به گزارش خبرگزاری حوزه، در جشنواره فیلم فجر امسال، سازندگان بیش از یکسوم آثار، کارگردانان به اصطلاح "فیلماولی" بودند که انصافاً برخی از آنها به نسبت نخستینکارشان، عملکرد قابل دفاعی در این آوردگاه مهم سینمایی داشتند.
بیشک "محسن بهاری"، کارگردان فیلم "قمارباز" نیز در همین دسته قرار میگیرد که البته به جهت سابقهی فعالیت دو دههای در سینمای ایران و همکاری با کارگردانان مطرح، توانسته تا حدودی نمره قبولی را در این آزمون دریافت نماید.
تهیهکننده این فیلم "سجاد نصراللهینسب" است و "کوروش تهامی"، "آرمین رحیمیان" و "شبنم قربانی" نیز در آن به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه ماجرای فیلم از این قرار است که؛ شب تولد فرید -برنامهنویس بانک مرکزی با بازی کورش تهامی است- قرار است باران، نامزد او با بازی شبنم قربانی به دیدنش برود، با این حال فرید هنگامی که وارد منزل میشود مردی را در آشپزخانه و در حال آشپزی میبیند که نمیشناسد. پیمان با بازی آرمین رحیمیان، مامور امنیتی است که برای رفع اتهام قرهباغی، معاون فرید از او کمک میخواهد. در این بین، گفتوگوهایی بین آنها و نامزد فرید درمیگیرد که منجر به اعتراف باران و فرید در مشارکت آنها در یک پروژه امنیتی میشود.
یکی از ویژگیهای جالب توجه این فیلم در قیاس با سایر فیلمهای امنیتی که تا به حال مشاهده کردهایم آن است که با کمترین حضور نیروهای امنیتی آن را ساخته و در عین حال کوشیده تا تصویر جدیدی از بحث امنیت و به خصوص امنیت سایبری ارائه دهد.
این اثر با لوکیشنهای بسیار محدود راجع به هکشدن سیستم بانک سپه در دوران جنگ ۱۲ روزه است و آن طور که گفته شده داستان فیلم بر اساس یک پرونده مستند نگاشته شده است. از سوی دیگر معمولاً در این گونه فیلمها -به جهت بازیگر و لوکیشن محدود- عمدتاً مشکل اُفت ریتم، خودش را نشان میدهد، با این حال فیلمنامه خوب و منسجم به خصوص در دیالوگنویسی و البته بازی خوب هنرپیشگان موجب شده تا فیلم از ریتم نیفتد.
انصافاً هم کوروش تهامی و هم آرمین رحیمیان در سایه هدایت مناسب کارگردان توانستهاند تردید و باور را به مخاطب منتقل کنند و از این حیث بده بستانهای مامور امنیتی با برنامه نویس بانک مرکزی که در مظان اتهام نیز قرار دارد، به شکل قابل قبولی از کار درآمده است.
همان طور که برخی از منتقدین نیز به درستی اشاره کردهاند، نقطه قوت قمارباز، فیلمنامه آن است که دقیق نگاشته شده به نحوی که از پرداخت هرگونه خردهداستان و ارائه اطلاعات غیرضروری در آن پرهیز شده است.
دیالوگها نیز محدود اما دقیق و غیرشعاری نوشته شده که خود همین مسأله موجب میشود تا مخاطب بهتر با قصه فیلم درگیر شده و با آن همراهی کند، به ویژه آنکه بستر روایت فیلم که اشاره به جنگ دوازده روزه دارد و زمان زیادی نیز از آن نمی گذرد، باعث شده تا این همراهی به جهت تجربه زیسته مخاطب افزونتر گردد.
شاید بتوان گفت نقطه ضعف فیلم ناظر به پایانبندی آن است از این حیث که قابلپیشبینی به نظر میرسد و حال آنکه مخاطب انتظار داشت که با یک شوک یا تغییر جدی در قصه فیلم روبرو شود، ضمن آنکه دقیقاً مشخص نمیشود که دلیل خیانت و جاسوسی فرید علیه کشورش چیست چرا که بهظاهر در جایگاه شغلی مناسب و به طور نسبی دارای ثروت و خانه مطلوبی از منظر ساکنین طبقه متوسط جامعه است.










نظر شما