خبرگزاری حوزه | رسول توکلی، بازیگر سینما و تلویزیون در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه توجه به خانواده در آثار نمایشی امروز ضرورتی انکارناپذیر است، اظهار کرد: وقتی بحرانها از حد میگذرند و جامعه مدام در حالت اضطرار و نگرانی از بودن و نبودن لحظهای قرار میگیرد، طبیعی است که مردم بیش از هر زمان دیگری به منبع آرامش نیاز دارند. این آرامش فقط با درمانهای پزشکی یا مراقبتهای جسمی به دست نمیآید و خانوادهها در هر سن و با هر سلیقهای باید امکان تجربه سکون و تکیهگاهی روانی داشته باشند. دورانی که دنیا تکنولوژی امروز را نداشت، پذیرفتن آسیبها در جنگها و بحرانها شاید طبیعیتر بود، اما اکنون که امکانات فراوان وجود دارد، اگر اینترنت قطع باشد مردم حق دارند از طریق آثار نمایشی لحظاتی آرامشبخش دریافت کنند و اندکی از فشار روانی روزمره فاصله بگیرند.
وی در ادامه گفت: در شرایطی که صدا و سیما بیشتر به برنامههای سیاسی و نظامی میپردازد، وجود سریالها و تولیدات پلتفرمها حداقلیترین امکانی است که میتواند برای آسایش مردم کار کند. این آثار باید تنوع موضوعی داشته باشند و برای همه اعضای خانواده سرگرمی سالم فراهم کنند. نمایش یک خانواده موفق با فرهنگ ایرانی میتواند برای جوانان الگوساز باشد، اما پیش از تولید هر اثر باید سود و زیان آن سنجیده شود. اصل وجود پلتفرمها و تولیدات مستقل ضرورتی قطعی است، اما اینکه سیاستگذاریها و برنامهریزیها در این حوزه درست بوده یا نه، موضوعی است که نیازمند بازنگری جدی به نظر میرسد و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
توکلی با اشاره به نوع آثاری که در سالهای اخیر پرمخاطب شدهاند، اظهار کرد: در سالهای اخیر فیلمها و سریالهایی که از خشونت، انتقام، کینه و بداخلاقی نیرو میگرفتند، محبوبیت پیدا کردند و این مسئله تبدیل به آسیبی جدی شد. اثری که باید همچون گل آرامش و لطافت را منتقل کند، گاهی به خار تبدیل میشود و فضای روحی جامعه را ملتهب میکند. جامعه امروز به شدت خسته و کمحوصله است و مردم با کوچکترین فشار عصبی واکنش تند نشان میدهند، زیرا در ساعات پایانی روز که به خانه برمیگردند، محتوای آرامبخش دریافت نمیکنند. روح انسان همانقدر که به خوراک جسم نیاز دارد، به محل استقرار و آرامش معنوی نیز محتاج است و بخش زیادی از تولیدات امروز این نیاز بنیادین را نادیده میگیرند.
وی در تحلیل ریشههای این وضعیت گفت: نمیتوان پلتفرمها را مقصر اصلی دانست، زیرا ذاتاً براساس نیازسنجی روانی جامعه حرکت نمیکنند و طبیعتاً دنبال تولید محتوایی میروند که فروش بیشتری دارد. وقتی آثار مثبت و اخلاقمحور کمتر از آثار خشن یا جنجالی دیده میشوند، تولیدکننده نیز همان مسیری را دنبال میکند که بازار میخواهد. ریشه اصلی این بحران به مدیریت و ساماندهی فرهنگی بازمیگردد؛ جایی که در سالهای اخیر با تغییر سلیقهها، تغییر مدیریتها و اعمال سیاستهای متفاوت، نوعی آشفتگی شکل گرفته که نتیجهاش ضعف تلویزیون و سردرگمی پلتفرمهاست. زمانی آثار کارگردانانی چون میرباقری و حسن فتحی و مجموعههایی مانند شهرزاد توان هدایت سلیقه مخاطب را داشتند، اما اکنون شاهد تنزل سطح بسیاری از تولیدات هستیم.
این بازیگر با انتقاد از کمرنگشدن الگوهای اخلاقی در تولیدات تصویری گفت: خشونت به حدی افزایش یافته که حتی احترام به پدر و مادر نیز در برخی آثار نادیده گرفته میشود و گاهی این بیاحترامی با عنوان آسیبشناسی توجیه میشود. در فرهنگ ایرانی و دینی، حفظ حرمت والدین و خانواده جایگاهی ویژه دارد؛ اما وقتی مرزهای اخلاقی در آثار نمایشی کنار گذاشته میشود، نسل جوان به سرعت از این تصویرها تأثیر میپذیرد. هنر باید حقیقت را به تصویر بکشد، اما نباید خودش به عامل تخریب ارزشها تبدیل شود. نشاندادن رها کردن والدین در خانه سالمندان یا رفتار سرد با مادر پیر اگر بدون منطق تربیتی ارائه شود، در ذهن جوانان نهادینه خواهد شد و این مسئله تبعات سنگینی در آینده جامعه برجای میگذارد.
توکلی در ادامه بیان کرد: روندی که امروز مشاهده میشود باعث شده بسیاری از جوانان انگیزهای برای ازدواج نداشته باشند. گرچه عوامل اقتصادی در این مسئله نقش دارند، اما بخش فرهنگی و رسانهای نیز جامعه را به نقطهای رسانده که راه پس و پیش ندارد و آیندهای با جمعیت کهنسال در پیش است. پانزده تا بیست سال پیش ایران از نظر ترکیب سنی جایگاه مناسبی داشت، اما اکنون با تهدید جدی روبهرو است. وقتی رسانهها احترام، محبت و روابط سالم را نمایش دهند، این رفتار در جامعه تسری پیدا میکند؛ اما زمانی که پرخاشگری دختر نسبت به مادر یا پسر نسبت به پدر به عنوان جذابیت نمایشی ارائه میشود، نتیجه چیزی جز تخریب بنیادهای فرهنگی نیست و این وضعیتی است که آسیب آن از یک بمب اتم نیز برای جامعه سنگینتر خواهد بود.
بازیگر فیلم «تاراج» گفت: مخاطبان محترمی که این گفتوگو را مطالعه میکنند بهتر است از همین امروز نوشتن را آغاز کنند. منظور نوشتن برای انتشار نیست، بلکه ثبت وقایع روزانه و اندیشههای شخصی است. شخصاً از دهه شصت تا امروز حتی یک روز را بدون وقایعنگاری پشت سر نگذاشتم و همین استمرار باعث شده امروز بتوانم حرفی برای گفتن داشته باشم. نوشتن ذهن را منظم و ذخیرهسازی میکند و این ذخیره همان سرمایهای است که هر انسان برای مسیر زندگیاش به آن نیاز دارد و باید آن را جدی گرفت.
وی افزود: بسیاری از آثار داستانی، پژوهشی و حتی مستندهایی که در دست دارد محصول همین سالها نوشتن و ثبت تجربههاست و بهزودی بخشی از آن در اختیار علاقهمندان قرار خواهد گرفت. هر فرد وقتی ذهنش را روی کاغذ ثبت میکند، درواقع با دنیای درون خویش روبهرو میشود و همین فرایند به آرامش، خودشناسی و نظم فکری او کمک میکند. جامعهای که مردمش اهل نوشتن نباشند، حافظه جمعی ضعیفی خواهد داشت، اما جامعهای که افرادش نوشتن را تمرین کنند، بهتر میتواند بحرانها را تحلیل کرده و مسیر آینده را ترسیم کند.
توکلی در پایان با خواندن بیتی از شعر گفت: «آواز خدا همیشه در گوش و دل است؛ کو دل که دهد گوش به آواز خدا.» او توضیح داد این بیت خلاصه تجربههایش از زندگی و هنر است؛ اینکه انسان در هر لحظه میتواند زمزمه آرامشبخش زندگی را بشنود، به شرط آنکه با گوش دل به جهان نگاه کند. هنر نیز باید همین نقش را ایفا کند و امکان شنیدن صدای زندگی، آرامش و معنا را برای مردم فراهم سازد. اگر آثار نمایشی بتوانند چنین نقشی داشته باشند، جامعه از بسیاری بحرانها و فرسودگیهای روحی عبور خواهد کرد و مسیر سالمتری پیش روی نسلهای آینده شکل میگیرد.
انتهای پیام










نظر شما