سابقه نداشت.
چالشهای سنجش اخلاقیات درونی
در حوزه مسائل اخلاقی، همچون ملکات نفسانی و فضایل درونی، بحث با دشواریهایی در سنجش و اندازهگیری همراه است. برای نمونه، ارزیابی میزان ریا یا اخلاص در میان مردم، یا سنجش صفاتی چون حسادت، تکبر و دیگر خصلتهای اخلاقی، به سادگی میسّر نیست.
این دسته از مفاهیم، عمدتاً در دایره پژوهشهای آماری مبتنی بر اصول روششناختیِ مشخص قرار نگرفتهاند؛ ازاینرو، اظهارنظر قطعی در باب کم و کیف آنها، بدون پشتوانۀ پژوهشی مدوّن، امکانپذیر نیست.
اگرچه گاهی اظهارنظرها در این زمینه بیشتر بر پایه دریافتهای آنی و حالات حسی صورت میگیرد، اما واقعیت آن است که این موضوع هنوز چندان مورد پژوهش رسمی و نظاممند قرار نگرفته است.
در این میان، حکومت نیز در زمینۀ ترویج مباحث اخلاقی، فعالیتهایی در اشکال مختلف داشته است. بااینحال، نمیتوان از این مسئلۀ قابلتأمل غافل شد که گاهی رفتارهای ضداخلاقی از سوی افرادی منتسب به حاکمیت، تأثیر منفی بر فضای اخلاقی جامعه میگذارد.
لذا هرگونه داوری اعم از اثبات یا نفی در این باره، باید مبتنی بر پژوهشی مستند باشد؛ در غیر این صورت، اظهارنظر فاقد ارزش علمی چندانی نخواهد بود.
دینداری در بُعد اجتماعی؛ مناسک جمعی بدون الزام قانونی
آنچه در این میان بیشتر به چشم میآید، بُعد اجتماعی دینداری مردم است. در این حوزه، مجموعهای از مناسک و رفتارها دیده میشود که نه از سر اجبار قانونی، بلکه بر اساس باور درونی یا گرایش جمعی صورت میپذیرد؛ نظیر نماز جماعت، زیارت، اعتکاف و راهپیمایی عظیم اربعین.

شاخصهای کمّی دینداری اجتماعی؛ تفاوت معنادار با پیش از انقلاب
برخی از مناسک و کنشهای اجتماعیِ دینی، به دلیل ماهیت کمّیپذیر، بیش از سایر مؤلفهها قابل اندازهگیری و مقایسه هستند. میزان شرکت مردم در جلسات مذهبی، اعتکاف، زیارتهای جمعی همچون اربعین و حرم امام رضا (ع) و نظایر آن، از جمله دادههایی است که امکان گفتوگو و تحلیل پیرامون آنها فراهم است.
این وضعیت با آنچه در پیش از انقلاب وجود داشت، اساساً قابل مقایسه نیست. نمونۀ بارز آن، آمار شرکتکنندگان در مراسم اعتکاف در سال جاری است که از یک میلیون و دویست هزار نفر حکایت دارد؛ آماری با اکثریت چشمگیر جوانان و حتی دانشآموزان که این یک نمونه از کنشهای ها و رفتار های اجتماعی دینی است.
هیئتها، عزاداریها و مشارکتهای انقلابی؛ نمونههایی از تغییرات محسوس
گسترش کمّی هیئتهای مذهبی، افزایش چشمگیر شرکت مردم در مراسم عزاداری و شکلگیری رویدادهای عظیمی چون راهپیمایی اربعین، از مصادیق روشنِ تغییر در کنشهای اجتماعیِ دینی پس از انقلاب است. افزون بر این، دو پدیدۀ اجتماعیِ دفاع مقدس و سپس مبارزه با داعش، جوانان بسیاری را با انگیزههای دینی و علاقهمندانه به میدان آورد؛ بهگونهای که در بسیاری از موارد حتی شرایط و الزامات رسمی برای اعزام آنان فراهم نبود.
این دسته از رفتارها و مشارکتها، همه از جمله موضوعاتی هستند که میتوان در سطحی مستند و با استفاده از دادههای موجود، مورد بررسی و پژوهش قرار داد.
اما یک لایۀ دیگر از رفتارهای دینیِ اجتماعی، آن دسته از امور است که به قانون و حاکمیت پیوند خورده است؛ جایی که تحقق یک فعل دینیِ اجتماعی، وابسته به وجود قانونی رسمی و حاکمیتی است. مثالهای آن را پیشتر عرض کردم؛ همچون احکام و قوانین مربوط به ارث، دیات و امثال آن.
این قبیل احکام، اساساً بدون وجود حاکمیت اسلامی معنا و تحقق نمی یابند. به بیان دیگر، سطحی از دینداری وجود دارد که صرفاً در پرتو حاکمیت اسلامی محقَّق میشود و بدون آن نه قابلیت اجرا دارد و نه موضوعیت. پیش از انقلاب نیز نمیتوان گفت که این قوانین اجرا میشده؛ چرا که اجرای آنها مشروط به شرایطی است که از جملۀ مهمترین آنها، وجود حاکمیت اسلامی است. بنابراین، در آن بستر، چنین لایه های از دینداری اساساً معنایی نداشته است و ما با قبلش مقایسه نمیکنیم، چون قبلاً وجود نداشته است.
موفقیت جمهوری اسلامی در اجرای احکام؛ مسئلهای نیازمند پژوهش
و اساساً یکی از وظایف حاکم اسلامی همین است. اینکه جمهوری اسلامی تا چه اندازه در این مقوله موفق بوده و توانسته احکام اسلامی را بهشکل مناسب اجرایی کند، مقولهای است که باید مورد پژوهش قرار گیرد. با قبلش اساساً قابل مقایسه نیست و شرایط قیاس وجود ندارد. اما در خود جمهوری اسلامی، اینکه چقدر فرازوفرود داشته، یا چه اندازه به اجرای کامل نزدیک شده و همچنان چه میزان فاصله وجود دارد، بحثی است که باید مورد توجه و پژوهش قرار گیرد.
مراحل پنجگانۀ انقلاب؛ هدفگذاری برای تمدن اسلامی
تقسیمبندی پنجمرحلهای که رهبری نیز بیان فرمودند ، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و سپس تمدن اسلامی و تأکید ایشان بر اینکه ما هنوز در مرحلۀ نظام اسلامی یا دولت اسلامی هستیم و باید آن را محقق کنیم، نشاندهندۀ آن است که هرچند حرکت به سمت اهداف ادامه دارد، خواه با کندی یا سرعت، دستکم هدفگذاریها معطوف به آن سو است. این نیز خود بحثی درخور توجه است.
با توجه به ابعاد مختلفی که خدمت شما عرض شد، میتوان نتیجهگیری کلی کرد که ادعای «پس از جمهوری اسلامی دینداری مردم ضعیفتر شده است»، در هیچیک از این ابعاد، تأیید نمیشود و این مسئله قابل اثبات نیست. علاوه بر آن، هنگامی که درباره یک مسئله اجتماعی، همچون پدیده دینداری، سخن میگوییم، باید عوامل مختلف را در نظر گرفت.
نقش عوامل چندگانه در تغییرات دینداری
به فرض اگر کسی با پژوهش مستند اثبات کند که یک بُعد از ابعاد دینداریِ یادشده سطح آن پایینتر آمده، باز هم نمیتواند بگوید تنها عامل این کاهش، حکومت دینی بوده است؛ بدین معنا که حکومت دینی وجود داشته و در حکومت نیز فسادهایی دیده شده و این باعث دینزدگی مردم گردیده است. این نیز بهطور کلی قابل اثبات نیست که عامل منحصربهفرد همین بوده است.
تأثیر عصر رسانه و ارتباطات جهانی
عوامل مختلفی در کار است؛ چنانکه عرض شد، ما در عصر رسانه قرار داریم و تأثیرات زیادی توسط این رسانهها اعمال میشود.
تفکیک میان دینداری واقعی و احساس دینداری
نکته پایانی آنکه در تمام پدیدههای اجتماعی، بهویژه در مسئله دینداری، میبایست میان دو ساحت تمایز قائل شد: یک، اصل دینداری و تمایل به فعل دینی؛ دو، احساس دینداری.

همچنان که در بسیاری از مسائل دیگر نیز چنین است؛ برای نمونه، فقر واقعی غیر از احساس فقر است، و قدرت حقیقی غیر از احساس قدرت.
این ساحت دوم، یعنی احساس دینداری، در زمان ما تأثیرگذاری بسیار زیادی یافته است؛ بهویژه آنکه عمدتاً تحت تأثیر رسانهها شکل میگیرد.
نقش رسانه در القای تصویرِ جامعه غیردینی
امکان دارد فرد یا جامعهای واقعاً فقیر نباشد، اما رسانه چنان القا کند که فقیرترین فرد جهان است. در باب دینداری نیز دقیقاً همین گونه است. چهبسا جامعهای شاخصهای دینداری را در ابعاد گوناگون دارا باشد، اما رسانه چنان القا کند که این جامعه هیچ بهرهای از دینداری ندارد.
تکبعدینگری در قضاوت درباره دینداری دیگران
افزون بر این، با تفکیکی که انجام شد، ممکن است فردی، مثلاً بانویی که پوشش شرعی مناسب را رعایت نمیکند ــ از دینداریِ کامل خارج نشده باشد. چه بسا در ساحت اعتقادی یا در ابعاد دیگر رفتاری، افعال دیندارانه فراوانی انجام دهد. آنچه ما بیشتر میبینیم، بُعد بروز و ظهور یافتهای از زندگی اوست.
اهداف دشمنان جمهوری اسلامی در زیرسؤالبردن کارآمدی نظام
این القا که جامعه دیندار نیست و از دینداری فاصله گرفته است، نیازمند بازاندیشی جدی است.
بیتردید یکی از اهداف دشمنان جمهوری اسلامی، زیرسؤال بردن کارآمدی نظام است. آنان میکوشند از هر طریقی این هدف را دنبال کنند. در این میان، طیفی از جامعه که خود دغدغه دینداری جامعه را دارند، متأثر از این القائات چنین میپندارند که همان هدف اولیۀ حکومت دینی نیز محقق نشده است؛ غافل از آنکه این انگاره، دقیقاً به دلسردی همان طیف متدین از حکومت میانجامد و کارآمدی نظام را در عرصههای گوناگون، ازجمله عرصۀ دینداری، هدف میگیرد.
ادعایی بیدلیل یا نیازمند واکاوی چندوجهی
با توجه به پیچیدگیها و زوایای گوناگون مسئله، این انگاره اساساً ادعایی بیدلیل است. حتی اگر فرضاً سطحی از این کاستیها اثبات شود، باز نمیتوان گفت که مثلاً اگر حکومت دیگری بر سر کار بود، این وضعیت رخ نمیداد.
بررسی فرضیِ تداوم نظام پادشاهی
برعکس، شواهد و قرائن بسیاری برای دفاع از این انگاره وجود دارد که اگر نظام پادشاهی تداوم مییافت، قطعاً شرایط برای بروز و ظهور دینداری در جامعۀ ایران، از وضعیت فعلی بسیار بدتر میشد و امروز شاهد مشکلات بسیار بیشتر و ناهنجاریهای اجتماعی گستردهتری بودیم.












نظر شما