خبرگزاری حوزه | قرآن کریم در آیه ۴۲ سوره مبارکه زمر:
اللَّهُ یَتَوَفَّی الْأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضَیٰ عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَیُرْسِلُ الْأُخْرَیٰ إِلَیٰ أَجَلٍ مُّسَمًّی إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ)
پرده از یکی از شگفتانگیزترین اسرار هستی برمیدارد: چگونگی قبض جانها توسط خداوند. این آیه با نگاهی دقیق و طبقهبندی شده، سه حالت متفاوت برای جان آدمیان ترسیم میکند؛ حالاتی که هر انسان روزانه با دو تا از آنها سروکار دارد، اما کمتر به عمق آن میاندیشد. خداوند میفرماید:
«اللَّهُ یَتَوَفَّی الْأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا...»
یعنی خداوند جانها را به تمام و کمال میگیرد: هم در هنگام مرگ، هم در هنگام خواب برای آنهایی که نمردهاند. واژه «توفّی» در لغت به معنای «گرفتن کامل و بینقص» است، نه صرفاً از بین بردن. این نکته کلیدی، ما را به دستهبندی ظریفی رهنمون میشود که در ادامه به آن میپردازیم.
نخستین دسته - توفّی مرگ در بیداری
نخستین دستهای که آیه از آن یاد میکند، «الَّتِی حِینَ مَوْتِهَا» است؛ جانهایی که هنگام فرا رسیدن مرگشان گرفته میشوند. این همان مرگ مشهود و شناخته شده برای همگان است. در این حالت، خداوند جان را به طور کامل قبض میکند و دیگر هرگز به این دنیا باز نمیگردد. ویژگی اصلی این دسته، «إمساک» یا نگهداشتن جان است.
آیه میفرماید:
«فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضَیٰ عَلَیْهَا الْمَوْتَ»، پس آنهایی را که حکم مرگ بر آنها جاری شده، نگاه میدارد. این دسته شامل همه مردگانی میشود که مرگشان در بیداری رخ داده است؛ از نخستین انسان تا آخرین نفسی که در حال حیات دنیوی قرار دارد. نکته مهم اینکه مرگ مختص یک لحظه نیست، بلکه خداوند در هر آن، جانهای در حال مرگ را میستاند و آنها را به عالم برزخ میفرستد. این دسته، واضعترین نوع توفّی است؛ چراکه جدایی جان از بدن برای همیشه رقم میخورد.
دومین دسته - توفّی خواب و دو شاخه آن (مرگ در خواب و بیداری)
اما شگفتانگیزتر از مرگ، توفّی خواب است. آیه میگوید: «وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا»؛ خداوند جان کسانی را که نمردهاند، در هنگام خوابشان میگیرد. این همان چیزی است که ما از آن به «روح در خواب» تعبیر میکنیم. خداوند در لحظه خواب، جان را میگیرد، ولی نه برای همیشه؛ بلکه در اینجا یک شاخهسازی دقیق اتفاق میافتد. آیه ادامه میدهد: پس از گرفتن جانهای خوابدیدگان، دو گروه شکل میگیرند:
شاخه اول:کسانی که خداوند بر آنها «قضای مرگ» را در همان لحظه خواب جاری میسازد. اینان همان افرادی هستند که در خواب میمیرند. جان آنان نیز مانند دسته اول «إمساک» میشود و هرگز به بدن بازنمیگردد. برای این دسته، توفّی خواب دقیقاً به توفّی مرگ تبدیل میشود؛ با این تفاوت که مرگ آنها در حالت خواب رخ داده است. این نوع مرگ نیز از مصادیق «حین موتها» به شمار میرود، اما آیه آن را ذیل توفی خواب آورده تا پیوند عمیق بین خواب و مرگ را نشان دهد.
شاخه دوم:کسانی که قضای مرگ بر آنها جاری نشده است. آیه آنان را «الْأُخْرَیٰ» (دیگران) مینامد. جان این گروه پس از گرفتن در خواب، دوباره به بدن بازگردانده میشود: «وَیُرْسِلُ الْأُخْرَیٰ إِلَیٰ أَجَلٍ مُّسَمًّی». یعنی خداوند آنها را تا سرآمد معیّنی (که همان پایان عمر دنیوی است) باز میفرستد. این همان بیداری پس از خواب است. هر انسانی هر شب این تجربه را دارد: جانش گرفته میشود، سپس بدون آنکه بمیرد، دوباره به او بازگردانده میشود. پس بیداری چیزی جز بازگشت جان از قلمرو توفی خواب نیست.
نتیجهگیری و عبرتهای آیه برای متفکران
خداوند در پایان آیه میفرماید:
«إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ»؛ بیگمان در این (دستهبندی و نظام قبض ارواح) نشانههایی است برای مردمی که میاندیشند. چه نشانههایی؟ نخست اینکه خواب، قبرستان کوچک روزانه ماست؛ هر شب میمیریم و هر بامداد زنده میشویم، تا بدانیم معاد نه تنها ممکن، بلکه آشناست. دوم اینکه اختیار مرگ و زندگی و بازگرداندن جان تنها در دست خداست. سوم اینکه «اجل مسمّی» یعنی پایان حتمی عمر برای هرکس تعیین شده، اما هیچکس نمیداند آیا خواب بعدی او، خواب مرگ خواهد بود یا خواب بیداری. پس انسان در فاصله ظریف بین بیداری و مرگ ناگهانی، فرصتی برای تفکر و تدارک دارد. این دستهبندی چهارگانه (مرگ بیداری، مرگ در خواب، خواب همراه با بیداری، و بیداری پس از خواب) نشان میدهد که خداوند همواره در حال قبض و بسط جانهاست و ما هر دم در محضر او هستیم. باشد که از زمره متفکرانی باشیم که با نگاه به خواب و بیداری خود، حقیقت مرگ و قیامت را دریابیم.
حجتالاسلام رسول ملکیان اصفهانی










نظر شما