خانم فلاحی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه، عنوان کرد: مناظرات امام رضا(علیه السلام) را نباید صرفاً مجموعهای از مباحث کلامی یا پاسخهایی تاریخی به مخالفان دانست. این مناظرات، در حقیقت، نمونهای برجسته از عقلانیت گفتوگویی در تمدن اسلامی و الگویی برای مواجهه اخلاقی و علمی با تکثر فکری و فرهنگی است.
وی گفت: امام رضا(علیه السلام) در دورهای زندگی میکردند که جامعه اسلامی با تنوع گستردهای از ادیان، مذاهب، مکاتب فلسفی و جریانهای فکری روبهرو بود. حضور یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان، متکلمان و فیلسوفان فضای آن روز را به جامعهای چندصدا تبدیل کرده بود. امام(علیه السلام) در چنین شرایطی نه به انکار این واقعیت پرداختند و نه برای حفظ هویت دینی، راه تقابل و حذف را در پیش گرفتند بلکه با حضور عالمانه در میدان گفتوگو نشان دادند که هویت ریشهدار دینی میتواند با پرسش، نقد و اندیشههای متفاوت مواجه شود و از این مواجهه نهراسد.
استاد جامعه الزهرا (س) بیان کرد: جامعه امروز نیز با نوعی تکثر گسترده در سبک زندگی، برداشتهای دینی، نگرشهای اجتماعی، تجربههای نسلی و منابع تولید معنا است. در چنین شرایطی اختلاف نظر نهتنها اجتنابناپذیر بلکه در بسیاری موارد طبیعی و حتی سازنده است.
وی اظهار کرد: در مواجه با تکثر جامعه مسئله اصلی این نیست که همه افراد را به یک نظر واحد برسانیم؛ بلکه مسئله این است که اختلافها را از مسیر گفتوگو، فهم متقابل و استدلال مدیریت کنیم و اجازه ندهیم به دشمنی، تحقیر و گسست اجتماعی تبدیل شوند.
پژوهشگر سیره اهل بیت(ع) اضافه کرد: یکی از مهمترین درسهای سیره امام رضا(علیه السلام) شنیدن واقعی سخن مخاطب است. امام(علیه السلام) پیش از پاسخ دادن، دیدگاه طرف مقابل را بهدرستی میفهمیدند و از مبانی فکری او آگاهی داشتند. این رفتار برای جامعه امروز بسیار آموزنده است؛ زیرا بسیاری از مناظرهها و گفتوگوهای رسانهای پیش از آنکه آغاز شوند به دلیل پیشداوری، برچسبزنی و نشنیدن سخن دیگری شکست خوردهاند. گفتوگوی سالم از جایی آغاز میشود که انسان بتواند دیدگاه مخالف را دقیق و منصفانه بازسازی کند، نه اینکه ضعیفترین یا افراطیترین صورت آن را هدف قرار دهد.
وی ادامه داد: درس مهم دیگر استدلال از مبانی مشترک است. علی بن موسی رضا(علیه السلام) با هر مخاطب، متناسب با منابع و اصول پذیرفتهشده او سخن میگفتند یعنی با پیروان ادیان از متون و باورهای خود آنان و با متکلمان و فیلسوفان از زبان عقل و برهان سخن میگفتند. در جامعه متنوع امروز نیز نمیتوان برای همه مخاطبان با یک ادبیات و از یک نقطه آغاز سخن گفت زیرا گفتوگوی فرهنگی و تمدنی نیازمند شناخت مخاطب، فهم دغدغههای او و یافتن زبان مشترک است.
فلاحی تاکید کرد: این نکته به معنای نسبیگرایی یا کنار گذاشتن اصول نیست؛ بلکه به معنای آن است که برای دفاع درست از حقیقت باید روش درست ارتباط با مخاطب را نیز شناخت. حقیقت اگر با زبانی نامتناسب، تحقیرآمیز یا دور از تجربه زیسته مردم عرضه شود ممکن است شنیده نشود حتی اگر از نظر گوینده کاملاً درست باشد.
وی افزود: از سوی دیگر در سیره امام رئوف(علیه السلام) گفتوگو از اخلاق جدا نیست. امام(علیه السلام) در برابر مخالفان فکری، کرامت انسانی آنان را حفظ میکردند و مناظره را به میدان توهین، تمسخر یا تخریب شخصیت تبدیل نمیساختند. این اصل امروز بهویژه در فضای مجازی و رسانهای اهمیت دارد؛ فضایی که در آن گاهی سرعت واکنش از دقت، هیجان از استدلال و غلبه بر رقیب از کشف حقیقت مهمتر میشود.
پژوهشگر حوزوی اظهار کرد: بنابراین مناظره در منطق رضوی صرفاً برای پیروزی بر طرف مقابل نیست؛ بلکه فرصتی برای روشن شدن حقیقت، اصلاح برداشتها و نزدیک شدن ذهنها به فهم دقیقتر اسن. اگر قرار است این سیره در جامعه امروز به کار گرفته شود، باید از سطح شعار فراتر رود و به برنامهای فرهنگی تبدیل شود.
وی گفت: آموزش مهارت شنیدن و گفتوگوی محترمانه در مدرسه و دانشگاه، تقویت کرسیهای آزاداندیشی و گفتوگوهای علمی، ایجاد فضاهای رسانهای برای طرح دیدگاههای متنوع بدون تحقیر و حذف، آموزش سواد رسانهای و توان تشخیص استدلال از شایعه و هیجان و تربیت نسلی که بتواند هم از باورهای خود دفاع کند و هم نقدپذیر باشد از جمله اقداماتی است که می توان انجام داد.
فلاحی یادآور شد: از منظر تمدنی سیره مناظرهای امام رضا(علیه السلام) میتواند مبنای شکلگیری نوعی فرهنگ گفتوگوی ایرانی ـ اسلامی باشد؛ فرهنگی که در آن دانش جای شایعه، انصاف جای تعصب، استدلال جای هیجان و کرامت انسانی جای حذف و طرد را بگیرد. جامعهای که گفتوگو را میآموزد، نهتنها در برابر افراطگرایی و خشونت مقاومتر خواهد بود، بلکه از ظرفیت بیشتری برای تولید علم، حل مسئله، همبستگی اجتماعی و پیشرفت تمدنی برخوردار میشود.
سیره امام رضا(ع) الگویی از مقاومت هوشمند و تمدنی است
وی در ادامه به مواجه تمدنی امام رضا با حکومت عباسی پرداخت و افزود: مواجهه امام رضا(علیه السلام) با خلافت عباسی را نمیتوان فقط یک تقابل سیاسی دانست. این مواجهه، در لایهای عمیقتر، نزاعی بر سر معنا، مرجعیت، حقانیت و روایت درست از دین و حکومت بود. امام رضا(علیه السلام) در برابر ساختاری قرار داشتند که میکوشید با استفاده از ابزارهای سیاسی، علمی و تبلیغاتی، برای حکومت خود مشروعیت دینی و اجتماعی ایجاد کند.
فلاحی ادامه داد: در دوره مأمون عباسی حمایت ظاهری از علم، برگزاری مناظرات، گسترش نهضت ترجمه و نزدیک شدن به خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله)، بخشی از سیاست حکومت برای تقویت جایگاه خود بود. پیشنهاد ولایتعهدی به امام رضا(علیه السلام) نیز در همین چارچوب صورت گرفت.
استاد جامعه الزهرا(س) اضافه کرد: مأمون میخواست از اعتبار معنوی و محبوبیت اجتماعی امام(علیه السلام) برای تحکیم موقعیت خلافت بهرهبرداری کند. اما امام رضا(علیه السلام) با شناخت دقیق شرایط، پذیرش مشروط ولایتعهدی و حفظ فاصله از اداره اجرایی حکومت، اجازه ندادند این موقعیت به تأیید یا توجیه ساختار قدرت تبدیل شود.
چهار درس از سیره رضوی برای جامعه امروز
وی گفت: اولین آموزه این سیره امام رضا (ع) برای امروز ما این است که باید میان مشروعیت حقیقی و مشروعیتنمایی تفاوت گذاشت. قدرتها ممکن است برای موجه جلوه دادن خود از زبان دین، عدالت، علم، فرهنگ یا مردم استفاده کنند؛ اما وظیفه جامعه آگاه آن است که میان شعار و عملکرد، عنوان و حقیقت، و ظاهر مشروعیت و محتوای عدالتخواهانه تمایز بگذارد.
پژوهشگر سیره اهل بیت(ع) بیان کرد: سیره امام رضا(علیه السلام) به ما می آموزد که همواره از خود بپرسیم پشت یک شعار یا اقدام تبلیغاتی چه هدفی قرار دارد، چه نسبتی با عدالت و حقیقت دارد و آیا در عمل به کرامت و مصالح مردم منجر میشود یا تنها برای تثبیت قدرت به کار میرود. این نوع نگاه انتقادی، یکی از مهمترین نیازهای فرهنگی و رسانهای جامعه امروز است.
وی افزود: دومین آموزه، استقلال فکری و فرهنگی نخبگان است. امام رضا(علیه السلام) در موقعیتی قرار گرفتند که امکان استفاده تبلیغاتی از حضور ایشان بسیار زیاد بود؛ با این حال حضور در ساختار قدرت به معنای از دست دادن استقلال معنوی و فکری ایشان نشد. امام(علیه السلام) مرزهای خود را روشن نگه داشتند و اجازه ندادند شخصیت و جایگاهشان در خدمت روایت رسمی حکومت قرار گیرد.
فلاحی اظهار کرد: این اصل برای دانشگاهیان، روحانیان، اندیشمندان، هنرمندان، فعالان فرهنگی و اصحاب رسانه امروز نیز اهمیت فراوان دارد. جامعه برای رشد خود به نخبگانی نیاز دارد که نه صرفاً تکرارکننده روایتهای رسمی باشند و نه از سر هیجان در دام روایتهای رقیب بیفتند؛ بلکه بتوانند با حفظ اخلاق، انصاف و استقلال، واقعیتها را تحلیل کنند و در برابر تحریف، سکوت یا همراهی منفعلانه نداشته باشند.
وی گفت: سومین درس تبدیل فشار به فرصت آگاهیبخشی است. امام رضا(علیه السلام) شرایط تحمیلشده را صرفاً تهدیدی برای خویش ندیدند؛ بلکه از همان موقعیت برای تبیین معارف اهلبیت(علیهم السلام)، گفتوگو با صاحبان اندیشه و گسترش آگاهی عمومی استفاده کردند. مناظرات علمی و حضور فکری امام(علیه السلام) در خراسان، فرصتی فراهم کرد تا مبانی امامت و نگاه اصیل اسلامی در برابر افکار عمومی مطرح شود.
پژوهشگر حوزوی ادامه داد: این رویکرد برای امروز نیز کاربرد فراوان دارد. در مواجهه با بحرانهای فرهنگی و رسانهای، واکنشهای شتابزده و احساسی معمولاً اثر کوتاهمدت دارند. آنچه ماندگار است، شناخت دقیق میدان، تشخیص مسئله اصلی، انتخاب زبان مناسب، استفاده از ظرفیت کارشناسان و طراحی برنامهای بلندمدت برای روشنگری است. به بیان دیگر مقاومت فرهنگی زمانی اثرگذار است که از دانش، برنامه و ارتباط مؤثر با جامعه برخوردار باشد.
وی بیان کرد: چهارمین آموزه اهمیت روایتسازی و آگاهی عمومی است. حکومت عباسی میکوشید روایت خود را از دین، خلافت و جایگاه امام به جامعه تحمیل کند. امام رضا(علیه السلام) نیز با سخن، رفتار، مناظره و مرزبندیهای روشن، روایت اصیل امامت را بازنمایی کردند. از این منظر یکی از میدانهای مهم رویارویی در آن دوره میدان روایتها بود؛ همانگونه که امروز نیز بخش مهمی از منازعات فرهنگی و اجتماعی در رسانهها و فضای عمومی بر سر تفسیر واقعیت شکل میگیرد.
فلاحی یادآور شد: جامعه امروز برای حفظ هویت دینی و فرهنگی خود، به روایتهایی نیاز دارد که هم صادقانه و مستند باشند، هم با زبان نسل جدید سخن بگویند و هم از شعارزدگی و اغراق فاصله داشته باشند. نمیتوان با اطلاعات ناقص، پاسخهای کلیشهای یا ادبیات تحکمآمیز در برابر پرسشهای پیچیده نسل امروز ایستادگی کرد. روایت فرهنگی مؤثر باید بر دانش، تجربه، صداقت، زیباییشناسی و شناخت نیازهای واقعی جامعه تکیه داشته باشد.
وی بیان کرد: در نهایت سیره امام رضا(علیه السلام) در برابر خلافت عباسی، الگویی از مقاومت هوشمندانه، اخلاقی و تمدنی است؛ مقاومتی که نه بر هیجان و خشونت، بلکه بر آگاهی، عقلانیت، استقلال، گفتوگو و روشنگری استوار است.
پژوهشگر حوزوی تصریح کرد: این سیره به ما میآموزد که در برابر فشارهای سیاسی و فرهنگی تنها واکنش نشان ندهیم؛ بلکه میدان را بشناسیم، معنای درست را از تحریف جدا کنیم، ظرفیتهای فرهنگی جامعه را فعال سازیم و با زبان متین و مستدل از حقیقت، کرامت و مصالح بلندمدت مردم دفاع کنیم.
وی اظهار کرد: به عبارت دیگر جنگ نرم امام رضا(علیه السلام) پیش از آنکه جنگ با اشخاص باشد، مبارزه با تحریف معناها بود؛ و این دقیقاً همان عرصهای است که جامعه امروز نیز در آن به بصیرت، دانش و کنش فرهنگی مسئولانه نیاز دارد.
انتهای پیام










نظر شما