حجتالاسلام جابر گلیکریمی، مسئول دفتر موقوفات و منابع پایدار حوزه علمیه شهرستان بابل در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به ماهیت حقیقی مرگ در جهانبینی اسلامی، اظهار داشت: مرگ به معنای نابودی یا مردن روح نیست، چرا که روح انسانی به دلیل تجرد، هرگز نمیمیرد؛ بلکه حقیقت مرگ رهایی روح از همه همراهان بیگانه و تعلقات عرضی است.
وی خاطرنشان کرد: انسان در لحظه کوچ از این جهان، بدن، مال، فرزند و خاطرات عادی را رها میکند. در واقع هر آنچه که مقومِّ روح نشده باشد و با حقیقت جان گره نخورده باشد، در هنگام مرگ، انسان را ترک خواهد کرد.
استاد حوزه علمیه بابل با استناد به آیات قرآن کریم یادآور شد: خدای سبحان در دو بخش از قرآن کریم به این نکته اشاره فرموده که بعضی از دانشمندان وقت مرگ همچون عوام میمیرند، باید توجه داشت که هر انسانی از لحاظ بدنی در دوران فرتوتی و سالمندی دچار پژمردگی میشود و این یک سنت الهی و اصل موجبه کلیه است که در سوره مبارکه یس به آن اشاره شده: «ومَن نُعَمِّرهُ نُنَکِّسهُ فِی الخَلقِ اَفَلا یَعقِلون».
وی ابراز کرد: تضعیف قوای جسمانی در پیری نقص محسوب نمیشود، اما آنچه مایه خسران است، این است که یک دانشمند در دوران پیری عوام شود و عوامانه بمیرد. لذا قرآن کریم این مطلب را به صورت موجبه جزئیه و با قید مِن بیان فرموده است: «ومِنکُم مَن یُرَدُّ اِلی اَرذَلِ العُمُرِ لِکَیلا یَعلَمَ مِن بَعدِ عِلمٍ شیئا». این آیه نشان میدهد که تنها بعضی از افراد هستند که زحمات علمیشان به هدر میرود و با حالتی تهی از دانشِ نافع جان میدهند.
حجتالاسلام گلیکریمی با بیان اینکه نیت در تحصیل علم، تعیینکننده ماندگاری آن است، یادآور شد: اگر کسی علم را برای این بخواهد که از او تعریفی کنند، لقبی به او دهند یا در صدر مجالس بنشیند، چنین علمی در کشاکش مرگ او را رها میکند. اما چنانچه علم مقوّم جان انسان شود، او را نورانی کرده و از بند تمجید دیگران میرهاند.
وی تصریح کرد: سیره معصومین (ع) بهترین الگو در این مسیر است؛ چنان که حضرت امیرمؤمنان علی(ع) در وصف متّقیان راستین فرموده است: «إذا زکّی أحد منهم خاف مما یقال له...». پرهیزگاران واقعی وقتی ستوده میشوند، از آنچه دربارهشان گفته میشود میترسند و با فروتنی به درگاه الهی عرضه میدارند که خدایا مرا برتر از آنچه آنان میپندارند قرار بده و گناهانی را که آنها نمیدانند بر من ببخش.
مسئول دفتر موقوفات حوزه علمیه بابل با تأکید بر خطرات ناشی از حبّ جاه و مقام، اظهار کرد: تعریف و تمجید از انسان، در حقیقت آغاز حمله شیطان است. در عهدنامه نورانی مالک اشتر، حضرت علی (ع) به صراحت هشدار میدهند که: «إیاک و الإعجاب بنفسک...».
وی تصریح کرد: اگرچه شیطان هرگز انسان را رها نمیکند، اما لحظهای که انسان از شنیدن القاب و تمجیدها در مجالس خوشحال میشود، شیطان حمله خود را از خطوط مقدم جبهه آغاز کرده است تا احسان و نیکیهای فرد را محو و نابود کند.
حجتالاسلام گلیکریمی با اشاره به پیامدهای علمِ غیرنافع، خاطرنشان کرد: اگر عالمی برای لقب و تمجید درس بخواند، علم با جان او عجین نمیشود و از آنجا که جان انسان همسایه ناجنس را بر نمیتابد، با رسیدن دوران بازنشستگی و کهولت، این معلومات تدریجاً رخت برمیبندند.
وی گفت: سرانجامِ چنین فردی مصداق «لِکَیلا یَعلَمَ مِن بَعدِ عِلمٍ شیئا» میشود؛ یعنی فردی که روزی ادیب و دانشمند بود، در اواخر عمر حتی نمیتواند یک سطر عبارت ساده را به درستی بخواند، برای نجات از این خطر بزرگ که دامنگیر برخی میشود، راه هجرت صغری، وسطی و کبری و همچنین جهاد اصغر، اوسط و اکبر باز است، اما این مسیر نیازمند مراقبت مستمر و محاسبت روزانه است.
مسئول دفتر موقوفات حوزه علمیه بابل به تبیین دیدگاه حضرت امام خمینی (ره) در این زمینه پرداخت و گفت: حضرت امام (قدسسره) در تفسیر سوره حمد تأکید کردند، جوانها بهتر از سالمندان میتوانند خود را نجات دهند، چرا که ریشههای تعلق در آنها سستتر است.
وی خاطرنشان کرد: یکی از نوآوریهای امام راحل (ره) در بحث اخلاق، تبیین معنای دنیا بود، ایشان گفتند «دنیا خود شما هستید». در واقع انسانِ بد و نفسِ سرکش، همان دنیای مذموم است وگرنه مظاهر طبیعت همچون آسمان، زمین، درخت و دریا، همگی از آیات الهی و تماشاخانه جمال حق هستند و مذموم نمیباشند. ما باید بکوشیم جاذبههای کاذب نفسانی را طرد کنیم، چرا که به تعبیر روایات، دنیا بسان ماری است که ظاهری نرم اما سمی کشنده دارد.
انتهای پیام. /










نظر شما