جمعه ۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۳:۳۸
هشدار درباره عقب‌ماندگی سیاست‌گذاری علمی در علوم قرآن/ پیشنهاد تشکیل کارگروه «هوش مصنوعی و علوم قرآن» در جامعه الزهرا(س)

حوزه/ مشاور طرح و برنامه مدیر جامعه الزهرا سلام‌الله‌علیها با تأکید بر رسالت تمدنی علوم قرآن، ضعف آینده‌نگری در سیاست‌گذاری‌های علمی را عامل ناکارآمدی دانست و ضمن ضروری دانستن بازطراحی سرفصل‌ها، نظام ارزیابی و ساختار تولید منابع قرآنی، تشکیل کارگروه هوش مصنوعی و علوم قرآنذیل جامعه الزهرا را پیشنهاد داد.

خبرگزاری حوزه| خانم نجمه نجم، مشاور طرح و برنامه مدیر جامعه الزهرا سلام‌الله‌علیها در نشست تخصصی «تحلیل تاریخی تطور منابع علوم قرآن، از صورت بندی الگوهای گذشته تا ترسیم افق های نوین» که در غرفه خبرگزاری حوزه در سی و سومین نمایشگاه بین المللی قرآن در مصلی تهران برگزار شد، به تشریح و بررسی ابعاد مختلف این موضوع پرداخت که مشروح این نشست تقدیم حضورتان می گردد:

موضوعی که به مناسبت آن در این نشست تخصصی و علمی در محضر شما بزرگواران حضور یافته‌ایم، همان‌گونه که خواهر ارجمندمان اشاره فرمودند، «تحلیل تاریخی تطور منابع علوم قرآن» است؛ تحلیلی که از صورت‌بندی الگوهای گذشته آغاز می‌شود و تا ترسیم افق‌های نوین برای آینده امتداد می‌یابد.

برای آن‌که در آغاز بحث، سیر منسجم و منظمی از مباحث در ذهن مخاطبان فرهیخته این نشست شکل گیرد، لازم می‌دانم محورهای اصلی را در هشت بخش به استحضار برسانم:

در بخش نخست، مقدمه‌ای ارائه خواهد شد و توضیحی درباره کلان‌پروژه این پژوهش مطرح می‌شود. در بخش دوم، با توجه به محدودیت زمان، بخشی از این کلان‌پروژه را به‌صورت اجمالی با شما به اشتراک خواهیم گذاشت. در گام سوم، به تبیین چرایی ماندگاری و جریان‌سازی برخی از منابع در جامعه علوم قرآن خواهیم پرداخت.

از همین نقطه، گره اصلی بحث آغاز می‌شود؛ جایی که به بحران‌ها و تهدیدهای پیش‌ِرو اشاره خواهیم کرد و تلاش می‌کنیم با رویکردی فرصت‌محور به آن‌ها بنگریم تا بتوانیم با عبور آگاهانه به آینده، از الگوهای اثرگذار گذشته در جهت تعریف الگوهای نوپدید آینده بهره‌مند شویم.

در ادامه، چند راهبرد عملیاتی مورد نظر قرار خواهد گرفت. از آن‌جا که معتقدیم یک نشست زمانی می‌تواند کارآمد و اثربخش باشد که خروجی مشخصی داشته باشد، پیشنهاد خواهیم کرد بیانیه‌ای پس از این نشست تدوین شود. بر این اساس، چند محور نهایی را به‌عنوان پیشنهاد بیانیه خدمت شما ارائه می‌کنیم و در پایان، جمع‌بندی مباحث، تبیین مختصات بحث و انتظاراتمان از روند این نشست را با شما مخاطبان گرامی در میان خواهیم گذاشت.

* تحلیل تاریخی سیر نگارش‌های علوم قرآن

در توضیح کلان‌پروژه باید عرض کنم که این طرح، به‌عنوان یک پروژه کلان پژوهشی، از سوی این‌جانب در جایگاه عضو کادر علمی گروه پژوهشی قرآن و حدیثِ پژوهشگاه جامعه‌الزهرا(سلام‌الله‌علیها) تعریف شده است. عنوان این پروژه «تحلیل تاریخی سیر نگارش‌های علوم قرآن» است.

ضلع نخست آن به تحلیل منابع جامع در حوزه علوم قرآن می‌پردازد. ضلع دوم، سیر تک‌نگاری‌های علوم قرآن در موضوعاتی همچون اعجاز، قرائت و محکم و متشابه را بررسی می‌کند. ضلع سوم نیز ناظر به دغدغه آینده‌نگاری و آینده‌پژوهی در حوزه منابع علوم قرآن است.

در این چارچوب، دو کتاب آماده انتشار است که به‌ترتیب به جامع‌نگاری و تک‌نگاری اختصاص دارد و این دو، به‌منزله دو ضلع مکمل یکدیگر، زیرساخت بحث آینده منابع علوم قرآن به شمار می‌روند. یکی از این مجلدات در دست چاپ است.

افزون بر این، مجموعه‌ای از مقالات تعریف شده که حدود ده مقاله آن آماده و منتشر شده است. همچنین سلسله نشست‌های تخصصی معنادار، همراه با یادداشت‌های علمی در سطوح مختلف، در قالب یک برنامه مدون طراحی و پیش‌تر به پژوهشگاه مطالعات اسلامی ارائه شده است.

* ضرورت وجود رویکردی شناختی و اکتشافی با نگاه تحلیلی و کیفی

در فرصت محدود پیش‌ِرو، با اجازه شما بزرگواران، تمرکز بحث را بر پروژه «منابع جامع علوم قرآن» قرار می‌دهم. همان‌گونه که مستحضرید، فراز و نشیب‌های موجود در سیر تطور منابع علوم قرآن، از منظر تاریخ نقلی، در منابع شیعه و اهل سنت گزارش شده است. از جمله پژوهشگران معاصر که این سیر نگارشی را به‌صورت کمّی و گزارشی به‌خوبی منعکس کرده‌اند، جناب آقای دکتر مهدوی‌راد هستند.

با این حال، آنچه به‌عنوان حلقه مفقوده در این حوزه احساس می‌شود، رویکردی شناختی و اکتشافی با نگاه تحلیلی و کیفی است؛ رویکردی منضبط، منسجم و نظام‌مند که بتواند شاخص‌گذاری کند و بر اساس ملاک‌های فنی و علمی، این سیر منظم و کتاب‌های اثرگذار و جریان‌ساز را روایت نماید.

از این‌رو، با توجه به اینکه در بررسی نویسندگان و مؤلفان جریان‌ساز مشاهده می‌شود عوامل متعددی نقش‌آفرین هستند ــ از جمله اصالت و محتوای خود اثر، شخصیت علمی و درونی نویسنده، و نیز شرایط و فضای پیرامونی و اجتماعی او ــ تلاش کرده‌ایم تحلیلی ارائه دهیم که با در نظر گرفتن فراز و نشیب‌های این عرصه، تصویری جامع و چندلایه از این تحولات عرضه کند.

* نگاهی که جای آن در متون آموزشی علوم قرآنی خالی است

رهیافت این پژوهش، با توجه به کار انجام‌شده، می‌تواند نتایج قابل توجهی برای اساتید، پژوهشگران و دانش‌پژوهان رشته تخصصی علوم قرآن به همراه داشته باشد. متأسفانه در متون آموزشی موجود، حتی در سطوح عالی، دانش‌پژوهان و گاه اساتید با چنین نگاه شناختی و تحلیلی نسبت به سیر منابع جامع و تک‌نگاری‌های علوم قرآن آشنا نمی‌شوند. این خلأ، آسیبی جدی و بعضاً جبران‌ناپذیر به‌شمار می‌رود و ضرورت دارد برای آن تدبیری اساسی اندیشیده شود.

در تکمیل این توضیح، اشاره‌ای کوتاه به روش پژوهش نیز داشته باشم. این کار با بهره‌گیری از تکنیک کدگذاری و مقوله‌بندی انجام شده و در نهایت، بر اساس نظریه زمینه‌ای (Grounded Theory)، الگویی داده‌بنیاد طراحی شده است.

همچنین با استفاده از تکنیک روایت‌پژوهی و تحلیل مقایسه‌ای منابع جریان‌ساز، تلاش شده است این آثار رتبه‌بندی شوند و شاخص‌های اثرگذاری آن‌ها با ضرایب تأثیر بالا، متوسط و پایین به جامعه علمی کشور معرفی گردد که بحمدالله این مرحله نیز به انجام رسیده است.

* شناسایی ۱۱ منبع اصلی و ۳۵ منبع تبیینی و مکمل قرآنی

در فرایند پیشبرد این کتاب، با بهره‌گیری از نظرات صاحب‌نظران و بررسی منابع موجود، در گام نخست یازده منبع اصلی شناسایی شد. در کنار این یازده منبع، سی‌وپنج منبع تبیینی و مکمل نیز در نظر گرفته شد که یا از تک‌نگاری‌های همان مؤلفان است یا از آثار تأثیرگذار هم‌دوره آنان که در تحلیل نهایی مورد بحث و بررسی قرار گرفته‌اند.

برای نمونه، در بررسی قرن سوم هجری، کتاب «فضائل القرآن» اثر ابوعبید قاسم بن سلام به‌عنوان منبع اصلی انتخاب شده است. در کنار آن، کتاب «فهم القرآن» تألیف حارث محاسبی و نیز مباحث علوم قرآنی در آثار جاحظ ــ که دیدگاه‌های او در سایر تألیفاتش قابل پیگیری است ــ به‌عنوان منابع پشتیبان و مکمل مورد توجه قرار گرفته‌اند. همچنین مجموعه ۶۷ تک‌نگاری مکی بن ابی طالب در بررسی‌های مربوط به آن سده لحاظ شده است. افزون بر این‌ها، تک‌نگاری‌های دیگر خود ابوعبید قاسم بن سلام نیز در همین چارچوب تحلیل و ارزیابی شده‌اند.

مجموع این اقدامات سبب شد تا بتوانیم در سه سطحِ تحلیل کمّی و کیفی، شاخص‌گذاری و رتبه‌بندی، پژوهش خود را به‌صورت روشمند به انجام برسانیم. در این مسیر، از رهنمودهای جناب آقای دکتر مهدوی‌راد، جناب آقای دکتر مهرریزی و جناب آقای دکتر سید محمود طیب حسینی بهره‌مند شدم که بدین‌وسیله از همراهی علمی ایشان یاد می‌کنم.

* استخراج ۷۵ مفهوم در فرایند کدگذاری

در فرایند کدگذاری باز، هفتاد و پنج مفهوم استخراج شد. این مفاهیم در مرحله کدگذاری محوری به یازده مقوله تقلیل یافت و در نهایت، در کدگذاری گزینشی، ذیل پنج مقوله محوری ــ که البته در این فرصت محدود امکان تبیین تفصیلی آن‌ها فراهم نیست ــ هجده شاخص نهایی شناسایی گردید.

اگر بخواهیم محوری‌ترین عامل اثرگذار در سیر تطور منابع جامع علوم قرآن را در قالب یک گزاره جمع‌بندی کنیم، باید به «هویت و اصالت متن» اشاره کنیم. بر اساس یافته‌های به‌دست‌آمده و با بهره‌گیری از مقیاس لیکرت، مؤلفه «کارکرد کتاب» امتیاز ۸۴، «شخصیت فردی نویسنده» امتیاز ۷۹ و «محتوای کتاب» امتیاز ۷۳ را کسب کرده‌اند. همان‌گونه که ملاحظه می‌شود، مؤلفه نخست و سوم هر دو به هویت و اصالت خود متن بازمی‌گردد و این امر، نقش تعیین‌کننده متن را در اثرگذاری نشان می‌دهد.

با توجه به محدودیت زمان، امکان شرح تفصیلی عوامل با ضریب تأثیر بالا، متوسط و پایین فراهم نیست. علاقه‌مندان می‌توانند برای اطلاع دقیق‌تر به کتاب و مقالاتی که مبنای این پژوهش بوده‌اند ــ که بخشی منتشر شده و بخشی در دست انتشار است ــ مراجعه کنند.

* معرفی ۵ منبع جریان ساز در حوزه علوم قرآن

در جمع‌بندی نهایی، پنج منبع جریان‌ساز در حوزه علوم قرآن به این ترتیب رتبه‌بندی شده‌اند:

۱. «الاتقان فی علوم القرآن» اثر جلال‌الدین سیوطی
۲. «البرهان فی علوم القرآن» اثر بدرالدین زرکشی
۳. «مناهل العرفان فی علوم القرآن» اثر محمد عبدالعظیم زرقانی
۴. «فنون الأفنان فی عجائب علوم القرآن» اثر ابن جوزی
۵. «فضائل القرآن» اثر ابوعبید قاسم بن سلام

البته شایان ذکر است که اگر شصت‌وهفت تک‌نگاری مکی بن ابی طالب به‌صورت تجمیعی و در قالب یک اثر جامع تنظیم می‌شد، می‌توانست به‌عنوان کتابی فاخر و اثرگذار در این رتبه‌بندی جایگاهی ممتاز داشته باشد.

بر اساس یافته‌های این بخش از پروژه، می‌توان گفت که نظم علمی، نصاب روشمند، شاخص‌سازی و الگوسازی ــ که لازمه تولید علم است ــ در این پژوهش تحقق یافته است. با بهره‌گیری از تکنیک‌های علمی قابل طرح در سطح ملی و بین‌المللی، و بر مبنای نظریه داده‌بنیاد، این منابع شناسایی، طبقه‌بندی و رتبه‌بندی شدند.

* چرایی ماندگاری و جریان سازی این پنج منبع

اما درباره چرایی ماندگاری و جریان‌سازی این پنج منبع ــ و البته دیگر آثاری که در این مجال نامی از آن‌ها برده نشد ــ می‌توان به برخی عوامل کلیدی اشاره کرد:

کتاب الاتقان به سبب کارکرد ممتاز، ساختار منظم، شهرت علمی مؤلف و جامعیت مباحث، به اثری مرجع تبدیل شد.
کتاب البرهان به دلیل نوآوری و ابتکار در طراحی نخستین الگوی جامع و نظام‌مند در منابع علوم قرآن اهمیت یافت.
کتاب **مناهل العرفان** از یک‌سو متأثر از منابع پیشین و از سوی دیگر اثرگذار بر منابع پسین بوده و از این حیث جایگاهی ممتاز دارد.
کتاب فنون الأفنان به سبب تخصص گسترده مؤلف در تک‌نگاری‌های متعدد و نیز کارکرد آموزشی و کاربردی آن، مورد توجه قرار گرفته است.
و سرانجام، فضائل القرآن به پشتوانه شخصیت علمی برجسته مؤلف و اصالت محتوایی آن، در شمار منابع جریان‌ساز قرار گرفته است.

وجه مشترک این آثار آن است که توانسته‌اند کارکردی روشن و مسئله‌محور داشته باشند و به نیازهای زمانه خویش پاسخ دهند. افزون بر آن، شخصیت فردی نویسنده ــ شامل شجاعت علمی، آزاداندیشی، اخلاق‌مداری، قدرت تعامل با جامعه علمی و پرهیز از ورود نابجا به مجادلات سیاسی و اقتصادی ــ در اثرگذاری آن‌ها نقش‌آفرین بوده است.

همچنین این آثار، محتوایی اصیل و نوآورانه عرضه کرده‌اند و صرفاً به تکرار و انباشت اطلاعات نپرداخته‌اند؛ بلکه با ارائه ساختاری منسجم، منطقی و نظام‌مند، دستاوردی ماندگار به جامعه علمی عرضه کرده‌اند.

* بحران یا تهید پیش رو

اکنون با توجه به این صورت‌بندی ــ که به‌اختصار از الگوهای اثرگذار گذشته ارائه شد ــ پرسش اساسی آن است که بحران یا تهدید پیشِ‌روی ما چیست و چگونه می‌توان آن را به فرصت تبدیل کرد؟ واقعیت آن است که علوم قرآنی به‌عنوان رکن و مرجع بنیادین در منظومه علوم اسلامی، جایگاهی ممتاز دارد و رسالتی تاریخی در نسبت با تمدن اسلامی بر عهده می‌کشد. از این رو، باید از این ظرفیت بهره گرفت و به‌ویژه در حوزه منابع شیعی، نوعی رقابت علمی با علوم غیر اسلامی برقرار کرد؛ امری که مسئولیت ما را در جهان معاصر دوچندان می‌سازد.

* ضرورت سیاست گذاری آینده نگر

ضرورت سیاست‌گذاری آینده‌نگر در این عرصه امری جدی است. متأسفانه بخشی از سیاست‌گذاری‌های علمی ما به دلیل فقدان نگاه آینده‌پژوهانه، از کارآمدی لازم برخوردار نیست. ازاین‌رو، ترسیم تصویری آینده‌نگر از ویژگی‌های علوم قرآن و منابع آن، و طراحی منابع پیشران برای تحقق تمدن قرآنی ــ به‌ویژه با محوریت منابع شیعی در صدر علوم قرآن ــ باید به دغدغه‌ای اساسی تبدیل شود.

به همین دلیل، عنوان این نشست به‌گونه‌ای انتخاب شده است که بتواند الگوهای اثرگذار گذشته را در یک حلقه علمی، به افق‌های نوپدید و رویکردهای نوین تألیفی در آینده پیوند زند.

در این مرحله، یعنی گام پنجم، گذار ما به آینده رقم می‌خورد؛ گذری از تحلیل تاریخی به سوی آینده‌پژوهی. برای تبیین این حلقه اتصال، باید تأکید کنیم که علوم قرآن در شش ساحت می‌تواند دستخوش تحول بنیادین شود: تحول در موضوعات و عناوین، تحول در روش‌ها، تحول در شیوه‌های نشر، بازنشر و تولید علم و نیز توزیع آن، تحول در ویژگی‌های درونی، بیرونی و پیرامونی نویسنده، و در نهایت تحول ناشی از فناوری‌های نوین که بی‌تردید باید مورد توجه جدی قرار گیرد.

* چرخه نظام‌سازی علوم قرآنی نیازمند روش‌شناسی‌های نوین

از سوی دیگر، چرخه تولید، نظام‌سازی و مصرف علم نیز نیازمند بازاندیشی اساسی است. چرخه تولید علم در نسبت میان نویسندگان، پژوهشگران، روش‌ها، مبانی و مبادی آنان در آینده این دانش تعریف می‌شود. چرخه نظام‌سازی اقتضا می‌کند که از روش‌شناسی‌های نوین، در کنار احیای نظام‌مندی‌های میراث گذشته، بهره گرفته شود. چرخه مصرف علم نیز مستلزم آن است که مخاطبان و نیازهای آینده آنان را جدی بگیریم، رقبا و امکان انتخاب منابع ــ به‌ویژه منابع شیعی ــ را در نظر داشته باشیم و نهادها را به سمت بهره‌برداری‌های کاربردی از منابع علوم قرآن سوق دهیم.

بر این اساس، مخاطبان سرای علوم اسلامی و علوم قرآن نیاز دارند که مسائلشان به‌صورت مسئله‌محور دیده شود، زیست‌بوم فناورانه آنان مورد توجه قرار گیرد و علوم انسانی غیر اسلامی نیز جدی گرفته شود تا بتوان در یک رقابت سالم، وزن‌دهی مناسبی ایجاد کرد. در این میان، حوزه‌هایی همچون الهیات تطبیقی، روان‌شناسی دین، جامعه‌شناسی دین، و به‌ویژه هوش مصنوعی و علوم شناختی باید در زمره دریافت‌های نوین ما قرار گیرند و در بهره‌گیری از فناوری‌های جدید به کار بسته شوند.

* با توجه به این مقدمات، در گام پنجم چند راهبرد عملیاتی تقدیم می‌شود:

راهبرد نخست، بازآرایی نظام موضوعات علوم قرآن بر اساس مسئله‌شناسی آینده‌نگرانه است. تشکیل کارگروه‌ها و حلقه‌های پشتیبان برای تشخیص، تصمیم‌سازی و اقدام مناسب در رصد مسائل نوپدید جهان اسلام، با نگاهی آینده‌پژوهانه به منابع علوم قرآن، و سوق دادن نویسندگان و پژوهشگران به سمت تولید علم نافع و به‌روز، از الزامات این راهبرد است. همچنین طراحی سرفصل‌های پویا برای منابع علوم قرآنی ضروری است؛ به‌گونه‌ای که سازمان‌هایی چون انتشارات سمت در تولید محتوا و متون دانشگاهی، و نیز بخش تدوین متون حوزه‌های علمیه، نسبت به جبران کاستی‌های موجود در رشته‌های علوم تفسیر و علوم قرآن اهتمام جدی داشته باشند.

راهبرد دوم، بازطراحی شخصیت نویسنده با تأکید بر میان‌رشته‌ای بودن این حوزه و توانمندسازی فعالان آن است. پایان‌نامه‌های این رشته باید مسئله‌محور و میان‌رشته‌ای تعریف شوند و نظام ارزیابی پژوهشگران، اساتید و دانش‌پژوهان نیز بر اساس میزان اثرگذاری، مدیریت دانش و تولید علم نافع نوین سامان یابد.

راهبرد سوم، تحول در ساختار و محتوای منابع با الهام از الگوهای موفق گذشته است؛ همان الگوهایی که پیش‌تر استخراج و دلایل موفقیت و ماندگاری آن‌ها گزارش شد. طراحی قالب‌های نوین، تعریف منابع تعاملی و چندرسانه‌ای، و ایجاد پیوندهای شبکه‌ای در پایگاه‌های داده، از جمله اقداماتی است که باید در این عرصه به‌طور جدی دنبال شود.

راهبرد چهارم، بازسازی حلقه‌های علمی و تبدیل آن‌ها به شبکه‌های اثرگذار است؛ شبکه‌هایی که با احیای سنت حلقه‌های علمی میان‌نسلی، در میان اساتید، پژوهشگران، نخبگان و دانش‌پژوهان حوزه و دانشگاه شکل گیرد. همچنین ایجاد قطب‌های علمی مسئله‌محور با مشارکت اساتید برجسته و سایر طیف‌های علمی، و تأسیس نشریات تعاملی ــ که مجال شرح تفصیلی آن در این فرصت نیست ــ از دیگر ابعاد این راهبرد به‌شمار می‌رود.

راهبرد پنجم، طراحی نظام رصد فناوری‌های نوین است. در این راستا، تشکیل کارگروه «هوش مصنوعی و علوم قرآن» ذیل انجمن هوش مصنوعی و علوم شناختی در جامعه الزهرا و پژوهشگاه مطالعات اسلامی جامعه الزهرا باید به‌صورت جدی در دستور کار قرار گیرد. تقویت مدل‌های شناختی، استنباطی، روش‌شناختی و اجتهادی ضرورت دارد؛ چراکه الگوریتم‌های استنباط و اجتهاد ما همچنان نیازمند ارتقاست. روش‌های نوین کمّی و کیفی باید توسعه یابد و گفت‌وگوهای مشترک با رویکردهای روان‌شناختی، در ادبیات ملی و نیز در فضای دانشگاهی و بین‌المللی، تقویت شود. علم‌سنجی باید معنادار و الگوبخش باشد، نه مکانیکی؛ زیرا رویکردهای کنونی در بسیاری موارد حکمت‌محور و ناظر به علم نافع نیست. ازاین‌رو، تجدیدنظر جدی در نظام ارزیابی و مواجهه هوشمندانه و آینده‌نگرانه با فناوری ضرورت دارد.

* نهادهای علمی هر کدام نقش های اثرگذاری دارند

در یک جمع‌بندی نهادی، وزارت علوم، نهاد علم به‌طور کلی، دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها، حوزه‌های علمیه، جامعه الزهرا و پژوهشگاه مطالعات اسلامی جامعه الزهرا می‌توانند نقش‌های اثرگذاری در تحقق این راهبردها ایفا کنند.

بیانیه‌ای که با رویکرد کارآمدی و اثربخشی برای این نشست پیشنهاد می‌شود، متأثر از همین راهبردهاست و محورهای آن عبارت‌اند از: لزوم بازنگری در سرفصل‌های دروس حوزوی و دانشگاهی با محوریت منابع جریان‌ساز آینده‌نگر؛ تأسیس قطب‌های علمی میان‌رشته‌ای؛ تدوین نظام ارزیابی آثار علمی بر اساس هجده شاخص استخراج‌شده از سیر تطور منابع جامع و تک‌نگاری‌ها؛ تشکیل کارگروه رصد مسائل نوپدید در حوزه علوم قرآن با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین؛ احیای سنت حلقه‌های علمی میان‌رشته‌ای و میان‌نسلی؛ و طراحی الگوی بومی تولید علم حکمت‌محور با توجه به عوامل درونی، بیرونی و پیرامونی.

* رسالتی برای انتشارات سمت

در پایان، تهیه گزارش سیاستی ویژه برای انتشارات سمت و بخش تدوین متون حوزه‌های علمیه نیز در دستور کار قرار گرفته است. این گزارش سیاستی آماده شده و در صورت آمادگی رسانه‌هایی همچون خبرگزاری حوزه یا سایر خبرگزاری‌ها، قابل ارائه است تا نسخه‌های تجویزی مبتنی بر پژوهش بنیادین انجام‌شده، که اکنون در مسیر تبدیل به پژوهشی توسعه‌ای و کاربردی قرار گرفته، در اختیار آنان قرار گیرد.

به باور این‌جانب، هر جمع‌بندی نیازمند تعیین مختصات و انتظارات روشن است. اگر این نشست با دغدغه‌ای که در عنوان آن نهفته است برگزار شده، باید بدانیم انتظار ما از آن چیست. در چارچوب هشت گامی که پیش‌تر ارائه شد و اکنون به گام هشتم رسیده‌ایم، می‌توان چنین انتظار داشت که در صورت اجرای این راهبردها و تحقق گزارش‌های سیاستی و نسخه‌های پیشنهادی، ارتقای کیفیت متون درسی علوم قرآن از سطح توصیفی به سطح تحلیلی و مسئله‌محور تحقق یابد.

همچنین اساتید، پژوهشگران، دانش‌پژوهان حوزوی و دانشگاهی این رشته با الگوهای معتبر تولید علم، نظام‌سازی علمی و سیر تطور این دانش، با نگاهی زیرساختی و آینده‌نگرانه آشنا شوند؛ امری که متأسفانه در وضعیت کنونی، نهاد علم در رشته علوم قرآن از آن بی‌بهره است.

* لزوم روحیه تحول گرایانه و آینده نگر برای اساتید و پژوهشگران علوم قرآنی

افزایش انگیزه و توانمندی پژوهشی اساتید، طلاب، پژوهشگران و دانشجویان این حوزه، و ایجاد وحدت رویه تحول‌گرایانه و آینده‌نگر در ارزیابی و علم‌سنجیِ هم مؤلفان و هم متون درسی علوم قرآن، از دیگر انتظارات قابل تحقق است؛ امری که نیازمند مدیریت دانش نوین و علم‌سنجی نوین خواهد بود.

در نهایت، می‌توان انتظار داشت که متون حوزوی و دانشگاهی علوم قرآن، پاسخ‌گوی نیازهای به‌روز و مسئله‌محور جامعه و نسل امروز دانشگاهی باشد. این نشست، با دغدغه‌ای روشن، در پی آن بود که نهادهای علمی ــ به‌ویژه انتشارات سمت و بخش تدوین متون ــ را متوجه این ضرورت کند که سرفصل‌های علوم قرآن نیازمند بازنگری پویا و بنیادین است.

دو جلد اثر درباره تطور منابع جامع علوم قرآن و تک‌نگاری‌ها می‌تواند زمینه‌ای برای شکل‌گیری چنین نگاه پویایی فراهم آورد و در ادامه، با تعریف پیشران‌ها و الگوهای برگرفته از تجربه‌های موفق گذشته، مسیر تولید منابع جریان‌ساز علوم قرآن را با نگاهی آینده‌محور برای نویسندگان، پژوهشگران و جامعه علمی، به‌ویژه طلاب و دانشجویان این عرصه، هموار سازد.

امید است این دغدغه علمی محقق شود و مجامع علمی و رسانه‌ها نیز در نشر و بازنشر این حرکت علمی، یاری‌رسان باشند.

انتهای پیام

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha