به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، حجتالاسلام مهدی مقامی، مدیر دفتر اسناد و تراث این حوزه، در دوازدهمین پیشنشست علمی همایش بینالمللی «مادران اهلبیت(علیهمالسلام)» با محوریت تاریخ و سیره حضرت فاطمه امفروه(سلاماللهعلیها)، اظهار کرد: اساس خلقت عالم بر حکمت الهی است. اینکه چرا انسان در زمان و عصر مشخصی متولد میشود یا چرا شخصی، مادر امام صادق(علیهالسلام) قرار میگیرد، همگی بر اساس حکمت خداوند است. قرآن کریم تصریح میکند که حتی برگ افتادن از درخت، بدون حساب و حکمت نیست. از نگاه انسان ممکن است این امور عادی تلقی شود، اما حقیقت، حکیمانه بودن همه اجزای عالم است.
وی افزود: در منظومه آفرینش، نخستین موجودی که خداوند خلق کرده، انسان در مرتبه نوری اوست؛ و انسان اشرف مخلوقات است. میلیونها انسان در طول تاریخ آفریده شده و خداوند ازلی و ابدی است؛ بنابراین تصور محدودیت زمانی در خلقت انسان از اساس نادرست است. آنچه ما به عنوان تاریخ بشر میشناسیم، تنها بخش کوچکی از سلسله طولانی خلقت آدمیان است.
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به روایات موجود در منابع کلامی گفت: بنا بر روایت امام صادق(علیهالسلام)، هزار هزار آدم و هزار هزار عالم پیش از عالم کنونی وجود داشته است. بنابراین، ما آخرین نسل بشر فعلی هستیم، و پس از استقرار انسانها در بهشت و جهنم، آفرینش انسانهای دیگری با ویژگیهایی متفاوت و بدون محدودیتهای انسانهای کنونی آغاز خواهد شد.
وی ادامه داد: زمان و مکان تولد انسان نیز بر پایه علم ازلی خداوند و متناسب با اعمال و شایستگیهای او رقم میخورد. اینکه چرا در نسل کنونی یا در منطقهای خاص متولد شدهایم، نتیجه همان حکمت الهی است؛ هر انسانی در بهترین جایگاهی که بر اساس علم خداوند مناسب اوست، قرار داده شده است.
مراتب وجود انسان و جایگاه اهلبیت(علیهمالسلام)
مدیر دفتر اسناد و تراث حوزه علمیه خراسان در ادامه گفت: انسان دارای پنج مرتبه وجودی است: جمادی، نباتی، مثالی، عقلی و روحی. این مراتب در وجود انسان بهصورت ترکیبی حضور دارند و پس از مرگ، مراتب پایینتر(جمادی و نباتی) جدا میشود و انسان مسیر تکامل خود را در قالبی دیگر ادامه میدهد.
حجتالاسلام مقامی افزود: در عالم مثال و برزخ، قوانین عالم ماده وجود ندارد؛ انسان در آنجا میخورد، میخندد، گریه میکند و لذت یا عذاب را تجربه میکند، اما این تجربهها با قوانین دنیا متفاوت است. در آن عالم، هر آسیبی که به بدن برسد، بلافاصله جبران میشود و مفاهیمی مانند طهارت و نجاست نیز ماهیت متفاوتی پیدا میکند.
وی اظهار کرد: وجود اهلبیت(علیهمالسلام) در تمام مراتب وجودی، نوری است و حتی جسم آنان نیز نمایش و تجسم همان مرتبه نوری متناسب با عالم دنیا است. مثالهایی مانند «العلم نور...» نشان میدهد که برخی حقایق، ماهیتی غیرمادی دارند، اما در قالب عالم دنیا نمایان میشوند.
حجتالاسلام مقامی در ادامه وارد طرح اصل موضوع شد و گفت: بر اساس نقلها، نام مبارک این بانوی بزرگوار «فاطمه» است. لقب «امفروه» نه به دلیل داشتن فرزندی به این نام، بلکه از حیث معنایی و جایگاه بلندمرتبه اوست؛ چنانکه برخی کنیهها لزوماً به فرزندان اشاره ندارد. «فروه» در لغت به معنای «تاج» است و اشاره به برتری و ارزش والای ایشان دارد.
مدیر دفتر اسناد و تراث حوزه علمیه خراسان اضافه کرد: پدر ایشان قاسم بن محمد بن ابیبکر و مادرشان اسما بنت مروارید است. مطابق نقل مشهور، ابوبکر دو پسر داشت: محمد و عبدالرحمن. محمد دارای پسری به نام قاسم و عبدالرحمن دارای دختری به نام اسما بود. قاسم و اسما ـ که دخترعمو و پسرعمو بودند ـ با یکدیگر ازدواج کردند و ثمره این ازدواج، حضرت فاطمه امفروه(سلاماللهعلیها) است.
وی درباره مادرِ اسما گفت: در برخی منابع تاریخی، از بانویی به نام «مروارید» یا «نازبانو» یاد شده که خواهر «شهربانو» ـ مادر امام سجاد(علیهالسلام) و همسر امام حسین(علیهالسلام) ـ بوده است. بر اساس نقلهایی که در برخی متون تاریخی، از جمله کتاب «الیمین و القارات» جلد دوم آمده، یکی از این دو خواهر به ازدواج سیدالشهدا(علیهالسلام) درآمده و دیگری به ازدواج محمد بن ابیبکر، که در دامان امیرالمؤمنین(علیهالسلام) بزرگ شده و از یاران برجسته ایشان بود.
حجتالاسلام مقامی در ادامه به جایگاه محمد بن ابیبکر اشاره کرد و گفت: در برخی روایات، امیرالمؤمنین(علیهالسلام) از او به عنوان «فرزند خود» یاد کردهاند. همچنین اسما بنت عمیس ـ که مادربزرگ امفروه نیز به شمار میآید ـ از بانوان برجسته و با شخصیت تاریخ اسلام است که همسر جعفر طیار، سپس ابوبکر و در نهایت همسر امیرالمؤمنین(علیهالسلام) بوده است.
مدیر دفتر اسناد و تراث حوزه علمیه خراسان در جمعبندی این بخش تأکید کرد: بررسی نسب حضرت فاطمه امفروه(سلاماللهعلیها) نشان میدهد که ایشان از خانوادهای ریشهدار، اصیل و مرتبط با خاندان نبوت و امامت هستند.
حجتالاسلام مقامی، در ادامه با اشاره به موضوعات تاریخی مرتبط با نسب حضرت امفروه(سلاماللهعلیها)، توضیح داد: در منابعی همچون «حیاة الاعیان» و «اعیانالشیعه» مرحوم سید محسن امین عاملی، مباحث مرتبط با ازدواج «نازبانو» با جناب محمد یَدَک مطرح شده است. این گزارشها در تاریخ بسیار اندکاند و دستیابی به اطلاعات دقیق نیازمند کاوشهای فراوان است؛ زیرا دادههای تاریخی محدود بوده و ناگزیر باید به گزارشهایی که بزرگان ما نقل کردهاند اعتماد کرد، مگر در مواردی که تعارض جدی وجود داشته باشد.
وی افزود: برخی از روایات پذیرفته نشده یا محل تأمل است؛ از جمله اینکه گفته شده دو خواهر، یعنی شهربانو و نازبانو، یکی به ازدواج امام حسین(علیهالسلام) و دیگری به ازدواج امام حسن(علیهالسلام) درآمدهاند. اما آنچه در «اعیانالشیعه» مورد تأکید قرار گرفته، این است که نازبانو در ازدواج محمد بن ابیبکر یا محمد بن یَدَک بوده است. البته برخی نقلها نسبت محمد را متفاوت دانستهاند و گفتهاند محمد، فرزند ابیبکر نبوده، بلکه محمد بن ابوسَمول است. این قول دوم چندان مورد استقبال مورخان قرار نگرفته و همچنان محل بحث است.
جایگاه نسبی حضرت امفروه(سلاماللهعلیها) در زیارات و متون روایی
حجتالاسلام مقامی ادامه داد: در زیارتنامههای متعددی، از جمله زیارت پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) و زیارتنامه حضرت سیدالشهدا(علیهالسلام)، عبارت «أشهد أنّک کنتَ نوراً فی الأصلاب الشامخة والأرحام المطهّرة، لم تنجّسک الجاهلیة بأنجاسها» آمده است. این عبارت در زیارت اربعین و دیگر کتب مزارات نیز تکرار شده و توضیح مفهومی آن ضروری است.
مدیر دفتر اسناد و تراث حوزه علمیه خراسان افزود: واژه «شامخه» به معنای بلندمرتبه و رفیع است؛ همانگونه که در قرآن کریم تعبیر «رَوَاسیَ شَامِخات» آمده است. این واژه در زیارات به انسانهای بزرگ و اثرگذار اشاره دارد؛ کسانی که صفحهای از تاریخ را به نام خود ثبت کردهاند. برخی افراد تنها نقطهای از تاریخاند، برخی در حد یک خط یا پاراگراف، و برخی فصلهایی از تاریخ را رقم میزنند.
وی با اشاره به اینکه بلندمرتبهگی و طهارت در این تعبیرها از ویژگیهای مهم خاندان رسالت است، بیان کرد: «أرحام مطهّره» نیز به معنای پاکی از هرگونه آلودگی ظاهری و باطنی است. در روایات آمده که جاهلیت، با تمام آلودگیهای رفتاری و اعتقادیاش، نتوانست هیچگونه ناپاکی را بر آن ارحام تحمیل کند.
حجتالاسلام مقامی با اشاره به روایتی از امام باقر(علیهالسلام) پیرامون آیه «وَتَقَلُّبُکَ فِی السّٰاجِدین» گفت: بر اساس این روایت، انتقال نور پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) در صلبهای پاک و سجدهگذار بوده است. همچنین در روایتی از پیامبر خدا نقل شده که «من و علی از یک نور خلق شدیم» و خداوند دو هزار سال پیش از خلقت حضرت آدم(علیهالسلام)، این نور واحد را آفرید و در سمت راست عرش الهی قرار داد. سپس با آغاز خلقت حضرت آدم، نور پیامبر و امیرالمؤمنین در صلب او قرار داده شد و این نور در نسل انبیا و اوصیا منتقل شد تا در نهایت به حضرت عبدالله و ابوطالب رسید و از آنجا جدا شد.
استاد حوزه و دانشگاه در ادامه به نقلهای قدیمی روایی اشاره کرد و گفت: این روایات که در منابع اولیه همچون آثار شیخ صدوق نقل شده، نشان میدهد که انبیا و اولیای الهی همواره از پدرانی موحد و مادرانی پاکیزه متولد شدهاند. همه اجداد پیامبر و اهلبیت(علیهمالسلام) تا حضرت آدم(علیهالسلام) انسانهایی پاک و مؤمن بودهاند؛ هرچند دلیلی بر عصمت آنان در دست نیست، اما پاکی و ایمان آنان محل تردید نبوده است. برخی از ایشان در شمار انبیای الهی بودهاند و برخی در شمار بندگان ویژه خدا.
بازخوانی معنای «اسلاب شامخه» و «ارحام مطهره» و نقد دیدگاههای رایج
حجتالاسلام مقامی با اشاره به برداشتهای مختلف از دو تعبیر «اسلاب شامخ» و «ارحام مطهره» اظهار کرد: مشهور این است که «اسلاب شامخ» به پدر و اجداد پدری اشاره دارد و «ارحام مطهره» به مادر و اجداد مادری مادر، اما این نگاه در برخی موارد با دادههای تاریخی یا برخی تعارضات روایی از جمله در بحث اجداد حضرت امفروه(سلاماللهعلیها) سازگار نیست.
وی افزود: برخی تلاش کردهاند دامنه «ارحام مطهّره» را محدود کنند و تنها مادر را در نظر بگیرند؛ مانند دیدگاهی که برخی محققان همچون آقای کورانی مطرح کردهاند. اما بررسیها نشان میدهد این محدودسازی با ظاهر عبارت و نیز با نظام خلقت و جریان انتقال ویژگیهای نسلی مطابقت ندارد.
مدیر دفتر اسناد و تراث حوزه علمیه خراسان تأکید کرد: اگر این عبارت را دقیق بررسی کنیم، انتقال ویژگیهای رحمی تنها از طریق مادر صورت میگیرد، نه پدر، بنابراین برای درک صحیح از ارحام مطهره باید سلسله مادرانه را پیگیری کرد، نه اینکه پدر و اجداد پدری مادر نیز لحاظ شوند.
وی اضافه کرد: در مورد حضرت امفروه(سلاماللهعلیها)، مادر ایشان اسما بنت مروارید و مادربزرگشان نیز اسما بنت عمیس است؛ بانویی که در تاریخ اسلام جایگاهی روشن و بیتردید دارد و همسر جعفر طیار، سپس ابوبکر و در نهایت همسر امیرالمؤمنین(علیهالسلام) بوده است.
حجتالاسلام مقامی بیان کرد: جناب قاسم بن محمد نیز از فقیهان برجسته عصر امام سجاد(علیهالسلام) و از چهرههای معتبر تاریخی است. بنابراین در ترکیب نسبی حضرت امفروه(سلاماللهعلیها)، هم از سوی مادر و هم از سوی پدر، با شخصیتهایی برجسته و پاک مواجه هستیم.
استاد حوزه و دانشگاه در ادامه افزود: درباره مفهوم طهارت نیز سه دیدگاه مطرح شده است؛ نخست طهارت از آلودگیهای ظاهری و روابط نامشروع؛ دوم طهارت از آلودگیهای باطنی، از جمله شرک؛ و سوم طهارت از هر دو نوع آلودگی. با توجه به متن زیارات و تعابیری همچون «لم تنجّسک الجاهلیة»، به نظر میرسد نگاه سوم با دادههای معتبر روایی هماهنگتر است.
وی درباره شبههای که برخی مطرح کردهاند مبنی بر اینکه اگر اجداد سوم حضرت امفروه(سلاماللهعلیها) به ابوبکر برسد، چگونه با اصل طهارت سازگار میشود، نکاتی را مطرح کرد و توضیح داد: برخی گفتهاند مقصود از طهارت تنها مادر است؛ برخی گفتهاند طهارت ناظر به زمان ازدواج است؛ و گروهی نیز تصریح کردهاند که اصلاً این مسیر نسبی در دایره طهارت قرار نمیگیرد. از سوی دیگر، روایتی که در برخی منابع اهلسنت درباره رابطه نسبی امام صادق(علیهالسلام) با ابوبکر نقل شده، در منابع شیعی معتبر وجود ندارد و قدیمیترین نقل آن مرسل است و نزد بزرگان شیعه قابل اعتماد دانسته نشده است.
حجتالاسلام مقامی در پایان تأکید کرد: هدف از این مباحث آن است که روشن شود بسیاری از ابهامها ناشی از تلقیهای نادرست اولیه از مفهوم «اسلاب شامخ» و «ارحام مطهره» است. اگر ساختار صحیح این دو اصطلاح روشن شود، بسیاری از شبهات بهصورت طبیعی رفع خواهد شد.











نظر شما