خبرگزاری حوزه | تا پیش از جنگ، اهمیت راهبردی تنگه هرمز بیشتر در حد یک ظرفیت بالقوه باقی مانده بود. بسیاری از تحلیلگران و ناظران، چه در ایران و چه در دنیا، هرچند به موقعیت ژئوپلیتیکی ایران اذعان داشتند، اما تصور نمیکردند این ظرفیت هیچگاه به یک سلاح بالفعل تبدیل شود.
فرض غالب این بود که هزینههای چنین اقدامی برای ایران به قدری بالا خواهد بود که تهران هرگز به سمت استفاده عملی از این اهرم نخواهد رفت. نتانیاهو نیز با توسل به همین گزاره ترامپ را برای حمله به ایران متقاعد کرده بود.
اما جنگ اخیر این معادله را به طور بنیادین تغییر داده است. بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران از همان روزهای نخستین جنگ، نشان داد که آنچه پیشتر صرفاً یک تهدید نظری تلقی میشد، در عمل به نحو احسن قابلیت اجرا دارد.
اکنون، با گذشت دو ماه از آغاز جنگ و تجربه کنترل گسترده و هوشمند ایران در این آبراه کلیدی جهان و البته تثبیت این کنترل، نگاه جهان به تنگه هرمز نیز در حال تغییر است.
هرچند ایالات متحده و برخی متحدانش همچنان بر بازگشت به وضعیت پیشین تأکید دارند، اما در عمل، بسیاری از بازیگران بینالمللی به این جمعبندی رسیدهاند که «هرمزِ پساجنگ» دیگر همان هرمزِ پیش از جنگ نخواهد بود.
کاهش شدید تردد کشتیها، افزایش بیسابقه قیمت انرژی، و تلاش شرکتها و دولتها برای جلب رضایت و نظر ایران، همگی نشانههایی از یک تغییر پایدار در ادراک جهانی نسبت به این گذرگاه هستند.
مقاومت امریکا در برابر پذیرش این واقعیت نیز، ریشه در ملاحظات عمیقتر راهبردی دارد.
اساسا پذیرش اینکه ایران توانسته تنگه هرمز را به یک اهرم عملی و مؤثر تبدیل کند، به معنای اذعان به یک شکست راهبردی خواهد بود. شکستی که نه تنها اهداف اعلامی جنگ را برای امریکا محقق نکرده، بلکه به تقویت موقعیت ایران، نسبت به پیش از جنگ نیز انجامیده است.
اصرار واشنگتن بر بینالمللی بودن تنگه و رد هرگونه کنترل ایران نیز تلاشی برای جلوگیری از تثبیت یک واقعیت جدید در نظم منطقهای و جهانی است.
با این حال، مسئله اصلی فراتر از این است که ایران در مقطع کنونی تنگه هرمز را بسته است. نقطه کلیدی، تغییری است که در سطح ادراک توانمندی رخ داده است.
ایران اکنون نه تنها نشان داده که قادر به بستن تنگه است، بلکه این پیام را نیز به دنیا مخابره کرده که این اقدام، در صورت لزوم، بارها و بارها و با کمترین هزینه قابل تکرار است. به بیان دیگر، آنچه اهمیت دارد، «امکان» بستن تنگه است، نه لزوماً «تداوم» بسته ماندن آن.
علی عوضخواه










نظر شما