پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۹
سینما بدون خانواده هویت ندارد

یک کارگردان سینما و تلویزیون با بیان اینکه خانواده بستر اصلی تربیت و رشد انسان است، گفت: پرداخت عمیق و هنرمندانه به ازدواج و فرزندآوری می‌تواند هم جذابیت دراماتیک ایجاد کند و هم به تحکیم بنیان‌های فرهنگی جامعه کمک کند.

خبرگزاری حوزه | جواد مزدآبادی، کارگردان سینما و تلویزیون در گفت‌وگو با خبرگزاری حوزه اظهار کرد: امروز درام بدون توجه به مسئله خانواده، ازدواج و فرزندآوری، بخشی از هویت خودش را از دست می‌دهد. در سال‌های اخیر، آثار نمایشی در سراسر جهان دوباره به سمت بازنمایی روابط انسانی عمیق و پایدار حرکت کرده‌اند و این روند نشان می‌دهد که مخاطب هنوز هم به دنبال داستان‌هایی است که ریشه در بنیان خانواده داشته باشد. در این میان سینما و تلویزیون نقش تعیین‌کننده‌ای در تقویت یا تضعیف ارزش‌های مرتبط با تشکیل خانواده دارند و به همین دلیل پرداختن آگاهانه به این موضوعات در آثار نمایشی، ضرورتی جدی برای هنرمندان و سازندگان است.

وی ادامه داد: ما وقتی از خانواده صحبت می‌کنیم، درباره یک مفهوم مجرد یا تزئینی حرف نمی‌زنیم؛ درباره مهم‌ترین بستر تربیتی و فرهنگی جامعه سخن می‌گوییم. شخصیت‌ها در آثار نمایشی معمولاً از دل یک خانواده بیرون می‌آیند و باورها، انگیزه‌ها و بحران‌هایشان از ساختارهایی تأثیر می‌گیرد که در خانواده شکل می‌گیرد. پس پرداختن به ازدواج و فرزندآوری نه یک موضوع حاشیه‌ای، بلکه بخشی از فهم عمیق انسان و ساختار اجتماعی او است. اگر درام بخواهد واقع‌گرا باشد، ناگزیر باید به این مسائل بپردازد و اگر بخواهد اثرگذار باشد باید آن‌ها را درست و صادقانه روایت کند.

مزدآبادی اظهار کرد: وقتی در آثار نمایشی درباره ازدواج صحبت می‌کنیم، منظورمان تبلیغ یک امر صرفاً قراردادی نیست. بلکه صحبت درباره یک تعهد انسانی است؛ تعهدی که شخصیت‌های داستان را وارد مرحله‌ای تازه از زندگی می‌کند و زمینه‌های تازه‌ای برای روایت در اختیار ما قرار می‌دهد. ازدواج، بستر شکل‌گیری بسیاری از تعارض‌ها، همراهی‌ها، رشد شخصیتی و حتی بحران‌های عاطفی است. هیچ چیز به اندازه یک رابطه عمیق انسانی نمی‌تواند شخصیت را در موقعیت آزمون قرار دهد. این همان چیزی است که درام به آن نیاز دارد.

وی افزود: اما موضوع فرزندآوری شاید از جنبه نمایشی حتی مهم‌تر باشد. در بسیاری از سریال‌ها و فیلم‌ها، ورود یک کودک به داستان، همه روابط را از نو تعریف می‌کند؛ زیرا فرزندآوری دریچه‌ای است به سمت آینده. شخصیت‌ها ناگهان با مسئولیت‌هایی روبه‌رو می‌شوند که پیش از آن هرگز تجربه نکرده بودند. این مسئولیت‌ها گاهی زمینه‌ساز موقعیت‌های دراماتیک جدید می‌شود و گاهی فرصت‌های تازه‌ای برای رشد شخصیت فراهم می‌کند.

وی تصریح کرد: در سینمای جهان نمونه‌های موفق فراوانی وجود دارد که در آن‌ها نقش خانواده به عنوان ستون اصلی داستان دیده می‌شود. آثاری که حول محور روابط، مسئولیت‌پذیری، عشق، تربیت و دلبستگی شکل گرفته‌اند. این آثار نه‌تنها از نظر هنری ارزشمند بوده‌اند، بلکه توانسته‌اند مخاطب را نیز با خود همراه کنند، چون با تجربه زیسته مردم پیوند خورده‌اند. اما در بخشی از تولیدات داخلی، گاهی می‌بینیم که این پیوند ضعیف شده و آثار به سمت موضوعاتی می‌روند که در ظاهر جذاب‌اند ولی عمق ندارند. فاصله گرفتن از خانواده در واقع فاصله گرفتن از حقیقت زندگی است.

کارگردان فیلم «طاووس‌های بی‌پر» تأکید کرد: وقتی درباره اهمیت ازدواج و فرزندآوری در آثار نمایشی حرف می‌زنم، منظورم ارائه نسخه واحد یا قالب از پیش‌تعیین‌شده نیست. هیچ اثر هنری موفق نمی‌شود اگر بخواهد صرفاً یک پیام صریح و مستقیم بدهد. منظور این است که سازندگان آثار باید به این مسئله آگاه باشند که خانواده یکی از معدود ظرفیت‌هایی است که می‌تواند همزمان جذابیت دراماتیک، نزدیکی به زندگی واقعی و اثرگذاری فرهنگی ایجاد کند. اگر فرزندآوری در یک اثر درست روایت شود، می‌تواند بسیار لطیف، عمیق و انسانی باشد. اگر ازدواج درست پرداخته شود، می‌تواند سویه‌های مختلف روان‌شناختی، اجتماعی و عاطفی را به تصویر بکشد.

وی افزود: امروز نسل جوان نسبت به گذشته با چالش‌های بیشتری در مسیر تشکیل خانواده روبه‌رو است. رسانه‌ها می‌توانند با روایت درست، تصویری واقعی و امیدبخش از زندگی خانوادگی ارائه کنند. این امیدبخشی هرگز به معنای نادیده‌گرفتن مشکلات نیست؛ بلکه یعنی توانایی نمایش واقعیت همراه با نشان دادن راه‌حل‌های انسانی و منطقی. شخصیت‌های جوان در سریال‌ها و فیلم‌ها می‌توانند با بحران‌های واقعی مواجه شوند، اما در عین حال می‌توانند راه عبور از آن‌ها را هم بیاموزند. هنر همین است؛ تبدیل واقعیت به تصویری قابل لمس و قابل درک.

مزدآبادی بیان کرد: یکی از اشکالات برخی آثار این است که ازدواج یا فرزندآوری را فقط عامل بحران و گرفتاری نشان می‌دهند، بدون آن‌که جنبه‌های مثبت و سازنده آن را نیز به تصویر بکشند. نتیجه این می‌شود که زندگی مشترک در ذهن مخاطب امری دشوار، خسته‌کننده و بی‌نتیجه جلوه می‌کند. در حالی که اگر زندگی واقعی را نگاه کنیم، می‌بینیم که مردم در کنار مشکلات، از عشق، امنیت، آرامش و رشد مشترک هم بهره‌مند می‌شوند. هنر باید بتواند واقعیت را کامل روایت کند، نه اینکه فقط بخش تاریک آن را پررنگ کند.

وی گفت: در آثار نمایشی می‌توان با زبان قصه، الگوهایی واقعی از روابط سالم ارائه کرد. زوج‌هایی که یاد می‌گیرند با گفتگو مشکلاتشان را حل کنند، والدینی که مسئولیت‌پذیری و صبوری را تجربه می‌کنند، یا حتی خانواده‌هایی که با وجود بحران‌ها کنار هم می‌مانند و از دل سختی‌ها رشد می‌کنند. این‌ها نه شعاری است و نه ایده‌آلیستی؛ بلکه بخشی از حقیقت زندگی است که اگر نمایش داده شود، می‌تواند برای مخاطب الهام‌بخش باشد.

وی اضافه کرد: در مسیر ساخت آثار تلویزیونی و سینمایی، ما باید از تصویرسازی اغراق‌آمیز و دور از واقعیت پرهیز کنیم. زندگی خانوادگی همیشه ترکیبی از شیرینی و تلخی است. درام هم دقیقاً در همین تضادها شکل می‌گیرد. من معتقدم اگر قصه‌گو بتواند واقعیت را با ظرافت و صداقت روایت کند، مخاطب به شکل طبیعی با داستان همراه می‌شود. پرداختن به ازدواج و فرزندآوری باید از دل واقعیت بیرون بیاید، نه از دل شعار.

مزدآبادی اظهار کرد: نکته دیگری که اهمیت دارد، حضور فعال مشاوران متخصص در کنار گروه‌های تولید است. وقتی قرار است درباره مسائل مهمی مثل روابط زوجین، تربیت فرزند، بحران‌های خانوادگی یا چالش‌های نسل جدید صحبت کنیم، حتماً باید از روان‌شناسان، جامعه‌شناسان و کارشناسان حوزه خانواده کمک بگیریم. همان‌طور که برای طراحی صحنه، گریم، موسیقی یا فیلم‌برداری متخصص داریم، برای این حوزه هم نیاز به تخصص است. هرچه فهم ما از پیچیدگی‌های روابط انسانی دقیق‌تر باشد، روایت ما هم واقعی‌تر و اثرگذارتر خواهد بود.

وی تصریح کرد: در سال‌های اخیر، استقبال مردم از سریال‌هایی که ساختار قوی خانوادگی دارند، نشان می‌دهد که مخاطب همچنان به دنبال دیدن زندگی واقعی بر پرده و صفحه است. مردم دوست دارند قصه‌هایی ببینند که به آن‌ها شبیه باشد، اما در عین حال بتوانند از آن یاد بگیرند یا با آن همذات‌پنداری کنند. این خود بهترین دلیل برای اهمیت پرداختن به خانواده در آثار نمایشی است.

مزدآبادی در پایان گفت: مسئولیت رسانه و هنر در قبال جامعه بسیار جدی است. اگر آثار نمایشی بتوانند ازدواج و فرزندآوری را درست، عمیق و انسانی روایت کنند، نه‌تنها از لحاظ هنری موفق خواهند بود، بلکه می‌توانند بخشی از گره‌های فرهنگی جامعه را نیز باز کنند. روایت درست از خانواده یعنی روایت درست از انسان؛ و هر وقت اثر هنری به حقیقت انسان نزدیک شود، ماندگار خواهد شد.

انتهای پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha