به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری حوزه، حجت الاسلام والمسلمین سیدوحید کاشانی، عضو هئیت علمی و رئیس نمایندگی جامعه المصطفی العالمیه در ترکیه و قبرس پیرامون اتفاقات اخیر بویژه شب های قدر انقلاب اسلامی به گفت وگو نشستیم که مشروح آن را در ذیل می خوانیم؛
حوزه نیوز-بیش از یک ماه است که از حضور آحاد مردم در راهپیمایی شبانه با عنوان «شب های قدر انقلاب اسلامی» می گذرد و همچنان شاهد حضور پرشور و حماسی آن هستیم، بفرمایید آثار و برکات داخلی و بینالمللی این اتحاد مقدس، حضور انقلابی و حماسی مردم در صحنه دفاع از انقلاب و ایران عزیز چیست؟
در ابتدا بر خود لازم می دانم شهادت رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی سیدعلی خامنهای (قدس سره الشریف) به دست شقی ترین دشمنان دین خدا را خدمت امام عصر(عج)، مراجع معظم تقلید، علما و فقها، حوزه های علمیه و امت اسلام تسلیت عرض کنم و در ادامه نیز بیعت و تبعیت خودم و مجموعه نمایندگی جامعه المصطفی العالمیه در ترکیه و قبرس با سومین رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله حاج سیدمجتبی حسینی خامنه ای (مدظله العالی) را اعلام کنم.
در پاسخ به سوال شما لازم است نکاتی را پیرامون واژه شب قدر و معنا و مفهوم آن بیان کنم.
در هندسه معرفتی اسلام، «شب قدر» نه صرفاً یک زمان قدسی، بلکه حقیقتی راهبردی در نظام هستی و تاریخ است؛ شبی که در آن، تقدیرات رقم میخورد و مسیر آینده ترسیم میگردد: «فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ» (دخان:۴) بر این اساس، اگر از منظر تمدنی به تاریخ بنگریم، میتوان از «شبهای قدر اجتماعی» سخن گفت؛ لحظاتی که در آن، اراده الهی از مجرای اراده یک امت مؤمن تجلی مییابد و سرنوشت یک ملت دگرگون میشود.
انقلاب اسلامی ایران، از بدو شکلگیری تا امروز، واجد چنین لحظات سرنوشتسازی بوده است؛ لحظاتی که با اتحاد مقدس، حضور حماسی و بصیرت انقلابی مردم، مسیر تاریخ نهتنها در ایران بلکه در سطح جهان اسلام تغییر یافته است.
مفهومشناسی «شب قدر» در افق اجتماعی و تمدنی
شب قدر در قرآن کریم، ظرف نزول قرآن و تجلی اراده الهی است: «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» (قدر: ۱).
اما این حقیقت، منحصر در بُعد فردی نیست؛ بلکه دارای امتداد اجتماعی نیز هست. در این امتداد، «شب قدر» به معنای نقطه عطفی در تاریخ یک جامعه است که در آن:حق و باطل بهصورت شفاف از هم تفکیک میشود، اراده مؤمنان در جهت تحقق وعده الهی بسیج میگردد و تقدیرات تاریخی یک ملت رقم میخورد.
بر اساس سنت الهی «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ» (محمد: ۷) نصرت الهی در گرو حضور و اقدام مؤمنانه مردم است. از اینرو، هرگاه ملتی با ایمان، بصیرت و فداکاری در صحنه حاضر شود، آن مقطع تاریخی به «شب قدر اجتماعی» تبدیل میگردد.
انقلاب اسلامی؛ تجلی یک شب قدر تاریخی
حوزه نیوز- آیا تاریخ ایران پیش از این هم سابقه درک چنین شب هایی را داشته است؟
بله. تاریخ ایران پر است از چنین حماسه هایی که برجسته ترین آن در قرن اخیر پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، مصداق بارز یک «شب قدر تاریخی» بود؛ چراکه:
الف) فروپاشی نظام طاغوتی؛ قرآن کریم درباره سرنوشت طاغوتها میفرماید: «فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِینَ ظَلَمُوا» (انعام: ۴۵) انقلاب اسلامی، بهواسطه حضور مردم، مصداق این سنت الهی شد و یکی از وابستهترین رژیمها به استکبار جهانی را سرنگون ساخت.
ب) تحقق حاکمیت الهی؛ انقلاب اسلامی، صرفاً یک جابهجایی قدرت نبود، بلکه تلاشی برای تحقق آیه شریفه: «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ...» (حج: ۴۱) بود؛ یعنی استقرار حکومتی مبتنی بر دین، عدالت و معنویت.
حوزه نیوز-آیا اتحاد و انسجام در ادبیات انقلاب اسلامی با دیگر اتحادهای مطرح متفاوت است؟
بله. اتحاد مقدس مردم؛ محور تحقق شبهای قدر انقلاب؛ یکی از مهمترین ارکان شبهای قدر انقلاب، وحدت و انسجام ملی است. قرآن کریم بهصراحت میفرماید: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» (آلعمران: ۱۰۳)
در واقع این اتحاد در انقلاب اسلامی دارای ویژگیهای خاصی است:
۱. وحدت ایمانی، نه صرفاً سیاسی؛ اتحاد مردم ایران، مبتنی بر ایمان دینی و اعتقاد به ولایت بود، نه صرفاً منافع زودگذر سیاسی.
۲. محوریت ولایت فقیه؛ ولایت فقیه، بهعنوان استمرار ولایت الهی، کانون انسجام ملی است. این محوریت، از جامعه اسلامی یک «امت منسجم» ساخته است.
۳. همافزایی اقشار مختلف؛ از نخبگان تا عموم مردم، از اقوام و مذاهب مختلف، همگی در یک جبهه واحد در دفاع از انقلاب حضور یافتهاند.
۴. حضور حماسی مردم؛ عامل نزول نصرت الهی؛ در منطق قرآن، پیروزی نه به کثرت عددی، بلکه به ایمان و استقامت وابسته است: «کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ» (بقره: ۲۴۹) حضور مردم در صحنههای مختلف انقلاب، تجلی این حقیقت است:
الف) در دفاع مقدس؛ مردم ایران با ایثار و فداکاری، یکی از بزرگترین جنگهای تحمیلی قرن را مدیریت کردند و اجازه ندادند حتی یک وجب از خاک کشور جدا شود.
ب) در مقابله با فتنهها؛ در مقاطع مختلف، حضور مردم موجب خنثی شدن پروژههای دشمن برای بیثباتسازی کشور شد.
ج) در عرصههای سیاسی و اجتماعی؛ حضور گسترده در انتخابات، راهپیماییها و مناسبتهای انقلابی، نشانه پویایی و زنده بودن انقلاب است.
حوزه نیوز- این حضور حماسی و گسترده چه آثار و برکاتی در داخل و عرصه بین الملل دارد؟
آثار و برکات داخلی شبهای قدر انقلاب
تثبیت نظام اسلامی؛ حضور مردم، مهمترین عامل بقای نظام اسلامی در برابر تهدیدات داخلی و خارجی بوده است.
تقویت سرمایه اجتماعی؛ اعتماد متقابل میان مردم و حاکمیت، سرمایهای استراتژیک است که در پرتو این حضور شکل گرفته است.
ارتقاء قدرت بازدارندگی؛ مردم، ستون اصلی قدرت ملیاند؛ حضوری که دشمن را از هرگونه تجاوز منصرف میکند.
نهادینهسازی فرهنگ مقاومت؛ فرهنگ ایثار، جهاد و مقاومت، در بستر همین حضور حماسی شکل گرفته و به نسلهای بعد منتقل شده است.
آثار و برکات بینالمللی
الهامبخشی به ملتهای مسلمان؛ انقلاب اسلامی، الگویی از «مقاومت مردمی» ارائه داد که در کشورهای مختلف مورد اقتباس قرار گرفت.
شکلگیری جبهه مقاومت؛ از لبنان تا فلسطین، جبههای شکل گرفته که در برابر نظام سلطه ایستاده است.
تضعیف هیمنه استکبار؛ حضور مردم ایران، نشان داد که قدرتهای بزرگ نیز قابل چالش و شکستاند.
صدور گفتمان عدالتخواهی؛ گفتمان انقلاب اسلامی، بهعنوان یک گفتمان جهانی، در میان ملتها در حال گسترش است.
حوزه نیوز- استمرار چنین حرکت خودجوش و مردمی را چگونه ارزیابی می کنید؟
تحلیل راهبردی:
استمرار شبهای قدر انقلاب؛ شبهای قدر انقلاب، امری مقطعی نیست، بلکه یک «سنت جاری» است. استمرار این سنت، نیازمند حفظ وحدت ملی، تقویت بصیرت سیاسی و دینی، تداوم حضور مردم در صحنه و تبعیت از رهبری الهی می باشد. در مقابل، هرگونه تفرقه، غفلت و بیتفاوتی، میتواند این سرمایه عظیم را تضعیف کند.
«شبهای قدر انقلاب اسلامی» بیانگر آن لحظات سرنوشتسازی است که در آن، اتحاد مقدس و حضور حماسی مردم موجب نزول نصرت الهی و تغییر معادلات تاریخی شده است. این شبها، نهتنها انقلاب را حفظ کرده، بلکه آن را به یک الگوی الهامبخش در سطح جهانی تبدیل نموده است. حقیقت آن است که آینده انقلاب اسلامی، در گرو تداوم همین سنت الهی است؛ سنتی که در آن، مردم مؤمن با ایمان، بصیرت و مجاهدت، تقدیر تاریخی خود و امت اسلامی را رقم میزنند.
حوزه نیوز- این روزها شاهد این پیام از نیروهای شجاع مسلح کشورمان هستیم که «خیابان با شما، میدان با ما «با گذشت یکماه از جنگ تحمیلی رمضان ارزیابی تان از اقتدار و صلابت نیروهای مسلح، چرایی دفاع مشروع جمهوری اسلامی چیست؟
جنگ و منازعه، اگرچه در ظاهر پدیدهای خشن و ویرانگر است، اما در منظومه معرفتی اسلام، دارای ضوابط، حدود و فلسفهای دقیق است. اسلام نهتنها جنگطلب نیست، بلکه اساساً «دفاع» را بهعنوان یک ضرورت عقلانی و شرعی برای حفظ دین، جان، سرزمین و کرامت انسانی به رسمیت میشناسد. قرآن کریم در این زمینه میفرماید: «أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَی نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ» (حج: ۳۹) .
در چنین چارچوبی، ارزیابی «جنگ تحمیلی رمضان» و تحلیل اقتدار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، نیازمند نگاهی چند بُعدی است؛ نگاهی که هم به مبانی مشروعیت دفاع توجه داشته باشد و هم به کارآمدی و صلابت ساختار دفاعی کشور در میدان عمل، لذا از این منظر می بایست چهار نکته را بیان کرد.
۱. مفهوم «دفاع مشروع» در فقه اسلامی و عقل بشری
الف) دفاع در منطق قرآن؛ در قرآن کریم، جنگ در اسلام همواره با قید «دفاع» و «رفع ظلم» مطرح شده است:
«وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا» (بقره: ۱۹۰) این آیه، دو اصل بنیادین را تبیین میکند:
مشروعیت جنگ دفاعی و حرمت تجاوز و تعدی. از اینرو، هرگونه اقدام نظامی که در پاسخ به تجاوز دشمن و برای دفع تهدید باشد، در منطق قرآن «مشروع» است.
ب) دفاع در منطق عقل و حقوق بینالملل
حتی در نظام حقوقی مدرن نیز، «حق دفاع مشروع» بهعنوان یکی از اصول پذیرفتهشده مطرح است. هر کشوری در برابر تجاوز، حق دارد از خود دفاع کند. این اصل، نشاندهنده همسویی عقل بشری با تعالیم اسلامی در این زمینه است.
۲. چرایی دفاع جمهوری اسلامی در جنگ تحمیلی رمضان
با توجه به مبانی فوق، دفاع جمهوری اسلامی در این جنگ را میتوان از چند زاویه تحلیل کرد:
۱. دفع تجاوز و حفظ تمامیت ارضی
هرگونه تعرض به خاک یک کشور، مصداق بارز ظلم است. قرآن کریم میفرماید:
«وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ» (نساء: ۷۵)
دفاع جمهوری اسلامی، در حقیقت دفاع از سرزمین، امنیت ملی و کرامت ملت بوده است.
۲. حفظ استقلال و هویت اسلامی
یکی از اهداف دشمنان، تضعیف استقلال سیاسی و فرهنگی کشور است. دفاع در این شرایط، به معنای صیانت از «هویت اسلامی و انقلابی» است.
۳. مقابله با نظام سلطه و استکبار
در بسیاری از موارد، جنگها صرفاً در سطح یک نزاع منطقهای باقی نمیمانند، بلکه به صحنه تقابل با «نظام سلطه» تبدیل میشوند. در این چارچوب، دفاع جمهوری اسلامی، بخشی از مقاومت در برابر استکبار جهانی است.
۴. عمل به تکلیف شرعی
در فقه اسلامی، اگر سرزمین اسلامی مورد هجوم قرار گیرد، دفاع بر همه واجب میشود. این اصل، یکی از مهمترین مبانی حضور نیروهای مسلح و مردم در صحنه دفاع است.
۳. ارزیابی اقتدار و صلابت نیروهای مسلح جمهوری اسلامی
الف) اقتدار مبتنی بر ایمان و انگیزه الهی
یکی از مهمترین ویژگیهای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، «پیوند میان ایمان و توان نظامی» است. قرآن کریم میفرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» (انفال: ۶۰) این «قوة» در نظام اسلامی، صرفاً ابزار مادی نیست، بلکه شامل ایمان، روحیه جهادی و انگیزه الهی نیز میشود.
ب) خودکفایی و پیشرفتهای دفاعی
در دهههای اخیر، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی توانستهاند با تکیه بر توان داخلی در حوزه موشکی، پهپادی، جنگ الکترونیک و دفاع سایبری به سطح قابلتوجهی از بازدارندگی دست یابند.
ج) تجربه عملی در میدانهای مختلف
حضور در عرصههای مختلف دفاعی و امنیتی، موجب افزایش تجربه و آمادگی نیروهای مسلح شده است. این تجربه، یکی از مهمترین عوامل صلابت در میدان است.
د) هماهنگی میان نیروها
یکی از نقاط قوت مهم، هماهنگی میان اجزای مختلف نیروهای مسلح (ارتش، سپاه، بسیج و نیروهای امنیتی) است که موجب افزایش کارآمدی در میدان شده است.
۴. آثار اقتدار نیروهای مسلح در جنگ اخیر
۱. ایجاد بازدارندگی مؤثر
اقتدار نظامی، موجب شده که دشمنان در محاسبات خود با احتیاط بیشتری عمل کنند.
۲. افزایش اعتماد ملی
موفقیتهای نیروهای مسلح، موجب تقویت روحیه ملی و اعتماد مردم به توان داخلی شده است.
۳. تثبیت موقعیت منطقهای
اقتدار نظامی، جایگاه جمهوری اسلامی را در معادلات منطقهای ارتقاء داده است.
۴. تقویت جبهه مقاومت
توان دفاعی جمهوری اسلامی، پشتوانهای برای جبهه مقاومت در منطقه محسوب میشود.
حوزه نیوز- وقتی صحبت از اقتدار می شود، یک آرامش روحی و روانی در انسان ایجاد می شود، جایگاه اقتدار را در ارکان جمهوری اسلامی ایران توضیح می دهید؟
بله واقعا همین گونه است، اقتدار به ویژه اقتدار دفاعی، یکی از ارکان اصلی «امنیت پایدار» است. بدون امنیت، هیچیک از اهداف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی محقق نخواهد شد. در این چارچوب حفظ و ارتقاء توان دفاعی، یک ضرورت دائمی است، پیوند میان مردم و نیروهای مسلح باید تقویت شود و فرهنگ مقاومت باید در جامعه نهادینه گردد.
جنگ تحمیلی رمضان، بار دیگر نشان داد که جمهوری اسلامی ایران، نهتنها در موضع «دفاع مشروع» قرار دارد، بلکه از سطح بالایی از اقتدار و صلابت دفاعی برخوردار است. این دفاع، ریشه در مبانی قرآنی، تعالیم روایی
و منطق عقلانی دارد و از سوی دیگر، اقتدار نیروهای مسلح، حاصل ترکیب «ایمان، دانش و تجربه» است.
در نهایت، میتوان گفت که دفاع جمهوری اسلامی، نه یک واکنش صرف، بلکه یک «کنش آگاهانه، مشروع و راهبردی» در مسیر حفظ استقلال، امنیت و عزت امت اسلامی است.
حوزه نیوز- با توجه به اینکه قرآن کریم به عنوان معجزه بزرگ پیامبر اکرم(ص) در تمام شئون حرفی تازه و پویا برای جامعه بشری دارد، آیا نسبت به استکبار ستیزی و مقابله با جبهه کفر و شرک موضع گیری دارد؟
بله. ابتدا باید این موضوع را مقداری در اندیشه اسلامی تببین کنم و سپس به موضوع قرآن آن بپردازم.
«استکبارستیزی» در اندیشه اسلامی، نه یک شعار سیاسی گذرا، بلکه یک اصل ریشهدار در توحید، عدالت وکرامت انسانی است. قرآن کریم، تاریخ بشر را صحنه تقابل دو جریان بنیادین میداند: جریان توحید و مستضعفان در برابر جریان طغیان و مستکبران. از این منظر، مقابله با استکبار، در حقیقت ادامه همان خط انبیاء الهی در مبارزه با فرعونها، نمرودها و طاغوتهای تاریخ است.
امروزه، در ادبیات سیاسی جهان اسلام، مصادیق «نظام سلطه» در قالب قدرتهای استکباری و رژیمهای مبتنی بر اشغال، تبعیض و سلطهجویی مطرح میشود. تبیین ریشههای قرآنی و روایی این مقابله، برای تولید گفتمان متقن و عقلانی در فضای رسانهای و نخبگانی، ضرورتی انکارناپذیر است.
۱. مفهومشناسی استکبار در قرآن کریم
الف) استکبار؛ حقیقتی معرفتی و اجتماعی
«استکبار» در لغت، به معنای «بزرگنمایی خود و امتناع از پذیرش حق» است. در قرآن، مستکبر کسی است که حقیقت را میشناسد اما از پذیرش آن سر باز میزند و خود را برتر از دیگران میداند و به سلطه و استثمار دیگران میپردازد. قرآن درباره این روحیه میفرماید: «إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرِینَ» (نحل: ۲۳)
ب) استکبار؛ ساختار قدرت و سلطه
استکبار در قرآن صرفاً یک صفت فردی نیست، بلکه به یک «ساختار اجتماعی-سیاسی» نیز اشاره دارد. فرعون، نمونه بارز این ساختار است: «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعًا» (قصص: ۴) در این آیه، سه مؤلفه استکبار تبیین شده است : برتریطلبی (علو)، تفرقهافکنی (شیعهسازی) و استضعاف مردم.
۲. تقابل مستضعفان و مستکبران؛ سنت الهی در تاریخ
یکی از سنتهای قطعی الهی، پیروزی نهایی مستضعفان است: «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ...» (قصص: ۵) این آیه، یک «وعده تاریخی» است که نشان میدهد: استکبار، پدیدهای موقتی است و سرانجام، قدرت به دست صالحان خواهد رسید. در این چارچوب، مبارزه با استکبار، نهتنها یک وظیفه، بلکه بخشی از تحقق این سنت الهی است.
۳. مبانی قرآنی مقابله با استکبار
نفی سلطه کفار بر مؤمنان
«وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» (نساء: ۱۴۱)
این آیه، یکی از مهمترین مبانی فقهی و سیاسی در اسلام است که هرگونه سلطهپذیری را نفی میکند. بر این اساس وابستگی سیاسی، سلطه اقتصادی و نفوذ فرهنگی همگی در تعارض با این اصل قرار دارند.
وجوب مقاومت در برابر ظلم
«وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ» (بقره: ۱۹۰) مقاومت در برابر ظلم، یک تکلیف الهی است؛ سکوت در برابر ظلم، به معنای همراهی با آن است.
افشای چهره منافقانه مستکبران
قرآن بارها به «نفاق» بهعنوان ابزار استکبار اشاره میکند. مستکبران، غالباً با شعارهای فریبنده، اهداف سلطهجویانه خود را پنهان میکنند.
نهی از رکون به ظالمان
«وَلَا تَرْکَنُوا إِلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ» (هود: ۱۱۳)
این آیه، حتی تمایل قلبی به ظالمان را نهی میکند، چه رسد به همکاری و وابستگی به آنان.
۴.مبانی روایی استکبارستیزی
الف) سیره پیامبر اکرم(ص)
پیامبر اسلام(ص)، در برابر نظامهای استکباری زمان خود (قریش، امپراتوری روم و ایران)، موضعی عزتمندانه اتخاذ کردند. ایشان هیچگاه در برابر ظلم، تسلیم نشدند.
ب) نهضت عاشورا؛ الگوی جاودان استکبارستیزی
امام حسین(ع) در برابر حکومت یزید، که نماد استکبار و انحراف بود، قیام کردند و فرمودند: «إِنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلَا بَطِرًا... إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی»
این قیام، نشان داد که حتی در شرایط نابرابر، باید در برابر ظلم ایستاد و عزت، بر سازش مقدم است.
ج) آموزههای اهلبیت(ع)
در روایات، «عزت مؤمن» بهعنوان یک اصل بنیادین مطرح شده است: «إِنَّ اللَّهَ فَوَّضَ إِلَی الْمُؤْمِنِ أُمُورَهُ کُلَّهَا وَلَمْ یُفَوِّضْ إِلَیْهِ أَنْ یَکُونَ ذَلِیلًا» این روایت، هرگونه پذیرش ذلت در برابر مستکبران را نفی میکند.
تحلیل مصداقی: مقابله با نظام سلطه در عصر حاضر
در تحلیل معاصر، استکبار بهعنوان یک «نظام جهانی سلطه» شناخته میشود که ویژگیهای آن عبارت از سلطه اقتصادی و تحریم، مداخله سیاسی، جنگهای نیابتی و حمایت از رژیمهای اشغالگر می باشد. در این چارچوب، مقابله با این نظام، از منظر اسلامی، ادامه همان خط انبیاء است.
آثار و برکات استکبارستیزی
۱. حفظ عزت و استقلال؛ استکبارستیزی، مانع از وابستگی و سلطهپذیری میشود.
۲. تقویت هویت دینی؛ مقاومت در برابر ظلم، موجب تقویت ایمان و هویت اسلامی میشود.
۳. الهامبخشی به ملتهای دیگر؛ ملتهایی که در برابر ظلم ایستادگی میکنند، به الگویی برای دیگران تبدیل میشوند.
۴. تضعیف نظام سلطه؛ مقاومت مستمر، موجب فرسایش قدرت مستکبران میشود.
تحلیل راهبردی: استکبارستیزی بهمثابه یک پروژه تمدنی
استکبارستیزی، صرفاً یک واکنش سیاسی نیست، بلکه بخشی از «پروژه تمدنی اسلام» است؛ پروژهای که در پی تحقق عدالت جهانی، نفی سلطه و برقراری کرامت انسانی است.
در این مسیر، سه عنصر کلیدی نقشآفریناند؛ بصیرت نخبگان، حضور مردم و رهبری الهی.
استکبارستیزی، ریشه در عمیقترین لایههای آموزههای قرآنی و روایی دارد و بخشی جداییناپذیر از هویت اسلامی است. این اصل، بر پایه نفی سلطه، مقاومت در برابر ظلم و حفظ عزت مؤمنان استوار است. در عصر حاضر، مقابله با نظام سلطه، ادامه همان مسیر تاریخی انبیاء و اولیاء الهی است؛ مسیری که با مجاهدت، بصیرت و استقامت، به تحقق وعده الهی در پیروزی حق بر باطل خواهد انجامید.
گفت وگو از اکبر پوست چیان

۱۲:۰۹ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۸










نظر شما