به گزارش خبرگزاری حوزه از اصفهان، نوروز، فراتر از یک جشن، ریشه در فلسفهای عمیق و کهن دارد؛ این جشن باستانی، که قدمت آن به هزاران سال پیش بازمیگردد، نمادی از تجدید حیات، رستاخیز طبیعت و امید به آیندهای روشن است. در باورهای کهن، نوروز با آغاز سال خورشیدی و طلوع خورشید در آسمان بهار، همراه بوده است؛ گویی جهان دوباره متولد میشود و فرصتی نو برای انسانها فراهم میگردد.
نوروز در فرهنگ ایرانی، یک آیین جامع و چندوجهی است؛ از سفره هفتسین گرفته تا خانهتکانی و دید و بازدیدها، هر یک از این رسوم، حامل پیامهایی ارزشمند هستند؛ سفره هفتسین، نمادی از برکت، سلامتی، سرسبزی و شادی است؛ خانهتکانی، نشاندهنده زدودن آلودگیها و پلیدیها از دل و جان است؛ و دید و بازدیدها، فرصتی برای تجدید دیدار با عزیزان و صله رحم است.

در طول تاریخ، نوروز همواره به عنوان نمادی از هویت و فرهنگ ایرانی، مورد توجه و احترام بوده است؛ این جشن، با ورود اسلام به ایران، نه تنها از بین نرفت، بلکه با فرهنگ اسلامی نیز آمیخته شد و به یک جشن ملی و مذهبی تبدیل گردید. نوروز، امروز، فراتر از مرزهای جغرافیایی، به عنوان یک میراث فرهنگی ارزشمند، در سراسر جهان شناخته شده و مورد استقبال قرار میگیرد.
نوروزی با طعم اندوه و امید
امسال نوروز، طعمی متفاوت و خاص دارد؛ جشنی که در آن شادی و سرور همنشینی با عزیزان، با غم و اندوه فقدان برخی از آنها در هم آمیخته است. این نوروز، خندههای کودکان با اشکهای یتیمان همراه شده و بوی عیدی، با عطر خون و شهادت گره خورده است.

در این سال نو، بسیاری از خانوادهها اعضای خود را در کنار ندارند؛ خانههایی که سالها میزبان دورهمیهای گرم و صمیمی بودهاند، امسال خالی و بیروح به نظر میرسند؛ خانوادههایی که فرزندانشان در راه دفاع از وطن جان باختند، یا همسرانشان زیر آوار ماندند و نتوانستند نجات یابند.
تصور کنید مادری را که به در دوخته و منتظر بازگشت پسرش از خدمت سربازی است، اما پیکر بیجان او را از خاک بیرون میآورند؛ فرزندی که انتظار بازگشت پدرش را میکشد، اما با پیکر بیجان او روبرو میشود؛ اینها همه نشانههایی از فراق و فقدان است که بر دلها سنگینی میکند.

در این نوروز، فقدان رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای (ره) بیش از هر چیز دیگری حس میشود؛ هر سال، دقایقی پس از سال تحویل، منتظر پیام نوروزی ایشان بودیم، اما امسال این داغ هنوز تازه است و سالها به غم و اندوه ما خواهد افزود. هنوز فرصت نکردهایم عظمت و جایگاه ایشان را به درستی در قلبهایمان به تصویر بکشیم.
سفره هفتسین را میچینیم، اما در کنار آن، قاب عکس رهبر شهیدمان را قرار میدهیم؛ هر سین که میچینیم، بغضی در گلو میماند و اشکی پنهان میشود. این داغ و مصیبت را چه کسی میتواند درک کند.
امسال نوروز، تصویری متفاوت و غمانگیز دارد؛ گویی لایهای خاکستری تمام زوایای این جشن را پوشانده است؛ لباسهای رنگی جای خود را به لباسهای مشکی دادهاند و شور و شوق خرید لباس نو به غم وداع با عزیزان تبدیل شده است، دخترکانی که آرزوهایشان در نطفه خفه شده است.
در میان تمام رنگها و اشکها، غم ندیدن امام زمان (عج) نیز بر دلها سنگینی میکند. سفره نوروزی که با آرزوی ظهور آن یار چیده میشود، امسال غمانگیزتر از همیشه است؛ نبود آن حضرت، ما را بیش از هر سال نگران کرده و به هدایت و رهنمایی ایشان نیازمندیم.
با وجود تمام غمها، قلب تپندهٔ ایران به تپش خود ادامه میدهد. مردم با وجود تمام مشکلات، به خیابانها آمده و صدای فریادهایشان آسمان را پر کرده است؛ این صحنهها نه تنها در ایران، بلکه در سراسر جهان بازتاب یافته است.

این مردم، با عشق به نظام و رهبر، به میدان آمدهاند و در کنار سفره هفتسین، قرآن میخوانند و انتظار فرج را میکشند تا بگویند این روزها بذر عشق میکاریم و با مکتب "حب الوطن" در صدر اخباریم.
این نوروز، نوروزی است که در آن دلتنگی ظهور، با امید به فرج در هم آمیخته است؛ نوروزی که در آن اشکهای انتظار، با دعاهای امیدبخش پیروزی همراه شده است.
پایان پیام/
گزارش از حدیثه وهابی











نظر شما