حجتالاسلام حسن رحمتی کارشناس دینی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به نبرد تاریخی ایران اسلامی علیه استکبار جهانی و پیوند میان حیات طیبه و مرگ شرافتمندانه، اظهار داشت: حقیقت مرگ در نظام اندیشه اسلامی، نه پایان زندگی، بلکه آیینهای است که عصاره تلاشهای عمر انسان را بازتاب میدهد. مرگ هر کسی فشرده زندگی او است و انسان با مُردن، نتیجه زندگی خود را میچشد؛ چنانکه آیه شریفه میفرماید: «کُلُّ نَفسٍ ذائِقَةُ المَوت» (آلعمران: ۱۸۵).
وی با بیان اینکه تفاوت در کیفیت مرگها، ریشه در تفاوت در نوع زیستنها دارد، خاطرنشان کرد: آنان که بر اساس آیه سی سوره فصلت، زمان حیاتشان در پرتو پایداری در دین و ولایتمداری سپری شد، جایگاه هبوط فرشتگان الهی بودند. این افراد هنگام مرگ نیز از ملائکه بشارت سلامت دریافت میکنند؛ چرا که آیه سی و دوم سوره مبارکه نحل میفرماید: «اَلَّذینَ تَتَـوَفّاهُمُ المَلائِکَةُ طَیِّبینَ یَقولونَ سَلامٌ عَلَیکُمُ ادخُلوا الجَنَّـةَ بِما کُنتُم تَعمَلون».
رئیس دفتر امام جمعه دابودشت، با تبیین فرجام کسانی که راه استکبار و تبهکاری را پیش گرفتهاند، خاطرنشان کرد: در مقابل مؤمنان، کسانی هستند که بر اساس آیات ۲۲۱ و ۲۲۲ سوره مبارکه شعراء، در دنیا جانشان فرودگاه شیاطین بود و طبق آیه ۱۲۱ سوره مبارکه انعام، تحت ولایت شیطان قرار داشتند. این افراد زمان جان دادن نیز عصاره تلخ و متعفن زندگی مادی خود را میچشند و با ملائک عذاب روبهرو میشوند. قرآن کریم در این باره میفرماید: «و لَو تَری اِذ یَتَـوَفَّی الَّذینَ کَفَروا المَلائِکَةُ یَضرِبونَ وُجوهَهُم و اَدبارهُم»؛ این ضربات و اهانتها، نتیجه طبیعی ولایتپذیری از طاغوت در دنیاست.
تحلیلی بر اقسام چهارگانه مرگ از منظر مفسران
کارشناس دینی ابراز کرد: برخی از مفسّران بزرگ بر اساس انحصار استقرایی در آیات قرآن، مرگ را به چهار گونه تقسیم میکنند که هر کدام ویژه طبقهای خاص از بشریت است. نوع نخست از مرگ، مرگِ «لعنت و اهانت» است که مخصوص کافران و معاندان حق است. در این حالت، ملائک غلاظ و شداد با ضرب و شتم روح را از بدن جدا میکنند. نوع دوم، مرگِ «حسرت و مصیبت» است که ویژه ستمگران و مستکبران عالم است. در سوره انعام آیه نود و سوم میخوانیم: «و لَو تَرَی اِذِ الظّالِمونَ فی غَمَراتِ المَوتِ و المَلائِکَةُ باسِطوا اَیدیهِم اَخرِجوا اَنفُسَکُمُ الیَومَ تُجزَونَ عَذابَ الهونِ...». اینان به دلیل دلبستگی شدید به دنیا و تکبر ورزیدن در برابر آیات الهی، در لحظه مرگ با چنان حسرتی جان میدهند که وصفناپذیر است.
وی با اشاره به دو نوع برتر مرگ، تصریح کرد: نوع سوم مرگ، «تحفه و کرامت» است که از آنِ مؤمنان راستین و مجاهدان راه خدا است. در سوره مبارکه نحل میخوانیم که ملائکه با سلام و تحیت به سراغ این افراد میآیند. در روایتی از رسول الله (ص) نیز آمده است: «تحفة المؤمن الموت»؛ یعنی مرگ برای مؤمن نه یک فاجعه، بلکه عطای الهی و تحفهای گرانبها است که او را از زندان دنیا رها میکند.
وی با تأکید بر عالیترین مرتبه مرگ یادآور شد: نوع چهارم، مرگِ «خلعت و مشاهدت» است. این مرتبه ویژه پیامبران، امامان (ع) و اولیای خاص الهی است که پیام مستقیم پروردگار را بدون واسطه دریافت میکنند. در سوره مبارکه فجر، این مقام به زیبایی تصویر شده است: «یا اَیَّتُهَا النَّفسُ المُطمَئِنَّة * اِرجِعی اِلی رَبِّکِ راضِیَةً مَرضیَّة * فَادخُلی فی عِبادی * و ادخُلی جَنَّتی». در این مقام، مرگ به معنای پوشیدن خلعت دیدار و ورود به حریم خصوصی حضرت حق است.
حجتالاسلام رحمتی با بیان اینکه تفاوت دیدگاهها به مرگ ناشی از نوع نگاه به دنیا است، عنوان کرد: کفار و مستکبران از مرگ میترسند چون آن را پایان لذتهای مادی خود میبینند، اما اولیای الهی و مؤمنان از مرگ نمیهراسند. البته باید دقت کرد که مؤمنان پرهیزکار و مردم عادی، اگر ترسی دارند، نه از مرگ بلکه از «زندگی» است؛ ترسی مقدس که مبادا در کشاکش دنیا آلوده به گناه شوند.
کارشناس دینی با استناد به اشعار سنائی غزنوی خاطرنشان کرد: سنائی به خوبی این معنا را سروده است که: «از این مرگ صورت نگر تا نترسی / از این زندگی ترس کاکنون درآنی». در واقع زندگی مادی اگر بدون بندگی باشد، خطرناکتر از مرگ است. اما اولیای الهی هیچ واهمهای از زندگی هم ندارند، چون چنان به مقام یقین رسیدهاند که متاع دنیا در نظر آنان کمبهاتر از آب بینی یک بزغاله است، همانطور که امیرالمؤمنین علی (ع) در خطبه سوم نهجالبلاغه (شقشقیه) بر آن تأکید فرمودهاند.
تصحیح انگارههای غلط درباره واژه «موت»
وی با اشاره به ضرورت اصلاح نگاه جامعه به مقوله مرگ و شهادت، بیان کرد: واژه «موت» در محاوره عمومی مردم، اغلب با مفاهیمی چون زوال، فنا و نابودی گره خورده است. اما در فرهنگ وحیانی، این نگاه کاملاً مطرود است. به همین دلیل درباره شهدا دستور رسیده که نه بگویید و نه بپندارید که آنان مردهاند. این نهیِ مکرر قرآنی برای این است که توهّم نابودی و زوال از ذهن جامعه زدوده شود و همگان بدانند که مرگ، تنها یک انتقال بزرگ است.
وی به دو وجهی بودن پدیده مرگ اشاره کرد و افزود: مُردن در فرهنگ قرآن و عترت (ع) همانند هجرت، دو چهره دارد، اول انتقال از دنیا که با زوال ظاهر همراه است و دوم انتقال به عالم برزخ که امری ثبوتی و وجودی است. این انتقال برای هر فرد، حکمی متناسب با شاکله وجودیاش دارد.
حجتالاسلام رحمتی تصریح کرد: آنچه برای کافران و دشمنان حق مطرح است، یک عذاب دوجانبه در لحظه مرگ است؛ چرا که از یک سو محبوبهای دنیایی خود را از دست میدهند و این رنجآور است، و از سوی دیگر با حقیقتی روبهرو میشوند که تمام عمر آن را تکذیب کرده بودند.
کارشناس دینی با تأکید بر لزوم تبیین معارف حقه در حوزه معاد، خاطرنشان کرد: اگر امروز میبینیم جوانان ما در جبهههای مقاومت با شوق به استقبال شهادت میروند، به این دلیل است که حقیقت مرگ را نه «فنا»، بلکه «خلعت و مشاهدت» یافتهاند. وظیفه رسانهها و مُبلغان دینی است که با بازخوانی آیات قرآن و کلمات ائمه اطهار (ع)، ترس پوشالی از مرگ را به شوق وصال الهی تبدیل کنند و جامعه را به سمتی سوق دهند که زیست مؤمنانه، مرگ کریمانه را به دنبال داشته باشد.
وی یادآور شد: برای رسیدن به آن مرگِ خلعتی، باید در دنیا زیر سایه ولایت الهی زیست و از ولایت شیاطین و مستکبران تبری جست. تنها در این صورت است که لحظه احتضار، به جای ضرب و شتم ملائکه، با سلام و صلوات بهشت برین همراه خواهد بود.
انتهای پیام. /










نظر شما