پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۱:۲۱
طرفِ درستِ تاریخ و سردرگمیِ طیفِ خاموش در روزهای جنگ

حوزه/ در روزهای بحران و تهدید نظامی، آیا سکوت نشانه بی‌تفاوتی است؟ این متن به تحلیل چرایی «سکوت طیف خاموش» در جامعه می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه نگرانی‌های اقتصادی، اجتماعی و تردیدهای فکری، این گروه را در دوراهی موضع‌گیری قرار داده است.

خبرگزاری حوزه | در روزهای اخیر، در فضای رسانه‌ای کشور این گزاره زیاد شنیده می‌شود که در شرایط جنگ و تهدید نظامی «سکوت جایز نیست» و همه باید در «سمت درست تاریخ» بایستند. این نگاه به‌ویژه در برخی برنامه‌های رسانه‌ای با این پیام همراه است که چهره‌های شناخته‌شده، هنرمندان و فعالان اجتماعی باید موضعی علنی علیه جنگ بگیرند؛ در غیر این صورت، ممکن است در آینده با پیامدهای اجتماعی یا سیاسی روبه‌رو شوند. اما در برابر این دیدگاه، این پرسش مطرح می‌شود که آیا می‌توان رفتار پیچیده جامعه را به یک انتخاب ساده میان «سکوت» یا «موضع‌گیری صریح» تقلیل داد؟

تفکیک یک اقلیت خاص از بدنه جامعه

در تحلیل این مسئله، ابتدا میان گروه‌های مختلف تمایز گذاشته می‌شود. بخشی کوچک از افراد وجود دارند که آشکارا از مداخله خارجی یا تضعیف کشور حمایت می‌کنند و حتی از بحران‌ها برای تولید محتوا و روایت‌های رسانه‌ای علیه ایران استفاده می‌کنند. این جریان از نگاه نویسنده خارج از چارچوب بحث اصلی است، زیرا رویکرد آن‌ها به‌نوعی هم‌سویی با فشارهای خارجی تعبیر می‌شود.

گروهی میان اعتراض و وطن‌دوستی

اما در دل جامعه گروه بزرگ‌تری وجود دارد که نه از وضعیت موجود رضایت کامل دارد و نه خواهان مداخله خارجی است. بسیاری از این افراد با مشکلات اقتصادی، اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی مواجه‌اند، اما همچنان نسبت به سرنوشت کشور بی‌تفاوت نیستند. سکوت این گروه الزاماً نشانه بی‌تفاوتی نیست؛ بلکه بیشتر از نوعی سردرگمی اخلاقی و فکری ناشی می‌شود.

این افراد در یک دوگانگی قرار گرفته‌اند: از یک سو می‌دانند که دخالت خارجی می‌تواند آسیب جدی به کشور وارد کند، و از سوی دیگر نسبت به برخی ناکارآمدی‌های داخلی انتقاد دارند. در نتیجه با دو نگرانی هم‌زمان روبه‌رو هستند: ترس از آنکه موضع‌گیری‌شان به نفع دشمن تعبیر شود و نگرانی از اینکه دفاع از کشور به معنای تأیید کامل وضعیت موجود تلقی گردد. به همین دلیل سکوت آن‌ها بیشتر نوعی احتیاط و تردید است تا بی‌مسئولیتی.

نقش نخبگان در فهم این سکوت

در چنین شرایطی، نقش نخبگان فکری، فرهنگی و اجتماعی مهم تلقی می‌شود. به‌جای صدور احکام قاطع یا متهم کردن افراد به بی‌تفاوتی، لازم است زمینه‌های این سکوت و تردید فهمیده شود. گفت‌وگوی اجتماعی و بازسازی اعتماد عمومی تنها زمانی ممکن است که این دغدغه‌ها شنیده و درک شوند.

اتحاد ملی؛ فراتر از یکسانی فکری

در جمع‌بندی این دیدگاه تأکید می‌شود که اتحاد ملی لزوماً به معنای یکسانی کامل در دیدگاه‌ها نیست. در شرایط بحرانی، آنچه جامعه را کنار هم نگه می‌دارد احساس «هم‌سرنوشتی» است. برخی افراد این حس را با حضور فعال و علنی نشان می‌دهند و برخی دیگر با رفتارهای آرام، مدنی و عمل‌گرایانه. در نهایت، انسجام اجتماعی زمانی تقویت می‌شود که این تنوع در شیوه‌های ابراز وطن‌دوستی پذیرفته شود و فضای گفت‌وگو و اعتماد در جامعه گسترش یابد.

علی اکبر مظاهری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha