یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۵۹
ضیافت علوی | چه زمانی دین ناجی و راهنمای سیاست می‌شود؟

حوزه/ کارشناس نهج‌البلاغه بیان کرد: مجوز ورود به سیاست، تنها امر به معروف و نهی از منکر است و هر اقدام سیاسی بدون تحقق خیر یا دفع شر، اقدامی بیهوده و غیرمجاز محسوب می‌شود.

به گزارش خبرگزاری حوزه، ماه مبارک رمضان، فرصت آشنایی با گنجینه‌ای بی‌نظیر از حکمت و بصیرت علوی است. در پرونده ویژه «ضیافت علوی» همراه بخش‌هایی از خطبه‌های نهج‌البلاغه با بیان حجت‌الاسلام والمسلمین محمود لطیفی، کارشناس نهج البلاغه، میهمان سفره‌های افطار شما فرهیختگان خواهیم بود.

در خطبه ۱۴۷ نهج‌البلاغه:

فَبَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً صلی الله علیه وآله بِالْحَقِّ لِیُخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَهِ الْأَوْثَانِ إِلَی عِبَادَتِهِ وَ مِنْ طَاعَهِ الشَّیْطَانِ إِلَی طَاعَتِهِ

هدف از عمل سیاسی در اسلام مقابله با بت‌سازی و بت‌پرستی و یا دنباله‌روی طواغیت و شیاطین و رهاسازی خود از توهمات خودساخته و بت‌های رسوب شده در ذهن و از بردگی و بندگی کسانی است که می‌خواهند زندگی انگلی خود را با سلطه بر دیگران و به یوغ بندگی کشیدن آنان بسازند. بعثت پیامبران برای رهاسازی نیروهای بالقوه و یا سرکوب شده توسط طواغیت است.

انگیزه کار سیاسی و راه رسیدن به این هدف سیاسی نیز چیزی جز امر به معروف و نهی از منکر نیست. مجوز یک انسان مؤمن و باورمند به خدای یگانه برای ورود به میدان سیاست و اقدام سیاسی، یا تحقق یک معروف و جریان یافتن یک امر خیر در جامعه است و یا نفی و دفع یک منکری است که جامعه را آلوده نموده است.

هر اقدام سیاسی که برآوردش تحقق معروف و یا رفع و دفع منکر نباشد اقدامی بیهوده و یا دخالتی غیر مجاز است. هر حرکت و عمل سیاسی باید نتیجه‌اش دعوت به عبادت خدا و رعایت اختیاری ضوابط و مقرراتی که آفریننده هستی مقرر فرموده باشد و یا به مقابله با نفوذ شیطان و شیاطین جنّی و انسی ختم شود و این وظیفه‌ای است که بر دوش هر انسان مسلمان دردمند و دردآشنا قرار داده شده و تعهدی است که در نهاد و فطرت همگی انسان‌ها نهاده شده تا مطالبه‌گر نیکی‌ها و مانع جریان بدی‌ها باشند.

امیرالمؤمنین تربیت‌یافته دستان پر مهر کسی بود که آمده بود تا «یأمرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر و یضع عنهم إصرهم و الأغلال التی کانت علیهم...» باشد و خوب شاگردی کرد.

حضرت می‌گفتند:

«ما شککت فی الحق مذ أریته (خطبه ۴ و حکمت ۱۸۴)»

ایشان باور نموده بود که:

«و أن لیس للإنسان إلا ما سعی و أن سعیه سوف یری (نجم: ۳۹-۴۰

علی علیه السلام باور نموده بود که نظام عالم بر اساس حق و عدل است. نظام‌مندی در ذات خلقت و زندگی انسان است و انسان جز حاصل تلاش خود نیست و در هر حال بر سر سفره خویش نشسته است. حضرت می‌دانست تنها قدرتی که بر او حاکم است قوانین حاکم بر نظام هستی است. نه دیگران حق دارند زندگی او را به نفع خود مصادره کنند و نه خود حق دارد زندگی و ابدیت و عقلانیت خود را در اختیار هوی و هوس و نفسانیت خود یا دیگران قرار دهد. ایشان باور نموده بود حتی خدا نیز بر سر دوراهی‌ها او را به اختیار خود گذارده بود تا با انتخاب درستش پاداش بگیرد و در پی انتخاب نادرستش جز خود، هیچ کس دیگر را مقصر نشمرد.

در نظام حاکم بر هستی جز یک جریان که جریان حق و کمال است نداریم، اما در همین مسیر تعالی و تکامل برای انسان دو جریان متقابل اعتبار شده است تا او خود با انتخاب یکی از این دو مسیر، استعدادهای خود را به فعلیت برساند و خود را بیازماید و شکوفا کند. جریان ولایت الهی و ربوبیت حق‌مدار و ولایت طاغوت ـ باطل ـ و مظاهر این دو جریان از آغاز تاریخ بشر به عنوان حق و باطل، اسلام و کفر، ولایت الهی و ولایت شیطان و ولایت علوی و اموی تا به امروز و تا انتهای زندگی انسان در دنیا ادامه دارد و در هر عصر در قالبی متناسب با فضای آن عصر بروز می‌کند.

به یاری خدا و با استمداد از ولیّ مطلق الهی برآن هستیم تا جلوه‌هایی از سیاست در بیان حضرت امیر علیه السلام و گاه در مقایسه با سیاست اموی را در این سلسله مباحث مرور کنیم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha