شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۱
فرمانده‌ای که کنار تانکر آب ظرف می‌شست

حوزه/ از کودکی بدون سحری روزه می‌گرفت. هنگام ناراحتی وضو می‌گرفت و دو رکعت نماز می‌خواند. می‌گفت: «اگر می‌خواهید حرفتون به دل مردم بنشیند، باید مرد عمل باشید.» در مأموریت‌ها غذای ساده می‌خورد و در پادگان یا ماشین می‌خوابید. شش ماه قبل از پایان جنگ، شهادتش را پیش‌بینی کرد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، برش‌هایی از زندگی شهید سیدعلی حسینی، جانشین اطلاعات عملیات نیروی زمینی سپاه، از طرف همرزمان و نزدیکان این شهید عزیز تقدیم شما فرهیختگان می شود.

از هشت، نُه سالگی روزه می‌گرفت‌. برای اینکه اذیت نشود، تصمیم گرفتم سحر بیدارش نکنم. اما بدون سحری روزه گرفت و گفت: «اگه بیدارم نکنید، باز هم بدون سحری روزه می‌گیرم.»

هروقت مشکل یا ناراحتی برایش پیش می‌آمد، وضو می‌گرفت و دو رکعت نماز می‌خوند. بعد هم دراز می‌کشید و دقایقی چشمانش را می‌بست و می‌خوابید. بیدار که می شد اثری از ناراحتی در چهره‌اش نبود.

جاذبه داشت و سربازها و نیروها خیلی از او حرف‌شنوی داشتند و حاضر بودند برایش جان بدهند. می‌گفت: «اگر می‌خواین حرفتون به دلِ مردم بنشینه و بهش عمل کنند، باید خودتون مردِ عمل باشید.»

در ماموریت‌ها با اینکه پول کافی در اختیار داشت، اما همیشه غذاهای ساده مثل نان و تخم‌مرغ و ... می‌گرفت.

می‌گفت: «پول بیت‌الماله و باید اون دنیا جواب بدیم».

هیچوقت حتی مسافرخانه هم نبرد ما را، چه برسه به هتل. همیشه یا در پادگانها می‌خوابیدیم یا در ماشین. به شوخی می‌گفت: «اینطوری امنیت ماشین هم حفظ میشه.»

با او کار داشتم و رفتم پادگان شهید بهشتی. تصورم این بود که اتاق مسئول اطلاعات عملیات حتما میز و صندلی آنچنانی و بند و بساط زیادی داره. اما وقتی سراغش را گرفتم؛ گفتند: «اونی که کنار تانکر ظرف می‌شوره، سیدعلی حسینی فرمانده اطلاعات عملیاته.»

یک روز در جمع فرماندهان گفت: «جنگ تا ۶ماه دیگه تموم میشه».

در دفتر هم نوشت. همه تعجب کردند؛ اما حدود ۶ماه بعد در حالیکه سیدعلی شهید شده بود، جنگ تمام شد.

منبع: ایثارنامه؛ جلد ۴۹

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha